چرخه ناگوار رکود و تورم چگونه ایجاد میشود؟
شکستن چرخه رکود و تورم، نیازمند اراده سیاسی و برنامهریزی اقتصادی دقیق است
هفت صبح| اقتصاد ایران این روزها در یکی از پیچیدهترین وضعیتها یعنی رکود تورمی قرار گرفته است که در آن همزمان تورم افسارگسیخته و رکود عمیق، چرخهای نزولی در اقتصاد شکل دادهاند. در این شرایط، شرکتها و خانوارها در یک بازی باخت- باخت گرفتار میشوند و هر تصمیمی برای بقا، دیگری را به سمت فروپاشی سوق میدهد و این چرخه، روزبهروز ابعاد تازهای پیدا میکند.
درواقع در شرایط رکود تورمی، یک چرخه پیوسته و خودتقویت کننده بین تولیدکنندگان و مصرفکنندگان شکل میگیرد که هر دور آن، اقتصاد را ضعیفتر میکند.
نخست، درآمد شرکتها کاهش مییابد، زیرا با افزایش هزینههای تولید، نرخ ارز و نااطمینانیهای اقتصادی، شرکتها با کاهش حاشیه سود مواجه میشوند. این کاهش درآمد، آنها را ناچار به اتخاذ تصمیمات دشوار درباره کاهش هزینهها میکند.
دوم، تعدیل نیرو و حذف مزایا اتفاق میافتد. شرکتها برای جبران کاهش درآمد، دست به تعدیل نیرو میزنند یا پرداخت پاداش، اضافهکار و سایر مزایای شغلی را حذف میکنند. این اقدامات، اگرچه در کوتاهمدت هزینههای شرکت را کاهش میدهد، اما در بلندمدت، توان نیروی کار را فرسوده میکند.
سوم، درآمد خانوادهها کم میشود. با تعدیل نیرو یا حذف مزایا، درآمد خانوارها کاهش مییابد و قدرت خرید آنها پایین میآید. خانوادههایی که پیشتر توانایی خرید کالاهای غیرضروری را داشتند، اکنون برای تأمین نیازهای اولیه نیز با مشکل مواجه میشوند. چهارم، تقاضای کالا کاهش پیدا میکند، یعنی وقتی درآمد خانوادهها کم میشود، خرید آنها نیز کاهش مییابد. این کاهش تقاضا، مستقیماً بر فروش شرکتها تأثیر میگذارد. دوباره فروش شرکتها کم میشود و حاشیه سود افت میکند. با کاهش تقاضا، شرکتها با کاهش فروش و افت حاشیه سود مواجه میشوند. این فشار مضاعف، آنها را دوباره به سمت تعدیل نیرو و کاهش مزایا سوق میدهد و در نهایت، چرخه دوباره از سر گرفته میشود. این چرخه، بارها و بارها تکرار میشود و هر دور آن، خانوادهها و شرکتها را با خسارتهای بیشتری مواجه میکند.
این چرخه، فقط به شرکتها و خانوادهها محدود نمیشود، دولت نیز در این میان، با فشارهای سنگینی مواجه میشود.با افزایش بیکاری، دولت مجبور میشود بیمه بیکاری پرداخت کند. این هزینه، به بار مالی دولت اضافه میکند و منابع محدود آن را تحت فشار قرار میدهد.همچنین، با رشد بزهکاری و ناامیدی اجتماعی، هزینههای دولت برای جبران خسارتها و مقابله با ناهنجاریهای اجتماعی افزایش مییابد. وقتی افراد جامعه احساس کنند آیندهای ندارند، احتمال گرایش به رفتارهای پرخطر و ناهنجار افزایش مییابد و این موضوع، هزینههای اجتماعی و امنیتی دولت را بالا میبرد.در چنین شرایطی، دولت با کسری بودجه مواجه میشود و برای جبران آن، به چاپ پول یا استقراض روی میآورد که خود، تورم را تشدید میکند و چرخه را دوباره فعال میسازد.
راهکار دولتمردان کارآمد، رونق تولید و صنعت است
دولتهای کارآمد، بهجای گرفتار شدن در این چرخه ویرانگر، تلاش میکنند تولید و صنعت را رونق بدهند. رونق تولید، اشتغال و درآمدزایی بیشتری به وجود میآورد و اثر آن، توسعه و افزایش قدرت خرید جامعه است.وقتی تولید رونق بگیرد، شرکتها سودآور میشوند و میتوانند نیروی کار بیشتری استخدام کنند. افزایش اشتغال، درآمد خانوادهها را بالا میبرد و قدرت خرید آنها را افزایش میدهد. این افزایش تقاضا، فروش شرکتها را بالا میبرد و حاشیه سود آنها را بهبود میبخشد.
در چنین شرایطی، شرکتها در قالب مسئولیت اجتماعی، بخشی از هزینههای اجتماعی دولت را به دوش میکشند. این اقدام، بار مالی دولت را کاهش میدهد و منابع آن را برای سرمایهگذاری در زیرساختها و خدمات عمومی آزاد میکند.اثر این چرخه مثبت، کاهش تدریجی تورم است. وقتی تولید رونق بگیرد و اشتغال افزایش یابد، فشار تورمی کاهش مییابد و اقتصاد به سمت تعادل حرکت میکند.
شکستن چرخه، نیازمند اراده و برنامه
شکستن چرخه رکود و تورم، نیازمند اراده سیاسی و برنامهریزی اقتصادی دقیق است. دولتها باید بهجای تمرکز بر اقدامات مقطعی و مسکنوار، به ریشههای مشکل بپردازند و تولید و صنعت را رونق بدهند. اگر این چرخه شکسته نشود، خانوادهها و شرکتها همچنان بازنده اصلی خواهند بود و دولت نیز با هزینههای فزاینده اجتماعی و اقتصادی مواجه خواهد شد. رونق تولید و صنعت، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت برای خروج از این باتلاق است.