کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۷۰۹۱۹
تاریخ خبر:
رضا میرطاهر، کارشناس ارشد مسائل استراتژیک از فشار انتخابات آمریکا، هزینه‌های جنگ و خطر گسترش درگیری می‌گوید

عملیات نمادین ترامپ برای خروج از جنگ

عملیات نمادین ترامپ برای خروج از جنگ

رضا میرطاهر می‌گوید ترامپ ممکن است با عملیاتی نمادین، پیروزی خودش را اعلام کند و از جنگ خارج شود

‌گروه سیاسی| سخنان دونالد ترامپ مبنی بر آنکه در عین حال که احتمال حمله به ایران وجود دارد اما از نیروی زمینی استفاده نمی‌کنیم و آنکه در حمله به کوه کلنگ از بمب «مادر همه بمب‌ها» استفاده خواهیم کرد این پرسش را به وجود آورده است که جنگ ایران و آمریکا در ادامه مسیر با چه شرایطی همراه خواهد شد؟ برای دریافت پاسخ این پرسش و ارزیابی ادعاهای اخیر ترامپ ساعتی را با رضا میرطاهر، کارشناس ارشد مسائل استراتژیک به گفت‌وگو نشستیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

‌رضا میرطاهر

‌سخنان اخیر ترامپ مبنی بر اینکه ممکن است به ایران حمله شود اما به طور زمینی نه را چه طور ارزیابی می‌کنید؟

کلیدواژه اصلی برای فهم سخنان ترامپ، تلاش او برای خروج از جنگ با ایران است. با توجه به نزدیک‌شدن انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا و فرصت اندکی که تا برگزاری این انتخابات باقی مانده است، شرایط برای جمهوری‌خواهان به‌شدت دشوار شده است. دموکرات‌ها با اختلافی حدود ۸ تا ۱۰درصد از جمهوری‌خواهان پیش هستند و پیش‌بینی سران جمهوری‌خواهان این است که مجلس نمایندگان را از دست خواهند داد؛ ازاین‌رو، تلاش می‌کنند کنترل سنا را حفظ کنند؛ هرچند وضعیت آ‌نها در سنا نیز چندان مطلوب نیست. اگر پیش‌بینی‌ها درباره مجلس نمایندگان محقق شود و دموکرات‌ها بتوانند کنترل سنا را نیز به دست بگیرند، این اتفاق برای جمهوری‌خواهان یک فاجعه تمام‌عیار خواهد بود. در چنین شرایطی، فشارها بر ترامپ افزایش یافته است تا هرچه سریع‌تر به جنگ پایان دهد.

 

‌ترامپ در سخنرانی‌اش در مجمع عمومی سازمان ملل ادعا کرد که انتخابات کنگره برایش اهمیت چندانی ندارد و سیاست‌های او بر اساس مسئله انتخابات کنگره تعیین نمی‌شود. آیا این سخن او صرفا یک ادعا بود یا آنکه واقعا در نهایت سیاست‌های نظامی دولت ترامپ بر اساس روند انتخابات کنگره رقم نمی‌خورد؟

از زمان آغاز جنگ تاکنون، ترامپ بارها اعلام کرد که در جنگ با ایران به پیروزی رسیده است که این ادعاها هیچ‌وقت با واقعیت انطباق نداشته است. یکی از شاخص‌هایی که می‌توان برای ارزیابی میزان انطباق سخنان ترامپ با واقعیت به آن استناد کرد، قیمت نفت است. بهای نفت حتی به ۱۱۰ دلار نیز رسید؛ این در حالی است که پیش از جنگ، قیمت نفت حدود ۵۰ تا ۶۰ دلار بود.

 

همچنین اگرچه سنتکام ادعا می‌کند که کشتی‌ها همچنان به‌صورت روزانه از تنگه هرمز عبور می‌کنند، اما تعداد کشتی‌هایی که هدف حمله قرار گرفته‌اند، به میزان قابل‌توجهی افزایش یافته است. این وضعیت شوک بزرگی به بازار نفت وارد کرده است. یکی از پیامدهای این شرایط، افزایش قیمت سوخت در آمریکاست؛ به‌طوری‌که قیمت بنزین حدود ۴۰ درصد و قیمت گازوئیل حدود ۶۰ درصد افزایش یافته است. یکی از محققان برآورد کرده است که این جنگ ۲۶۵ میلیارد دلار به آمریکا خسارت وارد کرده است. چنین خسارتی، به‌ویژه با توجه به پیامدهای اقتصادی جنگ برای شهروندان آمریکایی، می‌تواند برای رأی‌دهندگان این کشور فاجعه‌بار باشد. همین مسئله باعث شده است اقبال عمومی به جمهوری‌خواهان کاهش یابد و بخشی از رأی‌دهندگان مستقل نیز به نامزدهای دموکرات گرایش پیدا کنند.

 

بر اساس سخنان اخیر ترامپ چه قدر احتمال حمله آمریکا پیش از انتخابات کنگره وجود دارد؟

آمریکا بارها از احتمال حمله نظامی سخن گفته، اما در لحظات پایانی از اجرای آن منصرف شده است. این احتمال وجود دارد که ترامپ پیش از انتخابات کنگره، عملیاتی نمادین انجام دهد، سپس مدعی پیروزی شود و از جنگ خارج شود. همچنین ممکن است پس از آن، در جریان مذاکرات میان ایران و آمریکا، تنگه هرمز بازگشایی شود و محاصره دریایی نیز پایان یابد. بااین‌حال، مسئله مهم دیگری نیز مطرح است. ترامپ بارها گفته است که از بمب هسته‌ای استفاده نخواهد کرد و برای حمله به تأسیسات کوه کلنگ، از بمب متعارف استفاده خواهد کرد اما مسئله اینجاست که قدرت تخریب بمبی معروف به مادر همه بمب‌ها بسیار زیاد است.

 

برخلاف بمب‌های سنگرشکنی که برای حمله به تأسیسات فوردو و نطنز استفاده می‌شوند، بمب جی‌بی‌یو43 در سطح زمین منفجر می‌شود و می‌تواند محدوده‌ای به مساحت دست‌کم یک مایل مربع، معادل حدود ۲.۶ کیلومتر مربع، را تخریب کند؛ بنابراین، استفاده از این بمب علیه تأسیسات کوه کلنگ می‌تواند به تخریب گسترده و ایجاد وحشت در ابعادی وسیع منجر شود و اینکه آمریکا انتظار داشته باشد چنین بمبی را به کار بگیرد، اما ایران هیچ واکنشی نشان ندهد، واقع‌بینانه نیست و هر نوع تحرک نظامی آمریکا علیه ایران دامنه جنگ را گسترده می‌کند. از سوی دیگر مشخص نیست که اسرائیل وارد جنگ خواهد شد یا خیر که اگر چنین اتفاقی رخ دهد، واکنش ایران می‌تواند بسیار شدیدتر از گذشته باشد.

 

‌این ادعای پیشین ترامپ که ایران کنترلی بر تنگه هرمز ندارد را چه طور می‌بینید؟

ترامپ اکنون در جنگ با ایران گرفتار شده است. او در ابتدا تصور می‌کرد که جنگ با ایران نیز مانند اقدام آمریکا در ونزوئلا، به‌سرعت پایان خواهد یافت. ترامپ در نخستین روز جنگ، به‌صراحت اعلام کرد که هدفش از آغاز این جنگ، تغییر نظام سیاسی ایران است؛ اما این هدف محقق نشد. در جریان جنگ چهل‌روزه نیز آمریکا نتوانست به این هدف دست یابد. پس از آن نیز، با وجود برقراری آتش‌بس و وقوع درگیری‌هایی در ادامه، اهداف اعلام‌شده آمریکا همچنان محقق نشدند.

 

آمریکایی‌ها ادعا کردند که با اعمال محاصره دریایی، مانع از فروش نفت ایران شده‌اند اما بسته‌ماندن تنگه هرمز باعث شد کشورهای حامی آمریکا نیز نتوانند نفت خود را صادر کنند. این وضعیت به‌ویژه برای قطر مشکل‌ساز شده است زیرا صادرات گاز طبیعی این کشور به عبورومرور از تنگه هرمز وابستگی دارد. بنابراین، هنگامی که ترامپ ادعا می‌کند ایران کنترلی بر تنگه هرمز ندارد، وضعیت موجود با این ادعا همخوانی ندارد. آقای غرقی نیز این بحث را مطرح کرد که ترامپ ناچار است حمله‌ای هوایی علیه ایران انجام دهد. شاید این اتفاق رخ دهد اما طبیعی است که واکنش ایران نیز سنگین خواهد بود.

 

 

‌نقش اسرائیل را در این میان چه طور ارزیابی می‌کنید؟

درباره موضع رسمی اسرائیل، چند نکته قابل‌توجه است. نتانیاهو توپ را به زمین ایران انداخته است و مدام می‌گوید اسرائیل برای پاسخ دادن به هرگونه حمله پیش‌دستانه ایران آمادگی دارد. نکته دیگر اینکه نتانیاهو پیش‌تر گفته بود اسرائیل پیش از انتخابات اکتبر ۲۰۲۶ قصد حمله ندارد اما تجربه نشان داده است که نباید به اظهارات مقام‌های اسرائیلی و آمریکایی اعتماد کرد. در موارد متعددی، عملکرد این دو طرف دقیقاً برخلاف اظهاراتشان بوده است. اگر آمریکا حمله هوایی علیه ایران انجام دهد، مشارکت یا عدم مشارکت اسرائیل در این حمله می‌تواند شرایط را تغییر دهد. اگر آمریکا صرفا به تأسیسات کوه کلنگ حمله کند و زیرساخت‌های دیگر را هدف قرار ندهد، احتمال حمله ایران به اسرائیل کاهش می‌یابد.

 

‌ترامپ گفته است نیروی زمینی وارد نمی‌کنیم. آیا آمریکا از نیروهای تجزیه‌طلب خارج از مرزهای ایران هم استفاده نخواهد کرد؟

آمریکا پنج نیروی مسلح دارد که یکی از آن‌ها نیروی تفنگداران دریایی است. این نیرو در حدود ۱۵۰ سال اخیر مسئولیت مستقیم بسیاری از عملیات‌های نظامی آمریکا را بر عهده داشته است. تفنگداران دریایی نیروهایی متحرک هستند که می‌توانند با استفاده از ناوهای آبی‌ـ‌خاکی جابه‌جا شوند؛ برای مثال، برخی از این ناوها ظرفیت انتقال حدود ۲۵۰۰ نیروی نظامی را دارند. مأموریت این نیروها می‌تواند اجرای عملیات آبی‌ـ‌خاکی باشد؛ یعنی انتقال نیرو از دریا به ساحل و پیشروی در مناطق ساحلی. اگر آمریکا بخواهد از این نیروها استفاده کند، ممکن است تصرف برخی از جزایر ایران یا مناطق مجاور تنگه هرمز، از جمله بخش‌هایی از استان هرمزگان، را در دستور کار قرار دهد تا بتواند بر این مناطق تسلط زمینی پیدا کند. بااین‌حال، احتمال اجرای چنین عملیاتی پایین است.

 

در مقابل، استفاده از ارتش آمریکا برای اجرای یک عملیات زمینی گسترده با هدف پیشروی تا تهران، توجیه عملیاتی روشنی ندارد. اساسا این پرسش مطرح است که آمریکا چگونه و از کدام مسیر می‌تواند چند ده هزار نیروی نظامی را وارد ایران کند و آنها را تا تهران پیش ببرد. چنین عملیاتی واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد. از طرفی اما این احتمال وجود دارد که آمریکا و اسرائیل حمایت گسترده‌ای از گروه‌های تجزیه‌طلب مستقر در خارج از مرزهای شرقی و غربی ایران انجام دهند و پشتیبانی لجستیکی و عملیاتی از آنها را بر عهده بگیرند. در چنین سناریویی، ممکن است هم‌زمان با حملات هوایی آمریکا و اسرائیل، این گروه‌ها نیز وارد خاک ایران شوند.

 

در یک ماه اخیر، در سیستان‌وبلوچستان شاهد وقوع عملیات تروریستی بوده‌ایم و به نظر می‌رسد امارات پشت این تحرکات قرار داشته باشد. واقعیت دیگری را نیز نمی‌توان نادیده گرفت. در شرایطی که تورم، نرخ دلار و قیمت کالاها به سطوح بسیار بالایی رسیده و فشار اقتصادی شدیدی بر مردم وارد می‌شود، احتمال افزایش نارضایتی‌های اجتماعی وجود دارد. در چنین وضعیتی، ممکن است از یک جرقه برای تحریک این نارضایتی‌ها و تبدیل آن‌ها به اعتراضات گسترده استفاده شود.

 

می‌توان شرایط را به انبار کاهی تشبیه کرد که خشک شده، زیر آفتاب قرار گرفته و آماده است تا با کوچک‌ترین جرقه آتش بگیرد. این وضعیت تا حدی درباره شرایط ایران نیز صدق می‌کند. بااین‌حال، در جریان جنگ چهل‌روزه شاهد حضور مردم در خیابان‌ها بودیم و این مسئله باعث شد زمینه‌های شکل‌گیری شورش‌های خیابانی کاهش یابد. این حضور خیابانی همچنان ادامه دارد. مردم ایران، فارغ از اینکه به نظام جمهوری اسلامی باور داشته باشند یا نداشته باشند، در یک نقطه اشتراک دارند و آن، مخالفت با هرگونه تجاوز خارجی است؛ البته به‌استثنای اندکی وطن‌فروشان خارج از کشور و برخی افراد در داخل.

 

‌آمریکا نشان داده است در میانه مذاکرات هم می‌تواند حمله کند. در پایان بفرمایید که آیا ممکن است همه این ادعاهای ترامپ در ادامه مسیر طور دیگری رقم بخورد؟

بله، همین‌طور است و نگرانی اصلی استفاده ترامپ از عملیات فریب است. نباید اجازه داد این فریب ما را به وضعیتی مشابه دو جنگ اخیر بکشاند. آمریکا و اسرائیل هفته‌ها و حتی ماه‌ها پیش از آغاز حملات گسترده به ایران، در حال برنامه‌ریزی برای این عملیات بودند اما هم‌زمان چنین وانمود می‌کردند که در حال مذاکره با ایران هستند. پیش از جنگ چهل‌روزه نیز ایران و آمریکا به‌طور مستقیم مذاکره می‌کردند و قرار بود مذاکرات فنی دو کشور در ۱۱ اسفند برگزار شود؛ اما در ۹ اسفند حمله صورت گرفت. نباید تصور کنیم همه آن چیزی که از سوی مقامات آمریکایی گفته می‌شود، دقیقا به مرحله اجرا در می‌آید و باید حواسمان به عملیات فریب آمریکایی‌ها باشد.

 

کدخبر: ۶۰۱۷۰۹۱۹
تاریخ خبر:
ارسال نظر