کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۷۰۷۹۸
تاریخ خبر:
سیاوش در آتش بی‌تدبیری

حاشیه‌نگاری یک شب پرهزینه در باشگاه انقلاب

حاشیه‌نگاری یک شب پرهزینه در باشگاه انقلاب

کنسرت‌نمایش «سیاوش» با داستانی سرشار از ظرفیت‌های دراماتیک در میان میزانسن‌های کم‌اثر، ریتم فرساینده و جلوه‌های بصری پراکنده، بخش مهمی از قدرت حماسی خود را از دست داده است

‌هفت صبح| تماشای «سیاوش» پیش از رسیدن به صحنه، با یک آزمون طاقت‌فرسا آغاز می‌شود، باید خودرو را در پارکینگی دورتر از محل اجرا بگذارید، مسافتی طولانی پیاده بروید و تازه پس از رسیدن به مجموعه، خودتان را برای مجموعه دیگری از مشکلات آماده کنید، قرار است یکی از تراژیک‌ترین قصه‌های شاهنامه را ببینید اما نخستین تراژدی، همین وضعیت استقبال از تماشاگر است، کنسرت‌نمایش «سیاوش» به کارگردانی حسین پارسایی در زمین تنیس باشگاه انقلاب اجرا می‌شود، جایی که ظاهراً ظرفیت فروش بلیت بسیار جدی‌تر از امکانات رفاهی مخاطبان مورد توجه قرار گرفته است، نمایشی با بلیت‌های گران‌قیمت که پیش از آغاز، بخش قابل‌توجهی از حوصله تماشاگر را مصرف می‌کند و پس از شروع نیز برای جبران این تجربه ناخوشایند، دستاورد چندانی ندارد.

 

سفری طولانی برای رسیدن به یک صندلی

فاصله پارکینگ تا محل اجرا نخستین نشانه ضعف برنامه‌ریزی است. تماشاگرانی که برای گذراندن شبی فرهنگی آمده‌اند باید پیاده‌روی طولانی را تحمل کنند، آن هم بدون تمهیداتی مناسب برای جابه‌جایی سالمندان و افرادی که محدودیت حرکتی دارند، وضعیت سرویس‌های بهداشتی نیز پرسش‌برانگیز است، تعداد محدود سرویس‌ها، نظافت نامناسب و پیش‌بینی نکردن امکانات بهداشتی موقت متناسب با جمعیت، تصویری تأسف‌بار از مدیریت مجموعه ارائه می‌دهد.

 

مسئله به همین‌جا ختم نمی‌شود، صندلی‌های سفت و نامناسب، سرمای فضای روباز و دید محدود بعضی ردیف‌ها، تجربه تماشا را دشوارتر می‌کنند. برای اجرایی با این تعداد مخاطب و چنین قیمت بلیتی، فراهم کردن حداقل آسایش، ابتدایی‌ترین وظیفه برگزارکنندگان است. عجیب آنکه در تولیدات پرهزینه، گاهی برای کوچک‌ترین جزئیات تبلیغاتی برنامه‌ریزی می‌شود اما ابتدایی‌ترین نیازهای تماشاگر در حاشیه می‌ماند.

 

 تأخیری که حوصله تماشاگر را می‌بلعد

ساعت اعلام‌شده روی بلیت، ظاهراً بیشتر جنبه پیشنهادی دارد.علاوه بر تجربه 40 دقیقه‌ای تاخیری که ما تجربه کردیم، گزارش‌های مخاطبان از شروع اجرا با تأخیرهای حدود نیم‌ساعته تا ۴۵ دقیقه‌ای حکایت می‌کند، این تأخیر برای نمایشی طولانی، آن هم در فضای سرد و روی صندلی‌های ناراحت، مسئله کوچکی نیست.

 

بی‌نظمی ورود تماشاگران، رفت‌وآمد در جریان اجرا، گفت‌وگوهای بلند و مصرف خوراکی نیز تمرکز دیدن نمایش را مخدوش می‌کند، بخشی از این رفتارها به فرهنگ تماشا مربوط است اما مدیریت اجرا وظیفه دارد قواعد مشخصی برای ورود، استقرار و حفظ سکوت برقرار کند، در چنین شرایطی، تماشاگر باید هم‌زمان مراقب صحنه، افراد عبوری و سرمای محیط باشد. حاصل، تجربه‌ای آشفته است که حتی پیش از داوری درباره کیفیت هنری اثر، امتیاز بزرگی را از آن می‌گیرد.

 

حماسه‌ای که روی صحنه جان نمی‌گیرد

«سیاوش» با پشتوانه یکی از غنی‌ترین روایت‌های ادبیات فارسی، ظرفیت خلق نمایشی تکان‌دهنده را دارد، داستانی سرشار از عشق، بدگمانی، خیانت، پاکی و سرنوشت محتوم که می‌تواند با خوانشی امروزی، مخاطب را به قلب یک تراژدی انسانی ببرد بااین‌حال کارگردان بیشتر به بازآرایی ظاهری داستان دل بسته است. مکعب‌های صحنه، نورهای نمایشی و تصاویر ویدیویی، جای خلاقیت در میزانسن را گرفته‌اند، طراحی بصری گاهی به مجموعه‌ای از جلوه‌های پراکنده تبدیل می‌شود که ارتباط ارگانیکی با درام ندارند حتی گذر سیاوش از آتش، یکی از ظرفیت‌مندترین لحظات داستان، فاقد شکوه و تنش لازم است.

 

بازی‌ها نیز کیفیت یکدستی ندارند، حضور چهره‌های شناخته‌شده، به‌خودی‌خود تضمین‌کننده خلق شخصیت نیست، بعضی بازیگران به بیان پرطنین دیالوگ‌ها پناه می‌برند و برخی دیگر در انتقال پیچیدگی روانی شخصیت‌ها ناکام می‌مانند، ریتم کش‌دار اجرا نیز فرصت شکل‌گیری تعلیق را می‌سوزاند در نتیجه، داستانی که باید تماشاگر را درگیر سرنوشت قهرمان کند، گاهی به بازگویی پرزرق‌وبرق روایتی آشنا تقلیل پیدا می‌کند.

 

 صدایی که از نمایش پیشی می‌گیرد

در میان این آشفتگی، چند قطعه‌ای که علی زندوکیلی اجرا می‌کند، لحظات دلپذیرتری می‌سازند، صدای گرم و بیان موسیقایی او برای دقایقی به فضای سرد اجرا جان می‌بخشد و مخاطب را با احساسی همراه می‌کند که خود نمایش در ساختنش چندان موفق نیست. البته همین لحظات نیز ضعف اصلی کنسرت‌نمایش را آشکار می‌کنند، موسیقی بیشتر همچون فرصتی برای استراحت از درام عمل می‌کند تا عنصری جدایی‌ناپذیر از ساختمان نمایشی اثر. «سیاوش» با وجود امکانات تبلیغاتی، بازیگران مشهور و سرمایه قابل‌توجه، در خلق تجربه‌ای ماندگار ناکام می‌ماند. تلخ‌تر آنکه در پایان، آنچه بیشتر در ذهن می‌ماند، مسیر طولانی بازگشت به پارکینگ، صندلی‌های ناراحت و چند دقیقه آواز خوش زندوکیلی است، برای نمایشی با چنین ادعاهایی، این کارنامه چندان افتخارآمیز نیست.

 

 

کدخبر: ۶۰۱۷۰۷۹۸
تاریخ خبر:
ارسال نظر