ماجرای عجیب توقف و بازگشت بلیتفروشی «قبض روح»
ارشاد پای نقص سیستمی را وسط کشیده و گروه «قبض روح» از فشار برای بازبینی دوباره میگوید، چهار ساعت پرحاشیهای که هنوز پاسخ روشنی ندارد
گروه فرهنگ و هنر| هنوز پرده بالا نرفته، اما «قبض روح» زودتر از موعد وارد صحنه شد، صحنهای که اینبار نه در سالن نمایش، که میان صفحات مجازی، اطلاعیههای رسمی و روایتهای متناقض شکل گرفت. چند ساعت توقف فروش بلیت کافی بود تا نمایش علی احمدی با بازی محسن کیایی و پوریا رحیمیسام، پیش از نخستین اجرا صاحب مهمترین مؤلفه این روزهای بازار فرهنگ شود: «حاشیه». ماجرا ظاهراً ساده است.
پیشفروش نمایش ۱۸ شهریور آغاز شد، چند ساعت بعد امکان خرید بلیت بسته شد و عوامل اثر واکنش نشان دادند. ادارهکل هنرهای نمایشی خیلی زود توضیح داد که خبری از توقیف نیست و یک نقص سیستمی در ثبت مجوز، همزمان با تغییر مدیریت شورای نظارت و ارزشیابی، چنین وضعیتی ایجاد کرده است. فروش هم حدود چهار ساعت بعد دوباره برقرار شد. اگر قصه همین باشد، پرونده را باید یک سوءتفاهم اداری کوتاه دانست. مشکل اینجاست که گروه نمایش قصه دیگری تعریف میکند.
چهار ساعت پرهزینه برای یک «نقص سیستم»
روایت گروه «قبض روح» پای مسئله مهمتری را وسط میکشد. آنها میگویند بحث بازبینی مجدد مطرح شده و گروه با تکیه بر مجوزی که پیشتر دریافت کرده، زیر بار این درخواست نرفته است. طبق این روایت، بازگشت بلیتفروشی پس از ایستادگی گروه اتفاق افتاده است. اینجا دیگر با یک خطای فنی ساده روبهرو نیستیم، بلکه پرسش درباره اعتبار یک مجوز رسمی مطرح میشود.
اگر نمایشی مسیر بازبینی را طی کرده و مجوز گرفته باشد، تغییر مدیر یا ترکیب شورای نظارت تا چه اندازه میتواند پرونده آن را دوباره باز کند؟ مجوز فرهنگی باید سندی قابل اتکا باشد یا تصمیمی که با تغییر مدیر امکان بازنگری دوباره پیدا میکند؟ پاسخ این پرسش فراتر از سرنوشت یک نمایش اهمیت دارد. تولید تئاتر با سرمایه، قرارداد، تبلیغات، برنامهریزی سالن و فروش بلیت گره خورده است. هر ابهام درباره اعتبار مجوز، بخشی از امنیت اقتصادی تولید را مخدوش میکند. به همین دلیل حتی چهار ساعت توقف فروش نیز میتواند معنایی بزرگتر از چهار ساعت اختلال فنی پیدا کند.
عقبنشینی یا بهترین تبلیغ ممکن؟
زاویه دیگری هم وجود دارد. «قبض روح» پیش از اجرا، در چند ساعت به میزان قابل توجهی دیده شد. نام نمایش در رسانهها و شبکههای اجتماعی چرخید، بازیگرانش واکنش نشان دادند، ماجرای توقف فروش خبر شد و بازگشت بلیتها نیز موج دوم توجه را ساخت. اتفاقی که هر گروه تبلیغاتی برای ایجاد مشابه آن باید هزینه و انرژی قابل توجهی صرف کند، اینجا تقریباً خودبهخود شکل گرفت. همین وضعیت یک پرسش وسوسهبرانگیز میسازد: آیا ما شاهد یک بحران واقعی نظارتی بودیم یا حاشیهای که عملاً به کمپین تبلیغاتی قدرتمندی برای نمایش تبدیل شد؟
فعلاً سندی وجود ندارد که بتوان ماجرا را یک حرکت طراحیشده تبلیغاتی دانست. چنین حکمی بدون مدرک بیشتر شبیه هیجان رسانهای است. با این حال نمیتوان اثر تبلیغاتی ماجرا را نادیده گرفت. «قبض روح» حالا پیش از آنکه کیفیت هنریاش قضاوت شود، کنجکاوی ساخته است. شاید مسئله اصلی نیز همین باشد. وزارت ارشاد میگوید توقیفی در کار نبوده، گروه نمایش از فشار برای بازبینی دوباره سخن میگوید و مخاطب میان این دو روایت مانده است.
اگر روایت گروه دقیق باشد، بازگشت فروش را میتوان نوعی عقبنشینی دستگاه نظارتی برابر مقاومت بر سر مجوز صادرشده دید. اگر روایت رسمی کامل باشد، یک اختلال چندساعته ناخواسته بهترین تبلیغ ممکن را برای نمایشی ساخته که هنوز روی صحنه نرفته است. «قبض روح» هنوز اجرا نشده، اما نخستین درامش را بیرون صحنه ساخته است؛ درامی که شخصیت اصلی آن نه بازیگر، که خودِ «مجوز» است.