هفت صبح| صدای ساز، زمانی بخشی از حافظه جمعی جشن‌های ایرانی بود. صدایی که از بلندگوهای خانه‌های ویلایی چراغانی شده بیرون می‌زد، از کوچه‌های محله رد می‌شد و رهگذرها را وادار می‌کرد حدس بزنند امشب در کدام خانه، عروسی برپاست. آن سال‌ها، گروه‌های موسیقی عروسی شامل نوازنده و خواننده، بخشی از شور اجتماعی بودند. مردمی که زیر فشار روزمره، چند ساعت را به رقص و خنده و آواز پناه می‌بردند. حالا اما بسیاری از آن صداها خاموش شده‌اند. ارگ‌ها داخل کاور مانده‌اند، میکسرها خاک گرفته‌اند و خواننده‌هایی که تا چند سال پیش، هر هفته چند اجرا داشتند، روزها را با انتظار یک تماس می‌گذرانند. تماس‌هایی که یا نمی‌آیند، یا اگر بیایند، به چانه‌زنی‌های فرساینده ختم می‌شوند. چانه‌زنی برای چند میلیون کمتر، برای حذف نوازنده، برای اجرای پلی‌بک به جای موسیقی زنده.

 

بازار موسیقی جشن‌ها، آرام و بی‌سروصدا وارد رکودی عمیق شده است. رکودی که ترکیبی از بحران اقتصادی، تغییر سلیقه مردم، هزینه‌های سنگین تجهیزات، محدودیت‌های اجرایی و رانت در برخی تالارهاست. در این میان، زندگی صدها نوازنده و خواننده‌ای که سال‌ها از این راه نان خورده‌اند، زیر و رو شده است.

 

 عمدتا فلش روشن می‌کنند


ابراهیم نوری خواننده و نوازنده مجالس، بیش از دو دهه است که در جشن‌ها برنامه اجرا می‌کند. صدایش خسته است. از آن خستگی‌هایی که حاصل کم‌استفاده ماندنِ سال‌ها تجربه و علاقه است. می‌گوید: «این روزا بازار خراب شده. واقعاً خراب. جشن کم شده، مردم توان هزینه کردن ندارن. اقتصاد که خراب بشه، اولین چیزی که حذف میشه شادیه.» او توضیح می‌دهد که گروهش چهار نفره است؛ دو نوازنده و دو خواننده. برای یک مراسم عروسی، حدود ۳۰ میلیون تومان دریافت می‌کنند. رقمی که در نگاه اول شاید بالا به نظر برسد، اما وقتی میان چند نفر تقسیم و هزینه رفت‌وآمد، تجهیزات، لباس، تمرین و استهلاک از آن کم شود، سهم چندانی باقی نمی‌ماند.


نوری می‌گوید: «الان دیگه بیشتر مردم یه فلش میندازن به سیستم صوتی، تموم. ولی اجرای زنده یه حال دیگه داشت. حتی اشتباهشم قشنگ بود. اون ارتباطی که بین نوازنده و مهمونا شکل می‌گرفت، چیز دیگه‌ای بود.»او معتقد است مردم به موسیقی آماده عادت کرده‌اند. عادتی که بعد از دوران کرونا شدت گرفت. سال‌هایی که تالارها تعطیل شدند، دورهمی‌ها کوچک شد و موسیقی زنده از متن مهمانی‌ها کنار رفت.«بعد از کرونا دیگه اوضاع خیلی خراب شد. چهار پنج ساله که مردم کم‌کم رفتن سمت موسیقی آماده. سیستم صوتی می‌ذارن و کار تمومه.»

 

تالارهای پرزرق‌وبرق، بدون صدای زنده


در گذشته، بسیاری از تالارها برای جذب مشتری، روی کیفیت گروه موسیقی مانور می‌دادند. بعضی تالارها حتی با گروه‌های شناخته‌شده قرارداد ثابت داشتند. حالا اما در بسیاری از سالن‌ها، دی‌جی و پلی‌بک جای گروه زنده را گرفته است. او از فضایی حرف می‌زند که به گفته خودش، گاهی با «باندبازی» هم همراه بوده است: «بعضی تالارها فقط با گروه‌های خاص کار می‌کردند. می‌گفتند ۳۰ یا ۴۰ درصد قرارداد مال ما. من زیر بار نرفتم. می‌گفتم برنامه خودمو دارم.» در چنین شرایطی، بخشی از بازار اجرا عملاً میان چند حلقه محدود دست‌به‌دست می‌شود و گروه‌های مستقل، سهم کمتری از اجراها دارند.

 

 اقتصاد، شادی را کوچک کرده


فعالان این حوزه می‌گویند مسئله فقط موسیقی نیست. مسئله کوچک شدن کل مراسم‌هاست. هزینه تالار، لباس، فیلمبرداری، شام، گل‌آرایی و موسیقی، آن‌قدر بالا رفته که بسیاری از خانواده‌ها ترجیح می‌دهند مراسمی مختصر برگزار کنند یا کلاً سراغ جشن مفصل نروند. وقتی عروسی کوچک می‌شود، اولین گزینه قابل حذف، گروه موسیقی زنده است. یکی از نوازندگان ارگ می‌گوید: «قبلاً خانواده‌ها می‌گفتند هر چی بشه، موسیقی باید خوب باشه. الان می‌گن فقط یه چیزی باشه که مجلس ساکت نمونه.»
او توضیح می‌دهد که تا چند سال پیش، در فصل‌های شلوغ عروسی، بعضی گروه‌ها هفته‌ای سه تا چهار اجرا داشتند. حالا ممکن است یک گروه در کل ماه، فقط یک برنامه داشته باشد.

 

 سازهایی که قیمتشان نجومی شد


رکود بازار اجرا، همزمان شده با جهش قیمت تجهیزات موسیقی. بسیاری از ابزارهایی که نوازندگان استفاده می‌کنند، وارداتی‌اند؛ از کیبورد و میکسر گرفته تا باند، میکروفن و تجهیزات نور.افزایش نرخ ارز، قیمت این وسایل را چند برابر کرده است. نوازنده‌ای که سال‌ها پیش با چند میلیون تومان می‌توانست یک ست متوسط تهیه کند، امروز برای خرید همان تجهیزات باید صدها میلیون و گاهی بیش از یک میلیارد تومان هزینه کند. ابراهیم نوری می‌گوید: «خوشبختانه هنوز وسایلمو دارم. ولی اگه بخوای الان همینا رو بخری، واقعاً سخته.»

 

 نسلی که موسیقی را جور دیگری می‌خواهد


در کنار بحران اقتصادی، تغییر ذائقه هم بازار گروه‌های سنتی جشن را دگرگون کرده است. نسل جدید مهمانی‌ها را کوتاه‌تر می‌خواهد، موسیقی تندتر می‌خواهد و بیشتر به دی‌جی و ریمیکس گرایش دارد. در بعضی مراسم‌ها، صاحب مجلس ترجیح می‌دهد پلی‌لیستی از آهنگ‌های ترند شبکه‌های اجتماعی پخش شود. موسیقی‌ای که شاید برای رقص مناسب باشد، اما جایی برای بداهه‌خوانی و تعامل زنده باقی نمی‌گذارد. یکی از خوانندگان قدیمی مجالس می‌گوید: «قبلاً خواننده مجلس رو جلو می‌برد. الان آهنگ اینستاگرام جلو می‌بره.» این تغییر، بخشی از هویت موسیقی جشن‌های ایرانی را هم دگرگون کرده است. جایی که زمانی خواننده با توجه به حال‌وهوای مهمان‌ها، ضرب اجرا را تنظیم می‌کرد و مجلس را بالا و پایین می‌برد.

   

اشتباهِ اجرای زنده هم قشنگ بود


شاید مهم‌ترین چیزی که در این رکود از دست رفته، صرفاً شغل چند نوازنده نباشد. بخشی از تجربه انسانیِ جشن‌ها از دست رفت.  وقتی موسیقی زنده اجرا می‌شود، هر مراسم شخصیت خودش را دارد. خواننده ممکن است شعری را به اسم عروس و داماد بخواند، نوازنده ریتم را با شور مهمان‌ها هماهنگ کند، یا حتی یک اشتباه کوچک باعث خنده جمع شود. همین لحظه‌های پیش‌بینی‌نشده، روح اجرا را می‌سازند. ابراهیم نوری با لبخند کوتاهی می‌گوید: «برنامه زنده، اشتباهشم خوشمزه بود.» جمله ساده‌ای است، اما پشت آن دلتنگی بزرگی خوابیده است. دلتنگی برای دوره‌ای که شادی هنوز صنعتی و فایل‌محور نشده بود.

 

شغلی که از روی علاقه شروع شد


نوری می‌گوید ورودش به موسیقی از سر علاقه بوده: «قبلاً کار دیگه‌ای داشتم، طراحی فرش می‌کردم. ولی عاشق موسیقی بودم.» او تعریف می‌کند که سال‌ها پیش، درآمد موسیقی خوب بوده و می‌شد روی آن حساب کرد. اجراها متعدد بودند، مردم دست‌ودل‌بازتر بودند و گروه‌ها برای ماه‌ها برنامه رزرو داشتند. حالا اما بسیاری از موزیسین‌های مجالس به شغل دوم یا سوم پناه برده‌اند. از رانندگی اینترنتی تا فروشندگی، تدریس خصوصی یا کارهای فنی. برخی هم ساز را کنار گذاشته‌اند؛ بی‌سروصدا، بدون خداحافظی.

 

 خاموشی آرام یک صنف


برخلاف بسیاری از مشاغل، رکود در بازار موسیقی جشن‌ها معمولاً دیده نمی‌شود. وقتی کارخانه‌ای تعطیل می‌شود، صدای اعتراض بلند می‌شود. وقتی بازاری کساد می‌شود، آمار منتشر می‌شود. اما نوازنده‌ای که دیگر دعوت نمی‌شود، آرام حذف می‌شود؛ بی‌خبر، بی‌تیتر. این خاموشی تدریجی، حالا به بخشی از واقعیت شب‌های ایران تبدیل شده است. تالارهایی که با نورهای عظیم روشن‌اند، اما در آنها خبری از گروه زنده نیست. جشن‌هایی که برگزار می‌شوند، اما صدای واقعی در آنها جریان ندارد.

 

امیدی که هنوز ته صدا مانده


با همه اینها، ابراهیم نوری هنوز امیدوار است. می‌گوید اگر اقتصاد جان بگیرد، حال موسیقی هم بهتر می‌شود: «پایه همه‌چی اقتصاده. مردم اگه حالشون خوب بشه، دوباره جشن می‌گیرن، دوباره موسیقی زنده می‌خوان.» شاید حق با او باشد. موسیقی جشن، نشانه‌ای از امید اجتماعی است. جامعه‌ای که توان خندیدن دارد، برای موسیقی زنده هم جا باز می‌کند. فعلاً اما در بسیاری از شب‌ها، جای صدای خواننده، فقط یک فلش کوچک چشمک می‌زند. فلشی که آهنگ پخش می‌کند، بی‌آنکه انسانی واقعی، پشت میکروفن نفس بکشد.