
هفت صبح، لیلا مرگن | بار دیگر کشور در آستانه تغییر سیاستهای یارانهای است و این بار قرار است یارانهها از ابتدای زنجیره به انتهای آن منتقل شود. اقدامی که نگرانیها درباره وضعیت معیشتی مردم را تشدید کرده و به نظر میرسد که زمینه توسعه فقر را فراهم کند. توسعه فقر و تاثیر منفی آن بر تخریب طبیعت، موضوعی است که به گفته استادیار دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران یک موضوع پذیرفته شده در سطح دنیاست و گسترش فقر زمینه تشدید مسابقه بهرهبرداری از طبیعت را فراهم میکند.
سال 89 بود که برای نخستین بار دولت تصمیم گرفت پول نفت را به سفره مردم بیاورد. یارانه 45 هزار تومانی تعریف شده از سوی محمود احمدینژاد با وجود آنکه به حساب مردم واریز شد اما تاثیری بر کاهش برداشتها از جنگل نداشت. این پول که از محل یارانههای انرژی تامین شده بود، سوخت را گران کرد و در همان سال از گوشه و کنار کشور خبر میرسید که برداشت چوب از جنگل شدت یافته است. اقدامی که به تخریب منابع منتهی میشد. حال باز هم دولت قصد دارد در سیاستهای یارانهای خود تغییراتی ایجاد کند و یارانه ابتدای زنجیره را به انتهای آن منتقل کند. آیا چنین سیاستی میتواند بر بهرهبرداری از منابع طبیعی تاثیرگذار باشد؟
فشار بیشتر بر عرصههای طبیعی
محمد عواطفی همت استادیار دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران در گفتوگو با هفت صبح، فقر را آن چیزی تعریف میکند که افراد از نظر اقتصادی از رفاه فاصله میگیرند و به فرصتها دسترسی نداشته و درآمدشان کاهش مییابد. بنابراین انواع دیگر فقر مد نظر نیستند.به او، اگر قرار باشد دولت پرداخت یارانه را مشابه دهههای 80 و 90 انجام دهد و تورم روندی افزایشی طی کند، ولی یک عدد ثابت به مردم پرداخت شود، در کوتاه مدت ممکن است وضعیت جامعه بهبود یابد اما در کمتر از یکسال، پرداخت یارانهها منجر به فقیرتر شدن جامعه خواهد شد و تخریب طبیعت شکل میگیرد. این تخریب تنها از یک مسیر نیست زیرا باعث تهدید نهادی میشود و یک مسابقه در بهرهبرداری از منابع شکل خواهد گرفت. بنابراین منابع مورد استفاده افراد فشارهای بیشتری را تحمل کرده و در نتیجه بیشتر فرسایش مییابند.
توسعه، تخریب محیط زیست را افزایش میدهد
عواطفی با اشاره به تئوریهای موجود درباره رابطه بین توسعه و محیط زیست، فرآیند توسعه را در ابتدا عاملی برای افزایش سرعت تخریب در محیط زیست میداند اما این تخریب تا یک آستانهای افزایش یافته و پس از آن روند کاهشی طی میکند. سرانه 10 تا 15 دلاری تولید ناخالص داخلی برای شهروندان هر کشوری، همان نقطهای است که اگر درآمد سرانه از آن عبور کند، وضعیت محیط زیست به تدریج شروع به احیا میکند.
به گفته استادیار دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران جامعه فقیر نیازهای بیشتری را بهطور مستقیم از منابع طبیعی شامل محصولات چوبی و غیرچوبی جنگلها، محصولات پروتئینی تالابها، محصولات مراتع و ... تامین میکند. حتی در اکوسیستمهای کشاورزی وقتی جمعیت فقرا افزایش مییابد، بهرهبرداری بیشتر باعث فرسایش خاک شده و تنوع زیستی را کاهش میدهد. همه این اتفاقات به دلیل نیازهایی است که فقرا دارند.
او میگوید که فقرا چارههای محدودی دارند و استفاده از طبیعت، تنها چاره آنهاست. به همین دلیل با افزایش فقر، ارتباط مستقیمشان با بهرهبرداریها از طبیعت بیشتر میشود تا بقا پیدا کنند. از سوی دیگر توسعه پایدار، سه بعد اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی دارد. بنابراین برای دستیابی به توسعه پایدار، باید از نظر اقتصادی وضعیت پایداری وجود داشته باشد. وقتی فقر وجود دارد، توسعه نمیتواند پایدار بوده و وضعیت محیط زیست هم رضایت بخش نخواهد بود.
افزایش دو یا سه برابری برداشت از منابع
به اعتقاد عواطفی، از نظر تئوری تشدید فقر زمینه افزایش بهرهبرداری و عدم توجه به توان اکولوژیک منابع طبیعی را فراهم میکند در نتیجه این منابع شروع به فرسایش و پسروی میکنند. از نظر تجربی هم ما نمونههای مطالعاتی زیادی در ایران و در کشورهای دیگر داریم که نشان میدهد، وقتی جامعه فقیر میشود یا تولید ناخالص داخلی کاهش مییابد، بهطور کلی سهمی از درآمد خانوارها که از طریق منابع طبیعی تجدیدشونده تامین میشده افزایش یافته و دو یا سه برابر میشود. این اتفاقی است که در 10 تا 15 سال گذشته در کشور ما هم رخ داده و مطالعات آن را نشان دادهاند.
به باور استادیار دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران فقیرتر شدن جامعه باعث میشود که ارتباطش با منابع تشدید شود و شوکهایی مثل بلایای طبیعی، تغییرات اقلیمی، افزایش جمعیت و ... منجر به این میشود که بیش از توان منبع از آن بهرهبرداری کند و فرسایش و تخریب منبع یا جنگلزدایی را به همراه خواهد داشت. زیرا سرمایههای طبیعی چاره فقرا برای بقا هستند و استفاده از منابع، باعث پسروی این سرمایهها میشوند.
البته درچنین شرایطی یکسری نهادهای اجتماعی که اغلب غیر رسمی هستند، تلاش میکنند که رابطه بهرهبرداران با منابع طبیعی مثل جنگلها، مراتع و ... را تنظیم کنند اما با تشدید فقر، فقرا این نهادها را نادیده گرفته و تبعاتی مانند طرد اجتماعی را به جان میخرند. در چنین شرایطی نهادهای اجتماعی تنظیم کننده روابط افراد با طبیعت تضعیف میشوند و این مسئله استفاده از منابع را تشدید میکند. زیرا آدمها فکر میکنند که باید هرچه بیشتر از منابع طبیعی بهرهبرداری کنند. این چرخه اصطلاحا دام فقر نامیده میشود.
چرخهای که فقرا را فقیرتر میکند
عواطفی تاکید میکند: رابطه تخریب محیط زیست و فقر یک رابطه خود تقویت کننده است. در این رابطه چرخهای شکل میگیرد که هم محیط زیست بیشتر تخریب میشود و هم فقرا فقیرتر میشوند. وقتی چنین اتفاقی رخ میدهد، نیازمند مداخله نیروهای خارجی است. فقرا وقتی در چرخه فقر گرفتار میشوند، معمولا اگر مداخله نیروهای خارجی نباشد، ممکن است چند نسل در این وضعیت باقی بمانند. مطالعات تجربی نشان دادهاند که وقتی فقرا فقر مطلق یا نسبیشان کاهش یافته و وضعیت اقتصادی جوامع بهبود مییابد، افراد به فکر تغییر تکنولوژی و مدلهای بهرهبرداری میافتند و وضعیت محیط زیست بهبود خواهد یافت.
او راه حل خروج از این چرخه را بسیار پیچیده توصیف میکند و دستیابی به توسعه را عاملی میداند که سبب بهبود درآمدها و تقویت نهادهای اجتماعی میشود اما تاکید میکند که در شرایطی که جامعه شروع به توسعه میکند، باید شرایط به نحوی کنترل شود تا تخریب طبیعت به نقطه غیرقابل بازگشت نرسد. عواطفی میگوید: برخی بر این عقیده هستند که در شرایط فقر هم میتوان کارهایی انجام داد تا فقرا از طریق منابع طبیعی وضعیتشان بهبود یابد، بدون اینکه شاخصهای کلان اقتصادی رشد کنند. نمونههای موجود در ایران و سایر کشورهای دنیا نشان داده که چنین نسخهای در کوتاه مدت جواب میدهد و در بلند مدت همان بهرهبرداری باعث تخریب کل منبع میشود. بنابراین هیچ راه میانبری وجود ندارد و هیچ معجزهای در کار نیست. در حالی که جامعه فقیر است، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که وضعیت منابع طبیعی تجدید شوندهاش بهبود یابد.






