حامد هاکان؛ رفیق روزهای اول چاوشی
در سالهایی کنار محسن چاوشی و محسن یگانه خواند که هیچکس نمیدانست جوانهای آن نسل قرار است چه سهم بزرگی در موسیقی پاپ پیدا کنند
هفت صبح| موسیقی پاپ دهه هشتاد فقط در استودیوهای مجهز و دفتر شرکتهای بزرگ ساخته نمیشد. بخشی از آن در اتاقهای کوچک، پشت کامپیوترهای خانگی و میان فایلهایی شکل گرفت که دستبهدست میچرخیدند. اینترنت هنوز آن هیولای همهجاحاضر امروز نبود و برای مشهور شدن لازم نبود هر شب ویدئویی تازه منتشر کنی. گاهی یک فایل MP3 کافی بود تا صدایی راه خودش را میان جوانها باز کند.
حامد هاکان یکی از صداهای همین دوره بود، خوانندهای که آمدنش چندان رسمی نبود، رفتنش خیلی زود اتفاق افتاد و نامش هنوز برای بخشی از نسل آن سالها، دری به سمت مجموعهای از خاطرات باز میکند. نام اصلیاش حامد ذاکری بود. ۱۷ مرداد ۱۳۶۲ در شهرری به دنیا آمد و مسیر خواندن را خیلی زود آغاز کرد. فضای مذهبی خانواده باعث شد نخستین تجربههایش به خواندن اشعار مذهبی گره بخورد. نوجوانی اما مسیر دیگری جلوی پایش گذاشت. موسیقی پاپ آرامآرام جای خودش را باز کرد و کامپیوتر تبدیل شد به یکی از مهمترین ابزارهایش برای ورود به جهانی که بعدها تمام زندگی حرفهای او را ساخت.
نسلی که موسیقی را در اینترنت پیدا کرد
هاکان متعلق به دورهای بود که مرز میان خواننده رسمی و خوانندهای که آثارش خارج از جریان معمول منتشر میشد، بسیار پررنگ بود. او سال ۱۳۸۳ مجموعه «قاتل حرفهای» را در اینترنت منتشر کرد و خیلی زود توانست مخاطب خودش را پیدا کند. جنس صدایش، فضای تیره بعضی قطعات و علاقهاش به موسیقی الکترونیک، هویتی ساخته بود که میان آثار آن روزها قابل تشخیص بود.
اما یکی از جذابترین فصلهای کارنامه هاکان جایی شکل گرفت که مسیرش به چند چهره مهم موسیقی پاپ آن نسل رسید. آشنایی او با محسن چاوشی به همکاریهایی منجر شد و صدای هاکان در «خودکشی ممنوع» هم شنیده شد. بعدها همکاریهایی میان او، چاوشی و محسن یگانه شکل گرفت و «نشکن دلمو» برای بسیاری از شنوندگان آن دوره تبدیل به یکی از قطعات بهیادماندنی این جمع شد.
نام هاکان در روایتهای مربوط به موسیقی آن سالها کنار چهرههایی قرار میگیرد که هرکدام بعدها مسیر متفاوتی رفتند. تصاویری هم از همراهی او با شادمهر عقیلی باقی مانده است. تفاوت اصلی شاید در ادامه مسیر بود. بعضی همنسلانش توانستند وارد جریان اصلی موسیقی شوند، کنسرت برگزار کنند و آلبومهای رسمی منتشر کنند. جاده هاکان اما پرپیچوخمتر بود.
خوانندهای بیرون قاب
هاکان ترانه هم مینوشت، آهنگ میساخت و دوست داشت تجربه کند. موسیقی ترکی استانبولی را دنبال میکرد و سراغ صداها و تنظیمهایی میرفت که آن روزها کمتر شنیده میشد. بخش مهمی از قطعاتش نیز حاصل نوشتههای خودش بود. موسیقی او گاهی عاشقانه میشد، گاهی تلخ و عصبی و گاهی به فضای الکترونیک نزدیک میشد. همین بیقراری موسیقایی باعث شده بود بهراحتی در یک قالب مشخص جا نگیرد.
مشکل بزرگتر اما بیرون موسیقی اتفاق افتاد. پروژههایی آماده شدند که انتشارشان به سرانجام نرسید، قطعاتی بدون برنامه منتشر شدند و انتظار طولانی برای حضور رسمی، مسیر حرفهای او را فرسوده کرد. مدتی هم برای ادامه فعالیت به دبی رفت. سالهای بعد نامش کمتر شنیده شد و خوانندهای که روزگاری در کنار چند چهره مهم نسل تازه پاپ حضور داشت، آرامآرام از مرکز توجه فاصله گرفت.این سکوت شاید عجیبترین بخش قصه حامد هاکان باشد. او ناپدید نشد، اما موسیقی ایران چنان سریع حرکت کرد که فرصت دیده شدن دوبارهاش کمتر و کمتر شد.
پایان زودهنگام یک صدا
دوازدهم مهر ۱۳۹۶ خبر کوتاهی منتشر شد که برای مخاطبان موسیقی دهه هشتاد باورکردنی نبود. حامد هاکان در ۳۴ سالگی درگذشت و علت مرگ او ایست قلبی اعلام شد. بعدها مدیر برنامههایش گفت هاکان در سالهای پایانی زندگی با بیماری نیز درگیر بوده و آلبومی آماده انتشار داشته که هیچگاه به دست مخاطبان نرسید.قصه حامد هاکان شاید قصه ستارهای نباشد که سالها روی بزرگترین صحنهها ایستاد. جذابیت زندگی هنری او جای دیگری است. او متعلق به نسلی بود که پیش از فراگیر شدن شبکههای اجتماعی، راه خودش را میان کامپیوترهای خانگی، فایلهای دستبهدستشده و موسیقی غیررسمی باز کرد.
امروز شنیدن دوباره صدایش فقط یادآوری یک خواننده نیست. صدای دورهای است که چاوشی، یگانه، هاکان و چند جوان دیگر هنوز در ابتدای جاده بودند و معلوم نبود چند سال بعد هرکدام کجای موسیقی ایران خواهند ایستاد. جاده حامد کوتاهتر شد. خیلی کوتاهتر از چیزی که خودش و شنوندگانش تصور میکردند.
پاپ سیاه یعنی چه؟
کنار نام حامد هاکان گاهی تعبیر «پاپ سیاه» دیده میشد، عنوانی که بیشتر برای توصیف حالوهوای آثار او به کار میرفت و نمیتوان آن را یک ژانر مستقل و تعریفشده در موسیقی ایران دانست. اما چرا «سیاه»؟ جواب را باید در جهانی جستوجو کرد که هاکان در ترانهها و موسیقیاش میساخت.پاپ عاشقانه آن سالها اغلب میان جدایی، دلتنگی، عشق و شکست عاطفی حرکت میکرد. هاکان همین مضمونها را با لحنی خشنتر، عصبیتر و گاهی بیپرواتر روایت میکرد. در جهان او عاشق شکستخورده همیشه گوشهای نمینشست که آرام برای معشوق ازدسترفته بخواند. گاهی عصبانی میشد، طعنه میزد، نفرین میکرد و کلمات را با خشونتی بیرون میریخت که بخشی از هویت اجراییاش شده بود.
همین ویژگی باعث میشد موسیقی او برای بخشی از جوانهای آن دوره ملموس باشد. هاکان قرار نبود تصویری شیک و صیقلخورده از شکست عاطفی بسازد. ترانههایش گاهی شبیه حرفهای جوانی بودند که عصبانی و دلشکسته، بدون انتخاب واژههای مؤدبانه، هرچه در دل دارد بیرون میریزد. این صراحت، بخشی از جذابیت و البته حاشیه موسیقی او بود.
نام بعضی قطعاتش هم نشانهای از همین جهان است. «قاتل حرفهای»، «سگ محلی»، «نفرین به تو» یا «سوت و کور» متعلق به پاپ خوشرنگ و رمانتیک معمول آن دوره نبودند. تنظیمهای الکترونیک، علاقه هاکان به تجربههای متفاوت و جنس خاص اجرای او نیز این فضای تیره را پررنگتر میکرد. حتی در عاشقانههای آرامترش نیز نوعی دلگیری و تلخی شنیده میشد که امضای صدای او بود.
شاید همین ویژگی باعث شده بخشی از آثار هاکان هنوز بوی همان سالها را بدهند. موسیقی او محصول دورهای بود که خوانندگان جوان بدون واسطههای فراوان، احساسات خام خود را وارد ترانه میکردند و گاهی همین خامی تبدیل به هویتشان میشد. «پاپ سیاه» درباره هاکان بیشتر یک توصیف بود؛ توصیف خوانندهای که حتی عاشقانههایش هم اغلب کمی تاریکی همراه خود داشتند.