اپوزیسیون ایران؛ جدال برسر قدرت
سلطنتطلبها کاریکاتوری از مبارزه سیاسی را ارائه دادهاند؛ آنها حتی آبروی مبارزه را نیز بردهاند؛ نه تاجزاده اپوزیسیون است نه احمدینژاد زیرا هیچیک از نظام عبور نکردهاند
گروه سیاسی| جنگ خارجی علیه ایران همراه شده است با فعالیت هرچه بیشتر گروههای اپوزیسیون؛ گروههایی که در مخالفت با جمهوری اسلامی اشتراک دارند اما در انگیزه، راهبرد و اهداف آنقدر با هم دچار اختلافاند که نمیتوان گفت یک کل واحد به نام اپوزیسیون جمهوری اسلامی وجود دارد؛ چه آنکه در چند سال اخیر اختلافات عمیق آنها با یکدیگر بیش از پیش بر همه روشن شد. علاوه بر گروههای اپوزیسیون خارج از کشور، برخی باور دارند افراد و گروههایی در ایران نیز نقش اپوزیسیونهای داخلی را ایفا میکنند.
روایتهای مختلفی هم بر سر این موضوع وجود دارد؛ به نحوی که اصلاحطلبان میگویند طیف تند اصولگرا در عمل نقش اپوزیسیون را ایفا میکند و عملا از نظام عبور کرده است و آنها نیز میگویند اصلاحطلبان رادیکال به هیچ از مبانی نظام باور ندارند و اپوزیسیون شدهاند. در این میان اما برخی بر یک چهره تمرکز کردهاند؛ محمود احمدینژاد و میگویند شخص او را باید به مثابه یک جریان اپوزیسیون در نظر گرفت. این ادعا بیشتر از زمانی مطرح شد که روزنامه نیویورکتایمز در دو گزارش مدعی شد که بعد از حمله آمریکا و به شهادت رساندن رهبر انقلاب، اسرائیل میخواست احمدینژاد را در ایران به قدرت برساند.
حالا هم روزنامه جمهوری اسلامی در مطلبی بدون ذکر نام، اشارتهایی داشته است که میشد متوجه شد منظور نویسنده احمدینژاد است. این روزنامه مدعی شده است که فردی در داخل خطرناکتر از گروههای اپوزیسیون خارج از ایران است. درباره احمدینژاد اما بحثها بسیار است. شاید همه به اتفاق بگویند که مواضع تند او در یک دهه گذشته شبیه اپوزیسیون بوده است اما به نظر میرسد سخت باشد که بگوییم او یک چهره اپوزیسیون است. برای بررسی جریانشناسی گروههای اپوزیسیون و بررسی اینکه آیا اصلا میتوان قائل به وجود بخشی با عنوان اپوزیسیون داخلی بود یا خیر، با چند فعال سیاسی و یک نماینده مجلس گفتوگو کردیم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
مشارکتیها اپوزیسیون داخلیاند، نه احمدینژاد
عبدالرضا داوری، فعال و تحلیلگر سیاسی، در پاسخ به این پرسش که جریانهای اپوزیسیون در چه محورهایی با نظام ایران زاویه دارند و آیا میتوان قائل یک بخش دیگر از اپوزیسیون تحت عنوان اپوزیسیون داخلی بود یا خیر، به «هفتصبح» گفت: «واقعیت این است که یک نظام سیاسی مانند جمهوری اسلامی، هم بر عناصر ملی، فرهنگ بومی و مردم خود تأکید دارد و هم استقلال و ایستادگی در برابر قدرتهای جهانی را در دستور کار قرار میدهد؛ بنابراین، این نظام هم از نظر فرهنگی و ملی و هم از منظر استقلال، در معرض تقابل قرار میگیرد.
اگر روند و رویکردهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی را بررسی کنیم، میبینیم که جریانهای مخالف عمدتا در دو محور قرار میگیرند؛ گروهی از نظر فرهنگی با جمهوری اسلامی زاویه دارند و طیف دیگری از نظر استقلال ایران با آن اختلاف دارند. طبیعتا این مسئله به نیروهای خارجی محدود نمیشود. با توجه به اینکه بخشی از ساختار سیاسی کشور از مسیر انتخابات شکل میگیرد، برخی از این جریانها توانستهاند در بخشهایی از ساختار تصمیمگیری که از طریق انتخابات شکل میگیرند، حضور پیدا کنند. جریان اصلاحطلب تلاش میکند در موقعیتی قرار بگیرد که هم بتواند نقش اپوزیسیون داخلی را ایفا کند و هم از ساختار سیاسی خارج نشود؛
یعنی در عین حضور در ساختار، نقش یک جریان منتقد را بر عهده بگیرد و بهنوعی اپوزیسیون درونی باشد؛ کاری که روزگاری مشارکتیها میکردند. در این میان آقای احمدینژاد، از نظر جریانشناسی تاریخی و شبکهای که طی این ۴۷ سال شکل گرفته است، در دل جریان اصولگرا تعریف میشود. انتقادهایی که او مطرح کرده، از جنس انتقادهای ساختارشکنانه مجلس ششمیها و جریان مشارکت نیست. من باور دارم که او در نهایت خود را در مقابل رهبری قرار نداد و باید میان رویکردهای انتقادی و رویکردهای تخریبی تفاوت قائل شد و متأسفانه روزنامه جمهوری اسلامی، که منتسب به جمهوری اسلامی ایران است، بازنشردهنده آن چیزی شده است که رسانههای خارج از ایران مطرح میکنند».
سلطنتطلبها آبروی هرچه مبارزه سیاسی است را بردهاند
او درباره سلطنتطلبها نیز مطرح کرد: «سلطنتطلبها کاریکاتوری از مبارزه سیاسی ارائه دادهاند و حتی آبروی مبارزه سیاسی را نیز بردهاند. آنها چهرههایی لمپناند و رفتارهای زشتی از خود نشان میدهند. سلطنتطلبها نمود لمپنیسم سیاسیاند و مردم این ساختارشکنیها را نمیپسندند. این جریانها شاید در مقطعی توانسته باشند جمعیتی را به خیابان بیاورند اما بهتدریج همه متوجه شدند که با یک پروژه اسرائیلی مواجه هستیم».
این تحلیلگر مسائل سیاسی درباره جریانهای تجزیهطلب نیز توضیح داد: «جریانهای تجزیهطلب مستقر در کردستان عراق و شرق ایران، از جمله جریانهای چریکی چپ، یا جریانهایی در خارج از مرزهای جنوب شرقی ایران نیز طیفی دیگر گروههای اپوزیسیون به حساب میآیند اما من باور دارم این جریانها میان هیچیک از مردم ایران حتی مردمان کرد، ترک، بلوچ و عرب ایرانی نیز هیچ پایگاهی ندارند و اگر روزگاری آنها وارد مرزهای ایران شوند، نخستین مرزبانهای ما مردمان مناطق مرزی ایران خواهند بود. تجزیهطلبی در ایران کاملا یک پروژه اسرائیلی است و مردم نیز این موضوع را میدانند».
اجرا نکردن اصل 27 قانون اساسی به اپوزیسیون میدان میدهد
علیمحمد نمازی، فعال سیاسی اصلاحطلب، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی و از نمایندگان مجلس ششم نیز درباره وضعیت کنونی گروههای اپوزیسیون و نقش و جایگاه سیاسی آنها در گفتوگو با «هفتصبح» مطرح کرد: «باید بپذیریم که واقعا گروههای اپوزیسیون وجود دارند و این یک واقعیت است؛ هرچند اهداف آنها و نقشی که در عرصه رسانه ایفا میکند، با شدت و ضعف همراه است و میتواند متفاوت باشد. اپوزیسیون خارج از کشور عمدتا از طریق رسانههایی که در اختیار دارند مواضع خود را مطرح میکنند و کاری که در این چند سال قادر به انجامش بودند، برگزاری تجمعاتی در برخی کشورها بود که این شرایط از زمان فوت خانم مهسا امینی بیشتر شد؛
نکته اما آن است که تأثیر یک گردهمایی چند هزار نفری در خارج از کشور بر حاکمیت، بهاندازه تأثیر یک تجمع ۵۰۰ نفری در داخل مهم و مؤثر نیست و مردم ایران گرچه بعضا اخبار را از طریق شبکههای ماهوارهای و عمدتا از طریق فضای مجازی دنبال میکنند اما در این سالها نشان دادهاند که تحت تأثیر رویکردها یا مواضع جریانهای اپوزیسیون قرار نمیگیرند. البته اصل وجود اپوزیسیون برای نظامی که به اصول دموکراتیک باور دارد، لزوما امر بدی نیست؛
مشروط به آنکه فعالیت اپوزیسیون در حد مخالفت و نقد باشد و بحران امنیتی به وجود نیاورد. وجود چنین جریانی میتواند نشان دهد که حاکمیت از درجهای از دموکراسی برخوردار است. یک ایراد نیز به خود ما وارد است و آن اینکه چرا اجازه نمیدهیم بر اساس اصل 27 قانون اساسی تجمعات قانونی برگزار شود؟ وقتی این خلأ وجود دارد، زمینه برای گسترش جریانها یا رویکردهای اپوزیسیونی بیشتر میشود. به نظر من، نظام جمهوری اسلامی باید قاطعانه به اصل ۲۷ قانون اساسی پایبند باشد و در زمینه آزادی قلم و آزادی بیان پیشقدم شود تا نگرانیها درباره اپوزیسیون کاهش پیدا کند».
اپوزیسیون فاقد سر است
این فعال سیاسی ادامه داد: «در هر نوع اعتراضی، از اعتراض مسالمتآمیز گرفته تا اعتراضهایی در مخالفت با اصل نظام، رهبری نقش مهمی ایفا میکند. این مسئله درباره جریانهایی نیز صدق میکند که هیچ سر آشتی با نظام حاکم ندارند. زمانی که ما با نظام پهلوی مبارزه میکردیم، میگفتیم سه پشتوانه داریم؛ نخست رهبریمان که امام خمینی(ره) است، دوم مکتبمان که اسلام است و سوم پایگاه مردمیمان. در جریانهای اپوزیسیون این سه فاکتور یعنی رهبری، مکتب و پایگاه اجتماعی دیده نمیشود. واقعیت این است که جریانهای اپوزیسیون فاقد رهبریاند و فردی را ندارند که مرجعیت و نفوذ اجتماعی در میان مردم داشته باشد به تعبیری سر ندارند».
نه تاجزاده اپوزیسیون است، نه احمدینژاد
او درخصوص اینکه آیا با مسئلهای به نام اپوزیسیون داخلی مواجه هستیم یا خیر، بیان کرد: «من قبول ندارم که اپوزیسیون داخلی بهاندازهای قدرتمند باشد که موجب نگرانی حاکمیت شود. در فضایی که معترضان نمیتوانند مخالفت خود را بهصورت قانونی ابراز کنند، طبیعی است که زمینه برای شکلگیری اپوزیسیون فراهم شود. با این حال، فکر نمیکنم اپوزیسیون داخلی در حدی باشد که حاکمیت احساس نگرانی کند. همچنین باور نمیکنم که احمدینژاد خواسته باشد پس از ترور رهبری، مسئولیت رهبری کشور را بر عهده بگیرد و نظام جدیدی را هدایت کند. مسئله این است که حاکمیت برای جلوگیری از رشد اپوزیسیون باید نارضایتیها را کاهش دهد.
باید مشخص کنیم که مطالبات در چه سطحی قرار میگیرند و از چه نقطهای میتوان آنها را در چارچوب اپوزیسیون تعریف کرد. اساسا اپوزیسیون به کدام بخش از جامعه گفته میشود؟ اگر منظور از اپوزیسیون، جریانهایی است که خواهان براندازی هستند، در این صورت نمیتوان اصلاحطلبانی مانند تاجزاده یا برخی گروههای اصلاحطلب را اپوزیسیون دانست زیرا آنها هیچگاه از براندازی نظام سخن نگفتهاند. هرچند انتقادهای جدی دارند و معتقدند نظام به اصلاحات ساختاری نیاز دارد و اگر بخواهد کشور را بهصورت کارآمد اداره کند، باید این اصلاحات را انجام دهد. در چنین شرایطی، نمیتوان این جریانها را اپوزیسیون دانست. اصلاحطلب با اپوزیسیون تفاوت دارد و اساسا اصلاحات و براندازی در تقابل با یکدیگر قرار میگیرند».
برای اپوزیسیون تمامیت ارضی ایران هم مهم نیست
سید حسین نقوی حسینی، فعال سیاسی اصولگرا و سخنگوی کمیسیون امنیت ملی در مجلس دهم نیز درباره این موضوع به «هفتصبح» گفت: «هر نظام سیاسی بهطور طبیعی مخالفانی دارد که خارج از چارچوبهای قانونی فعالیت میکنند و خواهان براندازی آن هستند. در مواجهه با نظام جمهوری اسلامی نیز نیروها و گروههایی وجود دارند که با این نظام مخالفاند. این گروهها ۴۷ سال است که علیه جمهوری اسلامی فعالیت میکنند، اما با وجود گذشت نزدیک به پنج دهه، جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست. یکی از دلایل اینکه اپوزیسیون جمهوری اسلامی هیچگاه نتوانسته است در میان ملت ایران جایگاه و پایگاه اجتماعی قابلتوجهی پیدا کند، این است که این جریان بر تجزیه ایران و از بین بردن یکپارچگی سرزمینی کشور متمرکز است یا دستکم تمامیت ارضی ایران برای آن اهمیت چندانی ندارد.
از نگاه این جریان، حتی اگر تمامیت ارضی ایران از بین برود، اما جمهوری اسلامی سقوط کند، چنین وضعیتی نیز میتواند مطلوب باشد. این در حالی است که تمامیت ارضی ایران برای مردم بسیار مهم است؛ حتی برای کسانی که با جمهوری اسلامی مخالفاند. این موضوع یکی از دلایل مهمی است که باعث شده اپوزیسیون جمهوری اسلامی هیچگاه نتواند پایگاه اجتماعی قابلتوجهی در کشور به دست آورد. در همین دو جنگ نیز دیدیم که مردم ایران پای کار ایستادند. حتی کسانی که با جمهوری اسلامی مشکل دارند، در صحنه حضور پیدا کردند. در همین شرایط، اپوزیسیون مردم را به آشوب دعوت میکرد و طیفی از آن نیز خواهان تجزیه ایران بود، اما مردم به این رویکردها توجهی نکردند».
اختلافات و انشعاب در گروههای اپوزیسیون بسیار است
او درباره انشعابها و اختلافات درونی گروههای اپوزیسیون با یکدیگر مطرح کرد: «مسئله دیگر، انشعابهای متعددی است که در میان گروههای اپوزیسیون وجود دارد. از جریانهای چپ رادیکال و کمونیست گرفته تا منافقین و طرفداران سلطنت، طیفهای مختلفی در اپوزیسیون حضور دارند که هیچگاه نتوانستهاند به وحدت برسند. طیف چپ اپوزیسیون در بستر تاریخی از سوی طیف راست اپوزیسیون سرکوب شده است؛
به این معنا که چپها از سوی سلطنتطلبان اعدام شدهاند، به زندان افتادهاند و شکنجه شدهاند. چپها سالها علیه رژیم پهلوی مبارزه کردهاند و طبیعی است که نتوانند با یکدیگر متحد شوند. همین حالا نیز میبینیم که این گروهها به یکدیگر توهین میکنند. عدهای به پهلوی حمله میکنند و طرفداران پهلوی نیز به منافقین و چپها حمله میکنند. آنها حتی در آمریکا یا کشورهای اروپایی با یکدیگر درگیری فیزیکی پیدا میکنند».
آمریکا و اسرائیل به گروههای اپوزیسیون اعتنا نمیکنند
او در پاسخ به این پرسش که آیا آمریکا و به ویژه اسرائیل برای مقابله با جمهوری اسلامی روی اپوزیسیون حساب باز کرده است یا خیر، تشریح کرد: «من باور دارم حتی اسرائیل و آمریکا نیز که با ما دشمن هستند، روی اپوزیسیون حساب ویژهای باز نمیکنند و در برنامههای خودشان جایی برای آنها نمیبینند. البته تردیدی نیست که آمریکا و رژیم صهیونیستی به دنبال استفاده از اپوزیسیون علیه ایران هستند، اما اپوزیسیون قدرتمندی پیدا نمیکنند.
اگر در مواردی به رضا پهلوی متوسل میشوند، به این دلیل است که فرد دیگری را در اختیار ندارند. اینکه رضا پهلوی در دو سال اخیر بیشتر مطرح شده است، به این دلیل بود که آمریکا و اسرائیل به دنبال یافتن جریانی جایگزین برای جمهوری اسلامی بودند. آنها تصور میکردند پهلوی میتواند اقبال عمومی را به دست آورد، اما بهتدریج متوجه شدند که او نیز توانایی انجام چنین کاری را ندارد و مردم امید چندانی به اپوزیسیون ندارند. این موضوع را در دو جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه نیز مشاهده کردیم».
میگوید جبهه پایداری در حال کودتاست؛ چنین نیست
این فعال سیاسی همچنین درباره ادعایی مبنی بر اینکه گروهها یا افرادی در ایران نقش اپوزیسیون داخلی را ایفا میکنند، توضیح داد: «در داخل کشور، طبیعی است که برخی افراد جمهوری اسلامی را قبول نداشته باشند و نظام سیاسی ایران را نپذیرند. با این حال، نمیتوان گفت تشکیلات، سازماندهی و گروههایی با ساختار منسجم در داخل کشور وجود دارند که بتوان آنها را اپوزیسیون سازمانیافته دانست. البته مخالفان جمهوری اسلامی وجود دارند، اما نمیتوان همه آنها را اپوزیسیون به معنای برخوردار بودن از یک ساختار تشکیلاتی مشخص دانست. من باور دارم حتی کسانی که در داخل کشور با جمهوری اسلامی مخالفاند، درباره خدشهدار شدن تمامیت ارضی ایران نگرانی جدی دارند.
از سوی دیگر، استقلال سیاسی نیز برای همه اهمیت دارد؛ فارغ از اینکه جمهوری اسلامی را قبول داشته باشند یا نه. هیچکس نمیتواند بگوید جمهوری اسلامی تابع شرق یا غرب، آمریکا یا چین و روسیه است. با این وصف، جمهوری اسلامی، فارغ از اینکه افراد مختلف چه نگاهی به آن دارند، واقعا مستقل بوده است. اینکه آمریکا و اسرائیل به دنبال فعالکردن جریانی در داخل کشور بهعنوان اپوزیسیون هستند، نشان میدهد اپوزیسیون داخلی در دستیابی به اهداف خود ناکام مانده است. با این حال، باید مرزهای اپوزیسیون در داخل کشور تعریف شود تا بتوان افراد و جریانها را در این چارچوب قرار داد.
باید دید مرز اپوزیسیون کجاست؟ به نظرم مرز آنجاست که فردی کلیت نظام را نپذیرد و به نظامی سوسیالیستی یا لیبرالیستی هر نظام دیگری اعتقاد داشته باشد. اگر چنین فردی تشکیلاتی نیز داشته باشد، میتوان او را در داخل کشور در زمره اپوزیسیون قرار داد. این در حالی است که حتی اصلاحطلبان رادیکال نیز کلیت نظام را رد نکردهاند. آنها میگویند ارکان نظام باید اصلاح شوند. چنین رویکردی را نمیتوان اپوزیسیون دانست. شاید بتوان گفت این افراد با برخی ارکان نظام مخالفاند، اما اپوزیسیون محسوب نمیشوند. شخصیتهایی مانند آقای احمدینژاد یا اصلاحطلبان تندرو یا اصولگرایان رادیکال را نیز نمیتوان اپوزیسیون دانست. برخی میگویند جبهه پایداری در حال کودتا علیه نظام است، در حالی که چنین نیست. با طرح این ادعاها نمیتوان نتیجه گرفت که در داخل کشور اپوزیسیونی با ساختار تشکیلاتی شکل گرفته است».
گروههای اپوزیسیون در همراه کردن مردم به نفع خود موفق نبودند
کامران غضنفری، نماینده مجلس نیز درباره این موضوع به «هفت صبح» گفت: «اگر گروههای اپوزیسیون برانداز در میان مردم پایگاه قابلتوجهی داشتند، تاکنون میتوانستند به اهداف خود برسند. در یکی دو سال اخیر، این گروهها آشکارا وارد صحنه شدهاند و اعلام کردهاند که خواهان براندازی جمهوری اسلامی هستند. آنها چندین بار برای حضور مردم در خیابان فراخوان داده و تلاش کردهاند خود را مطرح کنند اما موفق نشدند.
سال گذشته جمعیت اندکی را به خیابان آوردند، اما این میزان بهاندازهای نبود که بتواند استمرار پیدا کند. امسال نیز چند بار تلاش کردند مردم را به خیابان بکشانند و حضور خود را به نمایش بگذارند، اما تلاشهایشان با ناکامی مطلق مواجه شد. در مقابل، شاهد بودیم مردمی که پای کار نظام هستند و جانفدایانی که بیش از ۳۰ میلیون نفر از آنها ثبتنام کردهاند، هر شب در خیابان حضور دارند. نزدیک به هشت ماه است که این افراد در خیابان حضور دارند و حمایت خود را از رهبری و نیروهای مسلح اعلام کردهاند. این حضور باعث شده است نیروهای ضدانقلاب فضای موجود را برای خود تنگ ببینند. حضور این افراد در صحنه، بزرگترین پاسخ به فراخوانهای ضدانقلاب است و همین شرایط باعث شده است آنها فضا را برای خود مساعد نبینند».
برخی گروههای اپوزیسیون میخواهند مسلحانه وارد عمل شوند
او ادامه داد: «البته برخی از نیروهای ضدانقلاب مسلح هستند و میخواهند از طریق اقدامات مسلحانه وارد عمل شوند. از جمله این گروهها میتوان به گروههای ضدانقلاب و تجزیهطلب مستقر در اقلیم کردستان عراق، مانند گروههای کومله و حزب دموکرات و همچنین گروههایی مانند جیشالظلم در جنوب شرق ایران اشاره کرد. این گروهها هرچه چنین قصدی دارند اما با برخورد قاطع مردم و نیروهای مسلح روبهرو میشوند.
آخرین تلاش رضا پهلوی برای ۲۸ مرداد بود که با فراخوان همراه شد، اما این تلاش نیز با شکست مواجه شد. حتی همان تعداد اندک هوادار او نیز جرئت حضور در میدانها را ندارند زیرا این جریانها پایگاه عقیدتی ندارند و از یک آرمان فکری مشخص دفاع نمیکنند. انگیزههای آنها مادی است و هنگامی که خود را در معرض خطر ببینند، اهل ماندن در صحنه و مبارزه نیستند. آنها تاکنون نتوانستهاند کاری از پیش ببرند. رضا پهلوی نیز با اسرائیل و آمریکا ارتباط دارد و از آنها مقرری میگیرد».
خطر اپوزیسیون داخلی از برخی گروهکها بیشتر است
این نماینده مجلس در ارتباط با وضعیت محمود احمدینژاد هم بیان کرد: «فکر نمیکنم آقای احمدینژاد رویکردی اپوزیسیونی داشته باشد. البته او دیدگاههای خاص خود را دارد، اما من ندیدهام که مردم را به اقدام علیه نظام دعوت یا تحریک کند. ممکن است برخی دیدگاهها را قبول نداشته باشد، اما اینکه بخواهد مردم را به شورش تحریک کند، من چنین چیزی ندیدهام. من احمدینژاد را اپوزیسیون داخلی نمیدانم؛ زیرا او هنوز عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است و قاعدتا چنین فردی نباید موضع اپوزیسیونی داشته باشد.
ما افراد دیگری مانند حسن روحانی، جواد ظریف و سیدمحمد خاتمی را نیز داریم که اگرچه در ظاهر چنین چیزی را اعلام نمیکنند، اما به اعتقاد من، در پشت صحنه، دیدگاههایشان در راستای اهداف نامشروع اسرائیل و آمریکا قرار دارد. برای مثال، میتوان به سخنان اخیر ظریف اشاره کرد که چنین القا میکرد باید ترکمانچای دیگری را بپذیریم تا از تحریمهای آمریکا خلاص شویم؛ یعنی در برابر آمریکا کوتاه بیاییم تا تحریمها برداشته شوند. خطر این افراد، حتی از برخی گروهکها نیز بیشتر است. از سوی دیگر من نمیتوانم درباره گزارشهایی که یک رسانه آمریکایی درباره آقای احمدینژاد منتشر کرد، اظهارنظر کنم و این مسئولیت دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی است اما از نظر تحلیلی گزارش نیویورکتایمز را درست نمیدانم و تصور نمیکنم احمدینژاد جایگاهی همچون به دستگرفتن کشور را برای خود در نظر داشته است».