
هفت صبح| این روزها اگر پای یکی از سریالهای پرطرفدار شبکههای«ویاودی» یا شبکه نمایش خانگی بنشینید، احتمالاً در هر قسمت با صحنههایی مواجه میشوید که در آنها قهرمان یا ضدقهرمان داستان، با حالتی خاص و در لوکیشنهایی مجلل، سیگاری روشن میکند یا گیلاسی به دست میگیرد. انگار دود و الکل به بخشی جدایی ناپذیر از هویت شخصیتهای سینمای خانگی تبدیل شدهاند. اما این قابهای رنگارنگ که با تکنیکهای حرفهای فیلمبرداری و نورپردازی تزیین شدهاند، لایههای پنهانی دارند که حالا صدای متخصصان سلامت روان و اعتیاد را درآورده است. شبکه نمایش خانگی که حالا به رقیب اصلی تلویزیون تبدیل شده، فضایی را ایجاد کرده که در آن محدودیتهای همیشگی رسانه رسمی کمتر دیده میشود. اما این «آزادی عمل» به چه قیمتی تمام میشود؟ آیا نمایش عریان مصرف مواد مخدر و سیگار، آن هم توسط بازیگران محبوب که الگوی میلیونها نوجوان هستند، صرفاً بازتاب واقعیتهای جامعه است یا خودش به موتور محرک اعتیاد تبدیل شده است؟
هنر؛ آینه واقعیت یا کارخانه الگوسازی؟
دکتر محمدباقر صابری زفرقندی، مدیر گروه اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی ایران، در این باره معتقد است که ما با دو دیدگاه کاملاً متفاوت در دنیای هنر روبهرو هستیم. دیدگاه اول که بسیاری از کارگردانان پشت آن سنگر میگیرند، این است که سینما وظیفه دارد معضلات را همانطور که هست نشان دهد تا جامعه آگاه شود. طرفداران این نگاه میگویند اگر ما مصرف مواد را نشان ندهیم، یعنی روی صورت مسئله سرپوش گذاشتهایم. در این رویکرد، مرزی برای نمایش آسیبها وجود ندارد و همه چیز با برچسب «واقعگرایی» توجیه میشود.
اما وی به نکته ظریف و خطرناک دیگری هم اشاره میکند که همان دیدگاه دوم است. او میگوید رسانه و آثار نمایشی نقش بیبدیلی در «الگوسازی» برای مردم دارند. بر اساس این رویکرد، نمایشِ صِرف یک معضل، لزوماً به حل آن کمک نمیکند. وقتی یک نوجوان، بازیگر محبوبش را میبیند که در لحظات تنهایی، شکست عشقی یا حتی پیروزی، به سیگار یا مواد مخدر پناه میبرد، در ناخودآگاهش پیوندی میان «جذابیت» و «مصرف مواد» ایجاد میشود. اینجاست که هنر به جای آگاهیبخشی، به ابزار ترویج تبدیل میشود.
خطر قبحزدایی از ناهنجاریها
یکی از بزرگترین نگرانیهای کارشناسان، پدیدهای به نام «قبحزدایی» است. روانپزشکان معتقدند الگوپذیری جمعی مسیری است که ناهنجاریها را در ذهن جامعه عادی میکند. صابری زفرقندی به صراحت میگوید که نمایش بیضابطه آسیبهای اجتماعی، اگر بدون در نظر گرفتن خطوط قرمز فرهنگی و اعتقادی باشد، کارگردان را ناخواسته به مبلغ همان رفتار تبدیل میکند.وقتی در یک سریال، مصرف الکل یا مواد مخدر بدون هیچ نگاه انتقادی نشان داده میشود، بیننده به تدریج آن را به عنوان یک رفتار پذیرفته شده و جایگزین برای هنجارهای جامعه قبول میکند. این موضوع فقط به مواد مخدر ختم نمیشود؛ خشونت عریان، پرخاشگریهای عصبی، قانونگریزیهای به ظاهر قهرمانانه، بیاحترامی به بزرگترها و سنتها و بیبندوباری در روابط، همگی در لیست سیاهی قرار دارند که شبکه نمایش خانگی در حال عادیسازی آنهاست.
تفاوت نمایش انتقادی با ترویج هنری
سوال اینجاست که آیا باید چشمها را روی واقعیت بست و هیچ ناهنجاری را نشان نداد؟ پاسخ متخصصان منفی است. صابری زفرقندی پیشنهاد میدهد که اگر بر اساس نیاز داستان، نمایش یک آسیب ضروری تشخیص داده شود، این بازنمایی باید «هوشمندانه» و همراه با نمایش پیامدهای تلخ آن باشد.مشکل فعلی سریالهای خانگی این است که مصرف مواد مخدر معمولاً با ژستهای روشنفکری یا قدرت همراه است. کمتر پیش میآید که لرزش دستان یک معتاد، ویرانی خانوادهاش یا فروپاشی جسمی او با همان دقت و کیفیتی نشان داده شود که صحنههای مصرف نشان داده میشود. صابری زفرقندی تاکید میکند که هنر باید در خدمت سلامت روان باشد. یعنی اگر قرار است اعتیاد نشان داده شود، باید آنقدر گزنده و انتقادی باشد که مخاطب را از آن بیزار کند، نه اینکه عطش تجربه کردن را در دل او زنده کند.
شواهد علمی چه میگویند؟
بسیاری از فیلمسازان مدعی هستند که اعمال محدودیت، خلاقیت هنری آنها را میکشد. اما صابری زفرقندی به شواهد علمی متعددی اشاره میکند که نشاندهنده فواید قطعی محدودیت یا ممنوعیت نمایش دخانیات در فیلمهاست. طبق تحقیقات جهانی، کشورهایی که نظارت سختگیرانهای بر نمایش مصرف مواد در آثار هنری دارند، با نرخ کمتری از گرایش نوجوانان به اعتیاد روبهرو هستند.این روانپزشک معتقد است منافع سلامت عمومی جامعه به مراتب بالاتر از منافع احتمالی ناشی از عدم محدودیت است. در واقع، شبکه نمایش خانگی نباید به بهانه جذب مخاطب یا رقابت با ماهواره، از جان و روان نسل جوان مایه بگذارد. فضای سینما باید مکانی برای ترویج ارزشهای انسانی و سلامت باشد، نه جایی که در آن قانونگریزی و بیاحترامی به سنتها به عنوان یک «ترند» و مد روز فروخته شود.
مسئولیت سنگین تهیه کنندگان
در نهایت، باید گفت که شبکه نمایش خانگی به دلیل دسترسی آسان و حضور در خلوت خانوادهها، تاثیرگذاری بیشتری نسبت به سینما دارد. به همین دلیل، مسئولیت تهیهکنندگان و کارگردانها هم چندبرابر است. دکتر صابری زفرقندی در پایان هشدارهای خود تاکید میکند که فضای نمایشی باید از ترویج خشونت و بیبندوباری مصون بماند تا هنر بتواند رسالت اصلی خود یعنی ارتقای سلامت جامعه را انجام دهد.جامعهای که در آن الگوهای نمایشیاش دائم در حال سیگار کشیدن و قانونشکنی هستند، نمیتواند انتظار داشته باشد که نسل جوانش به دنبال آرامش در مسیرهای سالم باشد. وقت آن رسیده که متولیان فرهنگی و تولیدکنندگان محتوا، میان «سود اقتصادی» و «سلامت اجتماعی» یکی را انتخاب کنند. دود این سریالها اگر امروز مهار نشود، فردا چشم یک نسل را کور خواهد کرد. نمایش خانگی باید به جای مرزشکنیهای مخرب، به دنبال خلق مرزهای جدید در آگاهیبخشی و آموزش غیرمستقیم باشد؛ مسیری که در آن هنر، مرهمی بر زخمهای جامعه باشد، نه نمکی که بر جراحت ناهنجاریها پاشیده میشود.






