هفت صبح، امید روشنگر | سیگار کالای خوبی نیست. برای سلامت مضر است، خرج روی دست خانواده می‌گذارد و آمارهای پزشکی هر سال درباره تبعاتش هشدار می‌دهند. اما با همه این حرف‌ها، بازار سیگار در ایران بازاری بزرگ، زنده و پرگردش است. بازاری که نه تحریم متوقفش کرده، نه گرانی آن را از نفس انداخته و نه افزایش مالیات کوچک‌اش کرده است. کافی است سری به یک دکه مطبوعاتی یا سوپرمارکت محلی بزنید.

 

پشت دخل، کنار شکلات و آدامس، ردیف پاکت‌های رنگی چیده شده‌اند. قیمت‌ها اما دیگر شبیه سال‌های قبل نیست. بعضی برندها به ۲۶۰ و ۲۷۰ هزار تومان رسیده‌اند. بعضی دیگر مثل فیلتر پلاس عرب و ترک تا ۳۴۰ و ۳۷۰ هزار تومان بالا رفته‌اند. همین‌جاست که یک سوال ساده شکل می‌گیرد. این پاکت‌ها در عمده‌فروشی چند خریده می‌شوند که در خرده‌فروشی چنین قیمتی می‌خورند؟

 

 از باکس ده‌تایی تا فروش تکی پشت ویترین


در بازار عمده، سیگار معمولاً در قالب باکس‌های ده پاکتی معامله می‌شود. قیمت‌هایی که در لیست‌های پخش دیده می‌شود، برای هر پاکت در خرید باکسی است. بسیاری از برندهای پرمصرف در بازه حدود ۹۰ تا ۱۵۰ هزار تومان برای هر پاکت در سطح عمده جابه‌جا می‌شوند.
حالا همین پاکت وقتی به ویترین خرده‌فروشی می‌رسد، بعضاً با دو برابر قیمت فروخته می‌شود. اگر پاکتی در عمده ۱۳۰ هزار تومان تمام شده باشد و در خرده ۲۷۰ هزار تومان فروخته شود، فاصله‌ای حدود ۱۴۰ هزار تومان شکل می‌گیرد. یعنی بیش از صددرصد رشد قیمت از مسیر انبار تا ویترین.این اختلاف عدد کوچکی نیست. برای کالایی که گردش روزانه دارد، چنین فاصله‌ای یعنی سود قابل توجه در طول ماه. اما تمام این فاصله هم سود مغازه‌دار نیست.

 دود چند لایه سود


زنجیره توزیع سیگار کوتاه به نظر می‌رسد اما در عمل چند پله دارد. واردکننده یا تولیدکننده، بنکدار اصلی، پخش منطقه‌ای و خرده‌فروش. هر حلقه درصدی روی قیمت می‌کشد. به این اضافه کنید هزینه حمل، خواب سرمایه، ریسک نوسان ارز و مالیات‌های سنگین. در سال‌های اخیر مالیات بر سیگار چند مرحله افزایش یافته است. سیاست رسمی این بوده که با گران کردن سیگار، مصرف کاهش یابد. اما تجربه بازار نشان می‌دهد مصرف‌کننده وفادار چندان به قیمت حساس نیست. او شاید از برند خارجی به داخلی کوچ کند، اما به طور کامل کنار نمی‌گذارد.
نتیجه این سیاست دوگانه شده است: قیمت بالا رفته، اما بازار همچنان فعال است. در چنین شرایطی هر افزایش هزینه‌ای، مستقیم روی قیمت خرده‌فروشی می‌نشیند.

 

بازاری که کوچک نمی‌شود


آمارهای رسمی نشان می‌دهد مصرف سالانه سیگار در ایران ده‌ها میلیارد نخ است. حتی اگر بخشی از این عدد را اختلاف آماری بدانیم، حجم بازار همچنان بزرگ است. این یعنی چند ده همت  گردش مالی در سال.سیگار برای بسیاری از دکه‌ها و سوپرمارکت‌ها یک کالای مکمل نیست، بلکه یکی از اقلام اصلی گردش نقدی روزانه است. فروشنده‌ها می‌گویند بعضی روزها سود سیگار بیشتر از نوشابه و تنقلات است. دلیلش ساده است: فروش مستمر و تقاضای تکرارشونده. به همین خاطر است که با وجود همه هشدارهای بهداشتی، این بازار همچنان نفس می‌کشد و حتی در دوره‌های تورمی بزرگ‌تر هم می‌شود. 

 

 قاچاق و مسیرهای خاکی 


اما همه سیگارهای بازار از مسیر رسمی وارد قفسه‌ها نمی‌شوند. بخش قابل توجهی از بازار از مسیرهای غیررسمی تغذیه می‌شود. مرزهای غربی کشور سال‌هاست یکی از مسیرهای ورود سیگار قاچاق هستند. نام شهرهایی مثل بیجار، بانه و پیرانشهر در روایت فعالان بازار زیاد شنیده می‌شود. در این مناطق، اختلاف قیمت دو سوی مرز و همچنین ساختار توزیع باعث شده سیگار به یکی از اقلام جذاب برای حمل غیررسمی تبدیل شود. کوله‌بران، بارهای خرد و حتی شبکه‌های سازمان‌یافته‌تر، سیگار را از مسیرهای خاکی عبور می‌دهند.


سیگار قاچاق الزاماً ارزان‌تر به دست مصرف‌کننده نمی‌رسد. گاهی حتی گران‌تر فروخته می‌شود، چون برند کمیاب است یا عرضه رسمی‌اش محدود شده. اما تفاوت اصلی در این است که مالیات و عوارض رسمی در آن پرداخت نشده و سود بیشتری نصیب حلقه‌های پنهان زنجیره می‌شود.

 

 چرا فاصله قیمت این‌قدر زیاد است


اگر اختلاف عمده و خرده را کنار هم بگذاریم، در برخی برندها فاصله‌ای بین ۷۰ تا ۱۱۰ درصد دیده می‌شود. این رقم برای کالایی تندمصرف بالا است.بخشی از این فاصله طبیعی است. خرده‌فروش باید اجاره بدهد، حقوق بدهد، هزینه برق و مالیات پرداخت کند. اما بخشی هم ناشی از کمبود عرضه و مدیریت‌شده بودن بازار است. وقتی توزیع قطره‌چکانی می‌شود، مغازه‌دار هم قیمت را بالا می‌برد تا ریسک کمبود بعدی را جبران کند.
در مورد برندهای محبوب خارجی، وفاداری مصرف‌کننده باعث می‌شود کشش قیمتی پایین باشد. یعنی حتی اگر قیمت بالا برود، تقاضا خیلی کم نمی‌شود. همین ویژگی به بازار اجازه می‌دهد اختلاف عمده و خرده حفظ شود.

 

 بازار خاکستری بین سلامت و سود


تناقض اصلی همین‌جاست. از یک سو، سیگار کالایی است که باید مصرفش کم شود. از سوی دیگر، منبع درآمد مالیاتی و یک بازار پرگردش است. دولت از محل مالیات سیگار درآمد کسب می‌کند. خرده‌فروش از آن سود می‌برد. شبکه توزیع روی آن حساب باز کرده است.
در این میان، مصرف‌کننده آخرین حلقه است. او پاکتی را با قیمت ۳۵۰ هزار تومان می‌خرد، در حالی که شاید همان پاکت در سطح عمده نصف این رقم قیمت خورده بوده است. اما به جای دیدن زنجیره پشت قیمت، فقط عدد روی بسته را می‌بیند. بازار سیگار امروز ترکیبی است از سیاست سلامت، منطق سود و واقعیت تقاضا. فاصله قیمت عمده و خرده، نشانه‌ای از همین پیچیدگی است.


سیگار کالای بدی است، این را همه می‌دانند. اما تا زمانی که تقاضا وجود دارد، بازار هم راه خودش را پیدا می‌کند. چه از مسیر رسمی پخش، چه از جاده‌های خاکی مرزی. دود این بازار بالا می‌رود و در هوا محو می‌شود، اما پولش روی زمین می‌ماند و بین حلقه‌های مختلف دست به دست می‌شود.