کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۳۳۰۰
تاریخ خبر:
تعزیه در میدان فضایی

نقد انیمیشن تازه هادی محمدیان با قهرمانی به نام هانی

نقد انیمیشن تازه هادی محمدیان با قهرمانی به نام هانی

«سفینه نجات» میان عاشورا، ابرقهرمان‌ها و آبدزدک‌ها جهانی متفاوت می‌سازد که تماشایی است، هرچند همه قطعات این جهان عجیب به یک اندازه خوب کنار هم نمی‌نشینند

هفت صبح، ملک‌میر مهدی| «سفینه نجات» ایده‌ای دارد که روی کاغذ کمی دیوانه‌وار به نظر می‌رسد: یک پسربچه عاشق تعزیه، یک مأموریت فضایی، سیاره‌ای گرفتار بی‌آبی، موجوداتی به نام آبدزدک و قصه‌ای درباره پیدا کردن قهرمان درون. همین ترکیب کافی است که تازه‌ترین ساخته هادی محمدیان را میان انیمیشن‌های ایرانی به اثری متفاوت تبدیل کند. فیلم جسارت می‌کند دو جهان ظاهراً دور را کنار یکدیگر بنشاند و اتفاقاً بخش مهم جذابیتش هم در همین ریسک است. مشکل جایی آغاز می‌شود که این سفینه همیشه نمی‌تواند تمام بار ایده‌هایش را سالم به مقصد برساند.

 

قهرمانی با کلاهخود در کهکشان

هانی آرزوی قهرمان شدن دارد، اما هنوز کسی او را جدی نمی‌گیرد. یک اتفاق عجیب مسیر زندگی‌اش را عوض می‌کند و او به جای یک میمون فضانورد سر از سیاره‌ای درمی‌آورد که آب در آن حکم طلا را دارد. آنجا با دریا همراه می‌شود و قصه کم‌کم شکل یک ماجراجویی ابرقهرمانی پیدا می‌کند. امتیاز اصلی فیلم، پیوند همین جهان فانتزی با نشانه‌های آشنای فرهنگ ایرانی است.

 

کلاهخود تعزیه در فضای کهکشانی دیگر یک وسیله تزئینی نیست و به بخشی از هویت هانی تبدیل می‌شود. مفهوم آب نیز هوشمندانه وارد قصه شده و میان ماجرای سیاره و لایه عاشورایی اثر پل می‌زند. هانی هم برگ برنده فیلم است. شیطنت دارد، اشتباه می‌کند، ادعای قهرمانی دارد و همین نقص‌ها او را دوست‌داشتنی می‌کند. صداپیشگی زهرا سلیمی با لهجه ترکی نیز به این شخصیت هویت داده و او را میان انبوه کاراکترهای کودکانه قابل تشخیص کرده است.

 

سفینه‌ای که زیادی بار زده

مشکل «سفینه نجات» کمبود ایده نیست، اتفاقاً ایده بیش از ظرفیت داستان دارد. فیلم می‌خواهد هم کمدی باشد، هم موزیکال، هم ماجراجویی فضایی، هم قصه‌ای درباره خودشناسی و هم روایتی نمادین با ریشه‌های عاشورایی. نتیجه در بخش‌هایی جذاب است و در بخش‌هایی شلوغ. فیلمنامه گاهی میان این دنیاها با عجله جابه‌جا می‌شود و بعضی مفاهیم پیش از آنکه فرصت پیدا کنند در دل قصه جا بیفتند، به شکل مستقیم بیان می‌شوند.

 

همین مسئله باعث شده پیوند تعزیه با ماجرای فضایی برای همه مخاطبان یک اندازه طبیعی به نظر نرسد. شخصیت‌های فرعی نیز زیر سایه هانی و دریا می‌مانند و بیشتر کارکرد داستانی دارند تا هویت مستقل. هفت قطعه باکلام برای یک انیمیشن حدوداً نود دقیقه‌ای هم کمی دست‌ودلبازانه است. موسیقی بامداد افشار، به‌خصوص جایی که رد موسیقی عاشورایی را آرام وارد فضای فانتزی می‌کند، یکی از نقاط قوت اثر است، اما تعداد بخش‌های موزیکال گاهی ریتم ماجرا را متوقف می‌کند.

 

چند قدم جلوتر، چند گره عقب‌تر

از نظر بصری اما ماجرا متفاوت است. طراحی جهان، نور، جزئیات محیط و کیفیت اجرای بسیاری از سکانس‌ها نشان می‌دهد انیمیشن بلند ایرانی دیگر قرار نیست با برچسب «برای یک کار ایرانی خوب است» سنجیده شود. دوبله نیز عمدتاً کنترل‌شده و پرانرژی است، هرچند، چند شوخی صوتی بیش از اندازه برای گرفتن خنده تقلا می‌کنند. «سفینه نجات» فیلم بی‌نقصی نیست، اما فیلم بی‌خطری هم نیست و همین ارزش دارد.

 

هادی محمدیان سراغ ترکیبی رفته که احتمال شکستش کم نبوده و محصول نهایی با وجود ضعف‌های روایی، هویت خودش را پیدا کرده است. سفینه شاید در مسیر چند بار تکان شدیدی بخورد، اما سقوط نمی‌کند. مهم‌تر اینکه نشان می‌دهد انیمیشن ایرانی می‌تواند به جای تکرار فرمول‌های امن، برای خودش جهان بسازد و به قلمروهایی سرک بکشد که پیش‌تر کمتر کسی جرأت ورود به آنها را داشته است.


 

 

کدخبر: ۶۰۱۶۳۳۰۰
تاریخ خبر:
ارسال نظر