
هفت صبح| افزایش شتابان قیمت گوشت قرمز در ماههای اخیر، الگوی مصرف پروتئین در بسیاری از خانوارهای شهری را دگرگون کرده است. کالایی که تا چندی پیش عنصر ثابت سفرههای هفتگی به شمار میرفت، امروز به محصولی پرهزینه تبدیل شده و همین فشار قیمتی، خانوارها را به سمت گزینههای جایگزین سوق داده است. در این میان، سویا خوراک انسانی در مدلهای ساده و دودی دوباره به کانون توجه بازگشته است. محصولی که سالها حضوری کمرنگ داشت و حالا در سبد خرید بسیاری از خانوادهها جا باز کرده است.
بررسی میدانی بازار مواد غذایی نشان میدهد فاصله قیمتی میان گوشت قرمز و سویا به سطحی رسیده که رفتار خرید را تغییر داده است. در شرایطی که هر کیلو گوشت قرمز با ارقام بالای یک میلیون تومانی معامله میشود، سویا با هزینهای بهمراتب کمتر امکان تأمین پروتئین گیاهی را فراهم میکند. همین اختلاف شدید قیمت، مهمترین محرک رشد تقاضای خانگی برای سویا به شمار میرود. رشدی که فروشندگان خردهفروشی و بنکداران نیز آن را تأیید میکنند.
یکی از جلوههای این تغییر، ورود دوباره سویا به آشپزخانههای خانگی است. بسیاری از خانوادهها سراغ غذاهایی رفتهاند که قابلیت جایگزینی گوشت با سویا را دارند. ماکارونی در صدر این فهرست قرار دارد. غذایی پرمصرف، اقتصادی و سازگار با ذائقه عمومی که با کمی تغییر در دستور پخت، امکان استفاده از سویا را به جای گوشت فراهم میکند. پس از آن، غذاهایی مانند کتلت، مایه ماکارونی، سسهای گوشتی و حتی برخی خورشهای ساده نیز با سویا تهیه میشوند.
البته این جایگزینی بدون چالش پیش نرفته است. ذائقه غذایی در ایران، پیوند عمیقی با طعم و بافت گوشت قرمز دارد و بخشی از مصرفکنندگان همچنان نسبت به سویا احساس فاصله میکنند. برای این گروه، بافت متفاوت و طعم خاص سویا چندان دلنشین نیست و نیاز به مهارت بیشتر در آشپزی دارد. با این حال فشار هزینهها باعث شده حتی این مقاومتهای ذائقهای نیز در برابر واقعیت قیمتها عقبنشینی کند. بسیاری از خانوارها با آزمون و خطا، ادویهگذاری مناسب و ترکیب سویا با مواد دیگر، تلاش میکنند این فاصله ذائقهای را کاهش دهند.
از نگاه فعالان بازار، افزایش تقاضای خانگی برای سویا پیامد مستقیم افت قدرت خرید است. فروشندگان میگویند در گذشته بخش قابل توجهی از سویا در رستورانها، سلفهای دانشجویی و مراکز تهیه غذا مصرف میشد، اما اکنون سهم خریدهای خانگی رشد محسوسی داشته است. این تغییر ترکیب تقاضا حتی بر نوع بستهبندی هم اثر گذاشته و بستههای کوچکتر با گردش سریعتر در قفسه فروشگاهها دیده میشود.
در بعد اقتصادی، سویا برای خانوار نقش یک «سوپاپ اطمینان» را ایفا میکند. محصولی که امکان حفظ حداقلی از مصرف پروتئین را با هزینهای کنترلشده فراهم میسازد. کارشناسان تغذیه نیز بر این نکته تأکید دارند که سویا، در صورت مصرف متعادل و درست، بخشی از نیاز پروتئینی بدن را پوشش میدهد. هرچند جایگاه آن با گوشت قرمز تفاوت دارد، اما در شرایط تورمی فعلی، بسیاری از خانوادهها به دنبال مدیریت هزینه هستند و به کارایی اقتصادی بیش از هر عامل دیگری توجه نشان میدهند.
همزمان با رشد تقاضا، قیمت سویا نیز افزایش یافته، اما شیب این رشد با جهش قیمت گوشت قرمز قابل مقایسه نیست. همین اختلاف نرخ، منطق انتخاب مصرفکننده را شکل میدهد. برای خانواری که باید میان حذف کامل پروتئین یا استفاده از جایگزین ارزانتر تصمیم بگیرد، سویا انتخابی عملگرایانه به نظر میرسد.
این روند پیامدهای فرهنگی هم دارد. نسلهای جوانتر، انعطاف بیشتری در پذیرش غذاهای مبتنی بر سویا نشان میدهند و شبکههای اجتماعی نیز با آموزش دستورهای جدید، به عادیسازی این تغییر کمک کردهاند. ویدئوهای آموزش پخت ماکارونی با سویا، کتلتهای ترکیبی و غذاهای اقتصادی، بازدید بالایی گرفته و به تدریج تصویر سویا را از یک ماده صرفاً جایگزین به یک انتخاب آگاهانهتر تغییر داده است.
در مجموع، افزایش قیمت گوشت قرمز مسیری تازه در بازار مصرف خانگی گشوده است. سویا، به عنوان گزینهای مقرونبهصرفه، توانسته بخشی از خلأ ایجادشده را پر کند و الگوی خرید را دگرگون سازد. هرچند این تغییر با چالشهای ذائقهای همراه است، اما واقعیت اقتصاد خانوار نشان میدهد فشار قیمتها قدرت تصمیمگیری را به دست گرفته و رفتار بازار را به سمت انتخابهای کمهزینهتر سوق داده است؛ انتخابهایی که شاید موقت به نظر برسند، اما در صورت تداوم شرایط تورمی، میتوانند به عادتهای جدید غذایی بدل شوند.






