هفت صبح،‌حدیث ملاحسینی| در لحظات نفسگیر جنگ و بحران، تنها انسان‌ها نیستند که جانشان در خطر است. بلکه در این میان بناها و آثار تاریخی  هستند که مظلومانه در برابر حملات بی‌رحم دشمنان قرار می‌گیرند و فرهنگ و هویت یک کشور و جامعه را خدشه‌دار می‌کنند. شامگاه دهم اسفند ماه بود که کاخ گلستان، مکانی که زندگی روزمره شاهان قاجار در حافظه آن جای دارد، لحظات دردناک و سهمگینی را تجربه کرد.

 

این بنا که در قلب تهران جای دارد، با حمله هوایی آمریکا و اسرائیل به میدان ارگ در اثر موج انفجار دچار آسیب شد. براساس گفته کارشناسان، این خسارت‌ها بیشتر شامل عناصر تزئینی و ظریف بنا مثل شیشه‌ها، ارسی‌ها، درهای چوبی و بخش‌هایی از آینه‌کاری‌های داخلی بوده است. وضعیتی که با دیدن تصاویر دلخراش آن قلب هر انسان فرهنگ‌دوستی را به درد می‌آورد. رخدادی که براساس قوانین بین‌المللی، مصداق «جنایت علیه بشریت» تلقی می‌شود و پیگرد قانونی دارد. 

 

واضح است که برای مرمت این بنا و دمیدن روح تازه بر آن، چاره‌ای جز صبر و شکیبایی جهت به پایان رسیدن موقعیت سیاه جنگی نیست. اما شرایط بحرانی مانع از آن نشد که دغدغه‌مندان، این بنای باوقار و باشکوه را تنها بگذارند. چرا که در این چند روزه پای خبرنگاران داخلی و خارجی و کارشناسان به این بنای زخم خورده باز شد تا شرایط را از نزدیک رصد کنند. سازمان یونسکو هم نسبت به این اتفاق تلخ در پی اعتراض سازمان میراث فرهنگی واکنش نشان داد و تا حدی این مسئله جنبه جهانی پیدا کرد.

 

و اما ماجرا زمانی تلخ‌تر می‌شود که بدانیم خسارت‌های جنگ اخیر صرفا به کاخ گلستان ختم نمی‌شود. بلکه گزارش‌های تایید شده و تایید نشده‌ای از آسیب رسیدن به برخی ابنیه تاریخی در اقصی نقاط کشور باعث تشدید نگرانی‌های دوست داران تاریخ و هویت ایران شده است. رویه‌ای که این سوال را مطرح می‌کند که به راستی چرا در حالیکه قوانین بین‌المللی بسیاری در این زمینه وجود دارد، هنوز این آثار تاریخی از تیغ حملات جنگی در امان نیستند؟ 

 

  آسیب به اماکن تاریخی در شهرهای دیگر


همانطورکه گفته شد، خسارت‌های ناشی از جنگ تنها به آثار تاریخی صرفا به کاخ گلستان ختم نمی‌شود  بلکه اماکن ارزشمند دیگری همچون ساختمان قدیم مجلس هم دچار آسیب‌های جدی شده‌اند. در این میان، اخبارهای غیررسمی نیز حکایت از آسیب رسیدن به تعدادی دیگر از بناهای باستانی و تاریخی ما در جای جای کشورمان دارد، بناهایی مانند «خانه کرد» که موزه مردم‌شناسی سنندج در آن واقع شده و «عمارت خسرو آباد» که یادگار دوره زندیه است می‌شود.

 

اما بیشترین نگرانی‌ها شاید این روزها از آن بابت وضعیت بناهای تاریخی و باستانی مهم کشورمان  در مجاورت  مقرهای نظامی و سیاسی باشد که  زیر بمباران قرار گرفته‌اند. بناهایی که هر لحظه ممکن است با حمله دشمنان به این مراکز نظامی آسیب جدی ببینند یا به طور کامل حتی، تخریب شوند.درست مانند عمارت تاریخی وثوق‌الدوله که دیوار به دیوار کلانتری ۱۲۱ سلیمانیه خیابان پیروزی تهران قرار دارد و بر اساس گزارش شهروندان، بعد از حمله به این مرکز نظامی در صبح روز ۱۴ اسفند، عملا به طور کامل تخریب شد. نمونه‌هایی از تخریب‌هایی که اخبار آن به صورت رسمی و غیررسمی منتشر شده است و در عین حال معلوم نیست که در همین چند روز، چه تعداد دیگری از ابنیه تاریخی را باید در این لیست قرار داد؟!  

 

لزوم پایبندی به کنوانسیون ۱۹۵۴


سیدمحمد بهشتی، عضو شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری با اشاره به «کنوانسیون ۱۹۵۴»، در گفت‌و‌گو با «هفت‌صبح» براین نکته تاکید دارد که هرگونه حمله و تهاجم به آثار و بناهای تاریخی جرم جهانی و بین‌المللی به حساب می‌آید و تمامی کشورها باید از چنین اقدامی پرهیز کنند. کنوانسیونی که در سال ۱۹۵۴ به دلیل آسیب‌هایی که طی جنگ جهانی دوم به آثار تاریخی وارد گردید، تنظیم شد و تقریبا همه کشورهای دنیا از جمله ایران هم سال‌هاست که عضو آن هستند.

 

او تاکید می‌کند: «اگر در طول جنگ یک اثر تاریخی مورد هدف قرار بگیرد، باید آن کشوری که صاحب اثر است درباره این تجاوز به یونسکو اطلاع بدهد و اعتراضش را اعلام کند تا از این طریق کشور متخلف تحت فشار افکار عمومی جهانی قرار بگیرد کمااینکه وزارت میراث فرهنگی ما نیز درباره خسارتی که به کاخ گلستان وارد شده به یونسکو اطلاع داده و اعتراض کرده و آن‌ها هم نسبت به این مسئله واکنش نشان داده‌اند.» 


این عضو شورای عالی میراث فرهنگی، خاطرنشان می‌کند که مشابه این اتفاق در جریان جنگ ایران با عراق هم برای کشورمان رخ داد. حادثه‌ای که با واکنش بسیار شدیدی در عرصه جهانی مواجه شد:«وقتی موشکی از سوی عراق به مسجد جامع اصفهان که ثبت در فهرست میراث جهانی بود، اصابت کرد، تعداد زیادی از رسانه‌ها و نهادها – که تا پیش از آن منتقد ما بودند- به این واقعه اعتراض کردند.»


بهشتی درباره راه‌های جبران خسارت وارد شده به کاخ گلستان و دیگر آثار تاریخی مثل ساختمان مجلس نیز می‌گوید:‌ «بناهایی مثل کاخ گلستان که ثبت جهانی هستند، چنانچه دچار آسیب شوند، بایستی برای ترمیم آن درخواست کمک‌های جهانی کرد. حالا این کمک می‌تواند در زمینه علمی باشد یا در زمینه مالی. اما درباره بنایی مثل ساختمان مجلس که ثبت ملی هستند، باید به امکانات داخلی خود کشور متوسل شد.»

 

سپری در برابر حمله دشمنان


اما آیا در عمل راهکاری برای ممانعت از حمله طرف‌های درگیر به ابنیه تاریخی کشورها وجود دارد؟ اینجاست که پای نهادی بین‌المللی به نام «سپر آبی» به ماجرا باز می‌شود. «سپر آبی»  در حقیقت  نهادی بین‌المللی و غیردولتی است که با هدف حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ، درگیری‌های مسلحانه و بلایای طبیعی فعالیت می‌کند و به‌عنوان بازوی تخصصی جامعه جهانی برای صیانت از آثار تاریخی، موزه‌ها، کتابخانه‌ها و محوطه‌های باستانی شناخته می‌شود.


این نهاد بر پایه اصول مندرج در کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه شکل گرفته و با همکاری نزدیک با یونسکو، در حوزه‌هایی چون آموزش نیروهای نظامی، مستندسازی خسارت‌ها، مدیریت بحران و حمایت از بازسازی پس از منازعه نقش‌آفرینی می‌کند؛ نقشی که به آن جایگاهی مشابه «صلیب سرخ در حوزه فرهنگ» بخشیده است. در کنوانسیون ۱۹۵۴، تدابیری برای حمایت از اموال فرهنگی در زمان جنگ پیش‌بینی شده است، از جمله علامت‌گذاری بناهای تاریخی، موزه‌ها و مکان‌های فرهنگی. نصب علامتی با عنوان «سپر آبی» برای اعلام اینکه نباید به آن مکان حمله شود. البته این حمایت مشروط است، به‌شرطی که آن مکان استفاده نظامی نداشته باشد و در نزدیکی اهداف نظامی نیز قرار نگرفته باشد.

 

این موضوع، یکی از مهم‌ترین شروط کنوانسیون به شمار می‌رود. با پیشرفت تکنولوژی‌های جنگی و توسعه سلاح‌های پیشرفته، این کنوانسیون دیگر پاسخگوی نیازهای روز نبود. از این‌رو، «پروتکل دوم» کنوانسیون ۱۹۵۴ در سال ۱۹۹۹ توسط یونسکو تصویب شد. این پروتکل، نه‌تنها کنوانسیون اصلی را نقض نکرد، بلکه آن را تکمیل و روزآمد کرد. به زبان ساده، سازمان بین‌المللی سپر آبی، نهاد مشورتی کنوانسیون و نهادی غیردولتی بین‌المللی است که با هدف حمایت از میراث فرهنگی، آرشیوها، کتابخانه‌های ارزشمند و مجموعه‌های اسنادی در شرایط بحران شکل گرفته است.

 

می‌توان گفت این نهاد همان نقشی را برای فرهنگ ایفا می‌کند که صلیب سرخ برای جان انسان‌ها دارد، به همین دلیل، آن را «صلیب سرخ فرهنگی» نیز می‌نامند. با این حال هنوز کمیته نهاد سپر آبی در ایران تشکیل نشده است! سوسن چراغچی، کارشناس حقوقی میراث فرهنگی درباره وضعیت سپر آبی در ایران گفته است: «در سال‌های اخیر، تلاش‌هایی برای تشکیل کمیته ملی سپر آبی در ایران صورت گرفت. در دهه ۱۳۹۰ اقدامات اولیه‌ای آغاز شد و در سال ۱۳۹۸ جلسه‌ای رسمی با حضور مسئولان از جمله دکتر طالبیان (معاون پیشین میراث فرهنگی) و سفیر یونسکو برگزار شد.

 

صورت‌جلسه امضا شد، اما متاسفانه پیگیری لازم ادامه پیدا نکرد. یکی از موانع مهم در این مسیر، مسائل حقوقی بود؛ چراکه طبق ساختار بین‌المللی سپر آبی، حتی افراد حقیقی و نهادهای غیردولتی نیز می‌توانند به تشکیل کمیته ملی در کشورها اقدام کنند. اما در ایران، حوزه میراث فرهنگی تحت ساختار حاکمیتی است و متولی آن دولت است. از این‌رو، تداخلاتی میان ساختار بین‌المللی و الزامات حقوقی داخلی به وجود آمد که مانع از تحقق کامل این طرح شد.»

 

یک حلقه مفقوده 


اما مهمترین الزام اجرای سپر آبی مبتنی بر یک اصل حیاتی است. اینکه کشورها باید لیست و مختصات اماکن تاریخی خود را به یونسکو و نهاد سپرآبی اعلام کنند. با این حال هنوز ایران این کار را انجام نداده است! موضوعی که به نظر می‌رسد اهمالی صددرصدی از سوی وزارت میراث فرهنگی و البته دولت ایران باشد چرا که حتی بعد از جنگ 12 روزه، باز هم ایران حاضر نشده است لیست اماکن تاریخی و ابنیه باارزش خود و مختصات آن را به یونسکو بدهد!

 

سید احمد محیط طباطبایی، پژوهشگر و رئیس افتخاری ایکوم (کمیته ملی موزه‌های ایران) در گفت‌و‌گو با «هفت صبح» در این مورد می‌گوید: شاید ما نتوانیم در مورد اینکه چرا این لیست و مختصات اماکن تاریخی به یونسکو اعلام شده چندان قضاوت درستی داشته باشیم. اما می‌توانیم این نقد جدی را داشته باشیم که چرا در حوزه میراث فرهنگی مراکز نظامی ساخته می‌شود؟! 
به گفته وی از زمان جنگ‌های افغانستان و دوره نخست طالبان که مجسمه‌های بودای بامیان در دره بامیان تخریب شد، تخریب میراث فرهنگی به‌ویژه میراثی با ارزش جهانی، در چارچوب حقوق بین‌الملل به‌عنوان مصداقی از «جنایت علیه بشریت» شناخته می‌شود. 
 

دیر ولی شاید مفید! 


اما شاید بد نباشد که بدانید یکی دیگر از ابزارهای «سپرآبی» در حفاظت از انبیه تاریخی، ابزاری است به نام نماد سپر آبی. نمادی که روی دیوار یا بالای ساختمان مورد نظر نصب می‌شود تا به مهاجمان اعلام کند که این بنا تاریخی است و نباید به آن حمله شود. موضوعی که بهشتی نیز به آن اینگونه اشاره می‌کند: «نصب نشان «سپر آبی» بر پشت بام‌های ابنیه تاریخی و قسمت‌هایی از آن که از بالا کاملا مشخص است، اقدامی است که به دشمن نشان می‌دهد در این محل یک اثر تاریخی است و نباید به آن حمله کند.» این نماد در بسیاری از نقاط تاریخی تهران که در معرض تهدید هستند و همچنین بر روی آثار باستانی شهرهای دیگری همچون همدان و شوشتر هم نصب شده است. 

 

واکنش یونسکو به تخریب کاخ گلستان


همانطور که پیش‌تر اشاره شد، کشور ما در قبال خسارت و آسیبی که در اثر حمله اسرائیل و آمریکا به کاخ گلستان وارد شده یونسکو را در جریان قرار داده است. در این رابطه، سیدرضا صالحی امیری وزیر میراث فرهنگی و گردشگری در مکاتبه‌ای رسمی به مدیر کل یونسکو درخواست کرد که یک هیئت کارشناسی جهت ارزیابی فوری و اقدامات تثبیت و حفاظت از این مجموعه جهانی اعزام شود. یونسکو هم با انتشار یک بیانیه در شبکه اجتماعی ایکس، نسبت به آسیب به کاخ گلستان و لزوم حفاظت از محوطه‌های میراث فرهنگی در پی تشدید خشونت‌ها در خاورمیانه ابراز نگرانی کرد و هشدار داد.

 

فقدان دوراندیشی و مخازن استاندارد


سجاد عسگری فعال حوزه اماکن تاریخی و فرهنگی بر این باور است که کشور ما هرگز آن دوراندیشی لازم برای حفاظت درست و استاندارد از آثار تاریخی در مواقع جنگ و بلایای طبیعی را نداشته است:‌ «برای اشیا تاریخی هیچ فکری نکردیم که در مواقع بحران باید چه کرد؟ هر اقدامی هم که بوده به صورت مقطعی و لحظه‌ای انجام شده است.» او در گفت و گو با «هفت صبح» با اشاره به مخازن نگهداری اشیا قیمتی می‌گوید:‌ «در مواقع بحرانی پروتکل این است که باید همه اشیا از موزه‌ها جمع‌آوری شوند و به مخازن منتقل شوند. کاری که در جنگ دوازده روزه و اعتراضات دی ماه هم انجام شد.

 

اما واقعیت این است که مخازن پاشنه آشیل میراث فرهنگی هستند؛ چرا که برخی مخازن ما از ایمنی و کیفیت لازم برخوردار نیستند. به عنوان مثال یک سری مخازن کاخ گلستان واقعا استاندارد نیستند.»  عسگری معتقد است که نباید در کنار محوطه‌ها و بناهای تاریخی ساختمان‌های نظامی و اداری را قرار داد. بلکه باید آن اماکن سیاسی را به جاهای دیگری منتقل کرد تا از بروز چنین آسیب‌ها و خسارات تلخی به میراث فرهنگی‌مان جلوگیری کنیم: «در کنار کاخ گلستان ساختمان دادگستری و کلانتری قرار داشت. نمونه‌های این چنینی زیاد است و با چنین کاری عملا آثار ارزشمند تاریخی‌مان را سپر بلا می‌کنیم».

 

  تجربه جنگ دوازده روزه


در دوره جنگ دوازده روزه که حدود هشت ماه از آن می‌گذرد هم آن نگرانی و دلهره نسبت به سرنوشت اماکن تاریخی و اشیا ارزشمند وجود داشت. در آن دوران، تصاویری از کاخ گلستان و موزه ملی منتشر شد که با پلاستیک و کیسه شن آثار باستانی را محاصره کرده بودند. تصاویری که موجی از واکنش‌ها را در پی داشت و بسیاری از کارشناسان درباره نحوه حفاظت صحیح و ایمن از میراث فرهنگی کشورمان هشدار دادند. این مسئله حاکی از این است که در زمینه حفاظت و مراقبت از میراث فرهنگی دچار کمبودها و خلأهای جدی هستیم و تا مادامی که تدبیر درستی نیندیشیم، جان این اماکن مظلوم و ارزشمند در خطر خواهد بود.

 

عسگری در این زمینه به نکته مهمی اشاره می‌کند که ریشه در کم کاری سال‌های گذشته متولیان دارد. وی در این خصوص می‌گوید:‌ «در رابطه با وضعیت جنگی ما یک سری پروتکل‌ها داشتیم که بنا بود انجام شوند اما نشدند. به عنوان مثال ساختمان وزارت امور خارجه که در مجاورت بنای نفیس میدان مشق و موزه ملی است بنا بود حدود دو دهه پیش به قسمت دیگری از شهر منتقل شود. اما چنین اقدامی صورت نگرفت و همین مسئله می‌تواند زمینه خسارت به اماکن تاریخی در مواقع بحران را ایجاد کند».

 

  کنوانسیونی برای حفظ میراث جهانی 


اما به نظر می‌رسد در این میان همه چیز به یونسکو و نقش آن در حفظ ابنیه تاریخی بر می‌گردد. دکتر حسن فرطوسی، دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو در ایران  در گفت‌و‌گو با «هفت صبح» ضمن محکوم کردن حملات نیروهای متخاصم به حریم و آثار تاریخی و فرهنگی کشور می‌گوید: از همان ابتدای حمله هوایی به حریم کاخ گلستان طی تماس‌هایی که با وزارت میراث فرهنگی داشتیم پیگیر میزان خسارت وارده بودیم.

 

در عین حال تلاش‌های صورت گرفته؛ باعث شد ظرف دو روز یونسکو این اقدام را محکوم کند.وی در خصوص میزان خسارت وارده به کاخ گلستان نیز می‌گوید: به دنبال پیگیری‌های ما وزارت میراث فرهنگی و ایکوم به تازگی گزارشی را برای ما ارسال کرده که میزان خسارت وارده به بخش‌های مختلف این کاخ به صورت دقیق ذکر شده است. گزارشی که نشان می‌دهد میزان خسارت‌ها می‌تواتد نگران‌کننده باشد. این گزارش‌ها عینا به یونسکو ارسال شده است. 


فرطوسی همچنین در مورد حملات صورت گرفته نسبت به برخی دیگر از اماکن تاریخی و فرهنگی کشور از جمله ساختمان مجلس خبرگان نیز می‌گوید: طبق کنوانسیون بین‌المللی لاهه و دو پروتکل آن، که ایران به آنها پیوسته است، کشورهای عضو حق ندارند به اماکن تاریخی و فرهنگی یکدیگر در زمان بروز تخاصم حمله کنند، چرا که این آثار در واقع بیانگر تمدن بشر و مورد حمایت حقوق بین‌الملل و سازمان یونسکو هستند. به همین منظور تدابیری در کنوانسیون لاهه اندیشیده شده تا بتوان از طریق آن از اموال فرهنگی و اماکن تاریخی کشورها در زمان بروز درگیری مسلحانه محافظت کرد. یکی از ساز و کارهای حقوقی در پروتکل دوم کنوانسیون، ایجاد «فهرست اموال فرهنگی تحت حفاظت تقویت‌شده» است.

 

وی با ذکر اینکه اموال فرهنگی واجد شرایط با قرار گرفتن در این فهرست از مصونیت و حمایت حقوقی برخوردار می‌شوند و در صورت آسیب، کشور عضو می‌تواند از یونسکو درخواست کمک فنی و مالی نماید تصریح می‌کند: بند ۹ ماده ۱۱ پروتکل دوم کنوانسیون لاهه به کشورهای عضو این امکان را می‌دهد تا در صورت بروز مخاصمه به صورت اضطراری از کمیته بین‌الدولی کنوانسیون لاهه درخواست اعطای حفاظت تقویت‌شده موقت برای اموال فرهنگی خود نمایند و کمیته موظف می‌شود در اسرع وقت تصمیم‌گیری کند و در صورت موافقت اعضای کمیته، اموال فرهنگی مذکور از مصونیت برخوردار شده و کمیته به سرعت آنها را در فهرست حفاظت تقویت‌شده قرار داده و به تمامی طرف‌های تخاصم اطلاع می‌دهد. در این صورت کشورها حق حمله به این مراکز یا حریم آنها را ندارند.

 

  یک چالش حقوقی


با تمام این تفاصیل ولی همچنان یک سوال کلیدی باقی است.  اینکه آیا تخریب یا آسیب عمدی به این آثار، مشمول پیگرد بین‌المللی می‌شود یا خیر؟  چراغچی، کارشناس حقوقی میراث فرهنگی در این مورد می‌گوید: در اساسنامه دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC)، «تخریب عامدانه میراث فرهنگی» به‌عنوان یکی از مصادیق جنایات جنگی شناخته شده و در قالب یکی از بندهای مربوط به جرایم جنگی درج شده است. هرچند تا امروز پرونده‌های اندکی به این موضوع اختصاص یافته است، اما سابقه‌ای وجود دارد که بر اساس آن، یکی از مقامات نظامی یک کشور آفریقایی که دستور تخریب چند بنای فرهنگی در خاک خود را صادر کرده بود، در این دادگاه مورد محاکمه قرار گرفت. این خود گواه آن است که ضمانت اجرای حقوقی، هرچند محدود، اما وجود دارد.