
قطع اینترنت قطع کردن صدای مردم است
چند ساعتی است که دسترسی به اینترنت بین الملل دوباره برقرار شده، البته باز هم با فیلترشکن و اتفاقات این مدت را یک مرور ساده کنیم:
موبایل توی دست، انگشت روی صفحه. از روی عادت میروی سراغ اینستاگرام، باز نمیشود. تلگرام، کار نمیکند. یوتیوب، اصلا فراموشش کن، میبندی، دوباره باز میکنی. ذهن هنوز باور نکرده و این چرخه را هزاران بار تکرار میکنی.
این دقیقاً همان چیزی بود که میلیونها نفر از دی ۱۴۰۴ تجربه کردند. نه یک ساعت. نه یک روز. نزدیک به سه ماه.
این قطعی اینترنت رکورد زد. نه فقط در ایران بلکه در کل دنیا. طولانیترین قطع سراسری اینترنت در تاریخ. یک «رکورد» که قطعا خیلیها ترجیح میدادند هرگز چنین رکوردی نداشته باشند.
حالا برگردیم به آن موبایل توی دست. مردم چه کردند؟ هر کاری که از دستشان برمیآمد. برخی رفتند سراغ فیلمهایی که پیشتر دانلود کرده بودند. برخی دیگر سراغ بازیهای آفلاین. عدهای برای اولین بار بعد از سالها یادشان افتاد که میشود تلفن زد به جای پیام دادن. بعضیها هم با سیمکارت خارجی و کانفیگ گران قیمت تلاش کردند نفسی بکشند؛ و بازیها؟ آمیرزا*، سودوکو، جدول کلمات و ... همانهایی که سالها گوشهای از حافظه موبایل خاک میخوردند، ناگهان دوباره باز شدند. اما صادقانه بگوییم، این بازیها هم دوام زیادی نیاوردند. چند روز اول شاید سرگرمکننده بودند، اما برای کسی که به دنیایی از محتوا عادت کرده، حل کردن دهمین سودوکو در یک هفته دیگر لذتی نداشت. خستگی از تکرار، زودتر از آنچه فکرش را میکردند رسید.
دوستی به شوخی میگفت در بازی آمیرزا به مراحلی رسیدهام که خود مرحوم فردوسی هم اگر زنده شود محال است این کلمات را در شاهنامه پیدا کند!
پیام رسانهای داخلی هم در این میان فرصتی پیدا کردند تا خودشان را نشان دهند. انصافاً بد نبودند، بله، روبیکا و سروش کار میکردند، پیام میرسید، گروه میشد ساخت.
اما مشکل اینجا بود که مردم چشیده بودند، تلگرام با آن سرعت و سادگی، اینستاگرام با آن حجم از محتوا و ارتباط، واتساپ با آن گستردگی مخاطبان. در مقایسه با این تجربهها، پیامرسانهای داخلی حس میدادند که وارد رستورانی شدهای که منوی کوچکی دارد و نصف میزها خالی است. نه بد، فقط... کم.
اما این تصویر را نباید رمانتیک کرد. این «بازگشت به زندگی ساده» نبود. یک محرومیت اجباری بود که کسبوکارها را نابود کرد، فروش آنلاین را هشتاد درصد کاهش داد، و آدمهایی که معیشتشان به اینترنت وابسته بود را با دست خالی رها کرد.
جالب اینجاست که موبایل هنوز توی دست بود. مردم همچنان صفحه را نگاه میکردند، همچنان اسکرول میکردند، فقط دیگر به جایی نمیرسیدند.
این شاید بهترین استعاره برای آن روزها باشد. دست داری، ابزار داری، اما یک نفر در را قفل کرده و کلید را با خودش برده.
توئیت وزیر ارتباطات بعد از اتصال اینترنت بین الملل
سید ستار هاشمی روز چهارشنبه با انتشار پستی در شبکه اجتماعی، با تبریک عید سعید قربان به مردم شریف ایران، بر ضرورت تقویت همبستگی ملی و بازسازی اعتماد عمومی تأکید کرد.
امیر دبیریمهرگفت: اظهارات مبنی بر قطع کامل اینترنت و ایجاد شبکه ملی ارتباطات، موجب تمسخر تمامی کارشناسان حوزه فناوری اطلاعات و حقوق شده است. لازم است سازوکاری در سیستم حکمرانی اندیشیده شود تا از تکرار چنین اظهارات سخیفی جلوگیری شود.
وزیر ارتباطات نوشت: در روزهایی که ایران عزیز بیش از همیشه به همبستگی و بازسازی اعتماد ملی نیاز دارد، اهتمام رئیسجمهور محترم به بازگشایی اینترنت و احیای ثبات ارتباطی، نشانهای روشن از عقلانیت و ایستادن در کنار مردم است. همچنین تلاشهای دکتر عارف برای ایجاد اجماع ملی و راهبری ستاد ویژه، در کنار همکاری مسئولانه سایر نهادها، نشان داد که میتوان با انسجام، گفتوگو و ارادهای قوی از پیچیدهترین شرایط عبور کرد.
هاشمی تاکید کرد: ملت ایران شایسته ارتباط آزاد، آیندهای روشن و اقتصادی پویاست و خدمت به این مردم، ادای دین به سرمایه جاودان ایران است.








