هفت صبح| شرکت‌های تولیدکننده تجهیزات نظامی از ژانویه ۲۰۲۶، تنها یک ماه قبل از آغاز جنگ، شرکت‌های تسلیحاتی آمریکا ۱۱ قرارداد فروش تسلیحات به ارزش ۲۲.۵ میلیارد دلار را ثبت کردند. گزارشی از برندگان واقعی جنگی که با خون دیگران نوشته می‌شود. ژانویه ۲۰۲۶ برای صنعت تسلیحات آمریکا یک ماه رویایی بود.

 

آژانس همکاری امنیت دفاعی پنتاگون (DSCA) در این ماه ۱۱ قرارداد تسلیحاتی به ارزش مجموع ۲۲.۵ میلیارد دلار را به کنگره ارائه کرد. این قراردادها شامل فروش موشک‌های پاتریوت به عربستان سعودی، بالگردهای آپاچی به اسرائیل و هواپیماهای گشتی به سنگاپور بود. همگی در منطقه‌ای که تنها چند هفته بعد به آتش کشیده شد. این ارقام در حالی ثبت شد که تنش‌ها در خاورمیانه روزبه‌روز افزایش می‌یافت و نشانه‌های جنگ در افق دیده می‌شد. شرکت‌های تسلیحاتی نه تنها از جنگ که از ترس از جنگ هم سود می‌برند.

 

  سود ۱۳ درصدی لاکهید مارتین از موشک‌های پاتریوت


در میان شرکت‌های تسلیحاتی آمریکا، لاکهید مارتین به عنوان بزرگ‌ترین برنده این قراردادها شناخته می‌شود. این شرکت در ژانویه ۲۰۲۶ قراردادی به ارزش ۹ میلیارد دلار برای فروش ۷۳۰ فروند موشک پاتریوت (PAC-3 MSE) و تجهیزات مرتبط به عربستان سعودی منعقد کرد. بخش موشک‌ها و کنترل آتش لاکهید مارتین که مسئول ساخت موشک‌های پاتریوت است، سودآورترین بخش این شرکت محسوب می‌شود و در سال ۲۰۲۵ حاشیه سود ۱۳ درصدی داشت.


بالگردهای آپاچی که به اسرائیل فروخته شد نیز توسط لاکهید مارتین و بوئینگ ساخته می‌شوند. با تشدید تنش‌ها، این شرکت‌ها نه تنها از فروش اولیه، که از قراردادهای نگهداری، به‌روزرسانی نرم‌افزاری، سرویس‌های پشتیبانی و لجستیک نیز درآمدزایی می‌کنند. جنگی که شروع شده، سال‌ها درآمد پایدار برای آنها ایجاد خواهد کرد.

 

سود بوئینگ و نورثروپ گرومن


بوئینگ نیز با فروش ۴ فروند هواپیمای گشتی P-8A Poseidon به سنگاپور به ارزش ۲.۳ میلیارد دلار، سهم قابل توجهی از این قراردادها برد. این هواپیماها برای گشت‌های دریایی در منطقه‌ای که حالا ناامن‌ترین آب‌های جهان است، استفاده خواهند شد.نورثروپ گرومن نیز در ژانویه ۲۰۲۶ گزارش داد که درآمد سه‌ماهه چهارم آن به دلیل تقاضای قوی برای تسلیحات، به ویژه در بخش هوانوردی و سامانه‌های مأموریت، ۱۰ درصد افزایش یافت. فروش بخش هوانوردی این شرکت به دلیل تولید بمب‌افکن B-21 Raider و بدنه جنگنده‌های F-35، ۱۸ درصد رشد کرد. F-35 لاکهید مارتین که بخش‌هایی از آن توسط نورثروپ گرومن ساخته می‌شود، به تنهایی یک چهارم درآمد این شرکت را تأمین می‌کند.

 

  اشتغال ۲.۲ میلیون نفری در آمریکا


صنعت هوافضا و دفاعی آمریکا فقط برای صاحبانش سود ندارد. این صنعت در سال ۲۰۲۴ حدود ۹۹۵ میلیارد دلار، معادل ۳.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی آمریکا را به خود اختصاص داد. ۲.۲ میلیون نفر در این صنعت مشغول به کار هستند و متوسط درآمد نیروی کار آن ۵۶ درصد بالاتر از میانگین ملی است.


به همین سادگی، جنگ برای ۲.۲ میلیون خانواده در آمریکا به معنای شغل پایدار و درآمد بالاست. آنها شاید هرگز صدای موشک‌هایی که شرکت‌شان ساخته را نشنوند، اما سودش را در حقوق پایان ماه خود می‌بینند.بر اساس گزارش کنگره آمریکا، توافق‌های فروش تسلیحات خارجی این کشور در سال ۲۰۱۱ به تنهایی به ۶۶.۳ میلیارد دلار رسید که سه برابر سال قبل بود. خاورمیانه به عنوان یکی از بزرگ‌ترین بازارهای تسلیحاتی جهان، همواره سهم قابل توجهی از این قراردادها را به خود اختصاص داده است.


اما این سودها بهایی دارد. بهای آن را سربازان آمریکایی که در جنگ کشته می‌شوند، تورمی که در آمریکا تشدید می‌شود، متحدانی که به آتش کشیده می‌شوند و قواعد بین‌المللی که زیر پا گذاشته می‌شوند، می‌پردازند. یک تحلیل منتشر شده در ۴ مارس ۲۰۲۶، این جنگ را یک «معامله سیاسی-مالی» توصیف کرده است: «سهام صنایع نظامی رشد می‌کند، قیمت نفت بالا می‌رود و شرکت‌های انرژی سودهای کلان به جیب می‌زنند.» .


نورثروپ گرومن بزرگ‌ترین برنده وال‌استریت در روزهای اخیر بوده است. سهام این شرکت با رشد چشمگیر ۶ درصدی، ارزش بازار آن را تنها در یک روز میلیاردها دلار بالا برد. بمب‌افکن‌های پنهانکار B-2 نورثروپ در حملات اخیر علیه ایران و همچنین حملات شش ماه پیش استفاده شدند. هزینه خرید هر فروند B-2 برای مالیات‌دهندگان آمریکایی حدود ۲ میلیارد دلار بوده و هر ساعت پرواز آن بیش از ۱۵۰ هزار دلار خرج دارد.


سهام آرتی‌اکس (RTX)، شرکت مادر ریتیون که پیش‌تر با این نام شناخته می‌شد، در نخستین روز معاملاتی پس از آغاز جنگ نزدیک به ۵ درصد جهش کرد. RTX سیستم‌های راداری و زمینی پاتریوت را تولید می‌کند که در این جنگ به طور گسترده استفاده شده‌اند. برای مثال، در یک مورد گزارش شده که ۱۱ موشک پاتریوت برای رهگیری تنها یک موشک ایرانی به کار رفته است. هر موشک پاتریوت حدود ۴ میلیون دلار قیمت دارد. ال‌۳ هریس تکنالوجیز و جنرال داینامیکس نیز رشد قابل توجهی را ثبت کردند. سهام شرکت پالانتیر تکنالوجیز که ابزارهای تحلیل داده آن از عملیات اطلاعاتی پشتیبانی می‌کند، نزدیک به ۶ درصد افزایش یافت.


بوئینگ در میان پیمانکاران بزرگ پنتاگون کمترین رشد سهام را داشت و تنها یک درصد افزایش یافت. این رشد محدود تا حدی به این دلیل است که بوئینگ تنها پیمانکار اصلی پنتاگون است که بخش عمده درآمد آن از وزارت دفاع تأمین نمی‌شود. با این حال، این شرکت به تولید جنگنده F-15 EX اقدام می‌کند و در ماه دسامبر ۲۰۲۵، پنتاگون قراردادی ۸.۶ میلیارد دلاری با بوئینگ برای تحویل ۲۵ فروند جنگنده F-15IA به اسرائیل امضا کرد که انتظار می‌رود تا سال ۲۰۳۵ تکمیل شود.شرکت‌های اروپایی نیز هرچند در ابعادی محدودتر، روند صعودی را دنبال کردند.  


جاناتان زیگمن، تحلیلگر بازار در شرکت Stifel، به مشتریان خود توضیح داد: «هزینه‌های دفاعی در سال ۲۰۲۶ قرار بود افزایش یابد و جنگ طولانی با ایران این هزینه‌ها را فوری‌تر و کمتر بحث‌برانگیز خواهد کرد.» شرکت Marketwatch نیز جمع‌بندی کرد: «جنگ می‌تواند برای تجارت خوب باشد.»
بزرگ‌ترین تهدید برای سرمایه‌گذاران این شرکت‌ها؟ صلح. زمانی که مذاکرات صلح در طول جنگ‌های طولانی آغاز می‌شود، سرمایه‌گذاران سهام شرکت‌های دفاعی را می‌فروشند. اما تحلیلگران معتقدند در جنگ فعلی ایران، تهدیدی فوری برای صلح وجود ندارد. جاناتان زیگمن گفت: «با توجه به اینکه آمریکا بزرگ‌ترین مجموعه دارایی‌های نظامی خود از زمان حمله ۲۰۰۳ به عراق را گردآوری کرده، انتظار داریم این جنگ متأسفانه طولانی‌تر و خشونت‌آمیزتر از آنچه در سال‌های اخیر دیدیم، باشد.»

 

در سوی دیگر این معادله چه کسی ایستاده است؟ 


خانواده‌های قربانیان در ایران، عراق و یمن. مسافران سرگردان در فرودگاه‌های منطقه. کسب‌وکارهایی که در سایه ناامنی ورشکست می‌شوند. و نهایتاً، خود مردم آمریکا که با تورمی فزاینده و بدهی‌های جنگی سرسام‌آور دست به گریبان می‌شوند. نظرسنجی‌های عمومی نشان داده‌اند اکثریت مردم آمریکا با جنگ ایران تحت رهبری ترامپ مخالف هستند. اما این مخالفت‌ها، جلودار سودهایی نیست که با هر موشک بالاتر می‌رود.
بهای این سودها را چه کسی می‌پردازد؟ سربازان آمریکایی که در جنگ کشته می‌شوند، تورم که در آمریکا تشدید می‌شود، متحدانی که به آتش کشیده می‌شوند  و قواعد بین‌المللی که زیر پا گذاشته می‌شود .


جنگی که با خون هزاران نفر در خاورمیانه نوشته می‌شود، برای عده‌ای در واشنگتن، نیویورک و تگزاس، سودآورترین تجارت تاریخ است. لاکهید مارتین، بوئینگ و نورثروپ گرومن، با هر موشکی که شلیک می‌شود، سود بیشتری به جیب می‌زنند. شرکت‌های نفت و انرژی از جهش قیمت‌ها منتفع می‌شوند. بیمه‌گران دریایی حق بیمه کشتی‌ها را چند برابر می‌کنند.


اما در سوی دیگر این معادله، چه کسی ایستاده است؟ خانواده‌های قربانیان در ایران، عراق، سوریه و یمن. مسافران سرگردان در فرودگاه‌های دبی و دوحه. کسب‌وکارهایی که در سایه ناامنی ورشکست می‌شوند. و نهایتاً، خود مردم آمریکا که با تورمی فزاینده و بدهی‌های جنگی سرسام‌آور دست به گریبان می‌شوند.


جنگ هرگز پایان نمی‌گیرد، چون برای عده‌ای، صلح سودآور نیست. و تا زمانی که صورت‌حساب‌های جنگی با خون مردم عادی نوشته می‌شود و سود آن به جیب صاحبان قدرت سرازیر می‌گردد، این چرخه معیوب ادامه خواهد یافت. ۱۹۳۶ در اروپا، ۲۰۲۶ در خاورمیانه؛ تاریخ نه تکرار می‌شود، که با چهره‌ای جدید و تلخ‌تر بازمی‌گردد.