استعفایی به مثابه فدیه سیاسی

رنجبران یکی از چهرههای جداشده از صداوسیما در دوران جدید بود
هفت صبح، امیر آرام| محمدحسین رنجبران، مشاور رسانهای سابق وزیر امور خارجه، با استعفای خود از این سمت، جایگاه مدیریتی را ترک کرد و توجه رسانهای و سیاسی بسیاری را معطوف خود ساخت. استعفایی که بسیاری آن را فدیهای سیاسی برای کاهش فشارها بر وزیر امور خارجه میدانند و نشاندهنده پیچیدگی روابط رسانه و قدرت در ساختار سیاسی کشور است.
رنجبران که یکی از چهرههای جداشده از صداوسیما در دوران جدید بود، بهعنوان یکی از نمادهای رسانهایگری ادوار قبلی رسانه ملی شناخته میشود. او هم در دوران حضورش در تلویزیون با برنامههایی مثل دستخط توانسته بود با تولیدات پربیننده و گفتوگوهای جذاب، هم مخاطب را جذب کند و هم زمینههای چالشساز برای جریانهای بسته و محافظهکار ایجاد کند.
پس از دوران حضور در رسانه ملی نیز با برنامههایی مانند حضور و سینرژی، مسیر قبل را این بار با مخاطبان بیشتر در فضای مجازی و پلتفرمها در پیش گرفت اما در نهایت فشارهای متمرکز بر وزیر خارجه و حواشی رسانهای پیرامون او، استعفای رنجبران را رقم زد و نشان داد که مسیر خلاقیت و تعامل رسانهای گاهی هزینههای سیاسی غیرمستقیم به همراه دارد.
این استعفا اما بهانه شد تا با مروری بر سالهای اخیر، مشخص شود خروجیهای صداوسیما با افت کیفیت برنامهها، کاهش جذابیت برای مخاطب و کنترل شدید محتوا، بخش بزرگی از مخاطبان خود را از دست دادهاند. این روند باعث شده تا بسیاری از برنامههای مستقل و پربیننده در فضای مجازی و رسانههای مستقل جایگزین شوند و خلاقیت و تعامل مستقیم با مخاطب بیش از گذشته ارزش پیدا کند. در چنین فضایی، حضور و فعالیتهای رسانهای افرادی مانند رنجبران، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است و نشان میدهد که سرمایه انسانی خلاق میتواند اثرگذاری واقعی بر فضای رسانهای کشور داشته باشد.
وضعیت سرمایههای رسانهای و خروجیهای صدا و سیما
در سالهای اخیر، برنامههای محدود و رسمی صداوسیما مخاطبان جوان را به سمت شبکههای اجتماعی و رسانههای مستقل هدایت کردهاند، جایی که محتوای متنوع، جذاب و گفتوگو محور تولید میشود. این روند باعث شده تا برنامههای مستقل و چهرههای رسانهای خلاق، جایگاه خود را در فضای رسانهای کشور تثبیت کنند و ضعفهای عملکرد صداوسیما برجستهتر شود.
رضا رشیدپور با سبک گفتوگو محور و نقدآمیز خود، سالها توانست مخاطب جوان و علاقهمند به محتوای واقعی را به صداوسیما جذب کند. حضور او در شبکههای مستقل و فضای مجازی نشان داد که جذب مخاطب با محتوا و خلاقیت ممکن است، اما سازمان نتوانست از این سرمایه به نحو موثر استفاده کند.
علی ضیا با توانایی در ارتباط مستقیم با مخاطب و مدیریت برنامههای متنوع و پرمخاطب، یکی دیگر از چهرههایی بود که جدایی او، یک خلأ بزرگ در بخش سرگرمی و گفتوگو محور ایجاد کرد. برنامههای او امروز در رسانههای مستقل و شبکههای اجتماعی محبوبیت بالایی دارند و نشان میدهند که مدیریت بسته صداوسیما نمیتواند خلاقیت و جذابیت را جایگزین کند.
احسان علیخانی و رامبد جوان دو چهره از نمونههای دیگر سرمایههای انسانی صداوسیما هستند که با جدایی خود، بخشی از مخاطبان را به فضای مجازی و رسانههای مستقل هدایت کردند. حضور علیخانی و جوان در برنامههای مستقل، تأکیدی است بر این نکته که سرمایه انسانی و خلاقیت رسانهای، ارزشمندترین دارایی یک سازمان است که نمیتوان آن را با محدودیت و کنترل جایگزین کرد.
رنجبران؛ از برنامههای مستقل تا فدیه سیاسی
محمدحسین رنجبران پیشینه طولانی در مدیریت رسانهای دارد و در دوران فعالیتش در صداوسیما، برنامه دستخط را هدایت میکرد؛ برنامهای که با گفتوگوهای جذاب، معتدل و منطقی توانست مخاطب را جذب کند و نمونهای از سبک رسانهای موفق در آن دوره باشد. پس از ترک رسانه ملی، او با برنامههایی مانند «سینرژی» و «حضور» توانست مسیر تعامل مستقیم با مخاطب و گفتوگوهای چالشی و پربیننده را ادامه دهد و نشان دهد که تنوع محتوا و خلاقیت هنوز میتواند اثرگذار باشد.
استعفای رنجبران بیش از آنکه تصمیمی صرفا شخصی باشد، یک اقدام پیشگیرانه و سیاسی برای محافظت از وزیر امور خارجه در برابر فشارهای داخلی و جناحی بود. فشارهایی که از سوی جبلی و جریان حاکم بر صداوسیما و همچنین تندروهای اصولگرا و جریان جلیلی وارد شد، رنجبران را وادار به ترک سمتش کرد. استعفا، به نوعی فدیه سیاسی بود تا وزیر بتواند با آرامش بیشتری به مدیریت بحرانها ادامه دهد، اما همزمان نشاندهنده اهمیت سرمایههای انسانی و رسانهای در فضای امروز کشور است.
استعفای رنجبران، نمونهای از تلاقی رسانه، سیاست و جناحبندی است. او نه تنها نماد رسانهایگری دوره قبل بود، بلکه نشان داد که چگونه جریانهای بسته و محافظهکار میتوانند با فشارهای سیاسی و رسانهای، سرمایههای خلاق را کنار بزنند. این اتفاق همچنین تلنگری است برای صداوسیما: راه موفقیت در دنیای امروز رسانهای، جذب مخاطب، خلاقیت و تعامل واقعی با جامعه است، نه محدود کردن سرمایههای انسانی و تمرکز صرف بر کنترل محتوا. رنجبران و همنسلان او ثابت کردند که مخاطب امروز به دنبال محتوا و تجربه زنده و پویاست، نه روایتهای یکطرفه و محافظهکارانه.