هفت صبح| جنگ که تمام می‌شود، همه اول سراغ آدم‌ها را می‌گیرند، بعد سراغ خانه‌ها و در نهایت سراغ عدد و رقم‌های بورس و اقتصاد. اما یک جای کار همیشه لنگ می‌زند؛ حافظه شهر. همان دیوارهای آجری و سقف‌های گنبدی که سال‌هاست به حضورشان عادت کرده‌ایم و فکر می‌کنیم تا ابد هستند. گرچه در جنگ چهل روزه اخیر، میراث تاریخی ایران هم از گزند حملات در امان نماند و آنچه امروز از دل خبرها بیرون آمده، تصویر نگران کننده‌ای از یک خسارت گسترده است.

 

بر اساس آخرین اعلام وزارت میراث فرهنگی و گزارش‌های منتشر شده در رسانه‌ها، دست‌کم 140 اثر تاریخی، موزه، بنا و محوطه فرهنگی در 20 استان کشور آسیب دیده‌اند و برآورد اولیه خسارت این حوزه به حدود 7.5 همت رسیده است. گرچه به اذعان مسئولان و کارشناسان، این برآوردها تقریبی است و احتمالا بعد از بررسی‌های کامل‌تر، این رقم افزایش قابل توجهی خواهد داشت!

 

شمارش معکوس برای حافظه ملی


سیدرضا صالحی امیری، وزیر میراث فرهنگی، طی گزارشی عددی را اعلام کرد که تن علاقه‌مندان به تاریخ را لرزاند: «۱۴۰ اثر تاریخی در بیست استان کشور خسارت دیده‌اند.» این فقط یک عدد نیست؛ پشت این ۱۴۰ اثر، ۷.۵ همت خسارت برآورد شده است. اما مگر می‌شود روی آجر به آجر کاخ گلستان یا شکوه برج آزادی قیمت گذاشت؟ 
تهران، طبق انتظار، در صدر لیست سیاه است.

 

۶۳ اثر تاریخی در پایتخت آسیب دیده‌اند. از سعدآباد در شمال شهر که ۱۴ موزه‌اش زیر موج انفجار لرزیدند تا کاخ گلستان که قلب تپنده تاریخ تهران است. اما ماجرا به کاخ‌ها ختم نمی‌شود. ساختمان مجلس سنا، پادگان ۰۶، موزه آبگینه و حتی مدرسه ابومسلم در میدان منیریه هم در لیست خسارت دیده‌ها هستند. یعنی از شمال تا جنوب شهر، هیچ کجای تاریخ تهران از این چهل روز تلخ، جان سالم به در نبرده است.

 

  اصفهان و کردستان؛ میراثی که ماتم گرفت


بعد از تهران، اصفهان با ۲۳ اثر در رتبه دوم است. فکرش را بکنید؛ میدان نقش‌جهان، مسجد شیخ‌لطف‌الله و عالی‌قاپو که نماد ایران در جهان هستند، از لرزش‌های این جنگ بی‌نصیب نمانده‌اند. کاخ چهل‌ستون و هشت‌بهشت هم حالا باید منتظر تیم‌های مرمت باشند تا ترک‌های نشسته‌ بر تن‌شان را پنهان کنند.در کردستان هم اوضاع بهتر نیست. ۱۳ اثر تاریخی در این استان آسیب دیده‌اند. از عمارت خسروآباد که نگین سنندج است تا خانه کرد و مسجد جامع. این یعنی جنگ حتی به عمق خانه‌های قدیمی و مساجد باستانی هم نفوذ کرده است.

 

قصه نجات در کنیسه رفیع‌نیا


اما در میان این همه خبر تلخ، گاهی روایت‌هایی از نجات هم بیرون می‌آید که شنیدنی است. صدرا نوری، از کارشناسانی که در خط مقدم بررسی خسارت‌هاست، روایت عجیبی از کنیسه رفیع‌نیا دارد. این کنیسه قدیمی که در جریان حملات تخریب شده بود، گنجینه‌ای را در دل خود داشت که جامعه کلیمیان را نگران کرده بود؛ طومارهای تاریخی تورات. این طومارها که همگی دست‌نویس روحانیون کلیمی ایرانی روی پوست طبیعی هستند و قرن‌ها قدمت دارند، زیر آوارهای سنگین مانده بودند. اما معجزه اینجا رخ داد که به دلیل قرار گرفتن در جلدهای چوبی ضخیم و قدیمی، از گزند خاک و آوار مصون ماندند و توسط امدادگران و مرمت‌کاران صحیح و سالم خارج شدند. این یعنی در اوج ویرانی، هنوز رگه‌هایی از امید برای حفظ تاریخ زنده است.

 

  نقشه ایران زیر سایه ترک‌ها


اگر فکر می‌کنید خسارت‌ها فقط محدود به شهرهای بزرگ است، سخت در اشتباهید. موج‌های انفجار مثل یک بیماری مسری به همه جا سرک کشیده‌اند. در لرستان، قلعه فلک‌الافلاک و موزه مردم‌شناسی‌اش آسیب دیده‌اند. در کرمانشاه، تکیه بیگلربیگی و دبیرستان تاریخی کزازی زخم برداشته‌اند. حتی در انزلی، کاخ میان‌پشته که موزه نیروی دریایی است هم از این چهل روز تاثیر گرفته است.لیست بلندبالای وزارت میراث فرهنگی مثل یک نقشه جغرافیایی است که روی هر نقطه‌اش یک جای زخم دیده می‌شود: آرامگاه باباطاهر در همدان، قلعه صمصام در البرز، مسجد جامع قم، موزه سنجش تبریز و حتی محوطه باستانی کوه خواجه در دورترین نقطه سیستان و بلوچستان.

 

خوزستان؛ جایی که هنوز نمی‌شود وارد شد


یک بخش دردناک گزارش، مربوط به خوزستان است. ۱۳ اثر تاریخی در این استان آسیب دیده‌اند، اما عمق فاجعه هنوز مشخص نیست. چرا؟ چون بسیاری از این مکان‌ها در مناطق نظامی یا سایت‌های دفاع مقدس هستند. گزارش‌های اولیه ولی از آسیب به حمام تاریخی کرناسیون دزفول و موزه راه‌آهن اندیمشک حکایت دارد، اما باید منتظر ماند و دید وقتی غبارها کاملا نشست، چه چیزی از این یادگارهای ملی باقی مانده است.

 

  تهران؛ وقتی مدرنیته هم لرزید


در پایتخت، علاوه بر بناهای قاجاری و پهلوی، حتی نمادهای مدرن‌تر هم آسیب دیده‌اند. ورزشگاه آزادی، سینما شکوفه و ساختمان وزارت میراث فرهنگی در خیابان آزادی هم در لیست هستند. این نشان می‌دهد که موج‌های انفجار، فرقی میان سنگ‌های چندصدساله و سازه‌های بتنی معاصر قائل نشده‌اند. خانه احمد مصدق و عمارت باغ وثوق‌الدوله هم حالا به جمع بناهای نیازمند درمان فوری پیوسته‌اند.

 

تاریخ را نمی‌شود دوباره ساخت


هفت و نیم همت شاید برای دولت عدد بزرگی باشد، اما در مقابل ارزش آنچه از دست رفته یا ترک خورده، هیچ است. پل‌ها را می‌شود دوباره بتن‌ریزی کرد، جاده‌ها را می‌شود آسفالت کرد، اما کاشی هفت‌رنگ یک مسجد یا سقف یک عمارت صفوی اگر بریزد، دیگر آن چیزی نمی‌شود که بود. این گزارش در واقع، زنگ خطری است برای آنچه «میراث در خطر» نامیده می‌شود. حالا که آتش جنگ خاموش شده، نوبت به جنگ با زمان رسیده است. مرمت‌کاران باید قبل از اینکه باران‌های بهاری از میان ترک‌های سقف به عمق بناها نفوذ کنند، دست به کار شوند. تاریخ ایران در این چهل روز لرزید، اما هنوز سرپا ایستاده است؛ هرچند با عصایی از جنس داربست و پانسمانی از جنس نایلون و گچ. حالا باید دید دولت آیا می‌تواند در کمترین زمان ممکن این ۷.۵ همت را از روی کاغذ به دست استادکاران می‌رساند تا نبض تاریخ دوباره منظم بزند.