کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۶۰۰۸
تاریخ خبر:
عاطفه رضایی: گریمور پیش از طراحی چهره باید شخصیت، گذشته و جهان زندگی او را بشناسد

گریمور؛ معمار چهره شخصیت

گریمور؛ معمار چهره شخصیت

بررسی تفاوت قواعد گریم در سینما، تئاتر و فیلم کوتاه و چالش‌های هر مدیوم در گفت‌وگو با عاطفه رضایی، طراح و مجری گریم

هفت صبح| وقتی از یک فیلم یا سریال حرف می‌زنیم، معمولا نام بازیگران و کارگردان‌ها بیشتر از دیگر عوامل به چشم می‌آید. اما بخشی از آنچه روی پرده می‌بینیم، حاصل کار آدم‌هایی است که کمتر دیده می‌شوند. گریم یکی از همین بخش‌هاست؛ کاری که قرار نیست فقط چهره بازیگر را تغییر دهد و باید به شکل‌گیری شخصیت و دنیای بصری اثر کمک کند.

 

عاطفه رضایی، طراح و مجری گریم سینما، تئاتر و تلویزیون از سال ۱۳۹۳ به‌صورت حرفه‌ای در این حوزه فعالیت می‌کند و در آثاری چون «ستون»، «فهرست مرگ» و «بوی خون» حضور داشته است. از نگاه او، گریم زمانی به نتیجه می‌رسد که در کنار فیلمنامه، نور، دوربین و نگاه کارگردان دیده شود؛ چرا که ساختن چهره یک کاراکتر، فقط به انتخاب رنگ و فرم محدود نمی‌شود و نیاز به شناخت شخصیت، تحقیق و خلاقیت دارد. با رضایی درباره همین بخش کمتر دیده‌شده سینما و تلویزیون گفت‌وگو کرده‌ایم؛ از روند شکل‌گیری یک چهره و ارتباط گریم با فیلمنامه و کارگردانی تا چالش‌هایی که این حرفه در فرآیند تولید با آن روبه‌روست.

 

گریم از فیلمنامه آغاز می‌شود، نه از آینه

برای عاطفه رضایی، طراحی گریم از فیلمنامه شروع می‌شود، نه از اتاق گریم. او معتقد است قبل از اینکه درباره فرم چهره، مو، رنگ یا میزان تغییر چهره تصمیم بگیرد، باید شخصیت را به‌خوبی بشناسد؛ بداند چه گذشته‌ای دارد، در چه شرایطی زندگی می‌کند و متعلق به چه دوره‌ای است: «اولین کار برای من خواندن فیلمنامه و شناخت شخصیت است. قبل از اینکه بخواهم درباره فرم چهره، مو، رنگ یا حتی میزان تغییر چهره تصمیم بگیرم، باید بدانم این شخصیت چه کسی است، چه گذشته‌ای دارد، در چه شرایطی زندگی می‌کند و متعلق به چه دوره‌ای است.»

 

او تاکید می‌کند که هر شخصیت یک «شناسنامه» دارد که گریمور موظف به کشف آن است: «برای من سوال‌هایی مثل اینکه شخصیت ایرانی است یا خارجی، در چه دهه یا قرنی زندگی می‌کند، از چه طبقه اجتماعی‌ می‌آید و چه اتفاقاتی در زندگی‌اش افتاده، اهمیت دارد. گاهی نویسنده اطلاعاتی را در فیلمنامه درباره ظاهر شخصیت ارائه می‌دهد و گاهی این اطلاعات محدود است. در این مرحله، بازیگر هم می‌تواند با تخیل و برداشت شخصی خودش به شخصیت نزدیک شود. در نهایت باید به یک هویت مشخص برای کاراکتر برسیم؛ هویتی که بتواند به بازیگر کمک کند شخصیت را باور کند و آن را زندگی کند.» 

 

نبرد گریمور با نور و دوربین

اما طراحی روی کاغذ، پایان ماجرا نیست. چالش اصلی زمانی آغاز می‌شود که طرح ذهنی باید در مقابل چشم بی‌رحم دوربین و زیر تابش نورهای صحنه، امتحان خود را پس دهد. رضایی معتقد است ارزیابی گریم در اتاق گریم و با چشم غیرمسلح، یک خطای استراتژیک است: «در سینما نمی‌توانیم گریم را فقط با چشم و در فاصله نزدیک ارزیابی کنیم. دوربین، لنز و نور در نتیجه نهایی نقش بسیار مهمی دارند. ممکن است رنگی در اتاق گریم بسیار مشخص باشد، اما زیر نور خاصی تغییر کند یا بخشی از جزئیات آن از بین برود.»

 

او با اشاره به تاثیرپذیری رنگ‌ها از نورپردازی می‌گوید: «رنگ‌هایی مانند آبی، سبز و زرد می‌توانند در ترکیب با نور، ظاهر متفاوتی پیدا کنند. بنابراین باید از ابتدا شدت و نوع رنگ را متناسب با نور نهایی در نظر گرفت. من تلاش می‌کنم طراحی گریم را جدا از فضای تصویری نبینم. گریم باید در کنار نور، لنز، قاب و فضای رنگی تصویر بررسی شود.» اینجاست که گریمور از یک آرایشگر فراتر رفته و به یک متخصص بصری تبدیل می‌شود که باید زبان مشترکی با مدیر فیلمبرداری و طراح صحنه داشته باشد.

 

  گریم باید زخم را واقعی نشان دهد

یکی از پیچیده‌ترین بخش‌های کار یک گریمور، اجرای گریم‌های ویژه مانند زخم، سوختگی، پیری یا بیماری است. رضایی این فرآیند را ترکیبی از مجسمه‌سازی، نقاشی و شناخت آناتومی می‌داند: «برای ایجاد یک زخم، سوختگی یا تغییر ویژه در چهره، صرفا استفاده از رنگ کافی نیست. مثلا اگر بخواهیم یک زخم قدیمی و عمیق ایجاد کنیم، باید به عمق، بافت، کنتراست و جهت نور توجه کنیم. زخم تازه نیز شرایط خودش را دارد. رنگ‌های قرمز و روشن باید به شکلی استفاده شوند که زیر نور و دوربین همچنان بافت و رنگ خودشان را حفظ کنند. به همین دلیل گریم ویژه هم مانند هر گریم دیگری از طراحی شروع می‌شود.»

 

او اهمیت تست گریم را در این مرحله حیاتی می‌داند: «تست گریم کمک می‌کند ببینیم طراحی در شرایط واقعی چه نتیجه‌ای دارد. ممکن است در مرحله طراحی فکر کنیم یک فرم یا رنگ مناسب است، اما روی صورت بازیگر نتیجه متفاوتی ایجاد شود. وقتی تست انجام می‌شود، می‌توانیم زیر نور و در صورت نیاز مقابل دوربین نتیجه را بررسی کنیم و ایرادات را قبل از شروع تصویربرداری برطرف کنیم. هرچه گریم در شخصیت نقش مهم‌تری داشته باشد، اهمیت تست هم بیشتر می‌شود.»

 

  آنچه دوربین می‌بیند  با آنچه تماشاگر می‌بیند فرق دارد

تجربه رضایی در مدیوم‌های مختلف به او آموخته است که هر صحنه، قواعد بازی خودش را دارد. گریم در تئاتر، سینما و فیلم کوتاه، سه دنیای متفاوت با نیازهای منحصربه‌فرد هستند: «در سینما دوربین و لنز اهمیت زیادی دارند و جزئیات چهره باید با توجه به تصویر نهایی طراحی شوند. اما در تئاتر فاصله تماشاگر با بازیگر، نور صحنه و سبک نمایش اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در تئاتر ممکن است تماشاگر در فاصله‌ای باشد که جزئیات یک گریم ظریف را نبیند؛ بنابراین گریم باید درشت‌نمایی بیشتری داشته و در فاصله دور خوانایی داشته باشد.»

 

او به محدودیت‌های اجرایی نیز اشاره می‌کند: «در تئاتر اگر تعویض گریم در فاصله کوتاه بین دو صحنه اتفاق بیفتد، طراحی باید طوری باشد که سریع و عملی قابل تغییر باشد. در فیلم کوتاه نیز معمولا با زمان و بودجه محدودتری مواجه هستیم. این محدودیت به این معنا نیست که نمی‌توان کار خلاقانه انجام داد. اتفاقا گاهی محدودیت باعث می‌شود دقیق‌تر فکر کنیم و امکانات را روی بخش‌هایی متمرکز کنیم که برای شخصیت و داستان ضروری‌تر هستند.»

 

 بودجه، چهره یک شخصیت را پیر یا جوان می‌کند

یکی از دردناک‌ترین واقعیت‌ها در پشت صحنه، تاثیر مستقیم مسائل مالی بر خروجی هنری است. عاطفه رضایی با حسرتی پنهان از پروژه‌هایی می‌گوید که در آنها، پتانسیل گریم به دلیل کمبود بودجه یا برنامه‌ریزی نادرست، قربانی شده است: «وقتی پروژه بودجه‌بندی می‌شود، باید نیازهای گریم هم در همان مرحله دیده شوند. ممکن است شخصیت در داستان از ۳۰ سالگی به ۸۰ یا ۹۰ سالگی برسد.

 

چنین تغییری به مراحل مختلف سنی، مواد، زمان و نیروی اجرایی نیاز دارد. اگر بودجه و امکانات متناسب با نیازهای گریم نباشد، ممکن است تغییر چهره آن‌طور که باید دیده نشود و در نتیجه تاثیر آن روی شخصیت هم کاهش پیدا کند.» او این موضوع را به‌خصوص به فیلمسازان جوان و سازندگان فیلم کوتاه گوشزد می‌کند: «باید از ابتدا بدانند گریم چه میزان زمان و امکانات نیاز دارد و بر اساس آن برنامه‌ریزی کنند. نادیده گرفتن این بخش در پیش‌تولید، می‌تواند در مرحله تولید به یک بحران تبدیل شود و کل پروژه را تحت تاثیر قرار دهد.»

 

 نشد نداریم!

کار در سینما، کار لحظه‌هاست. یک گریمور حرفه‌ای باید علاوه بر دانش فنی، توانایی مدیریت بحران و تصمیم‌گیری در لحظه را داشته باشد. رضایی این ویژگی را یک اصل خدشه‌ناپذیر می‌داند: «من همیشه می‌گویم در گریم «نشد نداریم». ممکن است سر صحنه کارگردان ایده‌ای بدهد که در طراحی اولیه وجود نداشته یا اتفاقی برای یکی از مواد بیفتد.

 

مثلا یک بار موادی آماده کرده بودم که برای سفید کردن دندان و موی شخصیت لازم بود. بازیگر به آن برخورد کرد و مواد ریخت. در چنین شرایطی باید سریع تصمیم بگیرید و ببینید چه موادی در اختیار دارید و چطور می‌توانید نتیجه مورد نظر را با آنها ایجاد کنید. این اتفاق‌ها بخشی از کار حرفه‌ای هستند. دانش فنی مهم است، اما توانایی تصمیم‌گیری در لحظه هم برای گریمور ضروری است.»

 

بحث به آینده این هنر می‌کشد. عاطفه رضایی با نگاهی امیدوارانه به آینده گریم در ایران می‌نگرد و آن را در حال حرکت به سمت تخصصی شدن می‌داند. «فکر می‌کنم گریم در ایران به سمت تخصصی‌تر شدن پیش می‌رود. هرچه پروژه‌ها حرفه‌ای‌تر شوند، نیاز به افرادی بیشتر می‌شود که هم طراحی را بشناسند، هم اجرا را و هم تکنیک‌های مختلف را بلد باشند.

 

مواد جدید و فناوری‌های تازه نیز دست طراح را برای کیفیت، تنوع و سرعت اجرا بازتر می‌کنند و گریم را بیش از گذشته به جلوه‌های ویژه و تصویر نزدیک می‌کنند.» او بر ضرورت یادگیری مداوم تاکید می‌کند و معتقد است یک هنرمند هرگز نباید به دانش خود بسنده کند: «خودم هم تلاش می‌کنم فقط به اطلاعات قدیمی اکتفا نکنم. باید تکنیک‌ها و مواد جدید را بشناسیم و تجربه کنیم. در گریم یادگیری هیچ‌وقت تمام نمی‌شود.»

 

 

کدخبر: ۶۰۱۶۶۰۰۸
تاریخ خبر:
ارسال نظر