کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۷۰۰۰۹
تاریخ خبر:
بحران مخاطب در تلویزیون همزمان با رونق جهانی سریال‌های هوش مصنوعی

هاشم‌ آقا هنوز نان جام‌جم را می‌دهد!

هاشم‌ آقا هنوز نان جام‌جم را می‌دهد!

صدرنشینی «متهم گریخت» نشان می‌دهد محبوبیت گذشته هنوز برای تلویزیون سرمایه است، اما تولیدات تازه باید پاسخ‌گوی تغییر ذائقه مخاطب باشند

گروه فرهنگ و هنر | اگر در همین روزهای پاییزی سوار یکی از واگن‌های خط یک یا چهار متروی تهران شده باشید، دیگر نیازی به تحلیل داده‌های آماری صداوسیما ندارید تا بدانید شیوه مصرف تصویر در پایتخت و دیگر کلان‌شهرها چگونه تغییر کرده است. دیگر کمتر کسی پای تبلت یا گوشی‌اش نشسته تا یک سریال ۴۵دقیقه‌ای از شبکه سه یا سایر شبکه‌های تلویزیونی را ببیند.

 

سرها خم شده روی نمایشگرهای عمودی؛ انگشت شست بالا می‌رود و قسمت‌های ۶۰ ثانیه‌ای از ملودرام‌ها و فانتزی‌های عجیب‌وغریبی پلی می‌شوند که کاراکترهایشان نه خون دارند و نه گوشت، اما طوری طراحی شده‌اند که با ترشح مداوم دوپامین، مسافر خسته از سرکار برگشته را هیپنوتیزم کنند. جهان وارد عصر «سریال‌های هوش مصنوعی» شده، در حالی که تلویزیون رسمی ما هنوز با افتخار برای پربیننده شدن سریالی جشن می‌گیرد که اولین بار در دهه هشتاد با کیفیت SD و تلویزیون‌های لامپی به خانه مردم رفت.

 

‌وقتی هاشم‌آقا منجی آنتن می‌شود

تازه‌ترین آمار منتشرشده از سوی مرکز تحلیل اجتماعی «متا» برای مردادماه ۱۴۰۵، تصویری تلخ اما تکراری از بحران مخاطب در جام‌جم ارائه می‌دهد. طبق این پژوهش، صدرنشین بلامنازع پرمخاطب‌ترین مجموعه‌های نمایشی تلویزیون، کمدی ۲۱ سال پیش رضا عطاران است؛ «متهم گریخت» با ۳۷ درصد مخاطب، تمام تولیدات میلیاردی و جدید صداوسیما را پشت سر گذاشته است.

 

در این فهرست، رتبه دوم به فصل سوم «آقای قاضی» با ۲۵ درصد می‌رسد و سپس نام‌هایی ردیف می‌شوند که تماشاگر هر دیالوگ‌شان را از حفظ است: «مختارنامه» با ۲۲ درصد و «خداحافظ بچه» با ۲۱ درصد. ماجرا زمانی دردناک‌تر می‌شود که بدانیم در تمام این کنداکتور، تنها دو اثر متعلق به عصر حاضر است و باقی کنداکتور در گروی تولیدات گذشته است.

 

این داستان تصادفی نیست. خرداد و تیر نیز همین سناریو تکرار شد. در تیرماه گذشته، جدول ۵ اثر برتر شبکه رسما در تسخیر کنداکتور آی‌فیلم بود: «دلدادگان» با ۲۸.۵ درصد، «گیل‌دخت» با ۲۶ درصد، بازپخش دگرباره «مختارنامه» با ۲۵ درصد و «زمانه» با ۲۲ درصد. هیچ اثر جدیدی در تیرماه حتی نتوانست به جمع ۵ سریال پربیننده نزدیک شود و «تانک‌خورها» نیز با ۱۴ درصد در قعر نشست. در خردادماه هم وضع بهتر نبود و اگر به خاطر داشته باشیم که سال گذشته نیز «یوسف پیامبر(ص)» با گذشت ۱۷ سال از پخشش، با ۵۳ درصد بیننده رکورد زد، درمی‌یابیم که تلویزیون مدت‌هاست نفسش بریده و صرفا با مخزن نوستالژی‌های امتحان‌پس‌داده‌اش زنده مانده است.

 

سقوط در نمودارهای تلوبیون و هفتگی‌سازی‌های بی‌پایان

این بحران در تحلیل رفتارهای دیجیتال مخاطبان تلویزیون هم هویداست. رصد داده‌های پلتفرم «تلوبیون» طی ماه‌های اخیر یک شیب نزولی هماهنگ را به نمایش می‌گذارد: قسمت‌های ابتدایی سریال‌ها با هیجان ناشی از کنجکاوی یا استفاده از چند چهره نام‌آشنا شروعی پربیننده دارند، اما از قسمت سوم و چهارم، خط بازدید به شکل چشمگیری به سمت پایین سقوط می‌کند.

 

تغییر مدام در چینش کنداکتور و هفتگی‌سازی پخش برخی آثار به سبک سریال‌های هفتگی دنیا یا نمایش خانگی نیز چاره‌ساز نشد و شیرازه عادت تماشای هرشبه مخاطب سنتی را هم از بین برد. مخاطب امروزی دیگر نه صبری برای کش‌آمدن داستان‌های کم‌رمق ۴۰ دقیقه‌ای دارد و نه به کیفیت سریال‌های خنثی اعتماد می‌کند؛ بنابراین برای تماشای قاب تلویزیون یا سراغ سریال‌های دهه هشتاد آی‌فیلم می‌رود، یا گوشی‌اش را از جیب درمی‌آورد.

 

  هجوم قصه‌های عمودی

تا پیش از این، مدیران صداوسیما تمام شکست در جذب مخاطب را به پای انحصارشکنی و ریخت‌وپاش‌های نجومی پلتفرم‌های نمایش خانگی می‌نوشتند. اما حالا هیولای دیگری ظهور کرده که حتی نیازی به سرمایه‌گذاری‌های چند ده میلیاردی ندارد: «سریال‌های ساخته‌شده با هوش مصنوعی». کافی است فضای مجازی، یوتیوب، تیک‌تاک و اکسپلور اینستاگرام را باز کنید. موجی از درام‌های کوتاه عمودی که کاملا متناسب با قدوقواره تلفن‌های همراه ساخته شده‌اند، کاربران را مسحور خود کرده‌اند.

 

ویدیوهایی یک تا دو دقیقه‌ای با کات‌های سریع، قلاب‌های دراماتیک خشن و قصه‌های پرکشش. جالب اینکه ورود این جریان به اکوسیستم نمایش آنلاین ایران نیز آغاز شده است؛ جایی که بخش‌های تجربی پلتفرم‌ها تحت عناوینی مثل «سریال کوتاه، یه گشت‌وگذار جذاب» اقدام به انتشار این گونه جدید کرده‌اند؛ آثاری که حتی شناسنامه و تیتراژ خاصی ندارند، بدون نیاز به خرید اشتراک یا حتی ثبت شماره تلفن در دسترس قرار گرفته‌اند و تماشاگر را در چرخه‌ای بی‌پایان از اپیزودهای ۶۰ ثانیه‌ای اسیر می‌کنند.

 

بخش بزرگی از این موج در ابتدا متعلق به پلتفرم‌های چینی مانند ReelShort بود، اما بلافاصله پای هوش مصنوعی به آن باز شد. حالا تولیدکنندگان در اینستاگرام و کانال‌های بین‌المللی بدون صرف بودجه‌های میلیاردی، دستمزد بازیگر یا کرایه دکور، با ابزارهای تولید ویدیو و صداپیشگی هوش مصنوعی سریال‌هایی می‌سازند که برای هر ریلز، میلیون‌ها بازدید و ده‌ها هزار لایک می‌گیرند.

 

بازار دو میلیارد دلاری و منطق نوین فیلمنامه‌نویسی

ابعاد این اتفاق بسیار بیشتر از یک سرگرمی گذراست. طبق گزارش رویترز در مرداد ۱۴۰۵، بازار این سریال‌ها در آمریکا تا پایان سال ۲۰۲۶ درآمدی معادل ۱.۵ میلیارد دلار خواهد داشت و پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد در سال ۲۰۲۷ به مرز ۲ میلیارد دلار نزدیک می‌شود. جهش تعداد کاربران ماهانه این قالب در آمریکا از ۲۶ میلیون نفر در سال ۲۰۲۴ به حدود ۶۶ میلیون نفر در سال ۲۰۲۵، گواهی است بر تغییر ذائقه بیولوژیک بیننده؛ مغز انسان به پاداش فوری و محرک متوالی خو گرفته است.

 

تفاوت بنیادین در مهندسی متن رخ داده است. در حالی که فیلم کوتاه سنتی دهه‌ها تلاش می‌کرد به این پرسش پاسخ دهد که «چگونه یک داستان را در کوتاه‌ترین زمان ممکن به پایان برسانیم؟»، سریال‌های هوش مصنوعی با منطق دیگری برنامه‌ریزی شده‌اند: «چگونه در کوتاه‌ترین زمان ممکن مخاطب را به درون گرداب داستان بکشیم و او را تا فریم آخر برای رفتن به قسمت بعد میخکوب نگه داریم؟» هر قسمت یک شوک روایی دارد، هر ثانیه یک محرک بصری ارائه می‌دهد و زمان مرده در آن به صفر رسیده است. حتی رویترز گزارش داده که بسیاری از بازیگران تازه‌کار و فیلمنامه‌نویسان جوان در غرب، اولین پیشنهادهای تجاری و صنعتی خود را نه از استودیوهای هالیوود که از همین کمپانی‌های سازنده این سبک سریال‌ها به دست می‌آورند.

 

‌جام جم در تسخیر شکست

در برابر این زلزله فناورانه و تغییر سلیقه نسلی، پاسخ تلویزیون ایران چه بوده است؟ کنداکتورهایی خسته، فیلمنامه‌هایی با ضرب‌آهنگ کش‌دار و در نهایت رجوع به گنجه نوستالژی‌ها. وقتی پربیننده‌ترین برگ برنده یک رسانه عریض و طویل، تکرار دوباره کمدی «متهم گریخت» است، یعنی مدیران آن رسانه شاید آنقدر که باید و شاید اساسا درکی از شتاب تحولات اطراف خود ندارند.

 

تلویزیون؛ هم بازی را در تولید آثار فاخر و سرگرم‌کننده به پلتفرم‌های وی‌اودی باخت، هم حالا خاکریز اصلی خود  یعنی «پر کردن اوقات فراغت توده مردم» را به ریلزهای یک‌دقیقه‌ای و سریال‌های کم‌هزینه و پرکشش هوش مصنوعی واگذار کرده است. تماشاگری که می‌تواند ظرف ۱۰ دقیقه در مترو سه قسمت پرتعلیق، خوش‌رنگ و لعاب و جذاب از یک سریال تخیلی یا معمایی هوش مصنوعی را روی تلفن همراهش ببیند، دلیل زیادی ندارد شب‌ها پای تلویزیون بنشیند تا دیالوگ‌های پر از شعار و فرم‌های تکراری تولیدات امروزی را تحمل کند. تلخی ماجرا اینجاست که تلویزیون حتی در رقابت با چند خط کد کامپیوتری و یک نرم‌افزار ساده موبایل هم سپر انداخته است.


 

 

کدخبر: ۶۰۱۷۰۰۰۹
تاریخ خبر:
ارسال نظر