
هفت صبح| مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد، پس از حدود یک شبانهروز گفتوگوی فشرده، بیآنکه به توافقی برسد پایان یافت. هیئت آمریکایی بامداد یکشنبه پاکستان را ترک کرد و تلاشهای میانجیگرانه نیز نتوانست فاصله دیدگاهها را کاهش دهد. این گفتوگوها در شرایطی برگزار شد که تنها چند روز از آتشبس میان دو طرف میگذشت و فضای مذاکرات همچنان سنگین و پر از سوءظن بود.
در طول مذاکرات، موضوعاتی مانند برنامه هستهای، تنگه هرمز، رفع تحریمها، غرامت جنگ و پایان کامل درگیریها روی میز قرار گرفت، اما در چند محور اصلی اختلافها باقی ماند. روایتهای رسمی از دو طرف، تصویرهای متفاوتی از علت شکست ارائه میدهند. در واشنگتن، تأکید بر رد پیشنهادها از سوی ایران است و در تهران، بر زیادهخواهی طرف مقابل. آنچه در اسلامآباد رخ داد، ادامه همان تقابلی است که در میدان جنگ آغاز شد و حالا در قالب گفتوگو دنبال میشود.
یک مذاکره طولانی با پایان باز
گفتوگوها از صبح شنبه آغاز شد. شکل مذاکرات غیرمستقیم بود. پیامها از طریق میزبان پاکستانی میان دو طرف رد و بدل شد. جلسات پشت سر هم ادامه پیدا کرد. شب هم وقفهای ایجاد نشد. این روند نزدیک به ۲۵ ساعت طول کشید. در پایان اما توافقی حاصل نشد. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، توضیح کاملی از این روند ارائه داد. او گفت در برخی موضوعات تفاهمهایی شکل گرفت، اما در دو تا سه محور اصلی اختلافها باقی ماند.
همین اختلافها مسیر توافق را بست. بقائی فضای مذاکرات را هم توصیف کرد. به گفته او، این گفتوگوها در محیطی پر از بدگمانی برگزار شد. فاصله زمانی کوتاه از جنگ و نقش مستقیم آمریکا در درگیری، فضای اعتماد را محدود کرده بود. او تأکید کرد که دیپلماسی متوقف نمیشود. حتی در شرایط جنگ هم ادامه دارد. بقائی تأکید کرد که دیپلماسی تنها یکی از ابزارهاست. ایران از همه ظرفیتها برای پیگیری منافع خود استفاده میکند. او گفت دیپلماتها در هر شرایطی وظیفه خود را انجام میدهند.
قالیباف: آمریکا نتوانست اعتماد ایران را جلب کند
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ساعاتی پس از پایان یافتن مذاکرات در پستی در شبکه ایکس نوشت: پیش از مذاکرات تاکید کردم که ما حسن نیت و اراده لازم را داریم ولی بهدلیل تجربیات دو جنگ قبلی، اعتمادی به طرف مقابل نداریم. همکاران من در هیئت ایرانی «میناب ۱۶۸» ابتکارات رو به جلویی مطرح کردند ولی طرف مقابل در نهایت نتوانست در این دور از مذاکرات اعتماد هیئت ایرانی را جلب کند. قالیباف توضیح داد: آمریکا منطق و اصول ما را درک کرد و حالا وقت آن است تا تصمیم بگیرد که آیا میتواند اعتماد ما را جلب کند یا نه؟ ما هر آینه، دیپلماسی اقتدار را روش دیگری در کنار مبارزه نظامی برای احقاق حقوق ملت ایران میدانیم و لحظهای از تلاش برای تثبیت دستاوردهای ۴۰ روز دفاع ملی ایرانیان دست نخواهیم کشید
محورهای اصلی اختلاف
موضوعات مطرحشده در مذاکرات گسترده بود. تنگه هرمز، برنامه هستهای، رفع تحریمها، غرامت جنگ و پایان کامل درگیریها در دستور کار قرار داشت. بقائی اعلام کرد که این موضوعات در قالب یک بسته بررسی شدهاند. به عبارتی مذاکرات صرفاً به یک پرونده محدود نماند. مجموعهای از مسائل امنیتی، اقتصادی و منطقهای به هم گره خورده بود. اما همین گستردگی، کار را پیچیدهتر کرد. در برخی حوزهها امکان نزدیک شدن دیدگاهها وجود داشت. اما در موضوعات حساس، فاصله همچنان زیاد بود. این فاصله، نتیجه مذاکرات را تعیین کرد. در روایت تهران، مشکل اصلی به خواستههای طرف مقابل برمیگردد. تأکید بر این است که پذیرش شروط یکجانبه در دستور کار قرار ندارد.
روایت نیویورک تایمز از بنبست
همچنین روزنامه نیویورک تایمز نوشت: مذاکرات آمریکا و ایران در سه موضوع کلیدی به بنبست رسیده است. تنگه هرمز: آمریکا خواستار بازگشایی فوری است؛ ایران تا رسیدن به توافق نهایی صلح از اهرم خود کوتاه نمیآید. اورانیوم غنیشده: سرنوشت تقریباً ۹۰۰ پوند اورانیوم بسیار غنیشده هنوز نامشخص است.
داراییهای مسدود شده: ایران خواستار آزادسازی حدود ۲۷ میلیارد دلار درآمدهای مسدود شده در خارج است.
نقش پاکستان؛ میانجی محتاط
در این میان، پاکستان نقش مهمی ایفا کرد. مذاکرات در اسلامآباد برگزار شد. جلسات با میانجیگری این کشور پیش رفت. محمد اسحاق دار، وزیر خارجه پاکستان، اعلام کرد که تلاشها برای رسیدن به توافق ادامه خواهد داشت. او بر حفظ آتشبس هم تأکید کرد. پاکستان تلاش کرد فاصلهها را کاهش دهد. جلسات جداگانه با هر طرف برگزار شد. پیامها منتقل شد. اما در نهایت، این تلاشها به نتیجه نرسید. با این حال، نقش پاکستان همچنان ادامه دارد. تماسها و رایزنیها متوقف نشده است.
چالش اعتماد؛ گره اصلی مذاکرات
جلال ساداتیان، تحلیلگر سیاست خارجی مذاکرات ایران و آمریکا را در چارچوب یک مشکل پایهای توضیح میدهد: نبود اعتماد و ناتوانی در تعریف یک نقطه شروع مشترک. به گفته او، هیچ توافق پایداری بدون شکلگیری حداقلی از اعتماد یا پذیرش یک چارچوب اولیه برای گفتوگو شکل نمیگیرد. همین «قلاب اولیه» که قرار است دو طرف را به ادامه مسیر متعهد کند، به دشوارترین بخش مذاکرات تبدیل شده است. او توضیح میدهد که مذاکرهکنندگان برخلاف ظاهر، تصمیمگیر نهایی نیستند و در چارچوب سیاستهای کلان حرکت میکنند. همین محدودیت، روند گفتوگو را کند و محتاطانه کرده است. در این میان، پاکستان تلاش کرده با میانجیگری، فضا را برای نزدیک شدن دیدگاهها فراهم کند، اما نقش آن بیشتر تسهیلگر است تا تعیینکننده.
ساداتیان به پیچیدگی دستور کار هم اشاره میکند. از نگاه او، ورود موضوعات منطقهای به مذاکرات، دامنه اختلافات را گستردهتر کرده است. در کنار این، نقش اسرائیل هم بر فضای مذاکرات سایه انداخته و میتواند اعتماد شکننده را تضعیف کند.او معتقد است آنچه اکنون جریان دارد، بیش از آنکه مذاکره نهایی باشد، تلاشی برای تعیین زمین بازی است.
هر دو طرف میخواهند چارچوبی را شکل دهند که منافعشان را حفظ کند و هزینه داخلی نداشته باشد. همین ملاحظات داخلی یکی از مهمترین محدودیتها در مسیر توافق است. هیچیک از طرفین نمیخواهند توافقی امضا کنند که در داخل به عنوان عقبنشینی دیده شود. این محدودیت، دست مذاکرهکنندگان را میبندد. تصمیمگیری در چنین فضایی، پیچیدهتر میشود. هر توافقی باید بتواند در داخل کشورها دفاع شود. همین موضوع، دامنه انعطاف را کاهش میدهد.
امتداد یک خطای راهبردی
برخی تحلیلها، وضعیت کنونی را نتیجه یک محاسبه نادرست در واشنگتن میدانند. در این تحلیلها، گفته میشود آمریکا تصور متفاوتی از نتایج جنگ داشته است. همین برداشت بر رفتار این کشور در مذاکرات تأثیر گذاشته است. در مقابل، ایران با تکیه بر تجربه گذشته، تلاش کرده از پذیرش شروطی که با منافعش همخوانی ندارد، خودداری کند. این تفاوت نگاه، یکی از عوامل اصلی بنبست است.
جنگ اخیر اهداف گستردهای داشت. مهار برنامه هستهای، تضعیف توان نظامی و تغییر موازنه منطقهای از جمله این اهداف بود.اما بسیاری از تحلیلها نشان میدهد این اهداف محقق نشده است. در حوزه هستهای، پیشرفتها متوقف نشد. در حوزه نظامی، توان دفاعی حفظ شد. در سطح سیاسی، ساختار داخلی تغییر نکرد. این واقعیتها، بر رفتار ایران در مذاکرات اثر گذاشته است.
روایت یک استاد آمریکایی از پیامدهای جنگ
جان مرشایمر تصویری متفاوت از جنگ اخیر ارائه میدهد. او این درگیری را برای آمریکا «فاجعهبار» توصیف میکند و معتقد است واشنگتن در موقعیتی قرار گرفته که ترجیح میدهد هرچه زودتر از آن خارج شود. به گفته او، نتیجه جنگ بهگونهای رقم خورده که در هر توافق احتمالی، ایران در موقعیت برتر قرار دارد.
مرشایمر به فضای داخلی آمریکا هم اشاره میکند. از نگاه او، افکار عمومی بهتدریج به این جمعبندی رسیده که ورود به این جنگ اشتباه بوده است. او نقش اسرائیل را در شکلگیری این درگیری پررنگ میداند و هشدار میدهد که همین مسئله میتواند روابط واشنگتن و تلآویو را تحت تأثیر قرار دهد.
آینده مبهم؛ دیپلماسی شکننده در سایه اختلافات عمیق
چشمانداز مذاکرات ایران و آمریکا بر اساس گزارش رسانههای بینالمللی و تحلیل مراکز پژوهشی، نه کاملاً بسته است و نه روشن. گفتوگوهای اسلامآباد نشان داد که دو طرف هنوز در تعریف هدف مشترک فاصله دارند. آمریکا بر محدودسازی برنامه هستهای تمرکز کرده، در حالی که ایران بهدنبال توافقی گستردهتر شامل پایان جنگ، رفع تحریمها و تضمینهای امنیتی است. رسانههایی مانند رویترز و گاردین تأکید میکنند که اختلاف بر سر موضوعاتی مانند غنیسازی، تنگه هرمز و نحوه رفع تحریمها، مانع اصلی پیشرفت است. در کنار این، بیاعتمادی عمیق میان دو طرف که پس از جنگ اخیر تشدید شده، روند مذاکرات را کند و فرسایشی کرده است.


