کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۷۲۱۸۶
تاریخ خبر:
نقد مسابقه‌ای که برای ساختن هیجان، راه پیچیده‌تری انتخاب کرده است حضور یک چهره محبوب

شاه‌گل پوچ از آب درآمد؟

شاه‌گل پوچ از آب درآمد؟

طراحی صحنه باشکوه و قوانین تازه نتوانسته‌اند هیجان طبیعی گل یا پوچ را تقویت کنند و گاهی همان سادگی دوست‌داشتنی بازی قربانی پیچیدگی‌های غیرضروری شده است

هفت صبح| گل یا پوچ قرار نبود این‌قدر سخت باشد! دو مشت بسته، چند نگاه مشکوک، یک لبخند شیطنت‌آمیز و جماعتی که نفسشان را حبس کرده‌اند تا ببینند گل کجاست. تمام جذابیت این بازی قدیمی در همین سادگی دوست‌داشتنی خلاصه می‌شد. حالا «شاه‌گل» آمده تا همان سرگرمی آشنا را با تشریفات فراوان، قواعد تازه و فضایی شبیه مسابقات مرگ و زندگی به تماشاگر تحویل دهد.نتیجه، برنامه‌ای است که برای بزرگ‌تر شدن حسابی زحمت کشیده، ولی گاهی فراموش می‌کند بزرگ‌تر بودن الزاماً به معنای جذاب‌تر بودن نیست. مهران مدیری هم به میدان برگشته با همان خونسردی مشهور و طعنه‌های آشنا، بی‌آنکه حضورش اتفاق تازه‌ای در شیوه اجرای مسابقه رقم بزند.

 

 مدیری هست، غافلگیری نیست!

نام مهران مدیری هنوز برای بسیاری از مخاطبان جذاب است. مردی که سال‌ها با شناخت دقیق موقعیت‌های طنز، مکث‌های حساب‌شده و شوخی‌های زیرپوستی توانسته از معمولی‌ترین گفت‌وگوها لحظه‌ای تماشایی بسازد. طبیعی بود که حضور دوباره‌اش در یک مسابقه گل یا پوچ، انتظارها را بالا ببرد.مشکل «شاه‌گل» اینجاست که مدیری بیشتر شبیه مهمان ویژه برنامه خودش است. حضور دارد، جمله‌هایی می‌گوید، گاهی لبخندی می‌زند و با همان لحن مقتدرانه همیشگی فضا را کنترل می‌کند، ولی کمتر پیش می‌آید جریان مسابقه را با واکنشی غیرمنتظره تغییر دهد.

 

اجرای خوب در چنین برنامه‌ای به اعلام قوانین و حفظ وقار محدود نمی‌شود. مجری باید نبض رقابت را بشناسد، با شرکت‌کنندگان ارتباط بسازد و حتی لحظات معمولی را به خاطره تبدیل کند. مدیری استعداد انجام تمام این کارها را دارد، ولی «شاه‌گل» فعلاً میدان چندانی برای نمایش آن فراهم نکرده است. انگار سازندگان تصور کرده‌اند حضور او، خودش یک اتفاق است و دیگر نیازی به طراحی موقعیت‌های جذاب ندارند.

 

 کارت‌هایی که هیجان را می‌دزدند

مشکل جدی‌تر به قواعد مسابقه برمی‌گردد. گل یا پوچ بازی هوش، تجربه، روان‌شناسی و البته کمی شیطنت است. جذابیتش زمانی به اوج می‌رسد که بازیکن با شناخت رفتار رقیب، بلوف زدن یا تشخیص یک حرکت کوچک، نتیجه را تغییر می‌دهد. «شاه‌گل» برای متفاوت شدن سراغ ابزارهایی مانند کارت «شاه‌کش» و قواعد ویژه رفته است. چنین ابتکارهایی روی کاغذ هیجان‌انگیز به نظر می‌رسند، ولی در اجرا گاهی رشته ارتباط مخاطب با رقابت را پاره می‌کنند.

 

تماشاگر هنوز مشغول دنبال کردن نبرد ذهنی دو گروه است که قانون تازه‌ای وارد می‌شود و مسیر مسابقه را تغییر می‌دهد. در چنین وضعیتی، مهارت بازیکنان زیر سایه امتیازهای ویژه و تصمیم‌های بیرونی قرار می‌گیرد. مسابقه‌ای که باید با خواندن دست حریف پیش برود، گاهی به نمایش استفاده از امکانات جانبی تبدیل می‌شود. پیچیدگی زمانی ارزشمند است که عمق بازی را افزایش دهد. کارت‌های متعدد و تغییرات ناگهانی، اگر جای مهارت را بگیرند، بیشتر به مانع تبدیل می‌شوند تا عامل هیجان.

 

 زرق‌وبرقی که جای صمیمیت نشست

«شاه‌گل» از نظر طراحی بصری جاه‌طلب است. فضای بزرگ، نورپردازی حساب‌شده، موسیقی پرتنش و تدوین پرتحرک نشان می‌دهند سازندگان برای فاصله گرفتن از شکل معمول مسابقات تلاش کرده‌اند. ایده پیوند دادن بازی به روایتی تاریخی و افسانه‌ای نیز جسارت قابل‌توجهی دارد.  بااین‌همه، گل یا پوچ بیش از آنکه به شکوه صحنه وابسته باشد، به شخصیت بازیکنان و کشمکش میان آنها جان می‌گیرد.

 

تماشاگر باید فرصت کند آدم‌ها را بشناسد، طرف یکی را بگیرد، بلوف‌هایش را کشف کند و از پیروزی‌اش لذت ببرد. شتاب در حذف شرکت‌کنندگان و تأکید افراطی بر عظمت مسابقه، چنین ارتباطی را دشوار می‌کند. «شاه‌گل» برنامه بی‌استعدادی نیست. اتفاقاً ایده، امکانات و چهره‌های لازم برای موفقیت را دارد. گرفتاری‌اش این است که می‌خواهد در هر لحظه ثابت کند چقدر متفاوت شده است. شاید سازندگان بهتر باشد کمی به خود بازی اعتماد کنند. گل یا پوچ برای جذاب بودن نیازی به این‌همه تشریفات ندارد، گاهی یک مشت بسته و یک بلوف درست، از صد کارت شاه‌کش تماشایی‌تر است.


 

کدخبر: ۶۰۱۷۲۱۸۶
تاریخ خبر:
ارسال نظر