آمریکا بهدنبال شکستن بیطرفی کشورهاست
حشمتالله فلاحتپیشه: عدهای با تکچرخزدن در سیاست خارجی، کشور را با آسیبهایی مواجه میکنند، اما مسئولیت آن را نیز نمیپذیرند امیرحسین خالقی: تشدید تحریمها سیاستی موقتی است؛ آمریکا در پی ورود دوباره به فاز نظامی است
هفت صبح| شامگاه دوشنبه اسکات بِسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در یک کنفرانس خبری از جزئیات تحریمهای تازه آمریکا علیه ایران سخن گفت و بر اساس آنچه پیشتر دونالد ترامپ مطرح کرده بود نیز گفت که جنگ اقتصادی علیه ایران آغاز شده است. او مطرح کرد که آمریکا به اِعمال تحریم علیه نزدیک به 60 نهاد، فرد و کشتی مرتبط با ایران میپردازد و هر کشوری که در کنار ایران بایستد، همراه با ایران با انزوای اقتصادی مواجه خواهد شد. بسنت اعلام کرد که تحریمهای جدید، شبکهای از شرکتهای واسطه و کشتیهای ناوگان سایه ایران را شامل میشود.
جزئیات تحریمهای جدید
بسنت در این کنفرانس خبری گفت: «امروز به دستور رئیسجمهور ترامپ، ما عملیات پاراگون اقتصادی را علیه ایران آغاز کردیم. این یک کارزار بیسابقه است که ایران و کسانی را که آن را توانمند و حمایت میکنند، هدف قرار میدهد. تحریمهایی علیه ۶۰ نهاد، فرد و کشتی مرتبط با ایران در زمینههای انرژی هستهای، موشکی و نفتی اعمال شد.
تحریمها شرکتها و کشتیهای ناوگان سایه در امارات، هنگ کنگ، چین، سنگاپور و سوئیس را هدف قرار میدهد. عملیاتی را برای خفه کردن اقتصاد و نظام ایران آغاز کردهایم. رئیسجمهور برای قطع روابط اقتصادی با ایران با رهبران جهان در تماس است. اقدامات ما نظام ایران را در تنگنا قرار خواهد داد و سپاه پاسداران را هدف قرار خواهد داد. هر کشور یک جدول زمانی مشخص برای توقف فعالیتها دارد و اگر کشورها اقدامی نکنند، ما به صورت یکجانبه و از طریق اختیارات خود اقدام خواهیم کرد. ما به کشورهایی که قاچاق نفت ایران را تسهیل میکنند و اجازه میدهند بانکهایشان به نمایندگی از رژیم ایران مورد استفاده قرار گیرد، هشدار دادهایم».
اسکات بسنت ادامه داد: «کشورها مهلت خواهند داشت تا فعالیتهای شناساییشده توسط وزارت خزانهداری، از جمله فعالیت شعب بانکهای ایرانی در خارج از کشور را متوقف کنند. هر نهادی که پولشویی را برای ایران تسهیل کند، از سیستم مالی مبتنی بر دلار آمریکا حذف خواهد شد. هیچکس از تحریمهای آمریکا مصون نیست. کسانی که در کنار ما بایستند، از مزایای همکاری ما بهرهمند خواهند شد و کسانی که سرنوشت خود را به نظام ایران گره میزنند، باید انتظار انزوا را نیز داشته باشند».
وزیر خزانهداری آمریکا در پاسخ به پرسش یک خبرنگار مبنی بر اینکه آیا اگر چین بخواهد همچنان ارتباط اقتصادیاش با ایران را حفظ کند، شامل محدودیتهای ذکر شده آمریکا میشود یا خیر که پاسخ داد هر کشور و نهادی میتواند شامل شرایط تازه آمریکا باشد.
تامی پیگوت، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز با بیان مواضعی مشابه گفت: «لیستهای این افراد، نهادها و کشتیها شامل حملات علیه نیروهای آمریکایی و متحدان ایالات متحده در منطقه، تأمین غیرقانونی تسلیحات، نفوذ سایبری به زیرساختهای آمریکا و انتقال محصولات انرژیای است که فروش آنها منابع مالی تروریسم در سراسر جهان را تأمین میکند. این اقدامات، مقامهای نظامی ایران را که مسئول تامین تسلیحات و هدایت حملات علیه نیروهای نظامی آمریکا و شرکای منطقهای این کشور هستند، هدف قرار میدهد».
او ادعا کرد: «این تحریمها، همچنین نهادهای مستقر در ایران را که برای هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی و متحدان آنها اقدام به جمعآوری اطلاعات کردهاند و یک شبکه تأمینکننده تجهیزات برای برنامههای نظامی و موشکی ایران را هدف قرار میدهد. آمریکا شبکه گستردهای از شرکتها و فعالان حوزه کشتیرانی و واسطههایی را هدف قرار میدهد که نفت ایران و همچنین محصولات نفتی و پتروشیمی را از طریق امارات متحده عربی، چین، سنگاپور و اروپا جابهجا میکنند تا منابع مالی مورد نیاز ایران را تامین کنند».
سخنان وزیر خزانهداری آمریکا و سخنگوی وزارت خارجه این کشور متعاقب مواضع اخیر ترامپ ابراز شد. ترامپ در 28 مرداد در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» اعلام کرده بود: «امروز خردکنندهترین عملیات اقتصادی که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده است را اعلام میکنم! این یک جنگ اقتصادی و انزوای اقتصادی در مقیاسی بیسابقه خواهد بود».
موضع رئیس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد ایران
تحریمهای جدید آمریکا در حالی وضع شده است که به گفته برخی مقامات و کارشناسان اقتصادی این تحریمها نمیتواند شرایط تازهای را بر ایران رقم بزند زیرا در 15 سال گذشته و به خصوص از سال 97 که ترامپ آمریکا را از برجام خارج کرد، این کشور هر نوع تحریمی که میتوانست علیه ایران اِعمال کرد و ایران نیز گرچه با دشواریهای فراوان اما فعالیت اقتصادی خود را با در نظر داشتن چنین شرایطی تنظیم کرد.
به تازگی و بعد از سخنان دونالد ترامپ مبنی بر آغاز جنگ اقتصادی عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی ایران، در همین زمینه گفت: «آمریکاییها مدام اعلام میکنند فلان تراستی یا صرافی رمزارز را بستیم، در حالی که این ادعاها صرفا خوراک تبلیغاتی آمریکاییهاست. اینها هیچ ارتباطی با ما ندارند. پولهایی که جابهجا کردهایم دست خودمان است و در حال استفاده از آنها هستیم».
سید علی مدنیزاده، وزیر اقتصاد نیز در واکنش به تحریمهای جدید آمریکا گفت: «طرف مقابل تلاش میکند فشار وارد کند و ما نیز منکر این موضوع نیستیم اما دولت با پشتوانه ملت ایران ایستاده است. همه دستگاهها و وزارتخانهها برنامه دارند. اگر بخواهند در حوزه مالی و روابط مالی کشور آسیب ایجاد کنند، میدانیم چه اقداماتی باید انجام دهیم؛ یا اگر در مسیر تجارت و ورود کالا محدودیت ایجاد کنند، چه راهکارهایی در پیش بگیریم. هر جا نیز قصد داشتند صادرات نفت را متوقف کنند یا کسری بودجه به کشور تحمیل کنند، اقدامات متعددی برای مقابله با آن انجام شد».
مخاطرات فشار شدید اقتصادی آمریکا
گرچه مقامات دولت ایران میگویند تحریمهای جدید آمریکا اثری نخواهد داشت اما برخی نیز باور دارند در شرایط فشار اقتصادی زیادی که بر مردم وجود دارد، فشارهای اقتصادی جدید میتواند مخاطراتی اجتماعی به همراه داشته باشد و حتی برخی این سناریو را مطرح میکنند که آمریکا با تشدید فشارها خواهان آغاز دوباره اعتراضات در ایران است.
از طرفی برخی نیز معتقدند فشارهای جدید اقتصادی راهبردی بلندمدت برای آمریکا محسوب نمیشود، بلکه یک راهبرد کوتاهمدت است تا انتخابات میاندورهای کنگره به پایان برسد و هیچ بعید نیست آمریکا در شرایطی که ایران در شدیدترین فشار اقتصادی قرار دارد، بخواهد بار دیگر حملات نظامی خود را آغاز کند. علاوه بر اینها یک ابهام دیگر نیز وجود دارد؛
آنکه آیا چین به عنوان شریک سنتی اقتصادی ایران، با شرایط تازه آمریکا همراه میشود یا خیر؟ این موضوع بسیار مهم و تعیینکننده است زیرا اگر چین بخواهد شرایط آمریکا را رعایت کند، ایران دچار مشکلات اقتصادی تازهای میشود که پیش از این وجود نداشته است؛ این در حالی است که البته برخی باور دارند چین مانند گذشته مناسبات بینالمللی خود را بر اساس شروط و دستورالمعلهای آمریکا تعیین نمیکند.
تحریمهای تازه؛ به مثابه بخشی از جنگ
حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس اسبق کمیسیون امنیت ملی مجلس، درباره ابعاد تحریمهای تازه آمریکا یا به تعبیری جنگ اقتصادی علیه ایران، به «هفت صبح» گفت: «من باور دارم تحریمهای وزارت خزانهداری آمریکا بخشی از جنگ است زیرا ایران و آمریکا نتوانستند تفاهمنامه اسلامآباد را به چارچوبی برای یک توافق تبدیل کنند و عملا از فضای جنگ خارج نشدند.
بنابراین، این تحریمها نیز بخشی از جنگ است؛ جنگی که ممکن است بسته به شرایط موجود در داخل آمریکا، ایران و منطقه، بار دیگر شعلهور شود. به باور من، سفر عاصم منیر به ایران نیز از جنس دیپلماسی نبود. حضور او به عنوان وزیر کشور و فرمانده ارتش پاکستان در ایران، به نوعی انتقال پیام هشدار آمریکا بود. اگر قرار بود پیام سیاسی با هدف گشایش دیپلماتیک مطرح شود، حتما وزیر امور خارجه یا نخستوزیر پاکستان این پیام را منتقل میکرد اما وقتی فرمانده ارتش پاکستان حامل چنین پیامی میشود، میتوان دریافت که پیام، ماهیتی تهدیدآمیز داشته است».
هدف اصلی آمریکا از جنگ اقتصادی
این نماینده مجلس دهم، در پاسخ به این پرسش که آمریکا دقیقا با وضع تحریمهای جدید و البته سنگین کنونی در پی چیست، بیان کرد: «هرچند هنوز دیپلماسی میتواند زنده باشد اما ایران و آمریکا اکنون در فضایی جنگی به سر میبرند و اینکه فعلا وارد جنگ نشدهاند، به این دلیل است که شرایط تازهای ایجاد شده است. هدف آمریکا از اعمال این تحریمها، شفاف کردن جبههبندی موجود است.
آمریکاییها میدانند کشورها حاضر نیستند در جنگها یارگیری کنند اما در چالشهای اقتصادی ناچارند موضع خود را مشخص کنند. آمریکاییها برای وارد شدن به جنگ با ایران، بهعنوان یک کشور مسلمان، با چالش روبهرو هستند؛ زیرا کشورها حاضر نیستند خود را در معرض موشکهای ایران قرار دهند. اما در مسائل اقتصادی، مجبورند موضع خود را روشن کنند. آمریکاییها میخواهند به بیطرفی کشورها پایان دهند».
شرایط اورژانسی دوره اخیر
فلاحتپیشه پیشبینی خود درباره آینده را نیز اینگونه مطرح کرد: «ایران در دو سال گذشته این شرایط را پیشبینی کرده بود و بخش اعظم خریدهای ایران، چه در داخل و چه خارج از کشور، مربوط به اقلام مصرفی و استراتژیک بود تا اگر جنگ اقتصادی شکل گرفت، امکان مقاومت بیشتری برای کشور ایجاد شود. اینکه این وضعیت به کجا میانجامد، باید گفت در شرایطی قرار داریم که با یک وضعیت اورژانسی مواجه هستیم.
عدهای با تکچرخزدن در سیاست خارجی، کشور را با آسیبهایی مواجه میکنند، اما مسئولیت آن را نیز نمیپذیرند. در شرایطی که آسیبها تشدید میشود، همه از کارشناسان میپرسند که حالا باید چه کار کنیم. کسانی که بهانههایی برای شکست تفاهمنامه اسلامآباد ایجاد کردند و البته خود آمریکا که در شکست این تفاهمنامه نقش داشت، در شکلگیری این شرایط مؤثر بودند. به هر حال من باور دارم اقدامات وزارت دفاع و وزارت خزانهداری آمریکا را باید بخشی از جنگ تفسیر کنیم».
فشار روانی، هدف اصلی تحریمهای جدید آمریکا
امیرحسین خالقی، پژوهشگر اقتصاد سیاسی، نیز در پاسخ به این پرسش که فشارهای تازه اقتصادی ایران تا چه حد میتواند بر وضعیت کنونی اقتصاد ایران اثر منفی بگذارد، به «هفت صبح» گفت: «مهمترین شاخصی که در اختیار داریم و میتواند اعتماد مردم به تصمیمسازان را نشان دهد، نرخ ارز است؛ نرخی که اکنون از ۲۰۰ هزار تومان عبور کرده است.
درباره اثربخشی تحریمها نیز باید این نکته را در نظر گرفت که شرکای تجاری ایران تا چه اندازه تحریمها را جدی میگیرند و با آن همراهی میکنند؛ بهویژه اینکه ظاهرا قرار نیست این تحریمها در این مرحله با شدت زیادی در دستور کار قرار گیرند. آن شدتی که وزیر خزانهداری آمریکا درباره تحریمها مطرح کرد، در عمل چندان نمایان نخواهد شد.
ایران در تمام این سالها به تحریمها عادت کرده است و یاد گرفته است که در برابر فشارهای اقتصادی در هم شکسته نشود اما به نظرم تحریمهای تازه آمریکا از جهت تأثیر روانی اقتصادی دارای اهمیت زیادی است. تصور میکنم هدف این تحریمها افزایش فشار روانی تا زمان برگزاری انتخابات میاندورهای آمریکا باشد و بعید نیست که آمریکا پس از آن، دوباره وارد فضای نظامی شود. از این منظر، طرف آمریکایی به این نتیجه رسیده است که ایران با هر میزان فشار اقتصادی، همچنان میتواند به مسیر فعلی خود ادامه دهد؛ بنابراین، تحریمهای جدید بیش از آنکه بر واقعیت اقتصادی اثر بگذارند، اثر روانی دارند».
احتمال ورود دوباره آمریکا به فاز نظامی
او در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه آیا تحریمهای تازه آمریکا به این معنی است که این کشور دیگر سیاست مقابله نظامی را کنار گذاشته است، مطرح کرد: «آمریکا پیش از جنگهای اخیر میخواست ایران را از نظر اقتصادی تحت فشار قرار دهد اما به تدریج به این نتیجه رسید که باید وارد فاز تقابل مستقیم نظامی برود و اکنون نیز در همین فاز قرار دارد.
من باور دارم محاصره دریایی و تحریمهای شدید تازه، نسخهای موقتی است و احتمالا آمریکا پس از انتخابات میاندورهای کنگره، بار دیگر وارد فاز نظامی خواهد شد. تحریمهای جدید بیش از آنکه اثر اقتصادی واقعی داشته باشد، بر ذهن مردم اثر میگذارند؛ امری که نمود آن را در بازار ارز به وضوح میبینیم. فقط باید توجه داشت که افزایش فشارها به این معنا نیست که با یک فشار مقطعی مواجه هستیم. آنچه طی ۱۵ سال گذشته تجربه کردهایم، اثر انباشته دارد و این فشار انباشته به طوری جدی مسئله اعتراضات را نیز مطرح میکند.
طرف آمریکایی هم نیمنگاهی به این مسئله دارد تا بتواند با استفاده از این ابراز فشار را به شکلی بیسابقه بر ایران افزایش دهد و ایران را پای میز مذاکره بنشاند. البته این موضوع تا حد زیادی به رفتار شرکای تجاری ایران نیز بستگی دارد؛ اینکه آنها تا چه اندازه در برابر فشارهای آمریکا ایستادگی کنند و به همکاری اقتصادی با ایران ادامه دهند».
تقابل چین و آمریکا بر سر ایران، از انتظار تا واقعیت
این تحلیلگر مسائل اقتصادی و سیاسی درباره اینکه چه قدر ممکن است چین و آمریکا بر سر ایران با یکدیگر وارد چالشی عمیق شوند، توضیح داد: «به شدت بعید است که آمریکا و چین بر سر مسئله ایران وارد یک تقابل تمامعیار شوند. چینیها همواره نشان دادهاند که رفتاری محتاطانه دارند. با توجه به اینکه اخباری درباره کاهش رشد اقتصادی چین منتشر شده و در آمریکا نیز بحران بدهی وجود دارد، به نظر میرسد بسیاری از این اقدامات در چارچوب تهدیدهای دیپلماتیک قرار میگیرد و حتی اگر چین بخواهد روابط اقتصادیاش با ایران را ادامه دهد، آمریکا با این کشور وارد چالشی عمیق نمیشد. ممکن است در برخی مقاطع، تنشها از نظر لفظی بالا بگیرد، اما بعید است آمریکا و چین به دلیل مسئله ایران وارد یک برخورد تمامعیار اقتصادی شوند. درست است که یک رقابت گسترده و طولانی میان چین و آمریکا وجود داشته و دارد اما رقابت دو کشور بر سر ایران، تا این اندازه گسترده و تعیینکننده نیست».
احتمال بحران اعتراضات
او درخصوص اینکه در صورت افزایش فشار اقتصادی بر ایران با چه شرایطی مواجه میشویم، بیان کرد: «سختشدن شرایط اقتصادی نقطه پایانی ندارد؛ نمونههایی مانند عراق در فاصله میان جنگ اول و دوم خلیج فارس یا ونزوئلا را دیدهایم. اینکه این شرایط تا کجا پیش خواهد رفت، مشخص نیست و همانطور که برخی مسئولان میگویند، به میزان تابآوری سیستم بستگی دارد. در حال حاضر امید همه چشمها به انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا دوخته شده است و پس از آن تازه باید دید چه باید کرد. اینکه گفته میشود ۱۵سال است تحریمها را تجربه کردهایم، روی دیگری نیز دارد؛
در همه این ۱۵سال تقریبا از همه ابزارهای موجود برای مقابله با تحریمها استفاده کردهایم و بسیاری از راهکارها و ظرفیتهای خود را برای مقابله با فشارهای خارجی به کار گرفتهایم. همزمان، این مسئله نیز در محاسبات وجود دارد که اگر اعتراضاتی شکل بگیرد، سیستم به سمت کنترل اعتراضات میرود. به نظر میرسد فعلا رویکرد اصلی، عبور از مقطع کنونی است. معنای چنین شرایطی این است که برای یک دوره باید با رشد و توسعه اقتصادی خداحافظی کرد. پیشبینی من این است که این وضعیت میتواند مقدمهای برای یک جنگ گستردهتر باشد. اگر چنین جنگی رخ دهد، ممکن است با از بین رفتن زیرساختها، کشته شدن انسانها و پیامدهای بسیار سنگین دیگری مواجه شویم».
تردید در توفیق مذاکرات
خالقی در پایان گفت: «آنچه من در شرایط فعلی میبینم، فشار اقتصادی کوتاهمدتی است که تا آغاز جنگ ادامه خواهد داشت. یک بخش از این فشارها با هدف ایجاد نارضایتی و بخش دیگر با هدف فلج کردن بخشهایی از اقتصاد اعمال میشود اما بیش از آنکه قرار باشد یک اتفاق واقعی و تعیینکننده در اقتصاد ایجاد کند، جنبه روانی دارد. ایران در برابر فشارهای اقتصادی بنای تسلیم شدن ندارد و آمریکا نیز به دنبال تسلیم ایران است. در واقع، شکستن اراده ایران میتواند هدف اصلی آمریکا باشد.
امروز تصمیمگیریهای معمول به دلیل مسائل امنیتی کمتر از گذشته انجام میشود و توان مالی کشور نیز کاهش یافته است. ما اکنون با وضعیتی مواجه هستیم که در تاریخ سیاسی کشور کمسابقه است؛ اینکه در داخل نیز صدای واحدی در تصمیمگیریها شنیده نمیشود و طبیعی است در چنین شرایطی اجماع برای تصمیمهای بزرگ به وجود نمیآید. میان ایران و آمریکا چند دهه اختلاف وجود دارد و اکنون به نظر میرسد طرف آمریکایی به چیزی جز تسلیم کامل ایران فکر نمیکند و ایران هم بنای تسلیم ندارد و بر افزایش تابآوری تأکید میکند تا بتواند از این شرایط عبور کند.
از سوی دیگر خیلی بعید است که مذاکرات بتواند به تنهایی بحران میان ایران و آمریکا را حل کند. طرف ایرانی شاید از این موضوع استقبال کند که فرصتهای دیپلماتیک بتواند موجب کاهش نرخ دلار شود و آمریکا نیز به نوعی با مطرح کردن مذاکره میتواند به افکار داخلی خود بگوید که به دیپلماسی و مذاکره هم فرصت دادیم و خواهان جنگ نبودیم و شاید برای هر دو طرف مذاکرات راهکاری مناسب در کوتاهمدت باشد اما به نظر میرسد نمیتواند به همه بحرانی که اکنون وجود دارد، پایان دهد. در نهایت، باید دید دو طرف سیاسی بر سر چه موضوعاتی میتوانند به توافق برسند اما این یک واقعیت است که نقاط مشترک میان ایران و آمریکا به شدت محدود است و در چنین شرایطی به نتیجه رسیدن مذاکرات بسیار سخت خواهد بود».