اول ترجمه میکنیم، بعد اجازه میگیریم؟
ماجرای اقتباس سریال «کلاغ» مهدویان از رمان «مه و شب» احمت اومیت و گلایه سایمون کوپر درباره ترجمه «فوتبال علیه دشمن» با ترجمه عادل فردوسیپور، دوباره پرونده قدیمی حقوق صاحبان آثار خارجی در ایران را گشود
گروه فرهنگ و هنر| یک روز، نام نویسنده روی جلد کتاب میدرخشد، یک روز صدای مترجم باعث میشود همان کتاب به خانههای بیشتری راه پیدا کند و روزی دیگر، اقتباسی تصویری آن را دوباره سر زبانها بیندازد. مسیر یک اثر هنری همیشه قابل پیشبینی نیست، گاهی کتابی که سالها پیش در کشوری دیگر نوشته شده، در جغرافیایی تازه زندگی دوم خود را آغاز میکند. اما همین سفر گاهی یک پرسش قدیمی را به همراه میآورد؛ در این مسیر پرهیاهو، صاحب اصلی اثر کجا ایستاده است؟
ماجرای احمت اومیت، نویسنده شناختهشده ترک، یکی از تازهترین نمونههای همین تناقض است. نویسندهای که آثارش سالهاست در میان علاقهمندان ادبیات جنایی و اجتماعی ترکیه خوانده میشود، پس از اطلاع از ساخت سریال «کلاغ» با الهام از رمان «مه و شب»، از پیگیری قانونی درباره استفاده از اثرش خبر داد. ماجرا زمانی حساستر شد که گفته شد اومیت از روند تولید این اقتباس خبر نداشته و نخستین بار از طریق بولتن فرهنگی سفارت ترکیه متوجه شده است که یکی از مهمترین آثارش دستمایه ساخت یک سریال قرار گرفته است.
«مه و شب» از آن رمانهایی است که داستانش فقط در چارچوب یک پرونده جنایی باقی نمیماند. اومیت در این اثر، از یک ماجرای ناپدید شدن آغاز میکند و آرامآرام مخاطب را وارد جهان پیچیدهای میکند که در آن قدرت، خاطره، عشق، خیانت و زخمهای پنهان گذشته کنار هم قرار گرفتهاند. قهرمان داستان، مردی است که سالها در ساختار امنیتی فعالیت کرده و حالا در جستوجوی پاسخی برای یک غیبت، مجبور میشود با بخشهایی از زندگی و انتخابهای خودش روبهرو شود.
همین ویژگی باعث شده «مه و شب» برای بسیاری از مخاطبان فقط یک داستان معمایی نباشد؛ رمانی درباره آدمهایی باشد که میان وظیفه و احساس، گذشته و حال، قدرت و وجدان گرفتار شدهاند. شاید همین لایههای متعدد است که اقتباس از چنین اثری را دشوار میکند؛ چون انتقال یک داستان فقط جابهجایی اتفاقها نیست، حفظ جهان فکری نویسنده هم بخشی از ماجراست.
کتابهایی که در ایران محبوب شدند، اما نویسندگانشان گلایه کردند
پرونده اومیت اولین بار نیست که رابطه پرتنش میان آثار خارجی و بازار فرهنگی ایران را به نمایش میگذارد. پیش از این، نام سایمون کوپر، نویسنده و روزنامهنگار بریتانیایی، در همین زمینه مطرح شد؛ نویسندهای که کتاب «فوتبال علیه دشمن» او با ترجمه عادل فردوسیپور در ایران به یکی از پرفروشترین آثار حوزه فوتبال تبدیل شد.
کتابی که برای بسیاری از خوانندگان ایرانی با نام فردوسیپور، علاقه به فوتبال و خاطره جامهای جهانی گره خورده بود، برای نویسنده اصلی تجربه متفاوتی رقم زد. کوپر در گفتوگویی ویدیویی درباره انتشار کتابش در ایران اعلام کرد که اثرش بدون اجازه او ترجمه و منتشر شده است. او حتی گفته بود انتظار دریافت پول برای خودش ندارد و پیشنهاد داده بود بخشی از درآمد حاصل از انتشار کتاب به امور خیریه اختصاص پیدا کند، اما چنین اتفاقی رخ نداده است.
اینجا همان نقطهای است که دو نگاه متفاوت روبهروی هم قرار میگیرند. از یک سو، مخاطبی قرار دارد که با اشتیاق سراغ یک کتاب خارجی میرود و گاهی حتی آن اثر را به بخشی از خاطرات فرهنگی خود تبدیل میکند. از سوی دیگر، نویسندهای قرار دارد که معتقد است حضور اثرش در یک بازار تازه باید با اطلاع و رضایت او همراه باشد.
در صنعت جهانی نشر، ترجمه فقط تبدیل کلمات یک زبان به زبان دیگر نیست. پشت هر ترجمه حرفهای، مجموعهای از قراردادها، مذاکرهها و توافقهایی وجود دارد که میان نویسنده، ناشر و مترجم شکل میگیرد. کتاب وقتی از مرزهای جغرافیایی عبور میکند، وارد یک شبکه اقتصادی و فرهنگی تازه میشود.
زخمی قدیمی به نام کپیرایت
کپیرایت سالهاست یکی از ستونهای اصلی اقتصاد فرهنگ در جهان به شمار میآید؛ قانونی که تلاش میکند میان خالق اثر و کسانی که آن را منتشر میکنند، رابطهای روشن ایجاد کند.با گسترش صنعت چاپ و امکان تکثیر گسترده کتابها، مسئله حمایت از نویسندگان اهمیت بیشتری پیدا کرد و قوانین مربوط به مالکیت فکری شکل گرفتند.
در سطح جهانی نیز معاهداتی مانند کنوانسیون برن، میثاق جهانی کپیرایت و موافقتنامه تریپس برای ایجاد چارچوبهای مشترک میان کشورها به وجود آمدند. ایران عضو این کنوانسیونها نیست و همین موضوع باعث شده بسیاری از آثار خارجی بدون مسیر معمول دریافت مجوز در بازار داخلی منتشر شوند. نتیجه این وضعیت را میتوان در ویترین کتابفروشیها دید؛ جایی که گاهی چند ترجمه از یک اثر مشهور کنار هم قرار میگیرند و رقابت برای رسیدن سریعتر به بازار، جای برنامهریزی دقیقتر را میگیرد.
البته این مسئله مخالفانی هم دارد. برخی فعالان نشر معتقدند نبود الزام خرید حق ترجمه در سالهای گذشته باعث شده آثار بیشتری در اختیار مخاطب ایرانی قرار بگیرد و انتشار نسخههای مختلف از یک کتاب، امکان انتخاب بیشتری برای خوانندگان ایجاد کند. اما حتی در این نگاه هم یک پرسش مهم باقی میماند؛ آیا میتوان میان دسترسی آسانتر مخاطب و احترام به حقوق خالق اثر، تعادل ایجاد کرد؟
میان علاقه مخاطب و قواعد جهانی
ماجرای احمت اومیت و سایمون کوپر، فقط درباره دو نویسنده خارجی نیست. این اتفاقها بخشی از یک بحث بزرگتر درباره جایگاه فرهنگ ایران در ارتباط با جهان را نشان میدهد.مخاطب ایرانی سالهاست با ادبیات، سینما و هنر جهان ارتباط نزدیک دارد. بسیاری از کتابها و فیلمهای خارجی در ایران مخاطبان گسترده پیدا کردهاند و گاهی حتی به بخشی از حافظه فرهنگی جامعه تبدیل شدهاند. این علاقه و استقبال، سرمایهای ارزشمند است؛ اما ارتباط فرهنگی زمانی پایدار میماند که بر پایه اعتماد متقابل شکل بگیرد.
در جهانی که آثار هنری بهسرعت از مرزها عبور میکنند، احترام به مسیر خلق و انتشار یک اثر اهمیت بیشتری پیدا کرده است. یک رمان، فیلم یا ترجمه، فقط محصول نهایی نیست؛ پشت آن سالها تجربه، خلاقیت و تلاش انسانی قرار دارد. شاید اعتراض نویسندگانی مانند اومیت و کوپر، بیش از آنکه فقط یک گلایه شخصی باشد، یادآوری یک نکته اساسی باشد؛ محبوب شدن یک اثر، مسئولیت کسانی را که آن را به مخاطبان تازه معرفی میکنند بیشتر میکند. فرهنگ زمانی شکوفا میشود که رفتوآمد میان کشورها فقط انتقال اثر نباشد، بلکه شکل تازهای از احترام و همکاری میان خالقان و مخاطبان جهان ایجاد کند.