نوستالژی | نگاهی به کارتون های خاطره انگیز دوران کودکیمان؛ از خانواده دکتر ارنست تا سفر های گالیور
کارتون های قدیمی فقط چند برنامه سرگرم کننده برای پر کردن وقت کودکی نبودند، بلکه بخش مهمی از خاطرات و دنیای کودکی نسل های مختلف را ساختند. برنامه هایی که هر یک برای بسیاری از ما یادآور روز هایی هستند که با شوق پای تلویزیون می نشستیم، با شخصیت های داستان همراه می شدیم، برایشان هیجان زده می شدیم و گاهی از اتفاقات تلخ و شیرین قصه هایشان تاثیر می گرفتیم.
هفت صبح | بعضی خاطرات هرگز قدیمی نمی شوند؛ فقط با گذشت زمان، رنگ و بوی نوستالژی می گیرند. برای بسیاری از ما، بخشی از شیرین ترین خاطرات دوران کودکی با کارتون هایی گره خورده است که سال ها پیش از تلویزیون پخش می شدند. روز هایی که برنامه مورد علاقه مان شروع می شد و با ذوق جلوی تلویزیون می نشستیم، هنوز هم برای خیلی از ما حس خاصی دارد.
بسیاری از کارتون های خاطره انگیز دیگر، تنها داستان هایی برای سرگرمی کودکان نبودند؛ آنها بخشی از کودکی ما بودند و شخصیت هایشان برایمان مثل دوستانی آشنا به نظر می رسیدند. با آنها خندیدیم، نگران شدیم، هیجان زده شدیم و همراه با قهرمانان داستان به سرزمین های دور سفر کردیم. شاید امروز بسیاری از جزئیات زندگی آن روز ها را فراموش کرده باشیم، اما حال و هوای آن عصر ها، تماشای کارتون در کنار خانواده و انتظار برای شروع قسمت بعدی هنوز در گوشه ای از ذهنمان باقی مانده است. به همین دلیل است که مرور کارتون های قدیمی، برای خیلی از ما چیزی فراتر از یادآوری چند برنامه تلویزیونی است؛ سفری کوتاه به روز هایی است که کودکی، ساده تر و شیرین تر بود.
خانواده دکتر ارنست

خیلی از دهه پنجاه و دهه شصتیها، کارتون جذاب خانواده دکتر ارنست را به یاد دارند. این کارتون، معنی سفر و مهاجرت و زندگی در شرایط سخت و از همه مهمتر، شیوه برخورد با مسائل و پیدا کردن راهحل را به مخاطبان کودک یاد میداد. از جنبه روانشناسی، کارتون خانواده دکتر ارنست را باید کارتونی آموزنده و ارزشمند محسوب کرد. صبوری، متانت و علم محوری دکتر ارنست در ماجراهای مهاجرت و سفر اجباری آنها به جزیرهای دوردست و زندگی در آنجا، منتقلکننده پیامها و نکات زیادی به این دسته از مخاطبان هست.
کارتون، قصه خانوادهای اهل برن سوئیس است. پدر خانواده یک پزشک است و بهدنبال دعوت دوست انگلیسی خود تصمیم به حرکت بهسمت استرالیا میگیرد. در راه این سفر دریایی بهعلت طوفانی شدن و غرق شدن کشتی آنها خود را به یک جزیره متروکه میرسانند و با توجه به امکانات کم خود میتوانند از حداقل امکانات به بینیازی برسند. خانواده دکتر ارنست تلاش میکنند تا خود را با وضعیت تازه تطبیق دهند و با استفاده از منابع غنی موجود در جزیره و بقایای کشتی شکسته، زندگی را از نو سروسامان دهند. در کارتون دیدیم که هرچه از مدت اقامت خانواده دکتر ارنست در جزیره میگذرد؛ امیدشان برای نجات یافتن کمتر میشود؛ اما برای ادامه زندگی نه! ازآنجاکه دکتر قصه علاوه بر علم طب و پزشکی، تجربههای فراوان و متفاوتی دارد تمام چشم امید ما و کل خانواده در طول داستان به قدرت و درایت دکتر است!
کارتون مهاجران

خیلی از کودکان دهه شصت، مهاجران و قصه جذاب و از همه مهمتر، موسیقی متن نوستالژیک آغازین این کارتون را به خاطر دارند. کارتون مهاجران نیز تا حد زیادی ما را به یاد کارتون خانواده دکتر ارنست میاندازد. جذابیت کارتون مهاجران از کارتون خانواده دکتر ارنست بیشتر هست. علت را باید در تعدد شخصیتها و جذابیت داستان در سرزمین استرالیا دانست که هر بار، دستمایه خلق داستانی جالب میشود. شخصیت اصلی همانند کارتون خانواده دکتر ارنست که فلون بود، اینجا نیز دختربچه بازیگوش دوستداشتنی مهربانی هست که تلاش دارد تا در همه داستانها، نقش محوری بازی کند. لوسی می، همان نوستالژیک خیلیها بود!
این کارتون در قالب مهاجرت، به کودکان نشان میدهد که صبوری و پیدا کردن راهحل برای مشکلات، در طول زندگی باید سرلوحه باشد. استقرار مهاجران در سرزمین کانگوروها، هم چنان تصویرگر ماجراهای زیبایی هست. لوسی و خواهرش به کشف این سرزمین شگفتانگیز میپردازند و از تجربههای متنوع و تازهی خود، از جمله کشف حیوانات عجیبوغریب و آشنایی با بومیان و دیدار با آدمهای جدید لذت میبرند. با لوسی می خداحافظی میکنیم و وارد کارتون ماجراجویانه دیگری با هاکلبری فین میشویم.
ماجراهای هاکلبری فین

هاکلبری فین هم کارتون مشهور دهه شصت بود و هم کتابش، بسیار در مدارس و خانههای آن روزگار، مشاهده میشد. شخصیت هاکلبری فین و سفرهایش، برای کودکان جذابیت خاصی داشت. سفر هاکلبری فین با جیم که دوست سیاهپوستش هست روی رودخانه میسی سی پی آمریکا انجام میشود و فرصتی برای خلق ماجراهای جذاب و جالب میشود.هاکلبری فین در این سفر جالب، با نژادپرستی مقابله میکند. مبارزه با خشونت علیه سیاهپوستان آمریکا مقولهای هست که باید به آن در قالب این سفر جذاب، به آن توجه داشت. رفتار مهربانانه هاک با جیم در این سفر دریایی روی کرجی چوبی، خالق تصاویر و گفتار زیبایی است.
موضوع اصلی کارتون خاطرهانگیز هاکلبری فین، داستان جدال اخلاقی هاک، پسربچه کوچک و دوستداشتنی این کارتون با وجدان و هنجارهای گوناگون اخلاقی است.هاکلبری فین، در این داستان، نماینده افکار عمومی است که قصد دارد با سیاهپوستان، رفتار انسانی داشته باشد و از رفتارهای ناشایستی که بر آنها روا میشود، دست بکشد. کارتون هاکلبری فین، روی رودخانه میسی سی پی امریکا دنبال میشود و صحنههای زیبایی را از دوستی هاک و جیم و افراد دیگر که در این کارتون معرفی میشوند، به تصویر میکشد.هاک اگرچه از پدری الکلی و سنگدل بود، اما با روح لطیف خود در این کارتون و داستان، روایت صلح و دوستی و زیبایی برای کودکان است
مورچه و مورچهخوار

واقعیت این است که بیشتر کودکان دههی شصتی با این کارتون بود که با جانوری به نام مورچهخوار آشنا شدند! هر کسی میتواند تنها با خواندن نام این اثر، محتوای آن را حدس بزند و متوجه شود که در آن با تلاش یک مورچهخوار برای به چنگ آوردن یک مورچه مواجه خواهد شد!
مورچهخواری آبیرنگ (با صداپیشگی فوقالعادهی مرحوم مهدی آریننژاد) که دست از سر مورچهی قرمزِ داستان (با صدای شنیدنی مرحوم حسن عباسی) برنمیداشت.
کارتون ماجراهای تنسی تاکسیدو و چاملی

این کارتون قدیمی داستان پنگوئنی به نام تنسی تاکسیدو و یک گراز دریایی به نام چاملی را روایت میکرد که درون باغ وحش مگاپلیس درکنار حیوانات دیگر زندگی میکردند، ولی آرام و قرار نداشتند و هر بار با فرار از باغ وحش، ماجراهای جالبی را رقم میزدند.
هر وقت هم اوضاع به جایی میرسید که راهحلی وجود نداشت، به سراغ فردی به نام «آقای ووپی» میرفتند؛ پروفسوری که راهحل همهی مشکلات را میدانست و با راهنماییهای خود به این پنگوئن و گراز دریایی کمک میکرد. دوبلهی فوقالعاده جذاب آن نیز زیبایی و بامزگی این کارتون را دو چندان میکرد.
کارتون ایکیوسان – Ikkyu-san

کارتون «ایکیوسان» در واقع برگرفته از یک شخصیت واقعی به نام «ایکیو» است. ایکیو یک راهب بودایی و درعینحال یک شاعر بود. او در ژاپن از سال ۱۳۹۴ تا ۱۴۸۱ میلادی زندگی میکرد. این کارتون زیبا ماجراهای دوران کودکی ایکیو را در یک آنکوکوجی (معابد مخصوص بوداییها) روایت میکند.
ایکیو در واقع پسری بود که فرزند امپراتور گو-کوماتسو بود. مادرش به دلایل سیاسی و شرایطی خاص ژاپن، او را در سن پنج سالگی رها کرده بود و او تنها برخی اوقات میتوانست با مادرش در ارتباط باشد. این مسئله در آن زمان برای بسیاری از بینندگان کارتون، سؤالات بزرگی بر میانگیخت.
یکی از ویژگیهای مهم ایکیوسان (که صدای زیبای فریبا شاهینمقدم برایش القاء میشد) قدرت ذهنی بالای او بود. این ویژگی اصلی و اساسی کارتون بود و در هر قسمت، شاهد حل یک معما یا برطرف کردن یک مشکل توسط ایکیوسان بودیم. این موضوع با یک سکانس جالب از تمرکز ایکیوسان همراه بود. تأثیر این سکانس و ویژگی های ایکیو در بین بچه ها به طور چشمگیری محبوب شد و بسیاری از آن تقلید میکردند. به افراد باهوش به طور طنزآمیز “ایکیو-سان” گفته میشد و سکانس تفکر او در کارتون بسیار دوست داشتنی بود.
مجموعه کارتونی «ایکیوسان» به طور کلی از زندگی و ماجراهای شخصیت واقعی ایکیو الهام گرفته شده است و این باعث شده تا این کارتون در دههی ۱۹۷۰ بسیار پرطرفدار باشد و در طول سالها به یک نماد شعار برای بسیاری از کودکان ژاپنی تبدیل شود.
کارتون پسر شجاع – Don Chuck Monogatari

به جرئت میتوان گفت کارتون پسر شجاع پرطرافدارترین در زمان خودش بود؛ مجموعهای که یک سگ آبی به همراه دوستان خود در آن به سراغ ماجراهای مختلفی میرفتند و هم کودکان را سرگرم میکردند و هم در مقابل شخصیتهای منفی قصه مثل شیپورچی (با نام «راپا» در نسخهی اصلی) به آنها درس زندگی میدادند.
قهرمان داستان (که تا جایی با صدای نادره سالارپور همراه بود و از جایی به بعد هم مهوش افشاری) که در نسخهی اصلی «چاک» نام داشت، به سبک خیلی از کارتون های قدیمی با تغییر نام روبهرو شده بود و البته اسم خاصی هم برای او نگذاشته بودند و تنها لقب پسر شجاع را به او داده بودند.
و عجیبتر اینکه پدر او هم با نام «پدر پسر شجاع» شناخته میشد و همین قضیه تا سالها بعد به سوژهای برای شوخی و خنده تبدیل شده بود؛ شخصیتی که او هم در نسخهی اصلی اسم مخصوص خود را داشت، آن هم اسمی عجیب یعنی Aristotle یا ارسطو، فیلسوف معروف یونانی!
کارتون هایدی دختری از آلپ – Heidi, Girl of the Alps

قبل از تغییرات ساختاری خود، شرکت نیپون با نام Zuiyo Eizo فعالیت میکرد. یکی از آثار محبوب این شرکت در آن زمان، ماجراهای هایدی بود. داستان هایدی از رمانی به همین نام اثر یوهانا اشپیری، نویسنده سوئیسی، الهام گرفته شده بود و برخی از کودکان قبل از تماشای این انیمه، از طریق کتاب هایدی با آن آشنا بودند.
هایدی با دوبلهی مژگان عظیمی، دخترکی بود که پس از مرگ پدر و مادرش، با خالهاش در یک دهکدهی زیبا زندگی میکرد و ماجراهای مختلفی را با سایر شخصیتها و حیوانات دهکده تجربه میکرد.
این انیمه یکی از اولین آثار مجموعه «تئاتر شاهکار جهان» بود که شامل انیمههای متعدد بود. در آن زمان ژاپنیها از رمانهای معروف دنیا الهام میگرفتند تا کودکان و نوجوانان را با آثار بزرگ نویسندگان آشنا کنند.
بخش زیادی از انیمههایی که در دهههای ۶۰ و ۷۰ در تلویزیون ایران نمایش داده میشدند، زیرمجموعهی تئاتر شاهکار جهان بودند و بسیاری از کودکان نیز به این شکل با داستانهای معروف آشنا شدند.
هاچ زنبور عسل

هاچ با صداپیشگی بهیادماندنی ناهید امیریان یکی از مظلومترین شخصیتهای کارتون های قدیمی تلویزیون بود و انواع و اقسام مصیبتها را تحمل میکرد تا به هدف خود برسد و در این راه با شخصیتهای دیگری همراه میشد که بعضی از آنها سرنوشت خوبی نداشتند و یکی از آنها به نام «آیا» هم بعدها خواهر هاچ از آب درآمد.
تم خیلی از کارتون های نوستالژیک دهههای ۶۰ و ۷۰ به جستجوی شخصیت اصلی برای پیدا کردن مادرش اختصاص داشت و هاچ نیز جزو این شخصیتهای بختبرگشته بود؛ فرزند یک ملکهی زنبورهای عسل که در دوران کودکی شاهد حملهی واسپ ها (زنبورهای بیعسل) به کندوی خود بوده و بعد از آوارهشدن، باید به جستجوی مادرش میپرداخت..
آقای خط

یکی از خلاقانهترین انیمیشنهای جهان انیمیشن ایتالیایی آقای خط بود که علیرغم کوتاه بودن بسیار جذاب و مفرح بود. این کارتون انیمیشنهایی بود که در آنها شاهد ارتباطی جالب بین این شخصیت و طراح او بودیم و هر بار مصیبتهایی بر سر این موجود بیچاره میآمد و شکایتها و البته مسخرهبازیهای او باعث میشد لحظاتی خندهدار شکل بگیرد که مشابه آنها را در کمتر اثری دیدهایم.
یوگی و دوستان

در ایران آثار مختلفی از دنیای یوگی پخش شده که معروفترینِ آنها یوگی و دوستان بوده است و بچههای ایرانی همواره شاهد ماجراجوییهای جذاب یوگی و همراهانش با کشتی پرندهی آنها بودند. این انیمیشن با صداپیشگی بسیار جذاب و خاطرهانگیر ناصر طهماسب هرگز از یاد و خاطرهها نخواهد رفت.
کارتون ملوان زبل

«پاپای» نهتنها جزو محبوبترین شخصیتهای کارتونی تلویزیون ایران محسوب میشده، بلکه از نظر تاریخی هم از قدیمیترینها به حساب میآید؛ ملوانی که الزی کریسلر سیگر، هنرمند و کارتونیست آمریکایی او را در سال ۱۹۲۹ برای حضور در مجموعهای کمیک طراحی کرد و خیلی زود به علت محبوبیت بالای خود توسط مکس فلایشر، انیماتور مطرح آمریکایی وارد دنیای انیمیشن شد.
کارتون پلنگ صورتی

اولین اثری که با نام پلنگ صورتی ساخته شد، فیلمی به همین نام محصول ۱۹۶۳ بود؛ فیلمی با بازی پیتر سلرز در نقش «بازرس کلوزو» که به ماجراهای یک الماس صورتیرنگ به نام پلنگ صورتی مربوط میشد. برای اولینبار در تیتراژ این فیلم بود که با شخصیت پلنگ صورتی آشنا میشدیم و او را در قالب حیوانی انیمیشنی میدیدیم که نسبت به اسامی تیتراژ و اتفاقات آن واکنشهایی نشان میداد.
کارتون پروفسور بالتازار

بعید است کسی کارتون پروفسور بالتازار را دیده باشد و آن را فراموش کرده باشد؛ یکی از آن کارتون های قدیمی متفاوت که همهچیز آن حالتی عجیب و غریب داشت. از شخصیت اصلی که پروفسوری کوتاهقامت با ریشی بلند و سری کممو بود، تا جلوههای صوتی و تصویری آن که حالتی بسیار شلوغ و آشفته داشتند و اتمسفری خاص را برای این اثر جذاب فراهم میکردند.
کارتون بارباپاپا

بارباپاپا کتاب مصوری برای کودکان بود که یک زوج فرانسوی-آمریکایی به نامهای آنت تایسون و تیلوس تیلور در سال ۱۹۷۰ در فرانسه منتشر کردند و خیلی زود با استقبال گستردهای مواجه شدند؛ کتابی که مخاطبان در آن با خانوادهی بارباپاپا همراه میشدند و ماجراهای اعضای این خانواده را دنبال میکردند؛ موجوداتی عجیب و غریب با قابلیت تغییر شکل که هرکدام رنگ مخصوص خود را داشتند و بعد از تغییر شکل هم به خاطر این رنگ متفاوت، از سایر اعضای خانواده قابل تشخیص بودند.
کارتون رامکال

انیمه «راسکال راکون» که به دلایل ناشناختهای در ایران با نام رامکال به نمایش درآمد، اقتباسی بود از رمان «راسکال: شرح حالی از یک دوران بهتر» (Rascal: A Memoir of a Better Era) که در سال ۱۹۶۳ توسط استرلینگ نورث، نویسندهی آمریکایی به شکل زندگینامه نوشته شده بود.
خیلی از بچههای ایرانی اولینبار با کمک همین انیمه بود که با حیوانی به نام راکون آشنا شدند؛ موجودی بازیگوش که پسری به نام استرلینگ بعد از پیدا کردنش قصد نگهداری و تربیت او را داشت، ولی به خاطر ذات وحشی و رامنشدنی این راکون، با دشواریهای زیادی روبهرو بود.
کارتون سفرهای گالیور

کارتون زیبا و خاطرهانگیر سفرهای گالیور از روی رمان سفرهای گالیور نوشتهی جاناتان سوییفت ساخته شد. در این کارتون شاهد داستانی جذاب در مورد رویارویی گالیور و آدم کوچولوها بودیم.
گذشته از ماجراهای جذاب گالیور و سگ او «تَگ» درکنار لیلیپوتیهای کوچک، از هنر دوبله این مجموعه نیز نباید گذشت که درکنار شهاب عسگری (گالیور)، شهروز ملکآرایی («کاپیتان لینچ» که در ایران لیچ نامیده میشد) و مینو غزنوی («فلرتیشیا»)، این «گلام» با صدای فوقالعادهی استاد اکبر منانی بود که یکی از متفاوتترین شخصیتهای مجموعه را دوبله کرده و جملهی معروف «من میدونم…» را برای این شخصیت منفینگر به قدری جالب به کار میبرد که تا سالها بعد جایگاه خود را در ادبیات عامه حفظ کرده بود؛ دوبلهای که استاد منانی آن را از روی نحوهی صحبتهای یک گدا الهام گرفته بود.