بازگشت زویا پیرزاد پس از دو دهه
«اهالی ماگنولیا» تازهترین رمان پیرزاد است، بازگشتی به جهان خاطرهها، روابط انسانی و جزئیات زندگی روزمره
هفت صبح، نفیسه دربندی| زویا پیرزاد نویسنده زن حاذقی است که بعد از یک وقفه طولانی دوباره با رمان تازه به بازار کتاب و نشر بازگشته است. «اهالی ماگنولیا» عنوان جدیدترین اثر این نویسنده است که بهتازگی در ۲۲۶ صفحه، از سوی انتشارات جهان کتاب منتشر شده است. او پیشتر، کتاب «عادت میکنیم» را در سال ۱۳۸۳ منتشر کرده بود و از آن زمان تاکنون اثر جدیدی در دسترس خوانندگان آثارش قرار نداده بود. انتشار کتاب جدید پیرزاد، بهدلیل فاصله طولانی میان دو رمان، از اتفاقهای جذاب این روزها و در عین حال خوش یمن در بازار نشر است. آنچه از اطلاعات اولیه و بخشهایی از متن کتاب منتشر شده است، نشان دهنده آن است که راوی به بیان گذشته و خاطرات و تصاویری اشاره میکند که مطلقاً مربوط به گذشتهاند.
از زندگی روزمره تا خاطرات گذشته
پیرزاد در آثار قبلی خود بیشتر به سراغ زندگی روزمره، روابط خانوادگی و جزئیات زندگی شخصیتها رفته است. در داستانهای او معمولاً قرار نیست اتفاقی بزرگ و غیرمنتظره، موتور اصلی روایت باشد. گفتوگوها، روابط میان آدمها و موقعیتهای معمول زندگی، بخش مهمی از داستان را پیش میبرند. «اهالی ماگنولیا» نیز با توجه به بخشهای منتشرشده، نشانههایی از همین علاقه به زندگی شخصی و گذشته شخصیتها دارد؛ هرچند برای مقایسه دقیق این رمان با آثار قبلی پیرزاد، باید کتاب را به طور کامل خواند تا بتوان نگاهی کارشناسانه به اثر داشت. آن چیزی که فعلاً درباره کتاب میتوان گفت، این است که نویسنده پس از سالها فاصله، دوباره سراغ رمان رفته و مخاطبانش را با داستان تازهای شگفت زده کرده است.
او از نویسندگانی است که تعداد آثارش در مقایسه با برخی نویسندگان همنسلش چندان زیاد نیست، اما تعدادی از همین آثار توانستهاند جایگاه مشخصی در ادبیات داستانی معاصر ایران پیدا کنند. بخش مهمی از این جایگاه به شیوه او در روایت زندگی زنان و پرداختن به موضوعاتی مانند خانواده، روابط عاطفی، انتخابهای فردی و موقعیت اجتماعی آنها برمیگردد.
نویسنده «چراغها را من خاموش میکنم»
زویا پیرزاد متولد ۱۳۳۱ در آبادان است و فعالیت ادبی خود را با داستان کوتاه آغاز کرده است. «مثل همه عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک» از مجموعه داستانهای او هستند. «طعم گس خرمالو» از آثار مهم سالهای ابتدایی فعالیت او بود و برای پیرزاد جایزه بیست سال داستاننویسی را به همراه داشت.
اما نام او بیش از همه با نخستین رمانش، «چراغها را من خاموش میکنم»، شناخته شد. این کتاب در سال ۱۳۸۰ منتشر شد و زندگی کلاریس، زن ارمنی ساکن آبادان در دهه ۴۰ را روایت میکند. رمان با استقبال گستردهای روبهرو شد و جوایزی از جمله کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، جایزه بنیاد هوشنگ گلشیری و جایزه مهرگان ادب را دریافت کرد.«عادت میکنیم» که سه سال بعد منتشر شد، دومین رمان پیرزاد بود. او در این کتاب نیز به سراغ روابط خانوادگی و اجتماعی رفت و شخصیتهای زن را در مرکز داستان قرار داد.
نثر پیرزاد معمولاً ساده و کمپیرایه است و او بیشتر از آنکه به دنبال اتفاقهای پررنگ و پیچیده باشد، روی جزئیات معمولی زندگی تمرکز میکند. همین ویژگی باعث شده است موقعیتهای آشنا و روزمره در آثار او اهمیت پیدا کنند. گفتوگوها، سکوتها، روابط خانوادگی و تصمیمهای کوچک شخصیتها، در بسیاری از داستانهای او به عناصر اصلی روایت تبدیل میشوند.
آثار او در سالهای گذشته به زبانهای مختلف نیز ترجمه شدهاند و در فراسوی مرزها دیده شدهاند. ترجمه فرانسوی «طعم گس خرمالو» نیز در سال ۲۰۰۹ جایزه بهترین کتاب خارجی کوریه اینترناسیونال را برای او به همراه داشت. حالا «اهالی ماگنولیا» فصل تازهای در کارنامه نویسندهای است که بعد از بیش از دو دهه دوباره به انتشار رمان روی آورده است. باید دید این کتاب در ادامه همان جهان داستانی آشنای این نویسنده قرار میگیرد یا حاصل تغییراتی است که این فاصله طولانی در نگاه و شیوه روایت و بینش او نسبت به جهان داستانی آدمها و زندگی ایجاد کرده است.