
هفت صبح| صنف پوشاک در ایران سالها یکی از بزرگترین و پویاترین بازارهای مصرفی کشور به شمار میرفت. بازاری که گردش مالی آن بنا بر برآورد فعالان این حوزه به حدود دو میلیارد دلار در سال میرسید و هزاران تولیدکننده، توزیعکننده و فروشنده را در سراسر کشور به هم متصل میکرد. در روزهایی که بازار رونق داشت، چرخ این صنعت با سرعت میچرخید و پول در زنجیره تولید تا فروش با ارقام قابلتوجهی جابهجا میشد. اما امروز فعالان این صنف از شرایطی سخن میگویند که آن را «بیسابقه» و حتی «نفسگیر» توصیف میکنند.
روزهایی که چکهای میلیاردی عادی بود
در سالهای گذشته، زمانی که بازار پوشاک هنوز از رونق قابلقبولی برخوردار بود، روابط مالی در این صنف بر پایه اعتماد و گردش اعتباری گسترده شکلگرفته بود. فروشندگان بزرگ در پاساژها و مراکز عمدهفروشی، چکهایی با ارقام چندمیلیاردتومانی در اختیار تولیدکنندگان قرار میدادند و تولیدکنندگان نیز به پشتوانه همین چکها مواد اولیه و نهادههای موردنیاز خود را از تأمینکنندگان خریداری میکردند.
در چنین چرخهای، گردش مالی قابلتوجهی در بازار شکل میگرفت و این صنف توانسته بود جایگاه مهمی در اقتصاد خرد کشور به دست آورد. در برخی از مراکز بزرگ فروش پوشاک در تهران و شهرهای بزرگ، اجاره مغازههای بزرگ به ماهانه تا ۵۰۰ میلیون تومان هم رسیده بود. این ارقام برای بسیاری از فعالان بازار طبیعی به نظر میرسید، زیرا حجم فروش و گردش کالا آنقدر بالابود که این هزینهها توجیه اقتصادی داشت. فروشندگان با امید به فروش شب عید، تغییر فصلها و مناسبتهای مختلف، سرمایههای بزرگی را وارد بازار میکردند و تولیدکنندگان نیز با ظرفیت بالا مشغول تولید بودند.
زنجیرهای که با اعتماد میچرخید
در آن دوره، تولیدکنندگان نیز به همان اندازه درگیر معاملات بزرگ بودند. آنها برای تأمین مواد اولیه از جمله نخ، پارچه، زیپ، دکمه، کش و دیگر ملزومات خرازی، چکهایی با مبالغ قابلتوجه صادر میکردند. بسیاری از کارگاهها و کارخانههای کوچک و متوسط پوشاک، با همین سازوکار اعتباری به فعالیت ادامه میدادند. زنجیرهای شکلگرفته بود که هر حلقه آن به حلقه بعدی وابسته بود؛ اگر فروشگاهها فروش میکردند، چکها پاس میشد و تولیدکنندگان نیز میتوانستند بدهیهای خود به تأمینکنندگان را تسویه کنند. اما این زنجیره شکننده، در ماههای اخیر با دو شوک بزرگ روبهرو شد؛ شوکهایی که بسیاری از فعالان بازار میگویند همزمانی آنها، بازار پوشاک را به نقطهای بحرانی رسانده است.
وقتی هزینه تولید چندبرابر شد
اولین شوک، جهش ناگهانی نرخ ارز مربوط به واردات نهادههای مورداستفاده در صنعت پوشاک بود. پیشازاین، بخشی از مواد اولیه این صنعت با ارزی در حدود ۲۸ هزار تومان تامین میشد، اما با تغییر سیاستها و شرایط اقتصادی، این نرخ به بالای ۱۰۰ هزار تومان رسید. برای تولیدکنندگانی که بخش قابلتوجهی از مواد اولیه خود را از خارج تامین میکنند، این تغییر به معنای افزایش شدید هزینههای تولید بود. در عمل، قیمت پارچه، نخ و بسیاری از اقلام خرازی چندبرابر شد. حتی در مواردی که مواد اولیه داخلی بود، افزایش هزینههای جانبی مانند حملونقل، انرژی و دستمزد نیز قیمت تمامشده را بالا برد. تولیدکنندگان که پیشازاین نیز با حاشیه سود محدود کار میکردند، ناگهان با شرایطی مواجه شدند که ادامه تولید را برایشان دشوارتر از همیشه کرده است.
اضطراب اجتماعی سبد خرید را تغییر داد
اما شوک دوم، شاید حتی اثر عمیقتری بر بازار گذاشت. فضای پرتنش و اضطراب اجتماعی ناشی از شرایط منطقهای و نگرانیهای عمومی، رفتار مصرفکنندگان را تغییر داد. بسیاری از خانوادهها که پیشازاین بخشی از بودجه ماهانه خود را به خرید پوشاک اختصاص میدادند، در ماههای اخیر اولویتهای خود را تغییر دادهاند. در چنین فضایی، بخش بزرگی از هزینه خانوارها به سمت خریدهای احتیاطی سوق پیدا کرده است؛ خرید مواد غذایی برای ذخیره، تهیه اقلام ضروری خانه و در برخی موارد خرید دارو و تجهیزات پزشکی. این تغییر در الگوی مصرف باعث شد پوشاک که در مقایسه با غذا و دارو کالایی غیرضروریتر تلقی میشود، بهسرعت از فهرست خرید بسیاری از خانوارها حذف یا به تعویق انداخته شود.
بازاری که مشتریانش ناپدید شدند
نتیجه این تغییر، رکودی سنگین در بازار پوشاک بود؛ رکودی که به گفته فعالان صنفی حتی از سالهای رکود قبلی نیز شدیدتر است. بسیاری از فروشندگان میگویند در هفتههایی که معمولاً بازار باید شلوغ باشد، مشتریان بهندرت وارد مغازهها میشوند. برخی فروشگاهها روزهایی را تجربه میکنند که حتی یک فاکتور فروش هم ثبت نمیشود.
این رکود برای فروشندگانی که با اجارههای سنگین فعالیت میکنند، فشار مضاعفی ایجاد کرده است. وقتی اجاره یک مغازه در یک مرکز خرید بزرگ به چندصد میلیون تومان در ماه میرسد، حتی چند هفته کاهش فروش میتواند یک کسبوکار را با بحران نقدینگی روبهرو کند. بسیاری از مغازهداران میگویند اکنون بیشتر از آنکه به فکر سود باشند، تنها تلاش میکنند هزینههای جاری خود را پوشش دهند.
چراغ کارگاهها کمنور شد
در سوی دیگر بازار، تولیدکنندگان نیز شرایط مشابهی را تجربه میکنند. سفارشها کاهشیافته و بسیاری از کارگاهها تولید خود را کم کردهاند. برخی کارگاههای کوچک حتی به طور موقت تعطیل شدهاند، زیرا تولید بدون فروش برای آنها به معنای انباشت بدهی است.
در چنین شرایطی، چکهایی که زمانی نماد اعتماد و گردش سالم بازار بودند، اکنون به یکی از نگرانیهای اصلی فعالان این صنف تبدیل شدهاند. فروشندگان نگران سررسید چکهایی هستند که به تولیدکنندگان دادهاند و تولیدکنندگان نیز به همان اندازه نگران تعهداتی هستند که در قبال تأمینکنندگان مواد اولیه دارند. اگر فروش انجام نشود، این زنجیره مالی بهسرعت دچار اختلال میشود.
پوشاک اولین قربانی کاهش قدرت خرید
برخی فعالان بازار میگویند مشکل اصلی این است که پوشاک بهشدت به قدرت خرید مردم وابسته است. هر زمان که درآمد واقعی خانوارها کاهش پیدا کند یا احساس نااطمینانی در جامعه افزایش یابد، اولین بخشی که از سبد خرید حذف میشود، پوشاک است. برخلاف مواد غذایی که مصرف روزانه دارد، خرید لباس را میتوان ماهها به تعویق انداخت.
از سوی دیگر، هزینههای ثابت این صنف بسیار بالا است. اجاره، دستمزد کارکنان، هزینه تولید و حملونقل همگی باید پرداخت شوند، حتی اگر فروش کاهش پیدا کند. همین موضوع باعث شده بسیاری از فعالان بازار بگویند ادامه این وضعیت در بلندمدت میتواند به تعطیلی گسترده کسبوکارها منجر شود.
بازاری که زیر سایه مواد غذایی خاموش شد
برخی از فروشندگان باسابقه بازار میگویند حتی در دورههایی که اقتصاد کشور با رکود مواجه بود، بازار شب عید معمولاً بخشی از خسارت ماههای قبل را جبران میکرد. اما امسال شرایط متفاوت است. بسیاری از آنها معتقدند فضای نااطمینانی و فشار اقتصادی باعث شده حتی خریدهای مناسبتی نیز کاهش یابد. در این میان، برخی فروشندگان برای جذب مشتری به تخفیفهای سنگین روی آوردهاند، اما این روش نیز همیشه کارساز نیست. وقتی اولویت مصرفکننده تامین نیازهای اساسی باشد، حتی قیمت پایینتر نیز الزاماً به افزایش فروش منجر نمیشود.
زنجیرهای که اگر بشکند، همه آسیب میبینند
با ادامه این شرایط، نگرانیها در میان فعالان صنف پوشاک افزایشیافته است. آنها هشدار میدهند اگر رکود بازار ادامه پیدا کند، تأثیر آن تنها به فروشگاهها محدود نخواهد ماند، بلکه کل زنجیره تولید تا توزیع را تحتتأثیر قرار خواهد داد؛ از کارگاههای کوچک دوخت گرفته تا تأمینکنندگان پارچه و لوازم خرازی.
بازار پوشاک که زمانی یکی از پرجنبوجوشترین بخشهای تجارت داخلی بود، اکنون با چالشی جدی روبهرو شده است. چالشی که ترکیبی از فشار هزینهها، کاهش قدرت خرید و تغییر رفتار مصرفکنندگان است. در چنین شرایطی، بسیاری از فعالان این صنف میگویند بازار بیش از هر زمان دیگری نیازمند ثبات اقتصادی و بازگشت اعتماد مصرفکنندگان است.
تا آن زمان، به نظر میرسد پوشاک زیر سایه رونق صنایع غذایی و خریدهای ضروری، روزهای دشواری را پشت سر میگذارد؛ روزهایی که در آن، بازاری که زمانی با چکهای میلیاردی و ویترینهای پرزرقوبرق شناخته میشد، حالا با نفسهایی به شماره افتاده ادامه مسیر میدهد.




