مرگ آرام و بیصدا در قلب پایتخت جریان دارد؛ جایی که قرار بود پناهگاه حیاتوحش باشد، نه قربانگاه آن. ویروس گربه سانان که یک بیماری شناختهشده و قابل پیشگیری است، به مرکز بازپروری پارک پردیسان رسیده و جان گونههایی را گرفته که هر کدام سرمایه طبیعی این سرزمیناند. مرگ یک کاراکال، از هشت گربهسان نادر ایران، و تلف شدن یک گربه جنگلی، اینها زنگ خطری بود که دیر شنیده شد؛ آنقدر دیر که قرنطینه، تازه پس از تلفات آغاز شد.
مسئولان، گربههای بلاصاحب را عامل اصلی شیوع معرفی میکنند؛ اما پرسش اصلی جای دیگری است. چگونه ویروسی که با یک واکسن ساده قابل کنترل است، توانسته به چنین بحرانی در یک مرکز تخصصی بازپروری منجر شود؟ این در حالی است که همین چند ماه پیش، مرکز به بهانه پیشگیری از بیماریها «خانهتکانی» شد و بخشی از حیوانات به باغوحشها منتقل شدند؛ تصمیمی که نهتنها ایمنی ایجاد نکرد، بلکه باقیمانده حیاتوحش را در برابر بیماری بیدفاع گذاشت.
منابع مطلع به روزنامه هفت صبح اطلاع دادند که سازمان حفاظت محیط زیست با صرف هزینههای چند هزار دلاری، واکسن خارجی این بیماری را وارد کرده؛ واکسنی که در کنار نمونههای ایرانی ارزانتر، قرار بود ضامن سلامت حیوانات باشد.
اما اگر واکسن خریداری شده، چرا تلفات رخ داده است؟ آیا واکسیناسیون انجام نشده یا کیفیت واکسن زیر سؤال است؟ این پرسشها بیپاسخ ماندهاند و پاسخ ندادن، خود بخشی از همان سهلانگاری است که امروز بهایش را حیاتوحش پردیسان میپردازد.
