عطاران؛ گروگان گیشه | مردی که خنده را از زندگی قرض گرفت
ستاره محبوب کمدی ایران همچنان گیشه را با خود همراه میکند، ولی تکرار تیپهای آشنا و شوخیهای امتحانپسداده، از تازگی حضورش کاسته است، تهیهکنندگی میتواند فرصتی برای خروج او از این چرخه باشد
هفت صبح| رضا عطاران کافی است وارد قاب شود، شانههایش را کمی رها کند، نگاهی درمانده به اطراف بیندازد و جملهای را با همان لحن بیاعتنای مشهورش بگوید. تماشاگر احتمالاً میخندد، حتی اگر هنوز اتفاق بامزهای رخ نداده باشد. این قدرت کمی نیست بازیگری که حضورش بهتنهایی انتظاری شیرین در مخاطب ایجاد میکند، سرمایهای استثنایی در سینمای ایران دارد.
مسئله دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود، جایی که محبوبیت، آرامآرام جای خلاقیت را میگیرد و تماشاگر دیگر برای دیدن یک شخصیت تازه بلیت نمیخرد، او میخواهد همان عطاران همیشگی را ملاقات کند. خبر ورود او به تهیهکنندگی، بهانه مناسبی است برای بررسی موقعیت هنرمندی که روزگاری استاد غافلگیر کردن مخاطب بود و حالا بیش از هر چیز باید مراقب تکرار خودش باشد.
مردی که خنده را از زندگی قرض گرفت
عطاران شهرتش را مدیون شوخیهای پرزرقوبرق یا اداهای اغراقآمیز نیست. او سالها پیش فهمید آدم معمولی ایرانی، با تمام گرفتاریها و تناقضهایش، میتواند از هر شخصیت ساختگی بامزهتر باشد. «خانهبهدوش» و «متهم گریخت» نمونههای درخشانی از همین شناخت بودند، شخصیتها برای خنداندن مخاطب تقلا نمیکردند، زندگی میکردند و موقعیتهای خندهدار از دل رفتارشان بیرون میآمد.
«بزنگاه» نیز تجربه جسورانه دیگری بود، عطاران تلخی روابط خانوادگی، طمع، اعتیاد و مناسبات فرسوده اجتماعی را وارد فضایی کرد که مخاطب تلویزیون انتظار داشت سرگرمش کند. آن مجموعه نشان داد کمدی میتواند آزاردهنده، گزنده و حتی بیرحم باشد و همچنان ارتباطش را با تماشاگر حفظ کند. تفاوت عطاران آن سالها با بسیاری از کمدینها، توانایی مشاهده بود. او به جزئیاتی توجه میکرد که دیگران بیاهمیت میدانستند؛ سکوتی نابجا، تعارفی مضحک، دروغی کوچک یا درماندگی مردی که نمیداند چگونه از یک موقعیت آبروریز بیرون بیاید. خنده حاصل کشف این جزئیات بود، نه تکرار یک حرکت شناختهشده.
چهرهای که جای شخصیت نشست
موفقیت سینمایی عطاران بهتدریج رابطه او با نقشهایش را تغییر داد. در بسیاری از کمدیهای سالهای اخیر، شخصیتها کمتر فرصت پیدا میکنند هویتی مستقل داشته باشند. کافی است مردی دستوپاچلفتی، گرفتار مشکلات مالی، دروغگو یا بدشانس باشد تا سازندگان تصور کنند عطاران انتخاب مناسبی است. این الگو در کوتاهمدت جواب میدهد، تماشاگر چهره محبوبش را میبیند و تهیهکننده به فروش امیدوار میشود، مشکل آنجاست که بازیگر بهجای گسترش تواناییهایش، به مجموعهای از واکنشهای قابل پیشبینی تقلیل پیدا میکند.
«خانوموالده» نمونه تازهای از همین وضعیت است؛ کمدی پرفروشی که بخش مهمی از جذابیت تبلیغاتیاش بر حضور عطاران و تغییر ظاهر او استوار شده است. موفقیت گیشه انکارشدنی نیست، ولی فروش بالا بهخودیخود نشان نمیدهد شخصیتپردازی، شوخیها و ساختار فیلم نیز به همان اندازه موفق بودهاند. البته کارنامه عطاران تجربههای متفاوتی هم دارد. بازی او در «دهلیز» نشان داد میتواند از موقعیتهای آشنای کمدی فاصله بگیرد و با سکوت و خویشتنداری، شخصیتی جدی بسازد، بنابراین مسئله کمبود توانایی نیست؛ مسئله انتخابهایی است که مجال استفاده از این توانایی را محدود میکنند.
تهیهکنندگی، فرصت تازه یا تکرار تجارت؟
حالا خبر جالبتری رسیده است. عطاران قرار است همراه سعید خانی تهیهکنندگی فیلم اجتماعی «کیپ» را بر عهده بگیرد؛ اثری به نویسندگی و کارگردانی مهران قربانی که نخستین فیلم بلند این کارگردان خواهد بود. عطاران همچنین بازیگر نقش اصلی است و پروژه در ۲۷ مهر پروانه ساخت گرفته است. این تصمیم میتواند نقطه عطف کارنامه او باشد. تهیهکنندگی برای بازیگری با چنین اعتبار تجاری، فرصتی فراهم میکند تا بهجای انتظار برای پیشنهاد دیگران، در انتخاب داستان و حمایت از استعدادهای تازه نقش داشته باشد.
بااینحال، خطر دیگری هم وجود دارد. اگر تهیهکنندگی به راهی برای تضمین حضور خودش در پروژهها تبدیل شود، تغییر عنوان حرفهای اتفاق مهمی رقم نمیزند. ارزش این تجربه به میزان استقلال کارگردان، کیفیت فیلمنامه و جسارت انتخابهای هنری وابسته است. همکاری با فیلمسازی که نخستین اثر بلندش را میسازد، نشانه امیدوارکنندهای است، ولی هنوز برای قضاوت درباره نتیجه زود است.
محبوبیت نباید به بازنشستگی خلاقیت برسد
عطاران امروز در موقعیتی قرار دارد که بسیاری از بازیگران آرزویش را دارند. نامش برای مخاطب آشناست و حضورش میتواند توجه گستردهای به یک پروژه جلب کند. چنین جایگاهی امتیاز بزرگی است، به شرط آنکه هنرمند را از ضرورت تجربه کردن معاف نکند.سینمای ایران به عطارانی نیاز دارد که بار دیگر تماشاگر را غافلگیر کند؛ بازیگری که بتواند تصویری تازه خلق کند و اجازه ندهد مخاطب از قبل حدس بزند در صحنه بعد چگونه حرف میزند و چه واکنشی نشان میدهد.
او سالها پیش ثابت کرد خنده را بهتر از بسیاری از همکارانش میشناسد. اکنون آزمون دشوارتر، فاصله گرفتن از فرمولی است که خودش در موفقیت آن نقش داشته است. «کیپ» شاید فرصتی برای چنین تغییری باشد. عطاران برای حفظ محبوبیتش نیازی به تکرار گذشته ندارد؛ اتفاقاً مهمترین دستاورد بعدی او میتواند ساختن تصویری باشد که تماشاگر هنوز ندیده است.