ماجرای لغو تور پالت، محدودیتهای گروه لیان و تعویق کنسرت علیرضا قربانی
هنرمندان مجوز میگیرند، هزینه میکنند و تمرین میکنند، اما لحظه آخر با لغو برنامه مواجه میشوند، تکلیف چیست؟
گروه فرهنگ و هنر| قرار بود پاییز، فصل بازگشت موسیقی به صحنه باشد اما خبرهایی که این روزها از سالنهای کنسرت به گوش میرسد، بیشتر به فهرست برنامههای لغوشده شباهت دارد. یک گروه موسیقی به دلیل محدودیت حضور نوازنده زن، تور سراسری خود را کنار میگذارد، خوانندهای شناختهشده با وجود طی مراحل اداری، فرصت اجرای برنامهاش در نزدیکی مشهد را از دست میدهد و در تهران نیز بازار کنسرتهای پاپ، دستکم در مقایسه با دورههای پررونق گذشته، شور چندانی ندارد.
این اتفاقها در ظاهر ارتباط مستقیمی با یکدیگر ندارند اما کنار هم تصویری آشنا میسازند، تصویری از موسیقی ایران که برای هر اجرا باید از هزارتویی از تصمیمها، ملاحظات و محدودیتها عبور کند. مسئله دیگر سرنوشت یک کنسرت یا یک خواننده نیست پرسش مهمتر این است که چرا فعالیتی فرهنگی با وجود برخورداری از ساختار رسمی صدور مجوز، همچنان از ابتداییترین ویژگی یک فعالیت حرفهای، یعنی امکان برنامهریزی مطمئن، محروم است؟
پالت و صحنهای که هفت نفره نماند
گروه پالت تازهترین نام در فهرست هنرمندانی است که برنامه اجرای زندهشان به مانع خورده است. اعضای این گروه که قصد داشتند پس از سالها در شهرهای مختلف ایران کنسرت برگزار کنند، با محدودیت حضور نوازنده زن در برخی شهرها مواجه شدند، تصمیم گروه روشن بود، اجرای موسیقی با ترکیب ناقص اعضا پذیرفتنی نیست، به همین دلیل تور سراسری لغو شد.
ماجرای پالت اهمیت بیشتری از یک اختلاف اداری دارد، گروهی که هویت موسیقاییاش حاصل همکاری اعضاست، چگونه میتواند بپذیرد یکی از نوازندگانش به دلیل جنسیت از حضور روی صحنه محروم شود؟ آیا میتوان از یک گروه انتظار داشت برای اجرای قطعاتش در هر شهر، ترکیب تازهای تعریف کند؟ چندی پیش گروه لیان به سرپرستی محسن شریفیان نیز در اهواز با مسئله مشابهی روبهرو شد. طبق گزارشهای منتشرشده، از برگزارکننده خواسته شده بود تعهد بدهد نوازندگان زن روی صحنه حضور نخواهند داشت، لیان نیز اجرای خود را لغو کرد.
تکرار چنین اتفاقهایی نشان میدهد مشکل به سلیقه یک برگزارکننده یا شرایط یک سالن محدود نیست، مسئله در تفاوت برداشتها از ضوابطی ریشه دارد که باید برای تمام هنرمندان قابل فهم و یکسان باشد. عجیبتر اینکه سند ملی موسیقی نیز ممنوعیت عامی برای حضور زنان نوازنده پیشبینی نکرده است. با این حال، فاصله میان آنچه در اسناد رسمی آمده و آنچه در بعضی شهرها اجرا میشود، همچنان پابرجاست.
مشهد، شهری با مجوزهای بیسرانجام
در خراسان رضوی، داستان پیچیدهتر است، کنسرت «ایرانم» با صدای علیرضا قربانی قرار بود در منطقه طرقبه شاندیز برگزار شود، پیش از موعد اجرا، استاندار از موافقت دستگاههای مسئول سخن گفته بود و حتی مخالفت جدی شورای تأمین نیز مطرح نبود اما سرانجام برنامه به تعویق افتاد، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، ملاحظات زمانی را دلیل این تصمیم اعلام کرد، بیآنکه جزئیات روشنی درباره آن ارائه شود.
این اتفاق برای مخاطبان موسیقی در مشهد و شهرهای اطراف آن تازگی ندارد، طی سالهای گذشته، بارها کنسرتهایی که مراحل دریافت مجوز را پشت سر گذاشته بودند، در آستانه اجرا متوقف شدند. حاصل این وضعیت، شکلگیری نوعی بیاعتمادی است. برگزارکننده برای تبلیغات، اجاره تجهیزات و هماهنگی عوامل هزینه میکند اما تا آخرین لحظه از سرنوشت برنامه اطمینان ندارد. در چنین شرایطی، صدور مجوز چه اعتباری دارد؟
اگر نهادی مسئول تأیید فعالیت هنری است، باید توان دفاع از تصمیم خود را نیز داشته باشد، اگر مراجع دیگری اختیار توقف برنامه را دارند، حدود این اختیار و دلایل اعمال آن باید روشن و قابل بررسی باشد. مشهد با پیشینه فرهنگی و جمعیت گسترده مخاطبانش میتواند یکی از قطبهای مهم موسیقی کشور باشد اما ادامه این وضعیت، فرصتهای اقتصادی و فرهنگی شهر را محدود میکند و هنرمندان را نسبت به برنامهریزی برای اجرا در این منطقه مردد نگه میدارد.