به گزارش هفت صبح، قیمت طلای جهانی نوسانات قابل توجهی را ثبت کرده‌است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده، طلای هر اونس به حدود 5 هزار دلار رسیده‌است، برای دومین هفته متوالی روند نزولی را تجربه کرده و حدود ۱ درصد کاهش هفتگی را ثبت کرد. با این حال، داده‌های دیگر حاکی از آن بود که قیمت اونس با وجود ریسک‌ها عقب‌نشینی کرده است.

بررسی دقیق‌تر نشان می‌داد که طلا در طول هفته نوسانات شدیدی داشته است. پس از معامله در سطح ۵,۱۶۵ دلار در صبح پنج‌شنبه هفته قبل، قیمت تا ۵,۰۱۵ دلار در شب دوشنبه کاهش یافت و سپس تا ۵,۲۳۸ دلار در روز سه‌شنبه صعود کرد.

نکته قابل تأمل این بود که برخلاف تصور رایج که در بحران‌های ژئوپلیتیکی باید انتظار صعود طلا را داشت، قیمت در این هفته عملکردی نزولی از خود نشان داد. کارشناسان معتقد بودند که طلا در شرایط کنونی واکنش غیرمعمول و شاید متناقض‌نما از خود نشان می‌دهد و در محیط‌های پرریسک بازار افزایش می‌یابد، اما در دوره‌های ریسک‌گریزی تمایل به کاهش دارد.

 

 تأثیر جنگ بر قیمت طلا

تحلیل‌های مؤسسه دوشینگ سکوریتیز نشان می‌داد که بازار طلا تا حد قابل توجهی تنش‌های ژئوپلیتیکی را قبل از وقوع جنگ در قیمت خود پیش‌خور کرده بود. از ۱۱ ژانویه ۲۰۲۶ که دونالد ترامپ طرح حمله نظامی به ایران را دریافت کرد تا ۲۷ فوریه، قیمت طلا ۱۸ درصد افزایش یافت و به ۵,۲۸۰ دلار در هر اونس رسید. این بدان معنا بود که بخش قابل توجهی از شوک اولیه جنگ پیش‌تر در قیمت طلا منعکس شده بود و پس از شروع درگیری، فضای چندانی برای رشد بیشتر باقی نماند.

یکی از مهم‌ترین عوامل کاهش قیمت طلا در روز ۲۳ اسفند، تقویت شاخص دلار آمریکا بود. دلار برای دومین هفته متوالی روند صعودی داشت و این موضوع طلا را که با دلار قیمت‌گذاری می‌شود، برای خریداران سایر ارزها گران‌تر کرد. همچنین بازدهی اوراق قرضه دولتی در سراسر جهان به شدت افزایش یافت. افزایش بازدهی اوراق، هزینه فرصت نگهداری طلا را که سود یا بهره‌ای ندارد بالا می‌برد و جذابیت آن را کاهش می‌دهد.

جنگ خاورمیانه و افزایش قیمت نفت، نگرانی‌های تورمی جدیدی ایجاد کرده بود. داده‌های اقتصادی آمریکا، از جمله افزایش هزینه‌های مصرف‌کننده در ژانویه و تورم هسته قوی، این باور را تقویت کرد که فدرال رزرو برای مدتی کاهش نرخ بهره را آغاز نخواهد کرد. بازار کار نسبتاً سالم با افزایش فرصت‌های شغلی به ۶.۹۵ میلیون نفر و افزایش انتظارات تورمی مصرف‌کنندگان به ۳.۴ درصد، دیدگاه نرخ بهره بالاتر برای مدت طولانی‌تر را تقویت کرده بود. 

جنگ و بسته شدن تنگه هرمز باعث شد قیمت نفت برنت از مرز ۱۰۰ دلار عبور کند و در پیک خود به ۱۱۹ دلار نیز برسد. تای وانگ، یک تاجر مستقل فلزات، تأکید می‌کرد که درگیری ایران و قیمت نفت بر همه بازارها مسلط شده است. تحلیلگران مؤسسه دویچه بورس نیز معتقد بودند که طولانی شدن بسته بودن تنگه هرمز می‌تواند پیامدهای جدی برای اقتصاد جهانی و تورم داشته باشد. رابطه نفت و طلا در این بحران دوگانه بود. از یک سو، افزایش قیمت نفت نگرانی‌های تورمی را تشدید می‌کرد که به نفع طلا به عنوان پوشش تورم بود. از سوی دیگر، افزایش هزینه انرژی به تقویت دلار و بازدهی اوراق کمک می‌کرد که علیه طلا عمل می‌نمود.

در تحولی جالب، از سرگیری برخی پروازها از دبی، جریان طلا از این مرکز تجاری بزرگ را می‌توانست فعال و به کاهش بخشی از حق‌بیمه ریسک در قیمت طلا کمک کند.

 

 چشم‌انداز بلندمدت طلا در سایه بحران

تحلیلگران دوشینگ سکوریتیز تأکید می‌کردند که از زمان جنگ اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، وضعیت ژئوپلیتیکی جهان به طور دائمی پرریسک شده است. شاخص ریسک ژئوپلیتیک جهانی در بالاترین سطح خود از سال ۱۹۸۵ قرار داشت و تنش‌ها در اروپا، خاورمیانه و منطقه اول جزیره با توجه به قدرت‌گیری احزاب راست‌افراطی در ژاپن در کوتاه‌مدت قابل حل نبودند. این وضعیت از ارزش ذاتی طلا به عنوان پناهگاه حمایت می‌کرد.

بانک‌های مرکزی جهان از سال ۲۰۲۲ به طور متوسط سالانه نزدیک به ۱۰۰۰ تن طلا خریداری کرده‌اند. این روند نشان‌دهنده اهمیت روزافزون طلا در سیستم پولی جهانی بود و تقاضای ساختاری قدرتمندی را ایجاد می‌کرد که می‌توانست از قیمت در بلندمدت حمایت کند.

لکس گاناپاتی، مدیرعامل یونیکوس ریسرچ، هشدار می‌داد که سیستم مالی جهانی به دلیل تورم پایدار، بدهی عمومی فزاینده و رشد سریع بازار اعتبار خصوصی از ۴۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۰ به نزدیک ۲ تریلیون دلار امروز آسیب‌پذیر شده است. بسیاری از وام‌ها در این بازار رتبه‌بندی نشده و بر اساس مدل‌های داخلی قیمت‌گذاری می‌شوند که ارزیابی ریسک را دشوار می‌کند. در صورت کاهش اعتماد به بازار اعتبار، ریسک سرایت به سایر بخش‌های سیستم مالی وجود داشت که می‌توانست تقاضا برای طلا را افزایش دهد.

بنابراین قیمت طلا در محدوده ۵,۰۸۵ تا ۵,۱۱۸ دلار نوسان داشت و برای دومین هفته متوالی کاهش را تجربه کرد. این افت قیمت در بحبوحه یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های خاورمیانه، نشان‌دهنده پیچیدگی معادلات بازار طلا بود.

چهار عامل اصلی در این نوسانات نقش داشتند؛ اول، پیش‌خور شدن بخش قابل توجهی از ریسک ژئوپلیتیکی در قیمت‌های قبل از جنگ. دوم، تقویت دلار و افزایش بازدهی اوراق قرضه که جذابیت طلا را کاهش داد. سوم، تغییر انتظارات از سیاست پولی فدرال رزرو به دلیل نگرانی‌های تورمی ناشی از افزایش قیمت نفت. چهارم، واکنش متناقض بازارها به اخبار و شایعات متعدد در فضای پرنوسان کنونی.

با این حال، چشم‌انداز بلندمدت طلا همچنان صعودی ارزیابی می‌شد. تداوم ریسک‌های ژئوپلیتیکی در سطح جهان، سیاست خرید بانک‌های مرکزی، و آسیب‌پذیری سیستم مالی جهانی، همگی عواملی بودند که از نقش طلا به عنوان پناهگاه امن و ذخیره ارزش حمایت می‌کردند. در کوتاه‌مدت، اما جهت قیمت طلا به شدت به تحولات میدانی جنگ خاورمیانه و واکنش فدرال رزرو به امواج تورمی ناشی از آن وابسته بود.