کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۹۴۸۸
تاریخ خبر:
نوبل به نویسندگان زنده داده می‌شود

جای خالی ایران در نوبل ادبیات

جای خالی ایران در نوبل ادبیات

داوران نوبل فقط آثاری را می‌سنجند که بتوانند بخوانند. بسیاری از آثار فاخر ادبیات معاصر ایران، هنوز به زبانی که آن‌ها می‌خوانند ترجمه نشده است

هفت صبح| جایزه نوبل ادبیات از ۱۹۰۱ تا ۲۰۲۵، تعداد ۱۱۸ بار به ۱۲۲ نویسنده اهدا شده است. در این فهرست نام نویسندگانی از ترکیه، مصر، چین، ژاپن و حتی کشورهایی با ادبیاتی جوان‌تر از ادبیات فارسی دیده می‌شود، اما هیچ نویسنده ایرانی در آن نیست. این غیبت به معنای ضعف ادبیات فارسی نیست. سنتی که فردوسی، مولوی، حافظ و سعدی را پرورده و در قرن بیستم هدایت، نیما، شاملو، فروغ، گلشیری، دانشور و دولت‌آبادی را به جهان داده، از نظر کیفیت کم‌وکسری ندارد. مشکل بیشتر در مسیری است که اثر ادبی باید طی کند تا به میز داوران استکهلم برسد. این مسیر در ایران از چند جا قطع شده است.

 

نوبل ادبیات فقط پاداش کیفیت نیست. پاداش کیفیتی است که دیده شده، ترجمه شده و در گفت‌وگوی ادبی جهان حضور یافته است. ادبیات فارسی کیفیت را دارد، اما زیرساخت دیده‌شدن را ندارد. پیوستن به نظام بین‌المللی کپی‌رایت، کاهش ممیزی، حمایت مستقل و پایدار از ترجمه و ساختن پیوندی واقعی میان نشر ایران، افغانستان و تاجیکستان، شاید روزی این غیبت طولانی را پایان دهد.

 

نوبل به نویسندگان زنده داده می‌شود. هدایت، فروغ، شاملو، گلشیری و دانشور پیش از آنکه آثارشان به اندازه کافی در جهان شناخته شود درگذشتند. نام نامزدهای نوبل تا ۵۰ سال بعد فاش نمی‌شود، بنابراین ادعاهای رایج درباره نامزدی این یا آن نویسنده قابل تأیید نیست. چهره جهانی ادبیات فارسی هم بیشتر به شعر کلاسیک گره خورده است. خواننده غربی مولوی را می‌شناسد، اما شاعران و رمان‌نویسان معاصر ایران را نمی‌شناسد. به اینها باید ضعف نقد ادبی فارسی در مجلات و دانشگاه‌های بین‌المللی و نبود فستیوال‌های ادبی معتبر در داخل را هم اضافه کرد. 

 

‌مسئله کپی‌رایت و انزوای حقوقی

ایران عضو کنوانسیون برن، پیمان بین‌المللی حمایت از آثار ادبی و هنری، نیست. قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان مصوب ۱۳۴۸ فقط از آثاری حمایت می‌کند که نخستین بار در ایران منتشر شده باشند. نتیجه این وضع دوسویه است. ناشران ایرانی آثار خارجی را بدون خرید حق نشر ترجمه می‌کنند و گاهی از یک رمان ده ترجمه هم‌زمان در بازار پیدا می‌شود. در طرف دیگر، ناشران معتبر جهانی هم به بازاری که قواعد حرفه‌ای را رعایت نمی‌کند اعتماد ندارند.

 

در صنعت نشر بین‌المللی، رابطه بر پایه مبادله حقوق شکل می‌گیرد. کشوری که خریدار حقوق نیست، به‌سختی فروشنده حقوق هم می‌شود. در ایران آژانس‌های ادبی حرفه‌ای که آثار نویسندگان را به ناشران خارجی معرفی کنند، تقریباً وجود ندارند. همین آژانس‌ها در کشورهای دیگر، نویسندگانی مثل اورهان پاموک را به چهره جهانی تبدیل کردند.

 

ممیزی و پیامدهای آن

کتاب در ایران پیش از انتشار باید از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز بگیرد. این ممیزی پیشینی، چند اثر مخرب دارد. نخست، آثار مهم سال‌ها در انتظار مجوز می‌مانند یا با حذف‌های گسترده منتشر می‌شوند. «سمفونی مردگان» عباس معروفی و بسیاری از آثار گلشیری و شاملو با چنین مشکلاتی روبه‌رو بودند. دوم، نویسنده دچار خودسانسوری می‌شود و از موضوعاتی که ادبیات جهانی به آنها می‌پردازد، مثل عشق، سیاست، دین و تجربه زنانه، فاصله می‌گیرد.

 

سوم، بسیاری از نویسندگان مجبور به مهاجرت شده‌اند و در تبعید، هم از مخاطب داخلی جدا شده‌اند و هم در بازار نشر کشور میزبان جایگاهی پیدا نکرده‌اند. وضعیت ممیزی با نگاه آکادمی سوئد هم پیوند پیچیده‌ای دارد. آکادمی معمولاً به نویسندگان مستقل و منتقد توجه دارد، اما اثر سانسورشده یا ناقص، کمتر امکان دیده‌شدن پیدا می‌کند.

 

ضعف ترجمه و رابطه نشر با جهان

اعضای آکادمی سوئد آثار را عمدتاً به زبان‌های سوئدی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی می‌خوانند. اگر کارنامه یک نویسنده به‌طور کامل و با کیفیت بالا به این زبان‌ها ترجمه نشده باشد، عملاً شانسی ندارد. نوبل به یک کتاب داده نمی‌شود، بلکه به مجموعه آثار یک نویسنده داده می‌شود. از محمود دولت‌آبادی، که سال‌ها نامش در گمانه‌زنی‌ها مطرح بود، فقط چند اثر به انگلیسی ترجمه شده است.

 

«کلیدر»، شاهکار ده‌جلدی او، هنوز ترجمه کامل انگلیسی ندارد. ایران نهاد مستقل و پایداری برای حمایت از ترجمه ادبیات معاصر ندارد. برنامه‌هایی مانند «گرنت» ترجمه که کشورهایی چون کره جنوبی از طریق مؤسسه ترجمه ادبیات کره به‌طور جدی دنبال کردند، در ایران یا ضعیف بوده‌اند یا بیشتر به آثار رسمی و همسو اختصاص یافته‌اند. موفقیت هان کانگ در ۲۰۲۴ تا حدی محصول همین سرمایه‌گذاری بلندمدت بود. تحریم‌ها، دشواری انتقال پول و محدودیت حضور در نمایشگاه‌هایی مثل فرانکفورت هم این شکاف را عمیق‌تر کرده‌اند.

 

گسست حوزه فارسی‌زبان

فارسی زبان مشترک ایران، افغانستان و تاجیکستان است، اما این سه کشور یک بازار ادبی واحد نساخته‌اند. خط تاجیکی از دهه ۱۹۴۰ سیریلیک شده است و کتاب ایرانی در دوشنبه به‌راحتی خوانده نمی‌شود. میان ایران و افغانستان هم توزیع منظم کتاب، قراردادهای نشر مشترک یا جایزه ادبی فراملی شکل نگرفته است. در مقابل، ادبیات عرب با بازاری از مراکش تا عراق و ادبیات اسپانیایی‌زبان با شبکه‌ای از مادرید تا بوئنوس‌آیرس، وزن جمعی بیشتری در صحنه جهانی دارند. نجیب محفوظ و گابریل گارسیا مارکز از چنین پشتوانه‌ای بهره بردند. فارسی، با بیش از 137 میلیون گویشور، به‌دلیل همین گسست، صدایی پراکنده دارد.

 

کدخبر: ۶۰۱۶۹۴۸۸
تاریخ خبر:
ارسال نظر