
هفت صبح | درختان سوزنی برگ از گذشتههای بسیار دور با اهدافی مختلف به جنگلهای طبیعی و جنگلکاریهای اطراف شهرها و روستاهای کشور وارد شده و امروز کاشت آنها مخالفانی هم دارد. کارشناسان بر این باورند که یک نسخه واحد برای استفاده از سوزنی برگان در جنگلکاریهای شهری نمیتوان پیچید و با توجه به شرایط روی زمین و سرشت گونهها باید نسبت به انتخاب گونه تصمیمگیری کرد.
سوزنی برگان خیلی در طبیعت ایران گسترش نیافتهاند. آمارهای موجود نشان میدهد که درختان سوزنی برگ کمتر از پنج درصد پوشش جنگلی کشور را شامل میشوند اما بعد از آنکه دخالتهای بشر در این اکوسیستمها افزایش یافته، سوزنی برگان با اهداف مختلف در جنگلهای طبیعی کشت میشوند. این درختان حتی به یکی از اجزای اصلی جنگلکاریهای حاشیه شهرهای بزرگی مثل تهران هم تبدیل شدهاند. کشت این گونهها چه مزیتهایی داشته و چرا پنج دهه قبل، با اقبال عمومی کارشناسی مواجه بوده است؟ چرا تصمیم گذشتگان درباره کشت سوزنی برگ، امروز با هجمههای مختلفی روبهرو میشود؟
کارشناسان اروپایی مروج سوزنی برگان
وحید اعتماد عضو هیئت علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران و جنگلشناس در این رابطه در گفتوگو با هفت صبح تاریخچه ورود سوزنی برگان به کشور را مرور میکند.او ریشه اصلی تمایل به کشت سوزنیبرگان را تحصیل دانشجویان نخبه ایرانی در دانشگاههای آن سوی مرزها و حضور کارشناسان خارجی در ایران معرفی میکند. وقتی ندیالکوف که کارشناسی اروپایی بود، به ایران سفر میکند یا مهندس حسین سعیدی آشتیانی برای تحصیل در رشته جنگلداری شهری به آمریکا میرود، مجذوب درختان سوزنی برگی میشود که در ایران کم داشتیم.
پروفسور تره گوبوف که استاد خارجی دانشگاه تهران بود، با هدف تولید چوب 14 هکتار کاج سیلوستر در پایین جنگل آموزشی خیرودکنار نوشهر میکارد که طعمه جوانه خوار میشود. مدیالکوف در شرکت فریم مشغول به کار میشود و قطعات آزمایشی را در جنگلهای سنگده به کشت پیسهآ اختصاص میدهد زیرا در اروپا راش، کاج و پیسهآ کنار هم رشد میکردند. حتی در گرگان در طرح جنگلداری قپان هم مقدار زیادی سوزنی برگ کاشته میشود.
تغییر نگاهها با رواج جنگلداری نزدیک به طبیعت
اعتماد میگوید که امروزه جنگلداری نزدیک به طبیعت نگاه دیگری به قضیه کشت گونههای سوزنی برگ دارد و با ورود هر گونه خارجی به جنگل موافق نیست. زیرا ما در ایران افرا، توسکا، گیلاس وحشی و نمدار داریم که رشد خیلی خوبی دارند و نیازی نیست که به واردات سوزنی برگان غیر بومی بپردازیم.
به گفته اعتماد، با آغاز طرحهای جنگلداری و تخریب جنگلی که حاصل شده بود، بسیاری از اساتید جنگلداری دستورالعملهایی برای واردات گونههای سوزنی برگ غیربومی مثل کاج پیسهآ، آبیس و این چیزها مینویسند اما امروز ما میدانیم که پیسهآ در جنگلهای شمال مغلوب گونههای بومی ایران شده است و نمیتواند مقاومت کند.
او البته کاملا با ورود سوزنی برگان سازگار با اقلیم ایران با انجام مطالعه دقیق و در صورت نبود اثرات منفی، با هدف افزایش تنوع زیستی در کشور مخالفتی ندارد اما یادآوری میکند که ما در ایران از نظر تنوع زیستی مشکلی نداریم و به اندازه کافی گونههای بومی خیلی خوب مثل ارس، سرخدار و زربین داریم. یک بازمانده اقلیمی از فیروزآباد فارس تا کناره کوه تفتان از سوزنیبرگان داریم که سازگاری خود را نشان داده و در تنگه صیدون کهگیلویه و بویراحمد مخلوط بلوط و سوزنی برگ در کنار هم مشاهده میشود.
کارشناسان فضای سبز به دنبال نمایش اقدامات
این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران تمایل شدید به کشت گونههای سوزنی برگ در جنگلکاریهای شهری را به این دلیل میداند که کارشناسان به دنبال نمود کارهای خود هستند و هیچ وقت برای یک محیط شهری، درخت ارس نمیکارند که 50 سال بعد فقط 4 متر ارتفاع داشته باشند. کارشناسان این حوزه به دنبال گونههایی هستند که سریع رشد میکنند.
او با مرور تاریخچه توسعه کاج تهران در کشور میگوید: 700 تا 800 سال پیش، کشورهای شمال ایران، جزو مملکت ما بوده است. در دشت الدار گونه کاج ایرانی (تهران یا الدار) را داشتیم که به منطقه خراسان و بجنورد منتقل میشود. این کاج در دوره صفویه در جاهای مختلف کاشته میشود. این گونه مقاوم به خشکی را نمیتوان گونهای وارداتی قلمداد کرد.البته او بر این باور است که برای جابهجایی هر گونهای، حتی در داخل کشور، باید فعالیتهای پژوهشی انجام شده و سازگاری گونه و اثرات آن بر محیط اطراف، حتما مورد مطالعه قرار گیرد.
کاج تهران، گونهای مناسب برای مناطق خشک
کامبیز طاهری آبکنار عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان و جنگلشناس نیز در گفتوگو با هفت صبح، هرگونه اظهار نظر درباره کشت گونههای سوزنی برگ را منوط به آشنایی با سرشت گونهها میداند و اظهارات غیرکارشناسی درباره کشت گونههای سوزنی برگ را نادرست توصیف میکند.
او نیز دوره صفویه را زمان توسعه کاج تهران معرفی کرده و این گونه را مناسب برای کشت در مناطق خشک و نیمه خشکی مثل تهران، خراسانهای شمالی، جنوبی و رضوی میداند اما کاج تهران برای مناطق شمال کشور گزینه خوبی نیست زیرا با رطوبت مشکل دارد.
طاهری آبکنار مناسب نبودن شرایط این روزهای کاج تهران در پارکهای پایتخت را ناشی از حساسیت این گونه به آفات و آلودگی هوا اعلام میکند.
زیرا وقتی کاج تهران در دوره قاجاریه در کشور توسعه مییابد، آلودگی هوا وجود نداشته و این گونه به خوبی رشد میکرده است اما با توجه به شرایط این روزها و واقعیتهای روی زمین، کاج تهران شاید گزینه بسیار خوبی برای تهران نباشد. به گفته این عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان، سرو نقرهای کشت شده در فضای سبز اطراف تهران، به دلیل اینکه این گونه متعلق به مناطق خشک و نیمه خشک آریزوناست و مقاوم به آفت است، گونهای قابل توصیه برای تهران است.
سرنوشت متفاوت سوزنی برگان کشت شده در جنگل
طاهری آبکنار درباره درختان سوزنی برگ وارداتی به جنگلهای شمال مثل کاج رادیاتا و تدا میگوید: این دو گونه سرنوشت متفاوتی داشتند. کاج رادیاتا به خاطر حمله آفت ابریشم باف ناجور نتوانست در شمال کشور باقی بماند و از طبیعت حذف شد اما کاج تدا با مناطق جلگهای شمال ایران همخوان شده است.
به اعتقاد این عضو هیئت علمی دانشگاه گیان، کاج مطبق که در فضای سبز از آن استفاده میشود، گونه مناسبی برای ایران نیست زیرا علاوه بر اینکه بسیار گران است، نسبت به سرما و شکستن شاخهها حساس است. کاج کاشفی هم اگرچه پایههای قدیمی در نیاوران و سعدآباد دارد اما به دلیل آلودگی هوا، دیگر شادابی لازم را در تهران ندارد.
در مجموع، تجربه چند دهه کشت سوزنیبرگان در ایران نشان میدهد که نه میتوان آنها را مطلقا مفید دانست و نه یکسره مضر. آنچه امروز محل نقد است، مبنای کارشناسی دقیقی ندارد اما میتوان گفت جنگلداری نوین و فضای سبز شهری نیازمند تصمیمهای مبتنی بر پژوهش، گونههای بومی و سازگار و پرهیز از نگاه نمایشی است. انتخاب آگاهانه گونهها، چه بومی و چه غیربومی سازگار، میتواند هم به پایداری اکوسیستم کمک کند و هم نیازهای انسانی را پاسخ دهد.






