دفاع جانانه از رفیق قدیمی
چند هنرجو در حضور شجریان به محمدرضا لطفی انتقاد کردند و پاسخی شنیدند که عمق رابطه هنری دو استاد موسیقی ایران را آشکار میکرد
هفت صبح| صدای شجریان سالهاست خاموش شده، اما هنوز کافی است نامش در محفلی موسیقایی شنیده شود تا خاطرهای تازه بیرون بیاید. پنجم مهرماه، در فاصله زادروز محمدرضا شجریان و سالروز درگذشت او، جمعی از هنرمندان و شاگردانش گرد هم آمدند تا این بار به جای تکرار روایتهای آشنا، گوشههایی کمتر گفتهشده از زندگی، اخلاق و میراث هنری او را مرور کنند.

دفاع شجریان از رفیق قدیمی
یکی از شنیدنیترین خاطرات مراسم به رابطه شجریان و محمدرضا لطفی بازمیگشت. ایلیا محمدنیا روایت کرد که در یکی از کارگاههای آموزشی شجریان، چند هنرجو صحبتهایی انتقادی درباره لطفی مطرح کردند. رابطه این دو هنرمند در دورههایی با کدورت همراه شده بود و همین موضوع واکنش شجریان را جالبتر میکرد.
شجریان پس از شنیدن حرفها، وارد فضای انتقاد نشد و از جایگاه موسیقایی لطفی دفاع کرد. او لطفی را «دایرةالمعارف موسیقی ایرانی» خواند و درباره همراهی مشترکشان گفت که لطفی با سازش میتوانست آواز او را به هر نقطهای ببرد و او نیز با آوازش قادر بود ساز لطفی را در مسیری که میخواست هدایت کند. چند جمله کوتاه که شاید بهتر از هر تحلیل دیگری، راز آن همکاریهای ماندگار را توضیح میدهد.
محمدنیا همچنین خبر داد پروژهای تحقیقاتی درباره شجریان با همکاری داریوش و کوروش محمدخانی در دست پیگیری است.

مردی بیرون قاب آواز
بخش دیگری از مراسم به شجریانی اختصاص داشت که پشت میکروفن دیده نمیشد. جواد بختیاری از فروتنی و صمیمیت او گفت و علی جهاندار، دوست و همراه قدیمی شجریان، تصویری زمینیتر ارائه کرد. خوانندهای که اهل طبیعت و کوه بود، چادر میزد، آشپزی میکرد و در جمع دوستان، زندگی معمولی خودش را داشت.
جهاندار شجریان را «شناسنامه آواز ایران» نامید و بر نقش او در پیوند شعر فارسی با موسیقی تأکید کرد. حافظ، سعدی، مولانا و شاعران معاصر در صدای او دوباره به گوش نسلی تازه رسیدند. سهیل محمودی نیز همین وجه را برجسته کرد و توجه شجریان به شعر نیما، اخوان ثالث، شفیعی کدکنی و فریدون مشیری را نشانه گستردگی جهان ادبی او دانست.

میراثی که باید دوباره شنیده شود
مهدی امامی وجه دیگری از ماجرا را پیش کشید: میراث آموزشی شجریان. به گفته او، بخشی از ردیف آوازی شجریان هنوز نیازمند پالایش، نتنگاری و تحلیل تخصصی است. علی خدایی نیز خاطرهای از کلاسهای استاد نقل کرد که شجریان هنرجویانش را به شنیدن دقیق آوازهای ضبطشده خود دعوت میکرد، اما انتظار نداشت نسخه دیگری از خودش ساخته شود. شاگرد باید شیوه را میآموخت و سپس شخصیت مستقل خودش را پیدا میکرد.
شاید مهمترین حرف این یادمان نیز همینجا پنهان باشد. شجریان برای موسیقی ایران مجموعهای از تصنیفها و آوازهای ماندگار به جا گذاشت و در کنار آن، شیوهای برای شنیدن شعر، فهم آواز و نگاه کردن به موسیقی ساخت. میراثی که هنوز بخشهایی از آن نیازمند کشف، پژوهش و بازخوانی است.
