چرا در ایران کارتونها با هر موضوعی رنگوبوی سیاسی میگیرند؟
این کاریکاتوریست میگوید نفوذ سیاست در عرصههای مختلف باعث شده حتی سوژههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هم در کاریکاتور به موضوعی سیاسی تبدیل شوند
هفت صبح| کاریکاتور مطبوعاتی در ایران روزهای متفاوتی را پشت سر گذاشته است؛ از دوران رونق مجلات و روزنامههای کاغذی و روزهای پررنگ «گلآقا» تا امروز که شبکههای اجتماعی، هم شکل انتشار آثار را عوض کردهاند و هم عمر سوژهها را کوتاهتر. در این میان، کارتونیستهایی که توانستهاند خودشان را با این تغییرات همراه کنند، همچنان به کارشان ادامه دادهاند. سلمان طاهری یکی از همین هنرمندان است؛ متولد ۱۳۵۸ در اهواز که در سال ۱۳۸۵، بعد از فارغالتحصیلی از مهندسی عمران دانشگاه علم و صنعت، مسیرش را بهطور جدی به سمت هنر و دغدغههای اجتماعی برد.

طاهری کار حرفهایاش را از اواخر دهه هفتاد و با نشریات دانشجویی شروع کرد و کمی بعد به موسسه «گلآقا» رفت؛ جایی که زیر نظر زندهیاد محمدرفیع ضیایی با فضای کاریکاتور مطبوعاتی بیشتر آشنا شد. علاقهاش به انیمیشنهای کلاسیک والت دیزنی و «پلنگ صورتی» هم بخشی از مسیر کاریاش را شکل داد؛ از کارگردانی انیمیشن در موسسه گلآقا و فیلمفریم گرفته تا مدیریت هنری نشر «هوپا» و راهاندازی «استودیو اپاد» در حوزه تصویرسازی و تبلیغات. با این حال، برای بسیاری از مخاطبان، نام او بیش از هر چیز با «دیریندیرین» و فعالیتش به عنوان کارگردان هنری این مجموعه شناخته میشود.
در گفتوگوی پیشرو، با سلمان طاهری درباره وضعیت امروز کاریکاتور و تغییراتی که فضای مجازی در این حوزه ایجاد کرده، صحبت کردهایم؛ از کوتاه شدن عمر آثار و تغییر شکل مخاطب گرفته تا دشواری نقد مسئولان در رسانههایی که خودشان با محدودیت و خودسانسوری روبهرو هستند. بخش دیگری از این گفتوگو هم به وضعیت اقتصادی کارتونیستها و روزگار سخت رسانههای کاغذی اختصاص دارد؛ اینکه یک هنرمند مستقل امروز چطور میتواند از این راه به کارش ادامه دهد.
کاریکاتور امروز در جامعه ایران چه جایگاهی دارد؟ آیا هنوز میتواند مثل گذشته روی افکار عمومی اثر بگذارد؟
امروز کاریکاتور مطبوعاتی (کارتون) مثل بسیاری رسانههای دیگر از شبکههای اجتماعی متاثر شده است. ولی فکر میکنم کارتون به دلیل خاصیتی که در خودش هست، یعنی بیان تصویری سریع و آسان، با شبکه اجتماعی سازگار است و دوام آورده است. بنابراین همچنان کارتونهایی که به مسائل جدی و فراگیر (ترندها) میپردازند و بهروز منتشر میشوند به دست مخاطبان میرسند.
با وجود شبکههای اجتماعی و کوتاهشدن زمان توجه مخاطب، کاریکاتور هنوز میتواند یک مسئله اجتماعی را به زبان ساده و ماندگار بیان کند؟
پاسخ کوتاه من این است که کارتونها میتوانند واکنشهای ساده به مسائل نشان بدهند ولی ماندگار، خیر! کارتون را میتوان در دو قالب کارتون مطبوعاتی و نمایشگاهی دستهبندی کرد. کارتونهای نمایشگاهی عموما به موضوعات (سوژههای) ماندگار و بلندمدت میپردازند. از آنجا که خاستگاه کارتون، مطبوعات و موضوع آن، مسائل روز است، کارتونهای نمایشگاهی، با وجود اینکه عموما از نظر فنی و زیباییشناسی امتیاز بالاتری دارند، در شبکههای اجتماعی برای مخاطب عام کمتر جذاب هستند. در مقابل کارتونیستهایی که میتوانند در کوتاهترین زمان به اخبار و مسائل روز واکنش نشان بدهند، فارغ از تکنیک، در شبکههای با استقبال مواجه میشوند.
اقتصاد و معیشت همیشه سوژه مهمی برای کاریکاتوریستها بوده. امروز مهمترین سوژه اقتصادی که جای کاریکاتور دارد چیست؟
یکی پرسید: قیمت دلار چنده؟ دومی گفت: الان؟… یا الان؟ همانطور که قبلتر گفتم با وجود شبکههای اجتماعی موضوعات در عرض چند ساعت کهنه یا بهاصطلاح بیات میشوند و از دهان میافتند. چون از زمان مصاحبه تا انتشار آن چند ساعت طول میکشد، تاریخ مصرف هر سوژهای که بگویم خواهد گذشت!
به نظر شما ظرفیت مسئولان امروز برای دیدن و پذیرفتن کاریکاتور انتقادی چقدر است؟ آیا مسئولان میتوانند خودشان را سوژه یک کاریکاتور ببینند و از آن عبور کنند؟
در ایران به دلیل نفوذ سیاست در همه عرصهها، اصولا مسئولی وجود ندارد که از مسیری غیر از سیاست به مقام و موقعیت رسیده باشد. از طرفی ساختار سیاسی آنچنان بر یکپارچگی و انسجام خود تاکید دارد که گویا انتقاد از کوچکترین عضو آن، راس ساختار را هدف گرفته است. این دو عامل باعث شده کارتونها با هر موضوع اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی ورزشی رنگ و بوی سیاسی بگیرند. در باب ظرفیت مسئولان تنها ادبیات سرمربی تیم ملی فوتبال را یادآوری میکنم.
آیا کشیدن کاریکاتور از مسئولان و نقد عملکرد آنها میتواند در تضاد با وفاق ملی تلقی شود؟
کلمه جالبی است: وفاق ملی. یعنی یک ملت - نود میلیون نفر - روی یک موضوع اشتراک عقیده دارند؟ حالا یک کارتونیست پیدا شده که از این دایره نود میلیونی بیرون آمده و قصد کرده که آن را نقد کند؟! فکر میکنم اگر سیاستمداری معتقد به حکمرانی مردم باشد، مطبوعات و کارتونهای مطبوعاتی یکی از بهترین مسیرهای شنیدن از مردم هستند و در جهت تقویت حکمرانی عمل میکنند. اگر هم معتقد نباشد که تکلیف مشخص است.
بزرگترین محدودیتی که امروز یک کاریکاتوریست ایرانی با آن مواجه است چیست؟ سانسور، خودسانسوری، محدودیت انتشار یا واکنش مخاطب و مسئولان؟
واکنش مسئولان جدیترین خطر بوده و هست. ارتباطی که در پاسخ قبلی گفتم در عمل قطع شده است. رسانههای رسمی یا زبان حاکمیت هستند یا بهشدت خودسانسوری میکنند. کارتونیستهایی که در فضای غیررسمی فعالیت میکنند، در داخل کشور هر لحظه باید آماده برخوردهای قضایی باشند و در خارج از کشور به ورطه تندروی رسانههای مخالف حکومت (اپوزیسیون) میافتند. ناگفته نماند که مسبب این مورد آخر هم حکمرانی داخلی خودمان است.
امروز یک کاریکاتوریست برای اینکه دیده شود، بیشتر باید هنرمند باشد یا فعال شبکههای اجتماعی؟
فرض میکنم که منظور از دیده شدن، اثرگذاری بیشتر است. کاریکاتور شاید مصرفیترین و گذراترین شکل هنر باشد. عمر آن چند ثانیه است و بعد تمام میشود. به شرطی که کارتونیست به خودش فرصت کافی برای مطالعه و عمیق شدن روی موضوع بدهد و از واکنشهای هیجانی پرهیز کند، شبکههای اجتماعی موثرترین رسانه و ابزار هستند. در عین حال که در سریعترین زمان اثر را منتشر میکنند، به کارتونیست استقلال عمل میدهند.
با کمرنگشدن رسانههای کاغذی و تعطیلی یا کاهش صفحات طنز و کاریکاتور، کاریکاتوریستها امروز بیشتر برای کجا کار میکنند؟
نمایشگاههای کارتون و کاریکاتور هنوز پررونق هستند. کارتونیستها به دلیل توانمندی همزمان در ایدهپردازی، داستانگویی و تصویرسازی در شاخههایی مثل تبلیغات و انیمیشن هم موفق عمل میکنند. واضح است که کشیدن کارتون امروز نمیتواند به عنوان یک حرفه، درآمد کافی برای کارتونیست فراهم کند.
کاریکاتور متولی ندارد
کاریکاتور از آن هنرهایی است که قرار نیست فقط چیزی را به چشم مخاطب نشان دهد. قرار است او را وادار کند چند لحظه بیشتر به آن تصویر نگاه کند، لبخند بزند و شاید بعد از آن، به موضوعی فکر کند که تصویر به زبان طنز پیش رویش گذاشته است. هنری تصویری که با استفاده از نمادها، اغراق و کنایه، اتفاقات روز را روایت میکند و از همین مسیر، گاهی حرفهایی را میزند که شاید در قالب کلمات به این سادگی امکان بیانشان وجود نداشته باشد.
کاریکاتور حدود ۱۲۰ سال پیش وارد مطبوعات ایران شد. از همان ابتدا هم پیوند نزدیکی با نقد شرایط جامعه و عملکرد مسئولان داشت. همین ویژگی باعث شد در دوره پهلوی با محدودیتهای مختلفی روبهرو شود. نشریه «توفیق» یکی از نمونههای شناختهشده آن دوره بود. نشریهای که کاریکاتور و طنز را به بخش مهمی از محتوای خود تبدیل کرده بود و در مقاطعی با لغو مجوز و محدودیت انتشار مواجه شد.
بعد از انقلاب، شرایط برای این هنر تغییر کرد و کاریکاتور بیش از گذشته به میان مردم رفت. بخشی از مردم با تکیه بر ذوق و توانایی خود، از تصویر و طنز برای بیان اعتراض و نقد شرایط آن دوران استفاده کردند. نشریاتی مانند «بهلول» از نمونههای اولیه این جریان بودند و پس از آن، «فکاهیون»، «خورجین» و «گلآقا» نیز به جریان طنز تصویری و مکتوب کشور رونق بیشتری دادند.
هنری که زبان نقد است
کاریکاتور البته فقط یک شکل ندارد. طنز، هجو، کمیک و فانتزی از گونههای مختلف آن هستند. در کاریکاتور طنز، هدف فقط خنداندن نیست؛ تصویر باید در کنار لبخند، کنایهای هم با خود داشته باشد. در مقابل، هجو بیشتر به لطیفههای تصویری نزدیک میشود و میتواند بدون لایههای جدیتر، صرفا مخاطب را سرگرم کند. کاریکاتور فانتزی هم با تکیه بر تصویرسازیهای تخیلی، مفاهیم متفاوتی را پیش چشم مخاطب میگذارد. بخشی از فعالان این حوزه معتقدند کاریکاتور در ساختار فرهنگی کشور عملا متولی مشخصی ندارد و با وجود ظرفیت آن برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی، حمایت از آن محدود و پراکنده است.
به گفته آنها، تمرکز توجه روی تعداد محدودی از چهرهها و گروهها، به جای ایجاد یک ساختار ملی برای شناسایی و حمایت از استعدادها، باعث شده بخشی از ظرفیت این هنر نادیده گرفته شود. شاید مسئله اصلی همین باشد؛ هنری که بیش از یک قرن است زبان تصویری نقد جامعه بوده، امروز خودش نیاز دارد کسی صدایش را بشنود. کاریکاتور هنوز میتواند همان نیش قدیمی را داشته باشد، اما برای ادامه مسیر، ظاهرا بیش از هر چیز به یک جایگاه روشن در ساختار فرهنگی کشور نیاز دارد.