
هفت صبح| جنگ امروز، فقط جنگ موشک و پهپاد نیست. جنگ امروز، جنگ شبکههای مالی، زنجیرههای تأمین، بازار ارز، افکار عمومی و حتی اعتماد اجتماعی نیز هست. تجاوز مستقیم رژیم صهیونیستی و ایالات متحده، نشان داد که دشمنان جمهوری اسلامی ایران، راهبرد فشار حداکثری را به حوزههای امنیتی و اقتصادی پیوند زدهاند.
در چنین فضایی، اقتصاد به خط مقدم تبدیل میشود. هر نوسان در بازار ارز، هر اختلال در تأمین کالا، هر شایعه درباره کمبودها، بخشی از همان جنگ ترکیبی است که هدف آن تضعیف اراده ملی محسوب میشود. نهادهایی مانند
World Bank و International Monetary Fund سالهاست درباره «تابآوری در برابر شوکهای ژئوپلیتیک» سخن میگویند اما برای ایران این موضوع، فراتر از یک نظریه دانشگاهی است. تجربهای عینی و ملموس است.
از راهبرد اقتصاد مقاومتی تا آزمون تاریخی
سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی که از سوی رهبر فقید انقلاب ابلاغ شد، دقیقا با هدف آمادهسازی کشور برای چنین روزهایی طراحی شده بود. روزهایی که فشار خارجی نه یک احتمال، بلکه یک واقعیت است. اقتصاد مقاومتی بر چند محور کلیدی تأکید دارد: کاهش وابستگی به نفت، تقویت تولید داخلی، مردمیسازی اقتصاد، دانشبنیان شدن تولید و افزایش تابآوری در برابر تکانههای بیرونی.
اما اکنون که کشور با تجاوز مستقیم و تشدید فشارهای خارجی مواجه است، باید صادقانه پرسید که چه میزان از این سیاستها به مرحله اجرا و نهادینهسازی رسیده است؟ و کجاها هنوز با فاصلهای معنادار میان سند و عمل روبهرو هستیم؟نقد درونگفتمانی، نه تضعیف نظام، بلکه تقویت آن است. تابآوری واقعی با شفافیت و اصلاح مستمر شکل میگیرد.
شوکهای همزمان تحریم، تهدید نظامی و جنگ روانی
پس از تشدید درگیریها، بازارهای مالی ایران با موجی از نااطمینانی روبهرو شدند. نوسان نرخ ارز، افزایش تقاضای احتیاطی برای طلا و برخی کالاهای اساسی و رشد انتظارات تورمی، بخشی از واکنش طبیعی اقتصاد به شرایط جنگی است. اما آنچه اهمیت دارد، مدیریت این انتظارات است. تجربه سالهای پس از خروج آمریکا از برجام نشان داد که شوک اولیه، اگر با سیاستهای هماهنگ پولی و مالی مهار نشود، به تورم مزمن تبدیل میشود. در شرایط تجاوز، جامعه انتظار دارد دولت و نهادهای اقتصادی با سرعت، شفافیت و قاطعیت عمل کنند. اطلاعرسانی دقیق درباره ذخایر کالاهای اساسی، وضعیت شبکه بانکی و تأمین ارز، بخش مهمی از جنگ روانی دشمن را خنثی میکند.
امنیت اقتصادی، مکمل امنیت نظامی است
در شرایط بحران نظامی، نخستین اولویت، حفظ امنیت سرزمینی است اما امنیت اقتصادی، مکمل آن است. اگر زنجیره تأمین کالاهای اساسی دچار اختلال یا تورم از کنترل خارج شود، فشار مضاعفی بر جامعه وارد میشود. تابآوری اقتصادی در این مرحله به معنای حفظ سه محور ثبات بازار ارز و جلوگیری از جهشهای هیجانی ارز، تأمین پایدار کالاهای اساسی و دارو و حمایت هدفمند از اقشار آسیبپذیر است. تجربه دفاع مقدس نشان داد که همبستگی ملی، بسیاری از کمبودها را جبران میکند. امروز نیز، سرمایه اجتماعی مهمترین پشتوانه کشور است اما سرمایه اجتماعی با عدالت و شفافیت تقویت میشود، نه با پنهانکاری یا تصمیمات ناگهانی.
پاشنه آشیل وابستگی به نفت
هرگونه تنش نظامی در منطقه، بازار انرژی را تحت تأثیر قرار میدهد. برای کشوری که بخش مهمی از درآمدهای ارزیاش به نفت وابسته است، این موضوع دوگانهای پیچیده ایجاد میکند. از یک سو، افزایش قیمت نفت درآمد بیشتری ایجاد میکند. از سوی دیگر، محدودیتهای صادراتی و تحریمها مانع بهرهگیری کامل از این فرصت میشود. تابآوری در این حوزه به معنای تنوعبخشی واقعی به منابع درآمدی دولت است. اصلاح نظام مالیاتی، مقابله با فرار مالیاتی و کاهش هزینههای غیرضرور، دیگر یک توصیه اقتصادی نیست و اکنون یک ضرورت امنیتی است. اگر بودجه کشور به شوکهای نفتی وابسته بماند، هر بحران جدید ثبات اقتصادی را تهدید میکند.
نظام بانکی و کنترل نقدینگی در شرایط بحران
در فضای جنگی، دولتها معمولاً با افزایش هزینههای عمومی روبهرو میشوند. اگر این هزینهها از مسیر خلق نقدینگی بیضابطه تأمین شود، تورم شتاب میگیرد و فشار برمردم بیشتر میشود. اصلاح ساختار بانکها، کنترل رشد نقدینگی و انضباط مالی، در چنین شرایطی اهمیت دوچندان دارد. اقتصاد جنگی به معنای رهاسازی قواعد مالی نیست، بلکه نیازمند انضباط بیشتر است. هر ریال خلقشده بدون پشتوانه، میتواند به افزایش قیمتها و کاهش قدرت خرید مردم بینجامد. تابآوری اقتصادی یعنی جلوگیری از انتقال هزینههای جنگ به سفره اقشار ضعیف.
تولید داخلی، ستون استقامت ملی
در شرایطی که واردات برخی کالاها ممکن است با محدودیت مواجه شود، تولید داخلی نقش حیاتی پیدا میکند. صنایع غذایی، دارویی، انرژی، حملونقل و فناوری اطلاعات، باید در اولویت حمایت قرار گیرند. اما حمایت هوشمندانه با حمایت شعاری تفاوت دارد. اعطای تسهیلات هدفمند، رفع موانع اداری، ثبات مقررات و تأمین مواد اولیه، اقداماتی است که تولید را در شرایط بحران پایدار نگه میدارد.
اقتصاد مقاومتی، اگر به معنای افزایش بهرهوری و رقابتپذیری باشد، این مرحله به عنوان فرصتی برای بازسازی صنعتی تلقی میشود.
اقتصاد دیجیتال، ابزار عبور از محاصره
در جنگ ترکیبی، زیرساختهای دیجیتال اهمیت استراتژیک دارند. کسبوکارهای آنلاین، بانکداری الکترونیک و خدمات دیجیتال، قادرند بخشی از فشارهای فیزیکی را کاهش دهند. ایران از نظر سرمایه انسانی در حوزه فناوری ظرفیت بالایی دارد. تقویت زیرساختهای ارتباطی، حمایت از شرکتهای دانشبنیان و کاهش محدودیتهای غیرضروری، اقتصاد را انعطافپذیرتر میکند. در شرایطی که دشمن به دنبال اختلال در شبکههای مالی و تجاری است، توسعه فناوریهای بومی و امن، بخشی از راهبرد تابآوری است.
عدالت اجتماعی سپر اصلی کشور
هیچ اقتصادی بدون رضایت نسبی جامعه تابآور نیست. اگر فشارهای اقتصادی به شکل نابرابر توزیع شود، شکاف اجتماعی افزایش مییابد و سرمایه اجتماعی تضعیف میشود.حمایت هدفمند از دهکهای پایین، کنترل قیمت کالاهای اساسی و جلوگیری از رانت و فساد، در شرایط جنگی اهمیت مضاعف دارد. هرگونه امتیاز ویژه برای گروههای خاص، میتواند احساس بیعدالتی را تشدید کند.
تابآوری اقتصادی یعنی اینکه مردم احساس کنند بار بحران به شکل عادلانه تقسیم شده است.
دیپلماسی اقتصادی در سایه تهدید
حتی در شرایط تجاوز، دیپلماسی تعطیل نمیشود. توسعه روابط با کشورهای همسایه، استفاده از ظرفیت پیمانهای منطقهای و گسترش تجارت با اقتصادهای نوظهور، میتواند بخشی از فشارها را کاهش دهد. تنوعبخشی به بازارهای صادراتی و مسیرهای مالی، اقتصاد را در برابر شوکهای آینده مقاومتر میکند. وابستگی به یک یا دو مسیر محدود، در شرایط جنگی خطرناک است.
از عبور موقت تا اصلاح ماندگار
اقتصاد ایران در چهار دهه گذشته، بحرانهای متعددی را پشت سر گذاشته است. از جنگ تحمیلی تا تحریمهای سنگین. هر بار کشور توانسته از مرحلهای سخت عبور کند. اما اکنون، سطح پیچیدگی تهدیدها افزایش یافته است. تابآوری اقتصادی در شرایط تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا، به معنای حفظ وضع موجود نیست، بلکه باید به فرصتی برای اصلاح ساختارهای ناکارآمد تبدیل شود. شفافیت مالی، انضباط بودجهای، اصلاح نظام بانکی، مبارزه جدی با فساد، حمایت واقعی از تولید و گسترش عدالت اجتماعی، اجزای یک راهبرد ملی برای عبور از بحراناند.
اقتصاد به مثابه سنگر دوم
امروز سنگر دفاع از کشور، علاوه بر حفاظت از مرزها، در کارخانهها، بانکها، بازارها و حتی در خانههای مردم نیز هست. هر تصمیم اقتصادی مناسب و سنجیده، معادل یک اقدام دفاعی با ارزش است. حفظ انسجام ملی و تقویت ساختارهای اقتصادی، دو بال عبور از بحراناند. البته باید در نظر داشت که نقد سازنده و اصلاح مستمر، نشانه ضعف نیست.
نشانه بلوغ یک نظام است که میخواهد در برابر فشارهای خارجی، قویتر و کارآمدتر شود. تابآوری اقتصادی، اگر به یک پروژه ملی با مشارکت دولت، بخش خصوصی و مردم تبدیل شود، میتواند تجاوز دشمنان را به فرصتی برای خوداتکایی عمیقتر و اصلاحات بنیادین بدل کند. تاریخ نشان داده که ملت ایران در سختترین شرایط ایستاده است. اکنون نوبت آن است که اقتصاد نیز همپای این ایستادگی، بازسازی و تقویت شود.






