
هفت صبح| در دنیای امروز، سلامت روان دیگر یک موضوع فرضی یا لوکس نیست، بلکه زیربنای بقای هر جامعهای است. اما وقتی صحبت از خانواده به عنوان کوچکترین و حساسترین واحد اجتماعی میشود، موضوع پیچیدگی بیشتری پیدا میکند. به تازگی سازمان بهزیستی کشور یک سنجه و سامانه جدید برای تعیین سلامت روان شهروندان راه انداخته است که نتایج حضور مردها و زنان ایرانی در آن، تا به امروز نتایج بسیار جالب و در عین حال نگرانکنندهای را همراه داشته است.
بر اساس آخرین نتایج منتشر شده از این سنجه به نظر میرسد زنان و افراد متاهل بیشترین کسانی بودهاند که در این ارزیابی شرکت کردهاند. شاید در نگاه اول، حضور زیاد این گروه در یک سامانه سلامت روان، نشانهای از خودآگاهی باشد، اما بسیاری از کارشناسان این موضوع را نشانههایی از وخامت اوضاع روحی و روانی خانوادهها میدانند. از دیدگاه متخصصان، اینکه زنان و متاهلها بیش از همه به دنبال سنجش وضعیت روانی خود هستند، حکایت از این دارد که فشارها در کانون خانواده به نقطه فوران رسیده است و ضرورت لزوم بررسی و درمان این افراد بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. این نتایج در واقع فریادی خاموش از دل خانههاست که میگوید زنجیره حمایتهای روانی باید هرچه سریعتر و گستردهتر فعال شود.
این موضوع از دیدگاه بسیاری از کارشناسان و متخصصان حوزه روانشناسی، تنها یک آمار ساده نیست، بلکه نشانهای از وخامت اوضاع روحی و روانی در کانون خانوادههاست. وقتی زنان و افرادی که در پیوند زناشویی هستند، با چنین شدتی به دنبال سنجش وضعیت روانی خود میروند، یعنی فشارها و تنشهای روانی در محیط خانه به حدی رسیده است که این افراد به دنبال راهی برای شناسایی و درمان میگردند. تحلیلگران معتقدند این حجم از مشارکت در گروههای متاهل و زنان، حکایت از آن دارد که ساختار روانی خانوادهها تحت فشار شدید قرار گرفته و ضرورت لزوم بررسیهای عمیقتر و گسترش خدمات درمانی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در واقع، این نتایج فریاد کمکِ پنهانی است که از دل خانهها میآید و نشان میدهد که درمانهای تکبعدی دیگر کافی نیست و باید به سراغ مداخلات جامعتر در سطح خانواده رفت.
۶۴ میلیون دعوتنامه برای بیداری روانی
برای درک بهتر ابعاد این طرح، باید به نحوه اجرای آن نگاه کرد. سازمان بهزیستی برای اینکه بتواند طیف وسیعی از جامعه را در بر بگیرد، از یک روش ضربتی و گسترده استفاده کرد. سید حسن موسوی چلک، معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی، اعلام کرده که با همکاری شرکت همراه اول، ۶۴ میلیون پیامک برای شهروندان ارسال شد. این حجم عظیم از اطلاعرسانی، در واقع تلاشی بود تا هیچکس در حاشیه نماند و هر فردی که در سنین بالای ۱۸ سال است، بتواند به راحتی و با یک کلیک، وارد سامانه سنجش شود.
این پیامکها با این هدف ارسال شدند که شهروندان بتوانند به صورت رایگان و بر اساس اصول رازداری، وضعیت روانی خود را پس از بحرانها و جنگها ارزیابی کنند. هدف اصلی این بود که افراد بتوانند بدون ترس از قضاوت یا هزینههای سنگین، ابتدا بفهمند که آیا در معرض خطر هستند یا خیر. این رویکرد، دسترسی مردم به خدمات غربالگری را تسهیل کرد و باعث شد تا افرادی که شاید هرگز به یک مرکز روانپزشکی مراجعه نمیکردند، با یک پیامک ساده، وارد چرخه شناسایی و درمان شوند.
چه کسانی در صف سنجش بودند؟
نتایج آماری این سامانه، چهرهای واقعی از جامعه را به نمایش میگذارد. ابراهیم غفاری، مدیرکل دفتر امور مشاوره و روانشناختی سازمان بهزیستی، اعلام کرد که تا این لحظه بیش از ۸۰ هزار نفر در این طرح مشارکت کردهاند. اما وقتی به تفکیک جنسیت نگاه میکنیم، میبینیم که ۶۶ درصد شرکتکنندگان زنان و ۳۴ درصد مردان بودهاند. این تفاوت چشمگیر در میزان مشارکت، بار دیگر تایید میکند که زنان در جامعه ما یا فشار روانی بیشتری را تحمل میکنند و یا تمایل بیشتری به پذیرش درمان و شناسایی مشکلات دارند.
از نظر سنی، بیشترین حضور مربوط به گروه سنی ۳۶ تا ۴۵ سال بوده است. این بازه سنی، دقیقاً سالهای میانسالی و مدیریت خانواده است؛ سالهایی که فشار مسئولیتهای شغلی و خانگی به اوج خود میرسد. پس از آنها، جوانان ۱۸ تا ۲۵ سال در رتبه دوم قرار دارند که نشاندهنده اضطرابهای دوران گذار و ورود به دنیای بزرگسالی است. در مقابل، کمترین میزان مشارکت مربوط به سالمندان بوده که شاید به دلیل عدم آشنایی با فضای دیجیتال یا پذیرش متفاوت بحرانها باشد.
یک نکته بسیار کلیدی در این آمار، وضعیت تاهل است. از مجموع ۸۰ هزار شرکتکننده، بیش از ۵۰ هزار نفر متاهل بودهاند. این یعنی اکثریت قاطع افرادی که به دنبال سنجش سلامت روان بودهاند، افرادی هستند که درگیر روابط زناشویی و مدیریت خانوادهاند. این تلاقیِ «زنان» و «متاهلان» در صدر جدول مشارکت، همان نقطهای است که کارشناسان را نگران کرد و آن را نشانه تخریب آرامش در محیطهای خانگی دانستند.
نقشه شغلی و جغرافیایی استرس در ایران
اگر به وضعیت شغلی شرکتکنندگان نگاه کنیم، باز هم نتایج با واقعیتهای اجتماعی همسو است. براساس گزارشهای اعلام شده بیشترین میزان مشارکت مربوط به زنان خانهدار بوده است. این موضوع نشان میدهد که زنان خانهدار بهدلیل قرار داشتن در محیط بسته خانه و تحمل تنشهای روزمره، بیش از هر کسی نیاز به دیده شدن و سنجش وضعیت روانی خود دارند.
پس از آنها، کارمندان و افرادی که مشاغل آزاد دارند، در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند. همچنین حدود ۵ هزار نفر کارگر و ۳ هزار و ۴۰۰ نفر بازنشسته نیز در این طرح شرکت کردند. از نظر جغرافیایی نیز، استانهای مازندران و گیلان بیشترین میزان مشارکت را داشتهاند. این موضوع میتواند ناشی از عوامل مختلفی باشد، از جمله سطح آگاهی بیشتر در این مناطق یا شاید تاثیرات محیطی و اجتماعی خاص این دو استان در مواجهه با بحرانها.
از سنجش سریع تا مداخلات تخصصی
این سامانه تنها یک ابزار برای پرسش و پاسخ نبود، بلکه یک سیستم طبقهبندی دقیق برای ارجاع هدفمند بود. در مرحله اول، افراد با یک پرسشنامه ۹ سوالی استاندارد برای سنجش اختلال استرس حاد (ASD) مواجه میشدند. این سوالات روی مواردی مثل افکار مزاحم، یادآوری ناخواسته حوادث، تحریکپذیری، عصبانیت و حتی مشکلات جسمی مثل سردرد و اختلال خواب تمرکز داشت.
پس از این مرحله، افرادی که در گروه خطر متوسط یا بالا قرار میگرفتند، وارد مرحله دوم میشدند. در این مرحله از ابزار تخصصیتر PCL-۵ برای سنجش شدت تروما و احتمال ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) استفاده میشد. در نهایت، کاربران در سه سطح «کمخطر»، «متوسط» و «پرخطر» دستهبندی میشدند. برای افراد کمخطر، توصیههای آموزشی در نظر گرفته شد و به آنها پیشنهاد شد با خط ۱۴۸۰ (صدای مشاور) تماس بگیرند. برای افراد دارای خطر متوسط، محتوای آموزشی و کلاسهای آنلاین طراحی شد تا بتوانند در محیطی امن، مهارتهای مقابله با استرس را بیاموزند. اما وضعیت برای گروه «پرخطر» متفاوت بود. ۲۰ درصد از کل شرکتکنندگان به عنوان افراد پرخطر شناسایی شدند. این یک رقم تکاندهنده است؛ یعنی از هر ۵ نفر، یک نفر در وضعیت قرمز روانی قرار داشت.
مدیریت بحران در سطح استانها و شهرستانها
برای این ۲۰ درصد پرخطر، سازمان بهزیستی مدعی است که برنامهای مفصل طراحی کرده است. نیمی از این افراد درخواست کردند تا از مراکز بهزیستی خدمات بگیرند و نیمی دیگر ترجیح دادند به مراکز مورد نظر خودشان مراجعه کنند. برای کسانی که بهزیستی را انتخاب کردند، اسامی به صورت روزانه و تفکیک شده به ادارات کل استانها و سپس به شهرستانها ارسال شد تا با آنها تماس گرفته شود و مراکز تخصصی معرفی گردند.
در همین راستا ابراهیم غفاری، مدیرکل دفتر امور مشاوره و روانشناختی سازمان بهزیستی کشورنیز تاکید کرده که شناسایی بهموقع و مداخلات زودهنگام، کلید جلوگیری از مزمن شدن آسیبهای روانی است. او هشدار داد که اگر افرادی که در گروه پرخطر هستند، روند درمان خود را به طور کامل طی نکنند، احتمال عود شدید مشکلات روانی وجود دارد. این یعنی شناسایی تنها نیمی از راه است و نبرد اصلی در «پایبندی به درمان» است.
فراتر از یک ماه خرداد
طبق استانداردهای جهانی، این نوع غربالگریها معمولاً حدود یک ماه پس از پایان یک حادثه یا بحرانهایی مانند جنگ و بلایای طبیعی اجرا میشوند تا اثرات اولیه تروما شناسایی و مداخله شود. سازمان بهزیستی اعلام کرد که در صورت استقبال شهروندان، این طرح که تا پایان خرداد ادامه داشته، تمدید خواهد شد. ارسال ۶۴ میلیون پیامک و شناسایی ۸۰ هزار نفر، تنها نقطه شروع است.
جامعه ما به ویژه زنان و متاهلان، در وضعیت روانی متلاطم قرار دارند. رایگان بودن خدمات و استفاده از بسترهای آنلاین، گامی در جهت کاهش بار بیماریهای روانی در سالهای آینده است. اما نکته حیاتی این است که این نتایج باید منجر به یک تغییر سیاست در حوزه سلامت روان خانواده شود. اگر ۲۰ درصد از شرکتکنندگان در وضعیت پرخطر باشند، یعنی ما با یک موج عظیم از استرسهای پس از سانحه روبهرو هستیم که اگر درمان نشود، اثرات آن را در سالهای آینده در بیماریهای جسمی و فروپاشیهای خانوادگی خواهیم دید.
چشماندازی جامعهشناختی؛ چرا زنان و متاهلها در صف سنجش سلامت روان هستند؟
در تحلیل نتایج این سامانه، دیدگاههای جامعهشناسانه ابعاد تازهای را پیش روی ما میگذارد. دکتر شهلا کاظمیپور، جامعهشناس، در گفتوگو با «هفت صبح» در مورد آمارهای منتشر شده به این نکته اشاره میکند که حضور پررنگ زنان و افراد متاهل در این سنجش، چندان هم دور از ذهن نیست. او معتقد است مردان به دلیل مشغلههای زیاد، بارهای سنگینی که بر دوش دارند و ساختار روحیاتی که در جامعه شکل گرفته، معمولاً کمتر از زنان تمایل دارند تا در چنین نظرسنجیهایی شرکت کنند یا به مراکز روانپزشکی مراجعه نمایند. در مقابل، زنان تمایل بسیار بیشتری دارند تا وضعیت روانی خود را ارزیابی کنند و در این عرصهها حضور یابند.
کاظمیپور با اشاره به این نکته که حدود ۲۵ میلیون نفر از جمعیت کشور را زنان متاهل تشکیل میدهند، میگوید کاملاً طبیعی است که با فراخوان سازمان بهزیستی، بخش قابل توجهی از این زنان که در محیط خانواده، کار و سایر عرصهها با مشکلات جدی دست و پنجه نرم میکنند، به دنبال راهکارهایی برای رفع مشکلاتشان باشند. وی تاکید میکند که بسیاری از این زنان به دو دلیل اساسی نمیتوانند از درمانهای مناسب بهرهمند شوند؛ اول اینکه تعداد روانپزشکان و روانشناسان در ایران نسبت به کل جمعیت بسیار پایین است و دوم اینکه هزینههای درمان به قدری بالا رفته که هر کسی نمیتواند از عهده آن برآید.
به همین دلیل، اجرای طرحهای رایگان و آنلاین، فرصتی را فراهم کرده تا زنان متاهل برای نجات زندگی خود یا رسیدن به آرامش، به این سامانهها روی بیاورند. با این حال، این جامعهشناس نقد تندی به ساختار اجرایی این طرح دارد. این استاد دانشگاه معتقد است سازمان بهزیستی شاید نتواند به تنهایی از عهده این امر برآید، زیرا وظیفه اصلی این سازمان رسیدگی به افراد کمتوان، سالمندان و نیازمندان است، نه ورود به مسائل گسترده و حساس روانشناسی ملی. به باور او، برای کاهش دردهای روانی جامعه، باید از سازمانها و وزارتخانههای مختلف استفاده شود و تدابیری اندیشیده شود تا مردم هم از نظر مالی و هم از نظر تعداد متخصصان، دسترسی راحتتری به مطب پزشکان داشته باشند.
کاظمی پور در پاسخ به این سوال که آیا حضور گسترده زنان و متاهلها میتواند نشانه بحران در خانوادهها باشد نیز میگوید؛ چون این اولین بار است که چنین سنجشی صورت میگیرد، نمیتوان نظر قطعی داد و باید نتایج در دفعات بعدی مقایسه شوند. اما وی در عین حال تاکید میکند که این حقیقت مسلم است که زوجین و متاهلان جامعه امروز با فشارهای متعددی در عرصههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روبهرو هستند کمااینکه بررسیها نشان میدهد حدود 25 درصد ایرانیها از انواع بیماریهای روحی و روانی رنج میبرند. بنابراین، دولت باید به جای اکتفا به این سنجها، برنامهریزی مفیدتر و کارآمدتری را برای طیفهای مختلف جامعه، به ویژه زنان و افراد متاهل، در دستور کار قرار دهد.







