رویاهایی به کوتاهی یک فیلم
فیلمسازان جوان با کمترین امکانات جهانهای تازهای خلق میکنند، ولی نبود مسیر حرفهای روشن، گاهی رویای ادامه فیلمسازی را به تجربهای پرهزینه و فرساینده تبدیل میکند
هفت صبح| جشنواره فیلم کوتاه تهران خوب بلد است استعداد کشف کند، برایش دست بزند، عکس یادگاری بگیرد و بعد او را به دنیای دشوار فیلمسازی برگرداند. مراسم اختتامیه که تمام میشود، تندیسها به خانه میروند و وعدهها در سالن جا میمانند. این تصویر شاید بیرحمانه باشد، ولی پرسشی جدی پشت آن پنهان شده است؛ جشنوارهای که چهار دهه سابقه دارد، هنوز قرار است به برگزاری چند روز نمایش فیلم و تقسیم جوایز افتخار کند؟ چهلوسومین دوره جشنواره فیلم کوتاه تهران فرصتی است برای بررسی نهادی که در معرفی استعدادها نقش داشته، ولی باید درباره نتیجه این معرفیها پاسخگوتر باشد. اعتبار تاریخی جشنواره محترم است، هرچند اعتبار گذشته نمیتواند جای برنامهریزی امروز را بگیرد.
جشنواره بزرگ، مسئولیت کوچک؟
عنوان بینالمللی، مهمانان خارجی، نشستهای آموزشی و تبلیغات گسترده، تصویری باشکوه از جشنواره میسازند. مشکل آنجاست که این شکوه ظاهری الزاماً به معنای برخورداری سینمای کوتاه از زیرساختی قدرتمند نیست. جشنواره تهران باید روشن کند چه سهمی در تبدیل فیلمسازان مستعد به هنرمندانی حرفهای دارد. کشف استعداد، بدون طراحی مسیر رشد، دستاوردی نیمهتمام است.
جشنوارهای با این سابقه میتواند شبکهای مؤثر میان فیلمسازان، تهیهکنندگان، نهادهای حمایتی و پخشکنندگان ایجاد کند. برگزاری چند کارگاه و نشست، هرقدر مفید، پاسخ کاملی به این نیاز نیست. پرسش مهمتر به شفافیت مربوط میشود. آیا گزارشی عمومی از سرنوشت برگزیدگان دورههای گذشته منتشر میشود؟ چند نفر موفق شدهاند فیلم بعدی خود را بسازند؟ چه تعداد به تولید حرفهای راه یافتهاند؟ حمایتهای وعدهدادهشده چه نتایجی داشتهاند؟ بدون چنین ارزیابیهایی، عبارت «استعدادیابی» به شعاری خوشآهنگ در متن سخنرانیها تبدیل میشود.
اسکار در ویترین، تولید در حاشیه
چهلوسومین دوره با شعار «اندیشه ایرانی، روایت جهانی» برگزار شد و جایزه بزرگ آن، امکان ورود اثر برگزیده به مسیر رقابت اسکار را فراهم میکند. این اعتبار بینالمللی مهم است، ولی نباید به ویترین افتخارات جشنواره محدود بماند. جشنواره امسال بخشهای متنوعی از فیلم داستانی و مستند گرفته تا آثار تجربی و هوش مصنوعی داشت. پرسش این است که گسترش بخشها با چه ارزیابی مشخصی از کیفیت و ضرورت آنها همراه بوده است؟
آیا افزایش عنوانها واقعاً به رشد سینمای کوتاه کمک میکند یا خطر پراکندگی امکانات و توجه را نیز به همراه دارد؟ در فراخوان جشنواره، حمایت تولیدی تا سقف یک میلیارد ریال برای آثار منتخب بخش فیلمنامه اقتباسی پیشبینی شده بود. چنین اقدامی ارزشمند است، ولی باید پرسید این حمایت چگونه پرداخت میشود، چه تعهداتی ایجاد میکند و نتیجه نهایی آن چگونه به اطلاع جامعه سینمایی میرسد. جشنوارهای که میخواهد مرجع سینمای کوتاه باشد، باید درباره بودجه، حمایتها و دستاوردهایش همانقدر دقیق سخن بگوید که درباره تعداد آثار و اعتبار بینالمللی خود تبلیغ میکند.
تندیسها را بشماریم یا فیلمسازان را؟
اختتامیه سیام مهر برگزار شد و «مزامیر اندوه» جایزه بزرگ جشنواره را به دست آورد. «گوره» نیز در بخش ملی جوایزی کسب کرد. این موفقیتها شایسته توجهاند، ولی نباید نقد عملکرد برگزارکنندگان زیر سایه شادی برگزیدگان ناپدید شود. مسئله این نیست که جشنواره تهران هیچ خدمتی به سینمای کوتاه نکرده است. مسئله آن است که پس از چهلوسه دوره، دیگر نمیتوان برگزاری منظم، حضور مهمانان و اهدای جوایز را نشانه کافی موفقیت دانست.
مدیریت جشنواره باید با شاخصهای روشن نشان دهد چه اندازه در توسعه بازار نمایش فیلم کوتاه، حمایت از تولید و گسترش فرصتهای حرفهای مؤثر بوده است. بدون انتشار چنین اطلاعاتی، قضاوت درباره موفقیت ادعاهای استعدادیابی دشوار میماند. جشنواره فیلم کوتاه تهران نباید به مراسم سالانه تجلیل از سینمایی تبدیل شود که در یازده ماه دیگر برای ادامه حیاتش تقلا میکند. اگر قرار است این رویداد آینده سینما را بسازد، باید مسئولیت خود را پس از خاموش شدن چراغهای اختتامیه نیز ادامه دهد. سینمای کوتاه ایران به تشویق نیاز دارد، ولی اعتبار جشنواره زمانی معنا پیدا میکند که بتوان اثر آن تشویق را در فیلمهای بعدی، فرصتهای تازه و مسیر حرفهای فیلمسازان دید.