
هفت صبح، لیلا مرگن | سازمان حفاظت محیط زیست که در روزهای اخیر با موضوع قرنطینه مرکز بازپروری پارک پردیسان مواجه شده است، نبود واکسن مطمئن برای تزریق به گربهسانان نادر این مرکز را بهعنوان یکی از دلایل اصلی عدم واکسیناسیون حیاتوحش علیه بیماری پنلوکوپنی عنوان کرده است.
با این حال دامپزشکان معتقدند با توجه به شرایط موجود در این مرکز از جمله رعایت نشدن کامل اصول ایمنی زیستی و احتمال بالای مواجهه حیاتوحش با عوامل بیماریزا، انجام واکسیناسیون پیشگیرانه با واکسنهای ویروس کشتهشده پیش از ابتلای حیوانات اقدامی ضروری بوده است. به گفته کارشناسان، همچنین با در نظر گرفتن سفرهای خارجی مدیران ارشد سازمان حفاظت محیط زیست، امکان تأمین واکسنهای مطمئن خارجی از طریق بار همراه مسافر نیز میتوانست مورد بررسی و استفاده قرار گیرد.
تنها کاراکال موجود در مرکز بازپروری حیات وحش پردیسان، چند روزی است که بر اثر سهلانگاری مسئولان این مرکز از دست رفته و سازمان محیط زیست به جای عذرخواهی بابت ترک فعل، توضیحاتی ارائه میدهد که از نظر دامپزشکان مورد پذیرش نیست. در حالی که خود سازمان متولی حیاتوحش کشور در جوابیهاش اعتراف میکند که مرکز بازپروری پارک پردیسان در معرض تردد تعداد زیادی گربه بدون صاحب است، معلوم نیست چرا و بر اساس کدام پروتکل، کاراکال که گونه ارزشمند حیات وحش ایران است و نامش در لیست قرمز اتحادیه جهانی حفاظت از حیاتوحش (IUCN) قرار دارد، در این مرکز پرخطر نگهداری شده و حتی قواعد اولیه حفظ جان حیوان یعنی تزریق به موقع واکسن هم به دست فراموشی سپرده شده و در نهایت زمینه حذف این گونه ارزشمند فراهم میشود.
اهمیت واکسیناسیون در شرایط غیر ایمن پردیسان
ایمان معماریان دامپزشک حیاتوحش در گفتوگو با هفت صبح ، پارک پردیسان را یک مرکز بازپروری نمیداند زیرا در یک مرکز استاندارد، نباید حیاتوحش در معرض گربههای بلاصاحب باشند. چون در چنین شرایطی ریسک مشکلات حاصل از شیوع ویروسها افزایش مییابد.
به گفته معماریان، در شرایطی که تعداد زیادی گربه بلاصاحب در محدوده زندگی حیاتوحش وجود دارند، باید حتما واکسیناسیون اتفاق بیفتد. زیرا مطمئنیم که آنجا ویروسهای مختلفی مثل پارو ویروس گربهسانان، پاروویروس سگسانان و حتی کلسی ویروس وجود دارد، بههمین خاطر گربهسانها و سگ سانهایی که وارد مرکز بازپروری پردیسان میشوند، در معرض این ویروسها قرار خواهند گرفت.
این دامپزشک عدم رعایت اصول ایمنی زیستی در مرکز نگهداری حیاتوحش پردیسان را عامل شیوع بیماری پنلوکوپنی دانسته و تاکید میکند که برای حفظ جان حیاتوحش، باید قواعد مرتبط با ایمنی زیستی در این مرکز به درستی رعایت شود. زیرا در شرایط عدم رعایت اصول ایمنی، حتی واکسیناسیون هم حیوانات را بهطور کامل ایمن نمیکند و ممکن است باز در میان آنها بیماری به شکل خفیفتر ایجاد شود.
او تاکید میکند که در مرکز بازپروری پارک پردیسان نهتنها جمعیت گربهها و سگهای بلاصاحب را کنترل نکردهاند و بیماری به حیاتوحش منتقل شده، بلکه باید خیلی قبلتر از ابتلای حیوانات به آنها واکسن تزریق میشد و پس از تزریق واکسن باید اندازهگیری پاسخ ایمنی (تیتر) هم انجام شود.
ریسک واکسن دلیلی بر عدم واکسیناسیون نیست
این دامپزشک حیات وحش مسئله وجود ریسک در واکسیناسیون را واقعی میداند اما تاکید میکند که با توجه به این ریسک، باید نوع واکسن مناسب انتخاب شود، نه اینکه عدم واکسیناسیون در دستور کار قرار گیرد. واکسنهای زنده تضعیفشده (MLV) در گربهسانان اهلی بسیار مؤثرند اما در گونههای وحشی نگرانیهای بیشتری دارند؛ بنابراین در بسیاری از برنامههای باغوحشی یا از تزریق آنها اجتناب یا فقط با پروتکلهای دقیق و پایش از چنین واکسنهایی استفاده میشود.
به گفته او، در منابع مرجع دامپزشکی حیاتوحش، واکسن پنلوکوپنی برای خانواده گربهسانان واکسن ضروری معرفی شده و واکسنهای کشته برای گونههای اگزوتیک توصیه میشوند؛ علاوه بر این، راهنماهای رسمی باغوحشهای اروپا و توصیههای SSP/AAZV واکسیناسیون مکرر علیه پنلوکوپنی را برای گربهسانان وحشی تأیید میکنند؛ بنابراین ادعای عدم امکان واکسیناسیون از نظر علمی قابل دفاع نیست، بلکه موضوع انتخاب واکسن مناسب به همراه پایش ایمنی و رعایت اصول ایمنی زیستی باید مورد توجه قرار گیرد.
این دامپزشک به خاطر میآورد که در مورد یوزپلنگها به خاطر ریسک خیلی بالایی که در ابتلا به کلسی ویروس داشتند، واکسنها با تکرار بیشتر و 6 بار انجام میشد، در حالی که در گربه اهلی واکسیناسیون سه تا حداکثر چهار بار تکرار به فاصله 21 روز توصیه میشود.
استفاده از واکسن گربه اهلی در شرایط اضطرار
پیام محبی دامپزشک نیز در گفتوگو با هفت صبح تاکید میکند که نگهداری گربهسانان بزرگ در پردیسان کاملا غلط است زیرا این منطقه یک مکان عمومی است، مردم در آن رفت و آمد دارند و دلیلی ندارد همه استرسهای پایتخت کشور به حیات وحش منتقل شود اما چون مدیران محیط زیست دوست ندارند چهار قدم از این محل دور شوند، محلی با عنوان مرکز بازپروری حیاتوحش در قلب تهران ایجاد شده است.
او در نبود واکسن خیلی معتبر خارجی، تزریق واکسن گربه اهلی به حیاتوحش را بدون مشکل توصیف میکند زیرا آنها خانواده مشترک دارند. ضمن اینکه با توجه به امکانات موجود در ایران ما نمیتوانیم از استانداردهای باغوحش سن دیگو آمریکا یا نیویورک تبعیت کنیم. چطور موقع سزارین کردن یوزپلنگ درجا روی حیوان عمل سزارین انجام میشود اما در زمان شیر دادن و تزریق واکسن به دنبال استانداردهای روز دنیا هستیم؟
محبی هم ابتلای سختتر حیوان به بیماری پنلوکوپنی بعد از دریافت واکسن ویروس ضعیف شده را غیرمتحمل میداند زیرا با یک ویروس ضعیف شده مرگ و میر کاهش مییابد. همچنین اگر مرکز پردیسان در تهران نبود، دیگر نیازی به واکسن هم نبود. در حیاتوحش در مواقع اپیدمی نیاز به تزریق واکسن هست زیرا ویروسها جمعیت حیاتوحش را به تعادل میرسانند.
به اعتقاد این دامپزشک وقتی حیوانی را در فنس و قفس نگه میداریم، وظیفه حفظ جانش را به عهده گرفتهایم. برای همین باید پردیسان تعطیل شود زیرا هیچ امکاناتی ندارد و فقط اسم کلینیک بازپروری را یدک میکشد ولی برای حیواناتش هزار و یک اتفاق میافتد؛ مثل همان خرسی که در پردیسان گم شد.
راههای متعدد دستیابی به واکسن برای پردیسان
بررسی منابع علمی نشان میدهد واکسن گربه جنگلی با سویه RCP گربهسانان خانگی یکسان است. همچنین کاراکال در شاخه RCP با گربه خانگی برابر است و در شرایط اضطرار میتوانستیم از واکسنهای گربههای خانگی برای گربهسانان وحشی پردیسان استفاده کنیم.
سازمان حفاظت محیط زیست در شرایطی حیوان ارزشمندی مثل کاراکال که از نظر حفاظتی هم رده با یوز است را در پردیسان با آن هم آلودگی ویروسی به حال خود رها کرده و از تهیه واکسن ایمن برای آن خودداری میکند که یوزهای در اسارت توران را با واکسنهای خارجی خریداری شده واکسینه کرده و حتی برای روز مبادا، بقیه واکسن خارجی را هم نگه داشته است تا اگر یوزها صاحب بچه شدند، برای آنها هم واکسن داشته باشد.
این در حالی است که با توجه به سفرهای متعدد شینا انصاری رئیس سازمان حفاظت محیط زیست به خارج از کشور، معاونان او و حتی مدیر کل محیط زیست استان سمنان که یک دامپزشک است، میتوانستند از این فرصت به نفع حیاتوحش کشور استفاده کنند و در قالب بار همراه مسافر، واکسنهای مطمئن خارجی را خریداری کرده و به ایران بیاورند. سفرهای خدمت اگر نتوانند مرهمی بر زخمهای محیط زیست ایران باشند و صرفا به دیدارهای دو یا چندجانبه و امضای تفاهمنامههایی بدون ضمانت اجرایی خلاصه شوند، آیا میتوانند نام خدمت را یدک بکشند؟


