
هفت صبح | در نبرد پیچیده و دشوار مقابله با اعتیاد، سالهاست که مشخص شده سیاستهای تکبعدی مانند تمرکز صرف بر مقابله با قاچاق یا توقیف مواد مخدر، هرچند ضروری هستند اما به تنهایی برای نجات جامعه کافی نیستند. واقعیت این است که برای پیروزی در این میدان، باید در کنار سختگیریهای انتظامی، یک نظام درمانی هوشمند، جامع و انسانمحور طراحی شود. در همین راستا، ستاد مبارزه با مواد مخدر با معرفی و اجرای «طرح تحول درمان»، به دنبال گامی استراتژیک برای بازنگری در رویکردهای قدیمی و تکمیل زنجیره درمان اعتیاد است. این طرح که با هدف افزایش چشمگیر اثربخشی درمان و تغییر بنیادین در مدیریت اعتیاد طراحی شده، میکوشد تا مسیری امن، علمی و پایدار برای بازگشت افراد به زندگی عادی و جامعه ایجاد کند.
پایان عصر درمانهای یکسان
یکی از کلیدیترین و انقلابیترین تغییرات در «طرح تحول درمان»، پذیرش این حقیقت علمی است که اعتیاد برای همه یکسان نیست و نمیتوان برای هر بیمار، نسخهای یکسان پیچید. حسین ذوالفقاری، دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر، با تبیین این رویکرد تأکید میکند که برای افزایش موفقیت در درمان، ابتدا باید افراد بر اساس شدت وابستگی، مدت زمان مصرف و وضعیت جسمی و سنی به چهار سطح مجزا تقسیم شوند: خفیف، متوسط، شدید و بسیار شدید. در این مدل جدید، برای گروههای «خفیف» و «متوسط»، هدف نهایی و اصلی، «ترک کامل» و درمان قطعی است؛ یعنی تلاش میشود فرد به طور کلی از چرخه مصرف خارج شود.
اما برای افرادی که سالها در چرخه مصرف بودهاند یا به دلیل سن و شرایط پیچیدگیهای جسمی دارند، رویکرد متفاوتی به نام «مدیریت مصرف» در نظر گرفته شده است. در این روش، هدف این است که بیمار ابتدا از مواد پرخطرتر به سمت مواد کمخطرتر هدایت شود تا در نهایت مصرف او به تدریج کاهش یابد و آسیبهای جسمی و روانی وارد شده به فرد و همچنین آسیبهای اجتماعی متوجه جامعه به حداقل برسد. علاوه بر این، برای برخی گروهها، رویکرد «کاهش آسیب» دنبال میشود؛ به این معنا که از رفتارهای پرخطر مانند استفاده از سرنگهای مشترک جلوگیری شود تا جلوی گسترش بیماریهای ویروسی و مرگبار مانند ایدز و هپاتیت گرفته شود.
مراکز «امید و زندگی»؛ پل ارتباطی میان درمان و بازگشت به جامعه
سلیمان عباسی، مدیرکل درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز با اشاره به تجربیات تلخ و شیرین سالهای گذشته تاکید میکند که درمان اعتیاد هرگز نباید به پایان دوره سمزدایی یا دریافت داروهای جایگزین محدود شود. او معتقد است بزرگترین چالش و نقطه ضعف نظامهای درمانی، «بازگشت مجدد» به مصرف پس از ترخیص است؛ اتفاقی که معمولاً به دلیل خلأهای اجتماعی، نبود مسکن، فقدان شغل و نبود پیگیریهای مستمر رخ میدهد. در پاسخ به این چالشهای بنیادین، مراکز «امید و زندگی» متولد شدند.
این مراکز برخلاف مراکز نگهداری قدیمی که صرفاً جنبه اقامتی داشتند، مجموعهای جامع از خدمات درمانی، روانشناختی، آموزشی و حمایتی را به صورت همزمان ارائه میدهند. در این مراکز، اگر فرد از حمایت خانواده برخوردار باشد، در کنار بازگشت به محیط گرم خانواده، تحت نظارت اشتغال و پیگیریهای مستمر قرار میگیرد. اما برای کسانی که هرگونه سرپناه یا شغلی ندارند و در وضعیت بیسرپناهی به سر میبرند، امکانات اسکان، آموزشهای مهارتی و فرصتهای واقعی اشتغال پیشبینی شده است تا زیربنای یک زندگی مستقل و عزتمند برای آنها فراهم شود و مانع از سقوط دوباره آنها در باتلاق مواد شود.
نظام «مدیریت مورد»؛ نظارتی که تا سه سال ادامه دارد
نکته حیاتی و متمایز در طرح تحول درمان، این است که حمایت از بهبودیافتگان با خروج از مرکز به پایان نمیرسد. در رویکرد جدید، فرد پس از ترخیص وارد نظامی به نام «مدیریت مورد» میشود. این بدان معنا است که تا سه سال، کارشناسانی متخصص به طور مستمر وضعیت اشتغال، محل زندگی، روابط خانوادگی و روند درمان فرد را رصد میکنند. این نظارت مستمر و حمایتی، در واقع سدی محکم در برابر وسوسههای بازگشت به مصرف است.
از سمزدایی تا بازتوانی
این تحول تنها در مراکز جدید نیست، بلکه بر عملکرد کلینیکهای درمان اعتیاد و مراکز ماده ۱۶ نیز اثر گذاشته است. اکنون این مراکز علاوه بر انجام فرآیندهای سمزدایی، به مراکز بازتوانی اجتماعی تبدیل شدهاند.
تکمیل حلقههای مفقوده برای نجات انسان
به هر تقدیر همانطور که گفته شد طرح تحول درمان در واقع تلاشی جامع برای شناسایی و تکمیل تمامی «حلقههای مفقوده» در چرخه درمان است. از سطحبندی دقیق بیماران و مدیریت مصرف گرفته تا ایجاد اشتغال و اسکان در مراکز امید و زندگی و نظارت سه ساله پس از درمان، همگی قطعاتی از یک پازل بزرگ هستند که هدف نهایی آن، کاهش نرخ بازگشت به مصرف و بازگرداندن کرامت انسانی به بهبودیافتگان است.







