سرقت گردنبند ۶۰۰ الماسی ملکه نازلی مادر فوزیه همسر شاه
روایتی دراماتیک از زندگی جنجالی ملکه نازلی مادر فوزیه فواد همسر محمدرضا پهلوی؛ از تولد در کاخ پاشا صبری تا مرگ در تبعید
هفت صبح| پروفایل امروزمان را به ملکه نازلی مادر فوزیه فواد همسر اول محمدرضا پهلوی اختصاص دادیم. دلیلش هم این بود که شنبه خبر آمد گردنبند پلاتین ۲۰۰ قیراطی مزین به ۶۷۳ الماس متعلق به مادر فوزیه از موزه هنرهای کاربردی (MAK) در وین اتریش به سرقت رفته. خب چه چیزی بهتر از این تا همین دستمایه یک گزارش خواندنی شود. حوزه مورد علاقهام یعنی «جهان عرب». اول کمی درباره سرقت این گردنبند بخوانید بعد داستان ملکه نازلی از زندگی در کاخ تا مرگ در تبعید را روایت میکنم. پیشتر درباره فوزیه فواد دختر نازلی و نادیا شیرین دختر فوزیه از اسماعیل شیرینبیک و کلا خاندان ملک فواد اول نوشته بودم.

سفارش به جواهرسازی ون کلیف و آرپلز
داستان این گردنبند از سال ۱۹۳۹ (1317 شمسی) آغاز میشود، زمانی که قاهره در حال آماده شدن برای عروسی پرنسس فوزیه، خواهر ملک فاروق، با محمدرضا پهلوی بود. به همین مناسبت، ملکه نازلی به جواهرسازی مشهور فرانسوی ون کلیف و آرپلز سفارش طراحی مجموعهای از قطعات نفیس، ازجمله این گردنبند را داد که با طراحی مزین به صدها الماس متمایز میشد.

شاهزاده فوزیه و ولیعهد ایران در ۱۵مارس ۱۹۳۹ در قاهره، در مراسمی که خانوادههای سلطنتی مصر و ایران را گرد هم آورد، ازدواج کردند. ملکه نازلی با جواهرات خود در این مراسم حاضر شد و از آن لحظه به بعد، این گردنبند با یکی از برجستهترین مناسبتهای سلطنتی آن دوران مرتبط شد. با گذشت سالها و تغییر شرایط سیاسی، این جواهر از انظار عمومی محو شد اما دههها بعد دوباره ظاهر شد. در سال ۲۰۱۵، این گردنبند دوباره در نیویورک ظاهر شد، زمانی که ساتبیز آن را در یک حراجی جواهرات نادر ارائه داد. این قطعه به دلیل تاریخچه و طراحیاش نگاهها را به خود جلب کرد و درنهایت هم به قیمت ۴.۳ میلیون دلار فروخته شد.

سرقت گردنبند ملکه نازلی
پس از ورود به یک مجموعه خصوصی، این جواهر سفر خود را از طریق گالریهای تخصصی ادامه داد تا اینکه به موزه هنرهای کاربردی در وین رسید، جایی که در نمایشگاهی با بیش از ۳۰۰ قطعه از ون کلیف و آرپلز به نمایش گذاشته و درنهایت هم سرقت شد؛ زمانی که دو مرد در ساعات بازدید وارد نمایشگاه شدند و با استفاده از چکش، شیشه ویترین را شکستند و گردنبند را دزدیدند. به گفته پلیس اتریش، مظنونان از محل حادثه به سمت نامعلومی گریختند. پلیس جستوجوی گستردهای را برای یافتن آنها آغاز کرده.
اما از ملکه نازلی چه میدانیم؟
ملکه نازلی از خانوادهای با جایگاه اجتماعی و سیاسی بالا بود. او در ۱۵ ژوئن ۱۸۹۴ (1273 شمسی) در کاخ پدرش عبدالرحیم پاشا صبری در اسکندریه متولد شد. پدر نازلی وزیر کشاورزی بود، در حالی که مادرش از خانواده محمد شریف پاشا، یکی از برجستهترین دولتمردان مصر در قرن نوزدهم بود.

ازدواج با ملک فواد اول
نازلی با ملک فواد اول که حدود ۲۰ سال از او بزرگتر بود، ازدواج کرد و صاحب پنج فرزند به نامهای ملک فاروق و شاهدختهای فوزیه (همسر محمدرضا)، فائزه، فائقه و فتحیه شدند. نازلی سالهای زیادی در کاخ سلطنتی زندگی کرد. زندگی زناشویی او با ملک فواد با محدودیتها و حسادتها همراه بود و مرگ او در سال 1315 آغاز فصل جدیدی برای او بود.

پس از آن، نازلی مجبور شد نقش سیاسی و خانوادگی مهمی ایفا کند، زیرا پسرش فاروق قبل از رسیدن به سن قانونی برای اعمال اختیارات کامل خود، تاج و تخت را به دست گرفت.در آن دوره، یک کمیته نیابت سلطنت تشکیل شد اما نازلی تلاش کرد تا پسرش را برای به دست گرفتن قدرت آماده کند. او به فتوایی از امام المراغی در مورد سن قانونی صلاحیت برای مدیریت امور مالی استناد کرد و به فاروق اجازه داد تا از 17سالگی اعمال اختیارات خود را آغاز کند. با این حال، سالهای بعد تنشهای فزایندهای بین پادشاه و مادرش، به ویژه در رابطه او با احمد حسنین که یکی از نزدیکترین معتمدان ملک فاروق بود، به وجود آمد.
رابطه با احمد حسنین و حسادت به اسمهان
رابطه نازلی با احمد حسنین در سالهای پس از مرگ ملک فواد آغاز شد و چندین سال ادامه یافت تا اینکه با مرگ او در یک تصادف رانندگی در سال 1325 پایان یافت. در آن زمان، گزارشهای تاریخی از یک رابطه عاشقانه قوی بین آنها سخن میگفتند، در زمانی که رابطه بین ملکه مادر و پسرش فاروق تنش فزایندهای را تجربه میکرد.

نام نازلی همچنین با داستان خواننده زن مصری به اسم آمال الاطرش ملقب به «اسمهان» مرتبط بود، پس از آنکه شایعه شد حسادت به رابطه اسمهان با احمد حسنین او را به تلاش برای پایان دادن به اقامت اسمهان در مصر سوق داده است، پیش از آنکه روزنامهنگار محمد التابعی برای جلوگیری از دستور اخراج مداخله کند. پس از مرگ حسنین، فصل جدید و جنجالیتری در زندگی ملکه آغاز شد.
ترک مصر
نازلی مصر را به مقصد اروپا ترک کرد و سپس تصمیم گرفت در ایالات متحده زندگی کند. اما در حالی که در مارسی بود، با ریاض غالی که در کنسولگری مصر کار میکرد، آشنا شد. در ابتدا وظیفه او کمک به او و حمل چمدانهایش بود اما به سرعت به یکی از نزدیکترین محرمان او تبدیل شد. آقای غلی، ملکه و دخترانش را در سفرهایشان بین اروپا و ایالات متحده همراهی و نقش مهمی در امور او ایفا میکرد. او در نهایت از سمت خود در وزارت امور خارجه استعفا داد تا خود را کاملا وقف خدمت به او کند! در اواسط سال 1353 شمسی، نازلی در ایالات متحده ساکن شد و ویلایی در بورلی هیلز خرید، در حالی که ریاض غالی در کنارش ماند!
رابطهای که ملک فاروق را خشمگین کرد
داستان با رابطه نازلی با ریاض غالی به پایان نرسید. چون بعدها، زمانی که نام غالی با دختر او، پرنسس فتحیه گره خورد، وقایع را پیچیدهتر کرد. ریاض غالی بعدها در مورد رابطهاش با پرنسس فتحیه قبل از مسلمان شدن برای ازدواج با او صحبت کرد؛ اقدامی که ملک فاروق را سخت خشمگین کرد. فاروق از طریق مصطفی النحاس، نخستوزیر وقت خود، تلاش کرد تا از این ازدواج جلوگیری کند و نسبت به پیامدهای آن برای خانواده سلطنتی هشدار داد.
با این حال، تلاشها برای متقاعد کردن نازلی و دخترش بینتیجه ماند. در اوایل ماه مه ۱۹۵۰، ریاض غالی و پرنسس فتحیه در یک مراسم رسمی در سانفرانسیسکو ازدواج کردند. در واکنش به این ازدواج، شورای دربار سلطنتی تصمیم گرفت که نازلی و فتحیه را از امتیازات سلطنتی خود محروم کرده و املاک و داراییهای آنها را در مصر مصادره کند و بدین ترتیب رسما روابط آنها با خانواده سلطنتی و امتیازات آن قطع شد.
پایان غمانگیز برای ملکه نازلی و شاهزاده فتحیه
داستان نازلی و فتحیه و غالی به اینجا ختم نشد. این سه نفر پس از کاهش ثروت و وخامت اوضاعشان، سالهای سختی را در ایالات متحده سپری کردند. سال 1355 ریاض غالی، شاهزاده فتحیه را با شلیک گلوله کشت و سپس اقدام به خودکشی کرد. ملکه نازلی که کاتولیک شده بود درنهایت در لسآنجلس درگذشت.