
هفت صبح| چهل روز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در حالی سپری شد که تصور عمومی از تبعات این درگیری، عمدتاً معطوف به جهش قیمت نفت و بنزین بود، اما زلزلهای خاموش و ویرانگر در لایههای زیرین اقتصاد جهانی نمایان شد؛ تخریب و اختلال در صنایع فولاد و پتروشیمی روی صنایع مختلفی اثر میگذارد، درواقع شریانهای حیاتی هزاران محصول دیگر هستند. از ساختمانی که در آن زندگی میکنید تا خودرویی که سوار میشوید، از لاستیک کفش تا بستهبندی مواد غذایی، همه و همه به یکی از این دو صنعت وابسته هستند.
صنعت فولاد ایران یکی از اهداف اصلی حملات هوایی آمریکا و اسرائیل بوده است. علاوه بر دو غول بزرگ این صنعت یعنی فولاد مبارکه و فولاد خوزستان برخی شرکتهای خصوصی نیز هدف حملات دقیق قرار گرفتند. با توجه به اینکه دو مجتمع عظیم، سالانه حدود ۱۵.۴ میلیون تن فولاد خام تولید میکردند و سهمی بیش از ۵۰درصد از کل صادرات نیمآلیاژ و محصولات فولادی ایران را در اختیار داشتند عملا در تولید صنایع پایین دستی و حتی کاهش واردات تجهیزات صنعتی موثر هستند.
حملات به زیرساختهای انرژی، از جمله میدان گازی پارس جنوبی و عسلویه، باعث قطعی گسترده برق و گاز در شرکتهای پتروشیمی کشور شده و عملاً بسیاری از کارخانههای فعالیت خود را متوقف کردهاند. منطقه ویژه پتروشیمی ماهشهر که به عنوان قلب صنعت پتروشیمی ایران شناخته میشود، بارها هدف حملات هوایی قرار گرفته است. تخمین زده شده که حدود ۸۵ درصد از ظرفیت صادرات پتروشیمی ایران به دلیل حملات و اختلال در تأمین خوراک، فعلا از مدار خارج شده است .توقف تولید در این مجتمعها، زنجیره تأمین هزاران محصول پاییندستی را مختل کرده است. پتروشیمیها مواد اولیه اصلی صنایع پلاستیک، لاستیک، نساجی، چسب، رنگ، داروسازی و مواد شوینده را تأمین میکنند. با توقف آنها، این صنایع نیز با کمبود مواد اولیه و افزایش قیمت مواجه خواهند شد.
دومینوی افت صنایع پاییندستی
حملات به فولاد و پتروشیمی، زنجیرهای از صنایع پاییندستی را تحت تأثیر قرار داده است. این تأثیرات در چند لایه قابل بررسی است؛ فولاد، ماده اولیه اصلی صنعت ساختمان است. توقف تولید و صادرات میلگرد، تیرآهن و ورقهای فولادی از ایران، کشورهای همسایه مانند عراق و پاکستان را که تا ۸۰ درصد فولاد خود را از ایران تأمین میکردند، با بحران مواجه کرده است. این موضوع به معنای توقف پروژههای ساختمانی و عمرانی، افزایش قیمت مسکن و در نهایت، کاهش اشتغال در این بخش است. همچنین خودروها از بدنه فولادی تا قطعات پلاستیکی و لاستیکی، همه و همه به فولاد و پتروشیمی وابسته هستند. صنایع خودروسازی و لوازم خانگی به دلیل افزایش هزینههای مواد اولیه و اختلال در لجستیک دریایی، با فشار شدیدی مواجه هستند. در اروپا، کارخانههای نورد مجبور شدهاند به دلیل کمبود اسلب (ورق فولادی نیمهخام) و افزایش هزینهها، خطوط تولید خود را تعطیل کنند.
پلاستیکها و مواد شیمیایی تولید شده در پتروشیمیها، پایه و اساس صنعت بستهبندی و داروسازی هستند. کمبود این مواد اولیه، زنجیره تأمین بستهبندی مواد غذایی و دارویی را مختل کرده و هزینههای تولید را در جهان به شدت افزایش داده است. به همین دلیل این جنگ هزینه سلامت را بیشتر کردهاست. از طرفی شاید کمتر کسی بداند، اما صنعت پتروشیمی با کشاورزی نیز گره خوردهاند. کودهای شیمیایی از محصولات پتروشیمی هستند و قیمت آنها در بازارهای جهانی جهشی ۴۰ تا ۵۰ درصدی داشته است. همچنین، تجهیزات کشاورزی مانند تراکتور و کمباین از فولاد ساخته میشوند. گرانی و کمبود این دو، به معنای افزایش هزینه تولید مواد غذایی و در نهایت، تورم بیشتر در سبد خانوار است.
تاثیر جنگ بر صنایع از رکود تا تورم
این اختلالات، هم بر اقتصاد ایران و هم بر اقتصاد جهان تأثیرات عمیقی گذاشته است. برای ایران، خاموشی صنایع فولاد و پتروشیمی، به معنای از دست رفتن سالانه میلیاردها دلار درآمد ارزی است. این دو صنعت، پس از نفت، بزرگترین صادرکنندگان غیرنفتی ایران هستند. نرخ بیکاری نیز با تعطیلی این صنایع و صنایع پاییندستی، افزایش مییابد. اما جهان نیز از این آسیب در امان نیست. قیمت فولاد در بازارهای جهانی به دلیل کمبود عرضه از ایران و نگرانی از حملات به تأمینکنندگان دیگر در منطقه، با جهش همراه شده است.
تحلیلگران CRU Group هشدار میدهند که اختلال در تنگه هرمز، زنجیره تأمین فولاد و مواد اولیه آن را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار خواهد داد و در نهایت شرکتهای تولیدکننده مواد غذایی اروپا به دلیل گرانی محصولات ناشی از کمبود کود شیمیایی مجبور هستند محصولات خود را از آسیا یا آمریکا واردات کنند یا حتی شرکتهای تولیدکننده لوازم خانگی، تجهیزات صنعتی و... از بازار جهانی عقب میمانند. قیمت محصولات پتروشیمی روند صعودی به خود گرفته است. شرکت هانتسمن، هشدار داده است که اگر قیمتهای بالای انرژی و مواد اولیه تا تابستان ادامه یابد، مجبور خواهد شد کارخانه خود در بریتانیا را تعطیل کرده و محصولات را از چین یا آمریکا وارد کند.
این نشان میدهد که بحران فعلی، زنجیرههای تأمین جهانی را بازطراحی خواهد کرد. از این رو میتوان ادعا کرد که آسیب به صنعت فولاد و پتروشیمی، برخلاف نفت که تأثیر آن فوری و آشکار است، مانند یک زلزله خاموش عمل میکند. اثرات مخرب آن با تأخیر، اما با قاطعیت، به تمام صنایع پاییندستی و در نهایت به جیب مصرفکنندگان نهایی خواهد رسید. از خانهای که نمیتوانیم بسازیم تا خودرویی که گرانتر تمام میشود، از غذایی که هزینه بیشتری دارد تا دارویی که ممکن است کمیاب شود، همه و همه زخمهایی هستند که این جنگ بر پیکره اقتصاد جهانی وارد میکند.






