روزنامه هفت صبح، مصطفی آرانی | در روزهای اخیر و پس از سخنان خانم نوشین معراجی، فیلمنامهنویس فیلم نمور که گفته بود در صورتیکه عشق بین دختر و پسر باشد، فرزند آنان حلالزاده است؛ اعتراضاتی از سوی جامعه مذهبی به این حکم صورت گرفت. البته خانم معراجی از این حرف عذرخواهی کردند ولی باب بحثی باز شده در خصوص عقد ازدواج و مسئلهای مطرح شده بهنام معاطات. ببینیم که ماجرا چیست.
حکم شرعی عقد ازدواج چیست؟
طبق قواعد شرعی، قرائت صیغه ازدواج چند شرط دارد:
یک: صیغه عقد ازدواج باید به عربی خوانده شود.
دو: کسی که صیغه را میخواند، باید قصد ایجاد همسری میان زن و مرد داشته باشد (یعنی ماجرا صوری نباشد) و بالغ و عاقل باشد.
سه: کسی که صیغه عقد را میخواند در موقع عقد، زن و شوهر را معین کند. مثلا اسم آنها را ببرد یا به آنها اشاره کند.
چهار: زن و مرد باید به خواندن صیغه عقد رضایت داشته باشند.
پنج: صیغه عقد باید بهصورت صحیح خوانده شود.
شش: بین صیغه ایجاب و قبول نباید فاصله بیفتد. یعنی از نظر عرفی همان موقع که مرد پیشنهاد میدهد، زن این پیشنهاد را بپذیرد.
آیا حتما باید صیغه به زبان عربی باشد؟
یک سوال این است که آیا حتما صیغه ازدواج باید به زبان عربی خوانده شود. پاسخ این است که برخی فقها صیغه غیرعربی را نیز درست دانستهاند مشروط به اینکه از کلماتی استفاده شود که معنای «زَوَّجْتُ» و «قَبِلْتُ» را برساند.
مثلا مرحوم امام خمینی در این زمینه میگویند:
«به احتیاط لازم صیغه ازدواج باید به عربی خوانده شود و خواندن آن به زبان غیر عربی در صورتی صحیح است که زن و مرد عاجز باشند و نتوانند به عربی بخوانند که در این صورت باید به گونهای و با الفاظ و عبارتی بخوانند که ترجمه و معادل عبارت عربی صیغه ازدواج باشد. مثلا زن و مردی که قصد ازدواج موقت دارند اما قادر نیستند که صیغه آن را به عربی بخوانند، در ابتدا به تعیین مدت ازدواج و میزان صداق و مهریه توافق و اقدام مینمایند و بعد از آن زن به قصد ازدواج میگوید:
به ازدواج تو در آوردم خودم را در مدت معین و با مهر معین، و مرد نیز بدون فاصله و به قصد ازدواج بگوید: قبول نمودم… بر زن و مردی که قصد ازدواج دارند و به هر جهتی، توان جاری کردن صیغه ازدواج به زبان عربی را ندارند، جایز است که خودشان صیغه نکاح دائم و یا موقت را به زبان غیرعربی بخوانند و جاری کنند؛ و بر آنان واجب نیست که به شخص ثالثی که توان به عربی خواندن دارد، مراجعه کرده و به وی وکالت دهند تا عقد آنان را به عربی بخواند.»
ماجرای معاطات چیست؟
معاطات یعنی برقرار شدن رابطه قراردادی بین دو نفر بدون آنکه لفظی برای این موضوع به کار ببرند. مثلا وقت خرید کردن از سوپرمارکت شما نمیگویید «این را خریدم به فلان قیمت و طرف نمیگوید فروختم به فلان قیمت». در واقع صیغه نمیخوانید. جنس را برمیدارید و قیمتش را میدهید. حالا سوال این است که آیا معاطات در ازدواج یا نکاح جایز است؟ آیا به صرف راضی بودن دو نفر در فقه، بین آنها رابطه نکاح برقرار است؟ تقریبا هیچ فقیهی چنین حکمی نداده است.
مرحوم آیتالله فاضللنکرانی در این زمینه کتابی دارند و در بخش نتیجهگیری آن نوشتهاند: «معاطات در هر عقد و ایقاعی جریان دارد، مگر در جایی که دلیل خاصی بر عدم جریان آن باشد. بر اساس این قاعده، در عقد نکاح نیز باید معاطات جریان داشته باشد، اما اجماع و ارتکاز متشرعه دو دلیل مهمی است که در برابر جریان این قاعده در نکاح میایستد. بدینسان، در عقد نکاح، معاطات جریان ندارد.»
اجماع فقها یعنی نظر (تقریبا) همه فقهای پیشین چنین بوده است و ارتکاز متشرعه به عبارت ساده یعنی شرع چنین چیزی را نمیپسندد.
یک نظر خاص
دفتر تاریخ شفاهی حوزه علمیه البته دیروز به نقل از «حجتالاسلام نوراللهیان که قبلا «رئیس سابق سازمان حوزهها و مدارس علمیه خارج از کشور» بود مدعی شده که فتوای امام خمینی در این خصوص در اواخر عمرشان تغییر پیدا کرده است. این دفتر مینویسد:
این سند را من یک روز بعد از صدور آن یعنی ۱۴/۱۰/۱۳۶۷ در جماران دیدم. آقای محمدعلی انصاری گفتند این همین الان از تنور در آمده است. ایشان لطف کردند و یک کپی از استفتاء و پاسخ را به من دادند. من از این فتوا خیلی تعجب کردم. آقای انصاری گفتند که این نامه تفصیلاتی هم دارد. گفتند این نامه از سوی یکی از شاگردان قدیمی امام ارسال شده است. وقتی حاج سیداحمد این جواب را دیده بود با تعجب از امام پرسیده بود شما لفظ را واجب میدانستید هرچند معتقد بودید که فرقی نمیکند به عربی باشد یا فارسی یا زبان دیگری. امام فرموده بودند که من مدتهاست مبنایم این شده است که نکاح معاطاتی صحیح است.
به کتاب بیع که مراجعه کنید امام [بر خلاف شیخ انصاری] میفرمایند اصل در عقود و معاملات از جمله نکاح، معاطات است. ایشان میفرمایند جوامع بشری همیشه ازدواج و طلاق و معاملات و داد و ستد داشتند و لفظ دربین نبوده… و شارع همین را امضا کرده است الا آنجایی که شارع تاکید بر لفظ داشته باشد و در مورد نکاح ما چنین چیزی نداریم و روایاتی وجود دارد که حمل بر استحباب میشود.
بعد از رحلت امام وقتی رهبری به قم آمدند بعد از نماز مغرب ملاقاتهایی میان ایشان و مراجع در منزل آقای صدوقی برگزار شد. برخی مراجع از جمله آیتالله صافی، نوری همدانی، مکارم شیرازی، آقا موسی شبیری زنجانی و… که حدودا یازده نفر بودند در این جلسه حضور داشتند. صحبت این فتوا مطرح شد. برخی از مراجع اشکالاتی داشتند. آقای رسولی محلاتی گفتند که این یکبار مطرح و تمام شده است. بعد بحثهای دیگری شد و مطلب دنبال نشد. بعد از جلسه من به رهبری عرض کردم که فتوای امام به خط و مهر خودشان نزد من موجود است. بعدا در یکی از جلساتی که خدمت ایشان بودم نامه را نشان دادم و ایشان فوقالعاده تعجب کردند و مشعوف شدند.
متن نامه: خدمت مستطاب آیتالله العظمی امام خمینی دامظلهالعالی
با سلام. دختر اینجانب با یک نفر رزمنده ازدواج معاطاتی و عملی نمودهاند که حاصل آن ازدواج یک دختر است و خود رزمنده شهید شده. آیا این نکاح صحیح بوده؟ بیان فرمایید چون میگویند این دختر ولد حرام است. اسم دختر… است و اینجاب (ناخوانا) میباشم. پدر دختر. ابراهیم (ناخوانا) پاسخ امام خمینی: نکاح مرقوم صحیح است و دختر ولد حلال است.
هر هفته در روزهای دوشنبه آخرین تحولات حقوقی را که شهروندان به آن نیاز دارند گزارش میکنیم و به پرسشهای حقوقی شما پاسخ میدهیم. در صورتی که سوالی دارید، آن را به ایمیل pr@7sobh.com یا پیامک ۰۹۲۰۲۰۰۱۷۰۷ ارسال کنید .



