کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۵۵۴۶
تاریخ خبر:
آن حنجره هنوز روشن است

نگاهی به زندگی هنری نادر گلچین در سالروز درگذشتش

نگاهی به زندگی هنری نادر گلچین در سالروز درگذشتش

خواننده‌ای که کارش را در 12سالگی آغاز کرد، کنار بزرگان موسیقی ایران خواند و پس از سال‌ها سکوت نیز فراموش نشد

هفت صبح| صدای نادر گلچین اهل خودنمایی نبود. قرار نبود در نخستین چند ثانیه شنونده را با تحریری بلند غافلگیر کند یا مدام قدرت حنجره‌اش را به رخ بکشد. آرام وارد می‌شد، کلمه را تحویل می‌گرفت، کمی با آن زندگی می‌کرد و بعد به موسیقی می‌سپرد. شاید راز ماندگاری آن صدا همین باشد. صدایی که سال‌ها خاموش ماند، اما غیبت صاحبش نتوانست آن را کهنه کند.

 

۳۱ شهریور ۱۳۹۶، نادر گلچین در تهران درگذشت. خواننده‌ای که بخش مهمی از کارنامه‌اش در روزگار طلایی رادیو شکل گرفت و نامش کنار شماری از مهم‌ترین نوازندگان و آهنگسازان موسیقی ایرانی نشست. زندگی هنری او قصه عجیبی دارد. از دوازده‌سالگی پشت میکروفن رفت، صدها اثر خواند، سال‌های طولانی سکوت کرد و با وجود این فاصله، چند اجرای او هنوز با نخستین جمله قابل شناسایی است.

 

پسر دوازده‌ساله پشت میکروفن

قصه در رشت شروع شد. گلچین هنوز دوازده سال داشت که پایش به رادیو رشت باز شد و آواز محلی خواند. نوجوانی او میان مدرسه، موسیقی و صحنه تئاتر تقسیم شده بود. در نمایش‌هایی مانند «بارگاه هارون‌الرشید» و «خواب‌های پینه‌دوز» بازی می‌کرد و آواز نیز بخشی از حضورش روی صحنه بود. همین تجربه شاید بعدها در شیوه خواندنش اثر گذاشت.

 

گلچین شعر را مثل مجموعه‌ای از هجاهای مناسب تحریر نمی‌دید. کلمه برایش نقش داشت، شخصیت داشت و باید درست ادا می‌شد. اواخر دهه ۳۰ راهی تهران شد و کار حرفه‌ای‌اش در اداره هنرهای زیبا و وزارت فرهنگ و هنر شکل جدی‌تری گرفت. نام همکارانش امروز شبیه ورق زدن بخشی مهم از تاریخ موسیقی ایران است. فرامرز پایور، پرویز یاحقی، حبیب‌الله بدیعی، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، جهانگیر ملک، محمد اسماعیلی، عماد رام و فریدون شهبازیان بخشی از این فهرست‌اند. حضور در برنامه‌های رادیویی، به‌ویژه «گل‌های تازه»، صدای او را به خانه‌های بیشتری رساند.

 

حنجره‌ای که دنبال مسابقه نبود

گلچین جنس صدای خودش را می‌شناخت. همین شناخت، یکی از ویژگی‌های مهم آواز او بود. وارد منطقه‌ای نمی‌شد که حنجره‌اش برای فتح آن ساخته نشده باشد. تحریرهایش حساب‌شده بود و شعر زیر بار نمایش تکنیکی گم نمی‌شد. در گفت‌وگوهای سال‌های بعد نیز تأکید می‌کرد که توجه اصلی‌اش به کلام است و دوست دارد شعر فارسی با کمک موسیقی در ذهن مردم جریان پیدا کند.

 

اجرای «مرغ سحر» با تنظیم فرامرز پایور یکی از نقاط درخشان کارنامه او شد. «آمد نوبهار» مهدی خالدی با بازسازی فرهاد فخرالدینی نیز در حافظه شنوندگان ماند. «یوسف گم‌گشته»، «ناوک مژگان»، «قصه شهر عشق» و آن قطعه شیرین و متفاوت «من دیگه بچه نمی‌شم» وجوه گوناگون صدایی را نشان می‌دهند که می‌توانست اندوه، لطافت و شیطنت را بی‌تکلف کنار هم بنشاند. او بیش از ۳۰۰ آواز و قطعه اجرا کرد، با ارکستر فرامرز پایور برای معرفی موسیقی ایرانی به الجزایر رفت و همراه ارکستر عماد رام کنسرتی برای کمک به زلزله‌زدگان بوئین‌زهرا برگزار کرد.

 

سی‌وچند سال سکوت

بخش عجیب زندگی گلچین شاید همین‌جا آغاز شود. خواننده‌ای با چنین سابقه‌ای برای چند دهه از جریان اصلی اجرا فاصله گرفت. خودش سال‌ها بعد از بی‌مهری‌ها، پیشنهادهایی که با جنس صدایش سازگار نبود و میل نداشتن به تکرار گذشته سخن گفت. حتی زمانی که پیشنهاد بازخوانی آثار قدیمی مطرح می‌شد، سؤالش روشن بود: چرا باید اجرایی را که با نوازندگانی بزرگ شکل گرفته، با کیفیتی پایین‌تر تکرار کرد؟

 

این سکوت سرانجام با «گریز» شکسته شد، اثری با همکاری فریدون شهبازیان که پس از سال‌ها نام گلچین را دوباره به فضای رسمی موسیقی برگرداند. او در سال‌های پایانی زندگی نسبت به شبیه‌شدن صداها و رواج تقلید در آواز ایرانی هشدار می‌داد و نگران فاصله گرفتن گوش مردم با ریشه‌های آواز بود. شاید امروز، سال‌ها پس از خاموش شدن آن حنجره، بهترین راه شناخت نادر گلچین شنیدن یکی از اجراهایش باشد. صدا را کمی بلند کنید و به کلمات گوش بدهید. خیلی زود معلوم می‌شود چرا مردی که دهه‌ها کم‌خواند، هنوز شنیده می‌شود.


 

کدخبر: ۶۰۱۶۵۵۴۶
تاریخ خبر:
ارسال نظر