کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۶۴۷۶
تاریخ خبر:
پشت پرده یک استراتژی پرریسک در شبکه نمایش خانگی

یک ویترین و هزار جای خالی

یک ویترین و هزار جای خالی

شیدا با موفقیت «بامداد خمار» دیده شده، اما وابستگی به یک محصول، کمبود تنوع و بی‌ثباتی، تبدیل این پلتفرم به مقصد روزانه مخاطب را با چالشی جدی روبه‌رو کرده است

گروه فرهنگ و هنر| بازار نمایش آنلاین دیگر حوصله پلتفرم‌هایی را ندارد که با یک محصول پرسر‌وصدا وارد میدان شوند و بعد انتظار داشته باشند مخاطب به احترام همان یک محصول، ماه‌ها در ویترینشان پرسه بزند. کاربر برای لوگو و تبلیغات شهری پول نمی‌دهد. اشتراک می‌خرد که هر بار وارد پلتفرم شد، انتخاب داشته باشد. مسئله شیدا دقیقاً همین‌جاست، پلتفرمی که هنوز نتوانسته میان «داشتن چند محتوا» و «داشتن یک سبد محتوایی قدرتمند» تفاوت ایجاد کند و نامش چنان به «بامداد خمار» گره خورده که گاهی به نظر می‌رسد شیدا پلتفرم این سریال است، نه یک VOD مستقل.

 

آرشیو شیدا خالی نیست. چند سریال ایرانی، فیلم، محتوای خارجی و دوبله اختصاصی در آن دیده می‌شود. اما پلتفرم را با تعداد پوسترهای روی صفحه اول نمی‌سنجند. اگر «بامداد خمار» را کنار بگذاریم، چند نفر برای خود شیدا حاضرند اشتراک بخرند و مهم‌تر از آن، اشتراکشان را تمدید کنند؟

 

یک سریال، یک پلتفرم نمی‌سازد

«بامداد خمار» برگ مهم شیداست. اقتباس از رمانی پرفروش، حضور نرگس آبیار و جهان عاشقانه و تاریخی داستان، مجموعه‌ای ساخته که ظرفیت بالایی برای جذب مخاطب دارد. پخش سریال نیز پس از حاشیه‌های ایجادشده ادامه پیدا کرده و قسمت دهم فصل دوم منتشر شده است.اما همین‌جا مشکل شیدا خودش را نشان می‌دهد. موفقیت یک سریال باید سکوی پرتاب پلتفرم باشد، نه عصایی که تمام وزن پلتفرم روی آن افتاده باشد.

 

بازار VOD با منطق «یک شب در هفته» اداره نمی‌شود. مخاطب امروز میان چند پلتفرم، شبکه‌های اجتماعی، یوتیوب و انبوه منابع دیگر تقسیم شده است. اگر قرار باشد کاربر دوشنبه «بامداد خمار» را ببیند و شش روز دیگر هفته دلیلی برای بازگشت نداشته باشد، شیدا صاحب مخاطب نشده است؛ برای مدت کوتاهی او را قرض گرفته است.پروژه‌هایی هم برای آینده معرفی شده‌اند، اما مخاطب بابت وعده‌های پیش‌تولید پول پرداخت نمی‌کند. رقابت در صفحه‌ای اتفاق می‌افتد که همین امروز مقابل کاربر باز می‌شود.

 

بحران یک قسمت، بحران یک ویترین

حاشیه انتشار «بامداد خمار» ضعف این مدل را عریان‌تر کرد. انتشار یکی از قسمت‌ها به تعویق افتاد. ابتدا مشکلات فنی مطرح شد و همزمان گزارش‌هایی درباره اختلاف تیم تولید و پلتفرم منتشر شد. تغییرات مدیریتی شیدا نیز تقریباً در همان فضا خبرساز شد. حالا سریال دوباره در چرخه انتشار قرار گرفته و ماجرا ظاهراً پشت سر گذاشته شده است، اما سوال مهم‌تری باقی مانده.

 

چرا اختلال در انتشار یک سریال باید چنین سایه بزرگی روی یک پلتفرم بیندازد؟

پاسخ چندان پیچیده نیست. چون شیدا بخش بزرگی از هویت رسانه‌ای خود را به همان محصول سپرده است. در یک پلتفرم دارای چند محصول قدرتمند، تأخیر یک سریال نهایتاً اختلالی در جدول پخش است. اینجا ماجرا می‌تواند شبیه اختلال در کل ویترین دیده شود.تغییر مدیریتی هم در چنین شرایطی حساس‌تر می‌شود. مخاطب شاید مدیران VODها را نشناسد، اما بی‌ثباتی پشت صحنه دیر یا زود خودش را جلوی صحنه نشان می‌دهد؛ در نظم انتشار، کیفیت محصول، تبلیغات، ارتباط با مخاطب و مهم‌تر از همه اعتماد کاربری که بابت سرویس پول داده است.

 

ویترینی که هنوز کم‌رمق است

بخش خارجی شیدا نیز نتوانسته وزنه‌ای جدی در برابر این وابستگی ایجاد کند. فیلم و سریال خارجی وجود دارد، دوبله اختصاصی هم عرضه می‌شود، اما «وجود داشتن» با «مزیت داشتن» فاصله زیادی دارد. در بازاری که مخاطب ایرانی با چند جست‌وجو به حجم عظیمی از تولیدات جهانی دسترسی پیدا می‌کند، چند عنوان خارجی پراکنده برگ برنده محسوب نمی‌شود.

 

پلتفرم باید به مخاطب پاسخ دهد که چرا این فیلم یا سریال را دقیقاً اینجا ببیند. سرعت انتشار؟ آرشیو گسترده؟ دوبله ممتاز؟ انتخاب‌های خاص؟ دسترسی انحصاری؟ شیدا هنوز پاسخ قانع‌کننده و یکدستی برای این پرسش ندارد.مشکل شیدا کمبود پروژه اعلام‌شده نیست. «ده پهلوان»، «شب هول»، «پستچی»، «کاست» و تولیدات دیگر می‌توانند روزی ترکیب ویترین را تغییر دهند. مشکل، وضعیت امروز است. پلتفرم با فهرست پروژه‌های آینده رقابت نمی‌کند، با چیزی رقابت می‌کند که همین حالا برای تماشا دارد.

 

تک‌محصولی بودن در بازار امروز VOD یک انتخاب جسورانه نیست؛ یک نقطه‌ضعف خطرناک است. این بازار پیش‌تر پلتفرم‌هایی را دیده که با سرمایه، آرشیو گسترده، سریال‌های متعدد و برند شناخته‌شده وارد رقابت شدند و بعد بر اثر تصمیم‌های مدیریتی، وقفه‌های طولانی و از دست دادن ریتم تولید، بخش مهمی از جایگاه خود را واگذار کردند. نماوا نمونه مهمی برای فهم همین ماجراست. پلتفرمی که دوره‌ای یکی از بازیگران اصلی شبکه نمایش خانگی بود و محصولات متنوعی داشت، اما مشکلات مدیریتی و افت جریان تولید، موقعیت آن را در رقابت به‌شدت تضعیف کرد.

 

تجربه چنین بازیگرانی باید برای پلتفرمی در ابعاد شیدا جدی‌تر هم باشد. اگر مجموعه‌ای با آن حجم سرمایه‌گذاری، سابقه و تنوع محصول می‌تواند سهم خود را در بازار از دست بدهد، پلتفرمی که هنوز هویت محتوایی‌اش به چند عنوان محدود وابسته است، حاشیه امن بسیار کوچک‌تری دارد.مسئله شیدا دیگر موفقیت یا شکست «بامداد خمار» نیست. حتی اگر این سریال مخاطب زیادی داشته باشد، معادله اصلی تغییر نمی‌کند. یک سریال می‌تواند برای چند ماه ترافیک بیاورد، تیتر خبری بسازد و اشتراک بفروشد، اما نمی‌تواند به جای استراتژی محتوایی بنشیند.

 

بازار VOD قبرستان برندهایی است که تصور کردند چند محصول پربیننده برای ماندن کافی است. مخاطب به سرعت مهاجرت می‌کند و وفاداری‌اش به اندازه فاصله میان دو کلیک شکننده است. شیدا اگر می‌خواهد در این رقابت جدی گرفته شود، باید پیش از هر چیز از قالب «پلتفرم یک سریال» بیرون بیاید. در این بازار، تک‌محصولی بودن یک ویژگی نیست؛ یکی از سریع‌ترین مسیرهای فراموش شدن است.


 

کدخبر: ۶۰۱۶۶۴۷۶
تاریخ خبر:
ارسال نظر