اسکار در برزخ ایرانی
کشورهای مختلف نمایندگان خود را معرفی کردهاند، اما ایران همچنان میان تشکیل کمیته، اختلاف نهادها و انتخاب چند گزینه محدود در انتظار تصمیم نهایی مانده است
هفت صبح| تقویم آکادمی اسکار آرام و بیتوجه به حاشیههای سینمای ایران جلو میرود. کشورهای مختلف یکی پس از دیگری نمایندگان خود را برای رقابت بهترین فیلم بینالمللی معرفی میکنند، فهرست آثار راهیافته هر روز طولانیتر میشود و تنها چند روز تا پایان مهلت ارسال فیلمها باقی مانده است. در تهران اما هنوز خبری از یک فرآیند روشن نیست.

کمیته انتخاب نماینده ایران به طور رسمی معرفی نشده، ترکیب اعضا مشخص نیست و سینمای ایران دوباره در همان نقطه آشنای سالهای گذشته ایستاده است: تصمیمگیری در آخرین لحظه. این تأخیر دیگر یک اتفاق مقطعی نیست. تبدیل شدن معرفی نماینده ایران به اسکار به یک پرونده دقیقه نودی، سالهاست به بخشی از حافظه سینمایی کشور تبدیل شده است. هر سال نام چند فیلم مطرح میشود، چند جلسه برگزار میشود، اختلاف نظرها بالا میگیرد و سرانجام نماینده ایران در شرایطی معرفی میشود که فرصت چندانی برای برنامهریزی بینالمللی باقی نمانده است.
فیلمهایی که برای اسکار چند روز نفس میکشند
یکی از نشانههای همین بیبرنامگی، شکل گرفتن موجی از اکرانهای کوتاهمدت در روزهای پایانی مهلت آکادمی است. فیلمهایی که ماهها در انتظار نمایش عمومی بودهاند، ناگهان در یک یا چند سالن محدود روی پرده میروند تا شرایط حضور در فرآیند انتخاب را به دست آورند. «دانههای انگور» ساخته ابراهیم ابراهیمیان با بازی رضا عطاران و نوید محمدزاده یکی از همین نمونههاست که اکران خود را در تعداد محدودی از سالنها آغاز کرده است. «سرزمین فرشتهها» ساخته بابک خواجهپاشا نیز در میان گزینههایی قرار گرفته که اکران محدود آن برای بررسی در مسیر اسکار مطرح شده است.
این اتفاق پرسشی جدی ایجاد میکند: آیا اکران یک فیلم در چند سانس محدود باید فقط برای عبور از یک بند قانونی انجام شود یا باید بخشی از یک برنامه حرفهای برای حضور جهانی باشد؟ مسیر اسکار سالهاست نشان داده که داشتن شرایط اولیه اکران، تضمینی برای دیده شدن نیست. فیلمی که میخواهد در فصل جوایز رقابت کند، نیازمند حضور جشنوارهای، پخشکننده بینالمللی، ارتباط با رسانههای خارجی و برنامه تبلیغاتی است. در چنین شرایطی، اکران چند روزه در یک سالن بیشتر شبیه تلاش برای باز نگه داشتن یک در کوچک است؛ دری که شاید به مسیر اسکار برسد، اما پشت آن هنوز برنامهای مشخص دیده نمیشود.
کمیتهای که هر سال دیر تشکیل میشود
مسئله اصلی اما فقط انتخاب یک فیلم نیست. بحران بزرگتر، نبود یک ساختار پایدار برای این انتخاب است. هنوز مشخص نیست امسال کمیته معرفی نماینده ایران با چه ترکیبی شکل میگیرد و سهم نهادهای مختلف سینمایی در آن چگونه خواهد بود.در سالهای گذشته، اختلاف نظر میان خانه سینما، بنیاد سینمایی فارابی و ساختار مدیریتی سینما بارها بر روند انتخاب سایه انداخته است. بحث اصلی همیشه حول یک پرسش شکل گرفته: چه کسی باید درباره نماینده سینمای ایران تصمیم بگیرد؟ سینماگران و نهاد صنفی یا ساختارهای رسمی مدیریت سینما؟
سال گذشته نیز این اختلافها به کنارهگیری خانه سینما از کمیته انتخاب انجامید و در نهایت «علت مرگ نامعلوم» ساخته علی زرنگار به عنوان نماینده ایران معرفی شد. امسال هنوز مشخص نیست آیا همان الگو تکرار میشود یا سازوکاری تازه شکل خواهد گرفت. مشکل اینجاست که سینمای ایران برای رویدادی در اندازه اسکار، هنوز یک مسیر ثابت و قابل پیشبینی ندارد. در بسیاری از کشورها، کمیته انتخاب نماینده ماهها پیش تشکیل میشود، فیلمها بررسی میشوند و حتی برای معرفی جهانی اثر منتخب برنامهریزی صورت میگیرد. در ایران اما بخش مهمی از انرژی صرف شکل دادن به فرآیندی میشود که باید پیش از آغاز رقابتها آماده باشد.
انتخاب میان تکرار و فرصتهای از دست رفته
نام برخی فیلمها در روزهای اخیر بیشتر شنیده شده است. «غذای نیمروز» ساخته مجید مجیدی یکی از گزینههایی است که به دلیل حضور احتمالی در جشنواره بوسان و سابقه بینالمللی کارگردانش مورد توجه قرار گرفته است. «سرزمین فرشتهها» نیز با دریافت جایزه از جشنواره کازان، یکی دیگر از فیلمهای مطرح این فهرست است. مجید مجیدی با سابقه چند بار انتخاب شدن به عنوان نماینده ایران، چهرهای آشنا برای مسیر اسکار محسوب میشود. همین موضوع نشان میدهد کمیتههای انتخاب در سالهای مختلف معمولاً به سمت گزینههایی رفتهاند که ریسک کمتری دارند و برای فضای بینالمللی شناخته شدهاند.
اما همین رویکرد، پرسشهای تازهای ایجاد کرده است. آیا سینمای ایران همیشه باید میان فیلمسازان شناختهشده و مسیرهای امتحانشده انتخاب کند؟ چه زمانی قرار است فیلمهایی که نگاه تازهتری به جامعه ایران دارند، فرصت حضور پیدا کنند؟ پرونده «پیرپسر» ساخته اکتای براهنی یکی از نمونههای قابل توجه در این زمینه است. فیلمی که در جشنواره روتردام مورد توجه قرار گرفت و از سوی بخشی از منتقدان به عنوان یکی از تجربههای متفاوت سینمای ایران شناخته شد، هیچگاه به گزینه اصلی معرفی ایران برای اسکار تبدیل نشد. البته انتخاب نماینده اسکار فقط به کیفیت هنری فیلم وابسته نیست. شرایط تولید، مجوزها، اکران، حضور جهانی و امکان همراهی یک کمپین بینالمللی نیز نقش مهمی دارند. همین پیچیدگیها اهمیت وجود یک سازوکار حرفهای را بیشتر میکند.
اسکار تغییر کرده، ایران هنوز در گذشته مانده است
اسکار ۲۰۲۷ برای نخستین بار تغییراتی در مسیر ورود فیلمهای غیرانگلیسیزبان ایجاد کرده است. بر اساس قوانین جدید، برخی فیلمها میتوانند از مسیر جشنوارههای معتبر جهانی مانند کن، برلین، ونیز، ساندنس، تورنتو و بوسان وارد رقابت شوند. این تغییر نشان میدهد رقابت جهانی سینما دیگر فقط به انتخاب رسمی کشورها محدود نیست.
در چنین فضایی، اهمیت برنامهریزی بیشتر شده است. سینمای ایران برای حضور مؤثر در اسکار نیازمند تصمیمهایی است که چند هفته پیش از پایان مهلت ارسال آغاز نشده باشد. اکنون پرسش اصلی فقط این نیست که کدام فیلم نماینده ایران خواهد شد. پرسش مهمتر این است که چرا هر سال باید در روزهای پایانی، میان چند گزینه محدود و چند تصمیم عجولانه انتخاب کنیم.