کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۲۱۷۴
تاریخ خبر:
دو صندلی، یک نور‌ ‌ و ‌کلی حرف تکراری!

«روشن» میان انبوه تاک‌شوهای مشابه چه حرف تازه‌ای دارد؟

«روشن» میان انبوه تاک‌شوهای مشابه چه حرف تازه‌ای دارد؟

«روشن» علی میرمیرانی قرار بود متفاوت باشد، اما در بازار اشباع‌شده تاک‌شوها، چیز چندان تازه‌ای برای عرضه ندارد

هفت صبح| شبکه نمایش خانگی از روزی که به عنوان رقیبی برای تلویزیون قد علم کرد، یک قول نانوشته به مخاطبانش داد: «اینجا قرار است چیزهایی ببینید که در قاب رسانه ملی پیدا نمی‌شود.» مخاطب ایرانی هم با همین وعده، دست به جیب شد تا اشتراک پلتفرم‌ها را بخرد. او به دنبال فرم‌های تازه، چهره‌های جدید، جسارت در روایت و سرگرمی استاندارد بود.

 

اما اگر قرار باشد همان آدم‌ها، با همان دکورهای تاریک و همان لحن‌های نصیحت‌گونه در پلتفرم‌ها ظاهر شوند، دقیقا بابت چه چیزی داریم پول پرداخت می‌کنیم؟   برنامه «روشن»، تازه‌ترین محصول پلتفرم نمایش خانگی با اجرا و کارگردانی علی میرمیرانی، دقیقا روی همین نقطه حساس دست گذاشته و متاسفانه، خروجی آن به جای آنکه یک «اتفاق» در شبکه خانگی باشد، بیشتر به یک «عقب‌گرد» شبیه است.

 

‌سابقه، بلای جان می‌شود

برای نقد «روشن»، ابتدا باید تکلیفمان را با خالق آن روشن کنیم. علی میرمیرانی یک نام دم‌دستی در عرصه رسانه نیست. او ریشه در مطبوعات دارد، دست به قلم است، کتاب می‌نویسد و در کارنامه‌اش برنامه‌های شاخص و نوآورانه‌ای مثل «گفت‌وگوی تنهایی» می‌درخشد. برنامه‌ای که در زمان خود، هم ساختار شکیلی داشت و هم مسیر مصاحبه‌هایش به شدت فکر شده، عمیق و خارج از کلیشه‌های رایج بود.

 

او همین اواخر برنامه «۲شات» را هم در یکی از پلتفرم‌های نمایش خانگی داشت که توانست با تکیه بر احساسات و نوستالژی، مخاطبانی برای خود دست و پا کند.   با چنین پشتوانه‌ای، انتظار می‌رود اثری که نام میرمیرانی را یدک می‌کشد، تلفیقی از فرهیختگی و عامه‌پسندی باشد. اما «روشن» در همان گام‌های اول نشان می‌دهد که به شدت بلاتکلیف است. برنامه‌ای که نه آن‌قدر عمیق است که مخاطب خاص را راضی نگه دارد و نه آن‌قدر جذاب و ریتمیک است که مخاطب عام را یک ساعت روی مبل میخکوب کند.

 

فضایی شبیه برنامه‌های پیش از افطار!

 یکی از عجیب‌ترین و در عین حال دقیق‌ترین توصیفاتی که می‌توان درباره «روشن» به کار برد، شباهت آن به ویژه‌برنامه‌های پیش از افطار تلویزیون در دهه‌های گذشته است. در قسمت ابتدایی، ما با مصاحبه‌های کش‌دار و یک ساعته‌ای روبه‌رو هستیم که فاقد هرگونه جذابیت بصری، آیتم‌های میانی، یا تنوع در فرمت اجرا هستند. 

 

سازندگان «روشن» ظاهرا با این اتمسفر جلو آمده‌اند که: «ما می‌خواهیم حشو و زواید را حذف کنیم و مستقیم به سراغ یک گفت‌وگوی ناب برویم.» در روزگاری که تاک‌شوها پر از بازی‌های لوس، معماهای بی‌مزه و چالش‌های مصنوعی شده‌اند، این ایده روی کاغذ بسیار جذاب و حتی شجاعانه است.

 

اما مشکل اینجاست که وقتی شما تمام زرق‌وبرق‌ها را حذف می‌کنید، باید جای آن را با یک «محتوای میخکوب‌کننده» پر کنید. اگر طرحی نو در مسیر پرسش و پاسخ وجود نداشته باشد، نتیجه چیزی جز یک ملال یک ساعته نخواهد بود. مخاطب احساس می‌کند در یک لوپ تکراری و خسته‌کننده گیر افتاده است.

 

سندرم مهمان‌های تکراری؛ حرف‌هایی که قبلا زده شده‌اند

 مشکل دیگر «روشن»، انتخاب مهمان‌هاست. شبکه نمایش خانگی امروز به یک اکوسیستم بسته تبدیل شده که در آن چند ده چهره مشخص، مدام از این برنامه به آن برنامه و از این مسابقه به آن رئالیتی‌شو کوچ می‌کنند. وقتی میرمیرانی روبه‌روی چهره‌هایی مثل رامبد جوان یا رامین ناصرنصیر می‌نشیند، با آدم‌هایی طرف است که در طول این سال‌ها بارها و بارها زیرورو شده‌اند. 

 

رامین ناصرنصیر به عنوان یک بازیگر و مترجم باهوش، پیش از این در رسانه‌های مختلف فضای فکری خود را ارائه داده است. حالا در «روشن»، وقتی صحبت از موضوعات کلانی مثل مرگ، زندگی یا حتی خودکشی یک رفیق به میان می‌آید، مخاطب دیگر شوقی برای شنیدن ندارد؛ چرا که این حرف‌ها در بستری زده می‌شود که فاقد طراوت و تازگی است. ما در پایان یک ساعت مصاحبه از خود می‌پرسیم: «خب که چی؟ کدام بخش از این تجربیات قرار بود گره‌ای از ذهن من باز کند یا حداقل مرا سرگرم کند؟»

 

مجری در نقش فیلسوف: «من زیاد می‌فهمم!»

 اما شاید پاشنه آشیل اصلی «روشن»، شیوه اجرای خود علی میرمیرانی باشد. در علم ژورنالیسم و مصاحبه، یک اصل طلایی وجود دارد: «مجری، تسهیل‌گر است، نه ستاره مجلس.» مجری باید مانند یک آینه عمل کند تا ابعاد پنهان مهمان را بازتاب دهد. اما در «روشن»، میرمیرانی ناخواسته در تله‌ای می‌افتد که می‌توان آن را «سندرم دانای کل» نامید.

 

او به جای آنکه یک شنونده کامل و یک پرسشگر منطقی باشد، بارها مسیر بحث را قطع می‌کند، فرمان را به دست می‌گیرد و آن را به جاده خاکی برداشت‌های شخصی‌اش می‌برد. این حس پنهانِ «من زیاد می‌فهمم» که از لحن و زبان بدن مجری به مخاطب پمپاژ می‌شود کمکی به عمق‌بخشی به برنامه نمی‌کند و نتیجه را ابتر و مشوش می‌سازد. مجری با هر سطحی از سواد و کتاب‌خواندگی، وقتی روبه‌روی مهمان می‌نشیند، باید خودنمایی را کنار بگذارد تا مهمان فرصت شکوفایی پیدا کند. در «روشن»، گاهی حس می‌کنیم مهمان‌ها بهانه‌ای هستند تا مجری، تفکرات خودش را بلندبلند فکر کند.

 

  بحران تورم تاک‌شوها

 در نهایت، نقد «روشن» بدون نگاه به تصویر بزرگ‌تر رسانه‌های امروز ناقص است. ما با پدیده «تورم برنامه‌های گفت‌وگومحور» مواجهیم. از تلویزیون گرفته تا پلتفرم‌های اینترنتی، ارزان‌ترین و دم‌دستی‌ترین راه برای تولید محتوا این شده است که دو صندلی بگذاریم، یک نور موضعی بتابانیم و با یک سلبریتی گپ بزنیم.  همین حالا در پلتفرم‌های دیگر نمایش خانگی برنامه «هم‌کلام» و «ستاره بازی» در حال پخش هستند.

 

تعدد این برنامه‌ها که اکثرا فاقد ایده‌های بدیع، اتاق فکر قدرتمند و کارگردانی خلاقانه هستند، باعث ایجاد یک دل‌زدگی عمیق در مخاطب شده است. تاک‌شو ساختن به سادگی روشن کردن یک میکروفن نیست؛ مهندسی کلمات و روانشناسیِ مخاطب می‌خواهد.   «روشن» می‌توانست با توجه به سابقه میرمیرانی، نقطه عطفی در این بازار اشباع‌شده باشد، اما تا اینجای کار نشان داده که صرفا قطره‌ای دیگر در دریای تاک‌شوهای فراموش‌شدنی این روزهاست؛ برنامه‌ای که جایش نه در پلتفرم‌های پولی شبکه خانگی، که در همان کنداکتور خلوت عصرهای تلویزیون است.

 

 

کدخبر: ۶۰۱۶۲۱۷۴
تاریخ خبر:
ارسال نظر