بازگشت محسن نامجو و فهرست ۱۰۰ چهره ایرانی خارج از کشور
بازگشت محسن نامجو یک موضوع قدیمی را مطرح کرده است؛ آیا خوانندههای مهاجر میتوانند به ایران برگردند و فعالیت حرفهای داشته باشند؟
هفت صبح| محسن نامجو بعد از حدود ۲۰ سال به ایران برگشته است. یک خواننده و آهنگساز شناختهشده که بخش مهمی از زندگی حرفهای خود را بیرون از ایران گذرانده است. اکنون خبر بازگشت او به ایران بازتاب بسیار پیدا کرده است. خودش هم پیش از بازگشت گفته بود که در این مقطع از زندگی، بودن در کنار خانواده و دوستان برایش اهمیت بیشتری از ادامه فعالیت موسیقی دارد.
همزمان با بازگشت نامجو به کشور، سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از بازگشت بیش از ۱۰۰ چهره خارجنشین به ایران خبر داده است. او از عطاءالله مهاجرانی، عبدالکریم سروش و محسن کدیور نیز نام برده و گفته است با وجود اختلاف نظر، مواضع آنها در جریان جنگ ۴۰ روزه و ایستادن در کنار ایران را مثبت ارزیابی میکند. وزیر ارشاد گفته که منظور از بازگشت الزاماً اقامت دائمی نیست.
یک سفر چندروزه، حضور در یک برنامه فرهنگی، یک دوره فعالیت حرفهای یا اقامت طولانیتر، همگی میتواند در این تعریف قرار بگیرد. سالهاست رابطه میان حکومت و بخشی از ایرانیان خارج از کشور تحت تأثیر اختلافات سیاسی، پروندههای قضایی، مهاجرتهای اجباری یا انتخابی و فضای پرتنش داخلی و خارجی قرار دارد. در واقع شاهد یک بی اعتمادی بزرگ بین ایرانیان خارج از کشور و حاکمیت هستیم. حالا این بازگشتها میتواند باعث ترمیم این بیاعتمادیها بشود که صد البته بسیار هم سنگین است. به خصوص اگر رفت و آمد ایرانیان مقیم کشورهای دیگر به یک روند تبدیل شود.
حرفهای وزیر این طور نشان میدهد که این تصمیم در جاهای دیگری گرفته شده و شاید در آینده به یک روند تبدیل شود. همین چند وقت پیش بود که قیصر(بینش بلور)، خواننده موسیقی پاپ به ایران بازگشت. حالا آمدن نامجو نیز اهمیت بیشتری به این سیاستگذاری میدهد. در حال حاضر بازگشت نامجو را نمیتوان معیار تغییر سیاست دانست. او یک فرد است و تصمیم او میتواند دلایل شخصی داشته باشد. خودش هم بازگشت را بیشتر با خانواده، دوستان و وطن توضیح داده است.
اما اگر قرار باشد طبق سخنان وزیر ارشاد این مسئله به یک روند تبدیل شود، البته که اتفاق بسیار خوب و مبارکی خواهد بود، اما برای ایرانیان خارج از کشور قطعا این سوالات و ابهامها وجود دارد که هنگامی که وارد ایران شدند چه وضعیتی خواهند داشت؟ مورد سوال و جواب هم قرار میگیرند؟ آیا پس از پایان سفر میتواند بدون مشکل از کشور خارج شود؟
امکان فعالیت حرفهای دارد؟ اگر در گذشته اظهارنظری کرده باشد، تکلیف چیست؟ و مهمتر از همه اینکه آیا قواعد امروز چند سال بعد هم همان خواهد بود؟ به هرحال هنگامی که در ماههای آینده چهرههای دیگری با سوابق و دیدگاههای متفاوت به ایران رفتوآمد کنند، آن وقت میتوان درباره شکلگیری یک روند تازه با اطمینان بیشتری حرف زد.
البته فهرست بیش از ۱۰۰ نفره وزارت ارشاد، فقط از هنرمندان تشکیل نشده است. صالحی از «نامآوران» در حوزههای مختلف سخن گفته است. باید در نظر داشته باشیم که ایرانیان خارج از کشور به جز چهرههای شناختهشده فرهنگی شامل پزشکان، مهندسان، پژوهشگران، استادان دانشگاه، کارآفرینان، مدیران، روزنامهنگاران و صاحبان کسبوکار نیز میشوند.
بسیاری از آنها سالها تجربه حرفهای و ارتباطات بینالمللی به دست آوردهاند. لذا امیدوار باشیم که این سیاست جدید در چند چهره مشهور محدود نماند، که اگر این اتفاق رخ بدهد، ظرفیت بزرگی از دست خواهد رفت. درست که بازگشت یک هنرمند خبرساز است، اما بازگشت یک پژوهشگر، سرمایهگذار یا متخصص ممکن است اثر اقتصادی و علمی ماندگارتری داشته باشد.
حتی لازم نیست همه این افراد برای زندگی دائمی به ایران برگردند. یک پزشک میتواند دورهای در ایران فعالیت کند. استاد دانشگاه نیز میتواند در یک دوره آموزشی حضور داشته باشد. همچنان که یک کارآفرین میتواند با یک شرکت ایرانی همکاری کند. به نظر این مدل، واقعبینانهتر از انتظار برای مهاجرت معکوس گسترده است.
اما همان طور که در چند سطر بالاتر گفته شد، اعتماد مسئله مهمی است و یک ایرانی که به کشورش برمیگردد باید بداند قانون درباره او چگونه اجرا میشود و چه حقوقی دارد. یعنی بتواند آینده خودش را پیشبینی کند. زمانبندی این اتفاق نیز قابل توجه است. سخنان صالحی پس از تجربه جنگ اخیر و تأکید او بر همراهی ایرانیان خارج از کشور مطرح شده است.
دولت ظاهراً به این نتیجه رسیده که در شرایط دشوار، فاصله میان ایرانیان داخل و خارج میتواند هزینهزا باشد و ارتباط با جامعه ایرانی خارج از کشور اهمیت بیشتری پیدا کرده است. حالا این موضوع را به فال نیک بگیریم که ارتباط حاکمیت و ایرانیان خارج از کشور به روزهای جنگی و بحرانی محدود نماند و این سیاست ادامه داشته باشد. ایرانی خارج از کشور اگر قرار است در شرایط سخت کنار کشورش باشد، باید در روزهای عادی نیز احساس کند بخشی از جامعه ایران است.
رابطهای که مقطعی و در دوره جنگی و بحران فعال شود، دوام زیادی ندارد. این سیاستگذاری میتواند رابطه ایران و ایرانیانی که به هر دلیل سالها دور از کشور زندگی کردهاند را ترمیم کند. اما باید ببینیم این در به روی چند نفر و چه کسانی باز میماند و آیا کسانی که از آن عبور میکنند، میتوانند دوباره با خیال آسوده از آن عبور و مرور کنند.