
به گزارش هفت صبح، اقتصاد ایران درگیر شوک بیرونی و خطای سیاستی خاص شده است. همین مسئله باعث شده وقتی تورم، ارز، سرمایهگذاری و معیشت مدام در معرض قرار گیرند دیگر نمیتوان پیشبینی دقیقی از آینده داشت. سیاستگذار هم ناگزیر به واکنشهای کوتاهمدت و پرهزینه فرو میریزد....
براساس گزارش، مجمع جهانی اقتصاد (WEF) در دسامبر ۲۰۲۵، با بهرهگیری از روش تحلیل سناریو بررسی میکند که چگونه تعامل میان ژئواکونومیکس یعنی تضادهای ژئوپلیتیکی-اقتصادی مانند تکهتکهشدن اقتصاد جهانی و رقابتهای تجاری و پیشرفتهای فناوری بهویژه تجاریسازی هوش مصنوعی و فناوریهای نوظهور میتواند اقتصاد جهانی را تا سال ۲۰۳۰ شکل دهد. هدف اصلی گزارش، کمک به رهبران کسبوکار برای آزمون فرضیات خود، شناسایی نقاط کور و تدوین استراتژیهای مقاوم در برابر عدم قطعیتهاست.
از طرف دیگر گزارش بارومتر اعتماد ادلمن ۲۰۲۶ نشان میدهد که ذهنیت انزواگرا در جهان در حال افزایش است. حدود ۷۰ درصد مردم جهان تمایلی به اعتماد به افرادی با ارزشها، باورها، منابع خبری یا سبک زندگی متفاوت ندارند. این وضعیت نتیجه همزمان قطبیسازی، احساس بیعدالتی و ترسهای اقتصادی–ژئوپلیتیکی است.
شاخص اعتماد (میانگین اعتماد به دولت، کسبوکار، رسانه و سمنها) در کشورهای درحالتوسعه ۶۶ و در کشورهای توسعهیافته ۴۹ است. شکاف اعتماد شمال–جنوب همچنان در حال افزایش است؛ چین، امارات، عربستان و اندونزی در صدر اعتماد قرار دارند، در حالیکه ژاپن، آلمان، بریتانیا و آمریکا در محدوده بیاعتمادیاند.
تبعات شکاف درآمدی
در حال حاضر شکاف درآمدی اعتماد بهطور بیسابقهای افزایش یافته است. فاصله اعتماد میان دهکهای بالا و پایین درآمدی نسبت به ۲۰۱۲ بیش از دو برابر شده است. اقشار کمدرآمد نهادها را کمصلاحیتتر و غیراخلاقیتر میدانند و بیش از پیش فکر میکنند که سیستم بهنفع ثروتمندان کار میکند. این شکاف یکی از موتور محرکههای اصلی نارضایتی و بیثباتی اجتماعی است.
اعتماد از نهادهای ملی به مناسبات محلی عقبنشینی کرده است. اعتماد به خانواده، دوستان، همکاران و مدیر مستقیم افزایش داشته اما اعتماد نسبت به دولت ملی، رسانههای بزرگ و رهبران خارجی افت کرده است. این جابهجایی به معنای تضعیف ظرفیت نهادهای بزرگ برای حل مسائل جمعی است.
در بین اقشار همچنان مردم به دانشمندان و معلمان اعتماد بسیاری دارند. سپس هممیهنان و همسایگان قرار دارند. رتبه بعدی به سیاستمداری که فرد به او رای داده و مدیران عامل شرکتها میرسد. در نهایت روزنامهنگاران و رهبران دولتها پایینترین سطح اعتماد را جذب میکنند.
چرا اقتصاد ایران ثباتپذیر نمیشود؟
اقتصاد ایران طی بیش از یک دهه گذشته علاوه بر اینکه با اقتصاد جهانی همراه نشده با بیثباتی مزمن و ساختاری روبهرو بوده که ریشه آن را نمیتوان به شوکهای مقطعی نسبت داد. تداوم نوسانات نشان میدهد مسئله اصلی در ناتوانی اقتصاد برای ایجاد ثبات پایدار و قابل پیشبینی نهفته است. در این چارچوب، تصمیمات اقتصادی در غیاب قواعد باثبات و سازوکارهای پاسخگو، بهصورت مقطعی و واکنشی اتخاذ میشوند و امکان تبدیلشدن به سیاستهای قابل پیشبینی و اصلاحپذیر را ندارند.
نتایج نشان میدهد اقتصاد در ایران با یک الگوی فرسایشی چندوجهی مواجه است. پیامد این وضعیت، شکلگیری چرخهای است که در آن سیاستها بهدلیل ضعف نهادی ناکام میمانند، ناکامی سیاستها، بیاعتمادی و رانت را تشدید میکند و این فرآیند، کیفیت مدیریت اقتصادی را بیش از پیش تضعیف میسازد.. در این شرایط اصلاحات باید از بازسازی حکمرانی اقتصادی آغاز شود و تغییر ابزارهای سیاستی تنها به تشدید بیثباتی منجر خواهد.




