معامله وزیر با آینده تأمین اجتماعی
آیا اوراق گام واقعاً مسئله را حل میکند یا فقط بدهی را از یک جیب به جیب دیگر منتقل میکند
هفت صبح| احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی پیشنهادی را روی میز گذاشته و گفته که برای حل بخشی از مشکلات مالی بنگاهها قرار است اوراق گام منتشر شود. وزیر کار میگوید حدود هزار بنگاه اقتصادی به سازمان تأمین اجتماعی بدهکارند و مجموع این بدهیها به ۱۷۰هزار میلیارد تومان میرسد. از نگاه او، ادامه فشار برای وصول نقدی این بدهیها میتواند به مسدود شدن حسابها و تعطیلی برخی واحدهای تولیدی منجر شود.
راهحل پیشنهادی، استفاده از اوراق گام و تبدیل بدهی به یک ابزار مالی قابل انتقال است. اگر بخواهیم پیشنهاد وزیر کار را به شکل ساده تعریف کنیم طرح اوراق گام این طور پیش میرود که کارفرما بدهی خود را نقداً نمیپردازد. بانک وارد فرآیند میشود، اوراق را صادر میکند و طلب تأمین اجتماعی به یک دارایی مالی تبدیل میشود. این اوراق نیز میتواند در زنجیره تولید دستبهدست شود.
اولین نکته این است که اوراق گام از سال ۱۳۹۸ در اقتصاد ایران وجود دارد. خود میدری میگوید مقررات مربوط به آن طی این سالها ۱۱ بار در بانک مرکزی اصلاح شده و آییننامه آن نیز دو بار در دولت تغییر کرده است. اگر چنین ابزاری قرار بوده به تأمین مالی تولید کمک کند، چرا پس از هفت سال هنوز اجرای آن به عنوان یک طرح تازه معرفی میشود؟
این مسئله را نمیتوانیم با معرفی دوباره اوراق گام کنار هم بگذاریم. کشور در سالهای گذشته انواع روشهای تأمین مالی را تجربه کرده است. روی کاغذ روشهای مختلفی وجود دارد. اما اجرای آن در محیط واقعی کسبوکار دشوار است. خود وزیر کار نیز به همین مانع اشاره کرده است. میدری میگوید در سیستم بانکی هنوز مشکلاتی وجود دارد و قرار است ماه آینده فعالان بخش خصوصی درباره موانعی که هنگام مراجعه به بانکها با آن روبهرو شدهاند، گزارش دهند. این سخنان وزیر کار یعنی اجرای این طرح همچنان با همان مسئله قدیمی مواجه است که خلاصه آن میشود فاصله میان تصمیم دولتی و اجرای اقتصادی.
میدری برای اوراق گام یک کارکرد بزرگتر هم قائل است. او از اصطلاح «پول نشاندار» استفاده میکند. برداشت او این است که در شرایط تورمی، مردم و بنگاهها منابع خود را به سمت طلا، ارز و زمین میبرند چون میخواهند ارزش داراییهای خودشان را حفظ کنند. در واقع منابع کمتری به فعالیت تولیدی میرسد. اوراق گام قرار است مسیر این پول را تغییر دهد. منابع به جای حرکت به سمت داراییهای سوداگرانه، وارد زنجیره تولید شوند و برای خرید مواد اولیه، قطعات و نیازهای بنگاهها به کار بروند.
این ایده از نظر سیاستگذاری قابل توجه است، اما یک نکته مهم را نباید فراموش کرد. نمیتوان با یک ابزار مالی، انگیزهای را که تورم در اقتصاد ایجاد کرده از بین برد. هنگامی که تولیدکننده با شرایط دشوار روبهرو است و هزینههای متغیر و دشواری برنامهریزی را مقابل خودش میبیند، در اختیار گذاشتن اعتبار باعث نمیشود سرمایه به سمت تولید برود. برای موفقیت این طرح باید ببینیم هزینه تأمین مالی، سرعت دریافت اعتبار، شرایط بازپرداخت و امکان نقدشوندگی اوراق برای بنگاه چه وضعی دارد. میدری هزینه بانکی این فرآیند را ۲درصد اعلام کرده است.
خب این وسط پیچیدگیهایی نیز وجود دارد که در عمل خودش را نشان میدهد که سوای رقم کارمزد است. چون امکان استفاده از اوراق در معاملات بعدی نیز اهمیت دارد. اضافه کنید به موضوع پیچیدگیهای اداری و اعتبارسنجی اوراق را . موضوع مهمتر به خود سازمان تأمین اجتماعی مربوط میشود. میدری میگوید ظرفیت این طرح برای سازمان تأمین اجتماعی دستکم ۲۰۰ هزار میلیارد تومان است.
او همچنین از امکان تبدیل مطالبات گذشته و آینده سازمان به دارایی مولد سخن گفته است. اینجا عبارت «مطالبات آینده» ارزش تأمل بیشتری دارد. منابع تأمین اجتماعی به تعهدات سنگین و بلندمدت در قبال بیمهشدگان و بازنشستگان متصل است. هر تصمیمی که منابع این سازمان را وارد سازوکارهای مالی کند، باید با حساسیت بیشتری بررسی شود.
تبدیل طلب به دارایی مالی در صورت طراحی درست، میتواند نقدشوندگی ایجاد کند و فشار کوتاهمدت را کاهش دهد. اما اگر دارایی ایجادشده کیفیت لازم را نداشته باشد یا وصول آن به آینده موکول شود، درعمل شکل خودش را عوض کرده است. به عبارت دیگر آیا اوراق گام واقعاً مسئله را حل میکند یا فقط بدهی را از یک جیب به جیب دیگر منتقل میکند.
بحث اوراق گام که وزیر مطرح کرده به سیاست اجتماعی دولت وصل شده است. این مسئله باید شفاف شود که اگر تأمین اجتماعی طلب خود را به اوراق تبدیل کند، در آینده چه میزان از این دارایی قابل وصول خواهد بود؟ چه نهادی ریسک آن را میپذیرد؟ اگر بنگاه بدهکار توان پرداخت نداشته باشد، فشار نهایی به کدام بخش منتقل میشود؟ بانک؟ دولت؟ تأمین اجتماعی؟ یا در نهایت بیمهشدگان؟ این مسائل در اظهارات وزیر کار روشن و شفاف نشده است.
میدری میخواهد از ظرفیت مالی تأمین اجتماعی برای کمک به تولید استفاده کند. اما این رابطه باید دوطرفه بماند. تأمین اجتماعی نمیتواند برای حمایت از تولید، بیش از ظرفیت مالی خود ریسک کند. این سازمان در برابر میلیونها بیمهشده و بازنشسته مسئولیت دارد و منابع آن نباید به ابزاری برای پوشاندن ضعفهای ساختاری اقتصاد تبدیل شود.
اگر اوراق گام بتواند مطالبات را در یک زنجیره واقعی تولید به گردش درآورد، نتیجه میتواند متفاوت باشد. بنگاه بدهکار فرصت ادامه فعالیت پیدا میکند، طلب سازمان به یک دارایی مالی تبدیل میشود و منابع در مسیر تولید حرکت میکنند. چنین سازوکاری در صورتی موفق است که زنجیره واقعی باشد. یعنی اوراق در اقتصاد واقعی مصرف شود و در پایان به یک تعهد قابل پرداخت برسد.
در غیر این صورت، اقتصاد با انبوهی از تعهدات مالی جدید روبهرو خواهد شد. میدری حتی از امکان استفاده از اوراق برای تأمین ارز و واردات قطعات نیز سخن گفته است. این قابلیت میتواند برای واحدهایی که مشکل تأمین مواد اولیه دارند مفید باشد، اما همزمان نیازمند نظارت دقیق است. هرچه دامنه استفاده از یک ابزار گستردهتر شود، احتمال انحراف آن از هدف اولیه نیز بیشتر میشود. اما این ابهام را هم ببینیم که چرا تولیدکننده باید برای ادامه فعالیت خود به چنین زنجیرهای از ابزارهای مالی وابسته باشد؟
تولیدکننده با تورم، نوسان قیمتها، محدودیتهای تجاری، هزینه انرژی، مالیات، دشواری واردات مواد اولیه و نداشتن چشمانداز نسبت به آینده روبهروست. اوراق گام درست که میتواند بخشی از مشکل نقدینگی را مدیریت کند، اما قرار نیست همه این مسائل را حل کند. یعنی از اوراق گام نباید انتظار معجزه داشته باشیم.
البته نکته مثبت طرح میدری را هم بگوییم که دولت قصد دارد پیش از گسترش آن، موانع اجرایی را از زبان بخش خصوصی بشنود. چنانچه اوراق گام به ابزار تأمین مالی تبدیل شود، باید کارفرما بتواند بدون گرفتار شدن در بروکراسی سنگین از آن استفاده کند. به هر حال هفت سال تجربه اوراق گام، یک تجربه مهم پیش رویمان قرار میدهد که ابزار مالی زمانی کار میکند که اقتصاد نیز ظرفیت استفاده از آن را داشته باشد.
لذا دولت به جای آنکه حجم انتشار اوراق را افزایش دهد، باید نتیجه هر مرحله را اندازهگیری کند تا مشخص شود چه میزان از اوراق واقعاً به تولید رسیده و چه میزان در معاملات باقی مانده است. همچنین مشاهده کنیم که چه مقدار به بانکها برگشته و چه مقدار نیز به تعهدات جدید تبدیل شده است. در واقع متوجه شویم چه کسی ریسک نهایی این فرآیند را تحمل میکند. از این زاویه «پول نشاندار» یک نام تازه برای تعهدات قدیمی خواهد بود.
نکته مهم دیگر این که تأمین اجتماعی نیز نباید به بانک اقتصاد ایران تبدیل شود. این سازمان یک نهاد اجتماعی است که منابع آن به آینده میلیونها نفر گره خورده است. نباید هزینه حمایت از تولید که در طرح وزیر مطرح شده از جیب آینده بیمهشدگان پرداخت شود. به هر حال این مسئله را جدی بگیریم که این طرح تازه ممکن است صرفا شکل بدهیهای موجود را تغییر دهد. بعدها که این طرح اجرایی شد باید حسابهای بنگاهها، صورتهای مالی بانکها و ترازنامه تأمین اجتماعی را مشاهده کنیم.