
آثار افزایش قیمت لبنیات تنها در سفره و به خطر افتادن سفره مردم خلاصه نمیشود، بلکه در بلندمدت اثر خود را در سرمایه انسانی نشان میدهد. کشوری که نیروی کار آن در آینده قامتش کوتاهتر، استخوانهایش شکنندهتر و ستون فقراتش خمیدهتر خواهد بود، توان رقابت با دیگر اقتصادهای دنیا را نخواهد داشت.
قفسههای فروشگاههای مواد غذایی پُر است اما جیبها خالی است. یک روز گوشت از لیست خرید خط میخورد، روز دیگر تخممرغ. امروز اما قرعه گرانیها به نام لبنیات افتاده است. برای پیدا کردن نقطه شروع این گرانی باید به اوایل سال 1404 بازگردیم؛ زمانی که ارز ترجیحی نهادههای دامی حذف و موتور محرک پرواز قیمت علوفه و خوراک دام شد. دومین موج گرانی لبنیات در پاییز سال گذشته اتفاق افتاد که اصلاح قیمت به دلیل تورم بخش حملونقل و دستمزد دامداران صورت گرفت. نوبت سوم این افزایش قیمت در اردیبهشت 1405 و با مصوبه شانزدهمین کارگروه امنیت غذایی و تنظیم بازار کالاهای کشاورزی رخ داد. پس از این مصوبه، قیمت هر کیلوگرم شیر خام درب دامداری با جهش 29 درصدی به ۶۰ هزار و ۵۰۰ تومان افزایش یافت.
از آنجایی که شیر خام به تنهایی 70 درصد مواد اولیه محصولات لبنی است، با این افزایش قیمت، دیگر محصولات این گروه هم به صف گرانیها میپیوندند و باید منتظر افزایش دستکم ۷۰ تا ۹۰ درصدی در قیمت پنیر، ماست، کره و شیرهای بستهبندی باشیم. از زاویه دیگر، کارخانهداران معتقدند افزایش 45 تا 60 درصد دستمزدها، افزایش نرخ ارز و گرانی هزینه بستهبندی که وابسته به پتروشیمی است، سوی دیگر این ماجراست که آنها را هم وادار به افزایش قیمت محصولات خود میکند.
سقوط سرانه مصرف لبنیات؛ زنگ خطر فرسودگی نسل آینده
بدیهی است اولین واکنش به افزایش قیمت لبنیات، کاهش و در مواردی حتی حذف آن از سبد غذایی خانوار است. بنابر آنچه علی احسان ظفری، مدیرعامل اتحادیه تعاونیهای لبنی عنوان کرده است، سرانه مصرف لبنیات به ازای هر فرد در سال گذشته ۵۵ تا ۶۰ کیلوگرم بوده ولی اکنون به ۴۰ کیلوگرم رسیده است. یعنی یک ایرانی در طول سال، به طور میانگین ۴۰ کیلوگرم لبنیات مصرف میکند.
این در حالی است که میانگین جهانی مصرف لبنیات نزدیک به ۱۸۰ کیلوگرم و در کشورهای توسعهیافته بالای ۳۶۰ کیلوگرم است؛ یعنی مصرف یک ایرانی حالا به یکچهارم استانداردها تقلیل یافته است.
بررسی دادههای مرکزآمار ایران نشان میدهد سبد غذایی خانوارهای سه دهک پایین درآمدی ساکن در شهرهای استان تهران طی دهه 1390 و بهخصوص بعد از تحریمهای سال1397، تغییرات چشمگیری داشته است. مقدار مصرف گوشت قرمز، لبنیات و برنج کاهش داشته و در مقابل مصرف نان 55درصد افزایش یافته است. رژیمی که به سمت نان و کربوهیدرات ارزان متمایل شود و پروتئین و لبنیات و تنوع غذایی در آن کاهش یابد، در دهکهای فقیر میتواند به کمخونی، کاهش رشد و یادگیری در کودکان، تضعیف سیستم ایمنی و پوکی استخوان در بلندمدت منجر شود. آثار این افزایش قیمتها تنها در سفره و به خطر افتادن سفره مردم خلاصه نمیشود، بلکه در بلندمدت خود را در سرمایه انسانی نشان میدهد. کشوری که نیروی کار آن در آینده قامتش کوتاهتر، استخوانهایش شکنندهتر و ستون فقراتش خمیدهتر خواهد بود، توان رقابت با دیگر اقتصادهای دنیا را نخواهد داشت. ضمن اینکه سنگینی بخشی از بار این فرسودگی زودهنگام به دوش بیمه و صندوقهای بازنشستگی خواهد افتاد.
افزایش قیمت محصولات لبنی، کارخانهها را هم نشانه گرفته است. به گفته مدیرعامل اتحادیه تعاونیهای لبنی، با کاهش سرانه مصرف لبنیات، کارخانههای کوچک و متوسط هم تعطیل میشوند.
سهم ۳۶ درصدی یک صبحانه از جیب کارگر
برای درک اینکه افزایش قیمت لبنیات چه هزینهای روی دست سرپرست خانوار میگذارد، یک خانواده 4 نفره را در نظر بگیرید. اگر فرض کنیم این خانواده در یک هفته 3 بطری شیر لیتری به قیمت 115 هزار تومان، 2 بسته پنیر 400 گرمی به قیمت 156 هزار و 2 بسته خامه 200 گرمی به بهای 100 هزار تومان مصرف کنند، هزینه صرف لبنیات آنها در هفته حدود 1 میلیون و 500 هزار و در ماه 6 میلیون تومان میشود؛ رقمی که معادل 36 درصد حقوق پایه یک کارگر است.








